The first 200 lines.
منسيوس؟
مال توئه؟
بله
دزدي که خوندن بلده؟
نکنه محقق کنفسيوسي هستي؟
من فقط يه آدم به دردنخورم
.که دروغ ياد مي گيره و ياد مردُم ميده
.بريم
.پوون
.من به عنوان فرمانده پشتيباني اينجا اومدم، ژنرال
.لطفا بلند شو
.کار چنداني ازم برنمياد اما با تمام توانم ازتون حمايت ميکنم
.همينکه اومدي برام کافيه.خوشحالم که ميبينمت
=اردوگاه دشمن در اينووليوک=-
فرمانده نيروهاي پشتيباني
...لي سونگيِ معروفه
اجازه ندين که سربازاتون مايوس بشن! فهميديد؟
.لي سونگي...کَلَکِت کَنده ست
.استراتژي آکيباچو نيائويونژيژِن ـه
نيائويونژيژِن؟
خب اين يعني چي؟
يعني که مدام در حال تغييره، مثلِ
پرنده ها که متفرق ميشن يا
.ابر ها که متراکم ميشن
اينا رو توي کتاب چيني استراتژي جنگ .به نام "ليوتائو" نوشته شد
اين اسم به چيني، اشاره به اردو زدن در جايي داره که
پشتش کوه و چشمه ست
.يا چپ و راستش کوهه
،اگه ما از اينجا به مقرِ اصلي حمله کنيم
آکيباچو به سمت هوانگسان تغيير مسير ميده
.و از پشت به ما حمله ميکنه
.دراينصورت به کل شکست ميخوريم
بهتر نيست که اول ما هوانگسانُ اشغال کنيم؟
.اونا دارن ازش به عنوان يک پل دفاعي استفاده ميکنن
.کوه، ناهمواره و مسير، تنگ و باريک ـه
.در حال حاضر اونجا غير قابل نفوذه
.هر طرفي که جون سخت تر باشه، برنده ست
داري ميگي صبر کنيم تا اول اونا به ما حمله کنن؟
از قديم گفتن تو يه مهمونيِ بزرگ .چيز زيادي براي خوردن پيدا نميشه
.الان ناموون تو يه همچين موقعيتيه
فرمانده، يه پيام به لي سونگي بفرست
.و بهش بگو که حمله کنه
دشمن جاي بهتري چادر زده
هيچکدوم از چادرا .موقعيت بدي ندارن
.حتماً فکر همه جاشو کردن
براي همينه که ميگن .نبايد يه آدمو مشکوکُ فرستاد
،اينم ميگن که وقتي يکيو فرستادي
.ديگه نبايد بهش شک داشته باشي
.اون همش خودش باعث ايجاد شک ميشه
.ما يک لشکر بزرگ فرستاديم
چرا اون به دشمن مجال ميده؟
اين چيزي نيست که شوراي سلطنتي بخواد .دربارش تصميم بگيره
.ميخوام اينو به عهده ي لي سونگي بذارم
.صدراعظم
.همه تون بريد
.احتمالا لي سونگي يه چيزايي تو سرشه
.مراقب زنش باش
زنش توي گاگيونگ؟
.اون طراح نقشه هاي لي سونگي ـه
،اگه لي سونگي فکراي ديگه اي تو سرش باشه
.حتما اسناد ومدارکي ازش هست
.:.:(FY.1997)ترجمه و زيرنويس: فائزه:.:.
،حتي اگر هرروز به درگاه خدا دعا کنم
.بازم دل آشوبم
.حتماً عباداتم چيزي کم دارن
قلب بي پناهِ تو مدت ها پيش .به بودا پيوست
شوهرت دشمنُ نابود ميکنه و صحيح وسالم برميگرده
.پس، نگران نباش
اين چايِ نيلوفرِسفيد نيست؟
.دل پر آشوبتُ آروم مي کنه
.بخوريدش
.ممنونم
همينجا بمون، باشه؟
باشه
!هي، عوضيا
داري چيکار ميکني؟
.نزديکِ من نشو
خوبي؟
.من خوبم
.خوبم
!يانگجي
!اون داره فرار ميکنه! بگيريدش
.اون با اوناست
!فوراً دستگيرش کنيد
!بله، قربان
.وقتي آفتاب طلوع کرد بهشون حمله ميکنيم
.دشمن ـَم خسته شده
.بهتره فعلاً صبر کنيم
صبرکنيم؟ چقدر؟
.عوضي
.انقدر در مقابل دادرس گستاخي نکن
دشمنا درست جلو چشممون هستن .اون وقت ما همينطوري اينجا نشستيم
.ما اومديم اينجا که بجنگيم، ژنرال
.صبور بودن و منتظو موندن هم نوعي جنگيدنه
ژنرال
تعدادي از پناهنده ها به نگهبانا حمله کردن
.و فرار کردن
.ما يکيشونو گرفتيم
.طبق قانونِ نظامي، بايد اونا رو بکُشيد
يني اونقدر مهمه که بياي و به فرماندهاني که در حال بحث استراتژياي جنگ هستن، گزارش بدي؟
اون گفت که سرباز نيست، پس نبايد
.طبق قانونِ نظامي مجازات بشه
اون گفت که ميخواسته يه استراتژي جنگي .به دادرس بگه
..چه گستاخ
چه استراتژي اي؟
اون گفت وقتي مشغول به کارگري بوده .اردوگاه دشمنو بررسي کرده
،گفت که به نظر ميرسه ،استراتژي دشمن نيائويونژيژِن باشه
براي همين اگه .شتاب زده حمله کنيم، تو دردسر ميفتيم
اون ميدونه نيائويونژيژِن چيه؟
کي هست؟
فکر مي کنيد کي باشه؟
احتمالا يه جاسوسه که .از طرف آکيباچو فرستاده شده
.داره سعي ميکنه جونشو نجات بده
.همين الان ميکشمش
.نميشه با قطعيت گفت که اون يه جاسوسه
.نبايد يه آدم معمولي مثل اونو بُکشي
.شنيديد که سربازان مون صدمه ديدن
.الان زمان جنگه
حق با اونه
يه محقق کنفسيوسي
.بين پناهنده ها بود.حتما اونه
محقق کنفوسيوسي؟
.اون داشت منسيوس ميخوند
در حالِ دزديدن جيره ي غذايي ارتش دستگير شد
.و الانم ميخواست فرار کنه
چه خبر شده؟
منسيوس؟
.حتماً جاسوسِ آکيباچو هستي
من فقط يه آدم بدردنخورم که
.جيره ي غذايي رو دزديد تا گرسنه نمونه
چي؟
من نميخواستم فرار کنم
.پس آزادم کنيد
تو کي هستي؟
.بهت گفتم که يه آدمِ بدردنخور
!احمق، راستشو بگو
.سامبونگ
.پوون
.واقعا خودتي
.تو زنده اي
ميشناسيدش؟
.باورم نميشه
حالت چطوره؟
.سامبونگ
من بهت کتاب منسيوسُ دادم تا
.وقتي در تبعيد هستي بخوني
چقدر اذيت شدي
،اگه بهشون ميگفتي که محقق بودي
.به جرم دزدي جيره غذايي ارتش مجازات نميشدي
دروغ که نگفتن، راس گفتن
.ولي من وسايل يه دزدُ دزديدم
.پس دروغ نبوده
يه دزد؟
.اون جيره ي غذايي ارتشِ حکومتي بود
.به همين دليل گفتم از يه دزد دزديدم
.اين حرفاي مسخره رو نزن، سامبونگ
.متاسفم
حتماً خيلي برات سخت بوده
چيزي رو بگي که نميخواي
.ولي ديگه همه چيز تموم شده
تازماني که خارج از پايتخت بموني .آزاديِ تو تضمين شده ست
.ميتوني هرجايي به غير از گاگيونگ زندگي کني
تبعيدم تموم شد؟
همين جا بمون و وقتي که جنگ تموم شد
.همراه من بيا
.سرنوشت گوريو به اين جنگ بستگي داره
.بايد باهم ببينيم که چي ميشه
.بايد به ديدن ژنرال لي سونگي بري
.به لي سونگي فرمان حمله بده
.اون بايد در اين مورد تصميم بگيره
،با اينکه من فرمانده هستم .نميتونم همچين دستوري بدم
.اينطوري پيش بره، گوريو شکست ميخوره
چند ماهيه که نتونستيم
.حقوق مقاماتُ بپردازيم
ميدوني چقدر براي سربازان ناموون هزينه شده؟
هرچقدر هم که شرايط سخت باشه .نميتونيم در جنگ شتاب زده عمل کنيم
!از دشمن بدترـَم هست
.مقاماتي که حقوقشونو نگرفتن
اگه لي سونگي قصد جنگيدن داره ،و اهداف ديگه اي هم نداره
.الان وقت حمله ست
.فورا فرمان جنگ بده
.من اين کارو نمي کنم
پس ما هم ديگه مهمات جنگي
.به ناموون نميرسونيم
!صدراعظم
...اوه
!اه
سامبونگ جونگ دو جون؟
.اون 6 سال پيش تبعيد شد
.حکم آزادي ش در خارج از پايتخت تازه صادر شده .اون از دوستان نزديکمه
.تازه در استراتژي هاي جنگي هم مهارت زيادي داره
.ميخوام به شما معرفيش کنم
.بيارش
.بله،قربان
!سامبونگ
...سامبونگ
.دروازه رو باز کنيد
.دروازه رو باز کنيد
!اووه
مهمات جنگي نمي فرستن؟
No comments yet. Be the first to leave one.