The first 158 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
بیا حلش کنیم، داداش
مانجیرو سانو در برابر ایزانا کوروکاوا
یه مسابقه بین بهترینِ تومان و بهترین تنجیکو
از آینده اومدی هان؟
،به نظر کصشر میاد
ولی دیدم که همیشه ی خدا چه قدر درمونده ای
..دراکن
من بهت باور دارم
.مایکی و من دستای تو میشیم
کاری که براش اومدی رو انجام بده
چطوری ریکاوری کردی؟
!وای
عجب ضربه ای بود مایکی
،پسر عجب قدرتی حتی با اینحال که تعادل نداشت
.یه پرش و تعادلِ غریزی
تعجبی نداره بهت میگن شکست ناپذیر
ضربه مایکی رو متوقف کرد؟
...ایزانا کوروکاوا !این یارو واقعاً قویه
خوشم اومد
خیلی وقته اینقدر ورجه وورجه نکرده بودم
ولی میتونم حرکاتت رو پیش بینی کنم
.حتماً شوخیت گرفته
!امکان نداره
مایکی با یه ضربه ناک داون شد؟
!تا حالا ندیده بودم اینطوری شه
یه حس طبیعی فوق قوی برای مبارزه
این دقیقاً چیزیه که به ایزانا کوروکاوا کاریزما میده
من همه چیزو با قدرت خالص له کردم
،حالا که نقشه ام به گا رفته چاره ای ندارم
می کشمت
،با اینکه مایکی اینجاست
می بازیم؟
!امکان نداره
،همونطور که گفتم
!میتونم حرکاتت رو پیش بینی کنم
بذار یه چیزی ازت بپرسم
هان؟
چرا اما رو کشتی؟
چیزی باقی نمونده
چیزی باقی نمونده
شیر
!آره
.ایزانا
ها؟ یکی اومده دیدنت-
هان؟
.یحتمل مامانته
پس ایزانا تویی
آره
تو کی هستی؟
،من شینیچیرو سانو هستم
داداش بزرگت
هان؟
همیشه یه داداش بزرگتر می خواستم
اون یارویی که اومد دیدنم گفت داداش بزرگترمه
بیا
ها؟
میخوای بهمون بپیوندی؟
بزن بریم، کاکوچو
اوه خب
بزن بریم
عالیهه
حس خوبی داره نه؟ آره-
وقتی استرس داری بهترت میکنه
از تائیاکی خوشت میاد؟
معلومه
دورایاکی چی؟
آره
خوبه
..من... یه داداش بزرگتر دارم
...داداش
فکر کردی داری چه غلطی میکنی؟
جی؟ هی، وایسا
!برگرد اینجا ببینم
هان؟
!چه احمقانه ست
خوب گوش بده
،یه مشت به راحتی باز میشه
پس یه فندک توش نگه دار
و نشونه هم نگیرش
اینجا رو باید نشونه بگیری
اوه گرفتم
اینطوری درست در میاد
برات خوشحالم ایزانا هان؟-
یه داداش بزرگتر داری
وقتی داداشی نداری اما یهو ،یکی پیداش میشه
آدم خوشحال تر میشه، نه؟
آره
...گفتش که میخواد خواهرمم نشونم بده
میخوام همه چیز اینطوری باشن
درست مثل این
که همه اش مال خودم باشه
اون در مورد موتور بهم یاد داد
و اینکه چطوری مبارزه کنم
و اینکه چطوری یه لات باشم
در مورد فشن و مدل مو هم همینطور
و اینکه چطور لبخند بزنم
شینیچیرو همه چیزو یادم داد
برادر بزرگی که فقط مال خودم بود
کانون اصلاح و تربیتِ کانتوی جنوبی
!ایزانا
...خوش اومدی ...باید برم جایی-
عه؟
شینیچیرو
سام علیک. خیلی وقته ندیدمت ایزانا
بپر بالا
بریم یه چرخی بزنیم
ایده خوبیه
یه لحظه وایسا
سیشو، تو حواست به مغازه باشه
فکر نمیکردم هیچوقت که من ترکِ موتور بشینم ایزانا
بهتر شدم هان؟
کی از کانون دراومدی؟
شینیچیرو
بله؟
میذاری من رهبر بعدی اژدهای سیاه باشم؟
هان؟
،میدونم برات مهمه !واسه همین میخوام ازش محافظت کنم
حتما
اتفاقا خودم میخواستم بهت بگم
مرسی، ایزانا
رویای من این بود که اینو به داداشم بسپارم
میخوام اژدهای سیاه رو به تو بسپارم
بعدش به مانجیرو
چی؟
چی؟
...این یارو
داداش بزرگ من نیست؟
شینیچیرو دیگه برادر بزرگی نبود که تماماً مال من باشه
و بعدش زیردستت کشتش
داره در مورد کازوتورا صحبت میکنه
در نتیجه تصمیمم رو گرفتم
میخوام تیکه تیکه ات کنم و به شینیچیرو تبدیلت کنم
چی بلغور میکنه؟
پس زود باش و یه پوسته ی خالی شو
این دلیل واسه کشتن اما میشه؟
!تو همه چیزو از من دزدیدی مانجیرو
به خاطر همین
.میخوام بکشمت
هی، مانجیرو
ها؟
اگه یه داداش بزرگتر دیگه داشتی چی؟
یه داداش بزرگتر دیگه؟
هوم
چی شده مایکی؟
فقط همینو داشتی؟
!مایکی
بزرگترین سلاح مخفی مایکی ،ضربه سنگینشه
!ولی توسط ضربات سنگین ایزانا له شده
چت شده مایکی؟
حتماً به خاطر اماست
قدرت عادیشو نداره
مایکی داره تمام تلاششو میکنه
این صرفاً نشوندهنده گنده لات بودن ایزانا کوروکاواست
!عالیه
کی میدونست ایزانا اینقدر قویه؟
تنهایی، قدرتِ ایزاناست
،وقتی دوازده سالش بود چند نفر ریختن سرش
No comments yet. Be the first to leave one.