The Beauty

The Beauty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Beauty S01E10 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-03-07
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫- به نظر میرسی... ‫- دوازده ساله.

‫شبیه دوازده ساله‌ ها شدم.

‫اصلاً نمیدونستم همچین چیزی ممکنه.

‫که آدم انقدر عقب‌ گرد کنه. ‫بچه بشه.

‫من هنوز خودمم.

‫درست مثل وقتی که تو تغییر کردی.

‫از درون هنوز همون بودی.

‫آره، میدونم.

‫الان نباید اجازه بدیم احساساتی بشیم.

‫وقت نداریم با این حرف‌ ها ‫وقت‌مون رو تلف کنیم.

‫باید حرکت کنیم.

‫- کجا؟ ‫- برای متوقف کردنش. ‫نمیخوام به همین سادگی جا بزنم.

‫کوپر، به خودت نگاه کن.

‫قبل از اینکه حتی بتونی اسلحه‌ت رو بکشی، ‫پات به این شلوار لعنتیت گیر میکنه.

‫- بده‌ش به من. ‫- چی؟

‫اسلحه‌م رو. ‫یالا بریم.

‫اینطوری نمیمونم.

‫بالاخره یه روز بزرگ میشم.

‫مگه نه؟

‫خب، شاید این یه موهبت باشه، میدونی؟

‫شاید بتونی فقط بیخیال همه‌ چی بشی، ‫و زندگیت رو دوباره از صفر شروع کنی.

‫اون هم با تمام دانسته‌ هایی که الان داری.

‫این خودش یه موهبته، مگه نه؟

‫ـ تکیلا، لطفاً. خالص. ‫ـ روی چشم.

‫ـ دوست‌ پسرت پوشکش رو کثیف کرده؟ ‫ـ گور بابات.

‫متاسفم.

‫ـ واقعاً هستم. ‫ـ بفرمایید، خانم.

‫به نظرم همه‌ اینا توجیه‌ ناپذیر، ‫و به طرز لعنتی‌ ای...

‫وحشتناکه.

‫برای همین شوخی میکنم.

‫حالش چطوره؟

‫خسته‌ست و میخواست یکم دراز بکشه.

‫- اصلاً موی شرمگاهی نداره. ‫- اینطوری یه نگرانی کمتر داریم.

‫منم ندارم.

‫- نمیشه سرزنشش کرد. ‫- این کثافت که قرار نیست دائمی باشه، مگه نه؟

‫انقدر این سوال های مزخرف رو از من نپرس. ‫من از کجا باید بدونم آخه؟

‫آروم باش. آروم باش. ‫باید نقشه بکشیم.

‫هنوزم میخوایم انجامش بدیم؟

‫آره لعنتی، معلومه که میخوایم.

‫فقط باید خودمون رو ‫جمع‌ و جور کنیم و راه بیفتیم.

‫باشه.

‫پس اون نقشه کوفتی چیه؟

‫من میگم به دایانا زنگ بزنیم. ‫آمار محلش رو در بیاریم.

‫از اون و زنش که ظاهراً ازش متنفره، ‫برای نفوذ و دسترسی استفاده کنیم.

‫بعدش هم شاهرگ لعنتیش رو می‌بُریم.

‫تمومش کنیم. جلوی بلایی که سر ما اومد رو بگیریم، ‫و حالا هم «کوپ»...

‫که بدترین بازیِ روزگار نصیبش شده. ‫نظرت چیه؟

‫آره، پایه‌م.

‫خدایا، عاشق وقتی ام که ‫یه نقشه درست از آب در میاد.

‫چاقی و دیابت پیشرفته، ‫زندگیم رو تهدید میکردن...

‫و همینطور پاهام رو.

‫بهم گفته بودن که در آینده ‫قطع عضو در انتظارمه.

‫دارم به بهترین شکل زندگی میکنم.

‫بعد از یه عمر زندگی ‫پر از داروهای ضد‌ افسردگی...

‫نه.

‫پلیس شدم تا کمکم کنه باهاش کنار بیام...

‫هی، فکر میکردم این کوفتی ‫تا فردا پخش نمیشه.

‫توسط ژن‌ های خانوادگیم طلسم‌ شده.

‫تا الان.

‫این چیه؟

‫خیلی دیر رسیدیم.

‫این یه شوخیه؟ ‫این دیوونه‌ کننده‌ست.

‫نیازی به مشورت با پزشک نیست. ‫تقویت‌ کننده‌ های پروتکتور برای همه تایید شدن.

‫برای تمیز کردنِ کیسه‌ لزجتون کمک میخواید؟

‫یا یه صدای آرام‌ بخش که موقع اون ‫عرق کردن‌ های زیبا همراهی‌تون کنه؟

‫به وب‌ سایت «د بیوتی» سر بزنید ‫تا بسته‌ مناسب خودتون رو پیدا کنید.

‫- نکن، این کار رو نکن. ‫- بس کن. طوری نیست. خدای من.

‫بهم گفتی یه هفته‌ دیگه ‫وقت لازم داره تا خوب بشه.

‫باید این بینی لعنتیِ جدیدم رو ببینم.

‫اگه میخوای انقدر روی مخ باشی، ‫برو بیرون.

‫وای، خدای من! ‫نمیتونم.

‫آخ، آخ، ‫آخ، آخ.

‫- درد داره؟ ‫- آره، بدجوری درد میکنه.

چه مرگته؟

‫حالت خوبه؟

‫این رو نگاه کن.

‫- عالی به نظر میاد. ‫- این اصلاً شبیه کندال جنر نیست.

‫من به اون قصاب لعنتی حدود ۵۰ تا ‫عکس کلاسیک از کندال نشون دادم، و این...

‫این چیزیه که بهترینِ «مانت‌ کلیر» در ازای ‫هفت هزار دلارِ وامونده تحویل داده؟

‫میدونی چند تا تابستون ‫براش پول پس‌ انداز کردم؟

‫با این همه ورم و کبودی اصلاً ‫چطوری میتونی تشخیص بدی؟

‫یادته کلاس دوم، ‫استخون ترقوه‌م شکست.

‫هر دومون فکر میکردیم قراره ‫تا آخر عمر کج و کوله بمونم.

‫خبر جدید : نشدم.

‫- بس کن. ‫- چرا؟ همین الانش هم داغون شده.

‫نه قوسی.

‫نه نوکی.

‫- فقط قیافه‌ بابای لعنتیم رو می‌بینم. ‫- روثی...

‫هیچکس نمیخواد با دختری که صورتش ‫مثل یه پیمانکارِ ساختمونیه لب بگیره.

‫- آروم باش، داری بدترش میکنی. ‫- داره تیر میکشه.

‫ببین، من دیوونه نیستم.

‫من خیلی خیلی وقت پیش بیخیالِ ‫رویاهای روی جلد مجله «وُگ» شدم.

‫ولی، خب...

‫همه‌ اینا بخشی از یه نقشه بود.

‫من فقط به یه دلیلی برای دانشگاه‌ های ‫خارج از ایالت درخواست دادم.

‫نمیتونم مرحله‌ بعدی زندگیم رو همون روتیِ ‫تام‌بویِ غمگین با یه دماغ گنده‌ لعنتی باشم.

‫باید نسخه‌ جدیدی از خودم رو رو کنم.

‫یک مَنِ زیبا.

‫منم همین حس رو دارم.

‫میدونی چقدر برام پیدا کردنِ شلوار جینی...

‫که باسنم رو خوش‌ فرم نشون بده، ‫و چربی‌ های اضافه‌م رو بپوشونه سخته؟

‫اوهوم.

‫ولی تو فراتر از دماغتی.

‫تو فوق‌ العاده‌ ای، و تحت هر شرایطی ‫کارهای فوق‌ العاده‌ ای انجام میدی.

‫تو زیبایی.

‫فهمیدی؟

‫اوه.

‫لعنتی. اوه. ‫یه لحظه.

‫خدای من.

‫چاقی و دیابت پیشرفته ‫زندگیم رو تهدید میکردن...

‫و همینطور پاهام رو...

‫به وبسایت «زیبایی» سر بزنید ‫تا بسته‌ مناسب خودتون رو پیدا کنید.

‫قطع عضو در آینده‌ من بود.

‫ولی حالا به لطف «زیبایی»، ‫دیگه اینطور نیست...

‫مدت‌ ها پیش، مجبور شدیم ‫بهترین نسخه‌ خودمون رو رها کنیم.

‫بعد از یک عمر زندگی با داروهای ضد‌ افسردگی، ‫و درمانگرهای مزخرف...

‫نفرین‌ شده توسط ژن‌ های خانوادگیم.

‫برای تمیز کردن کیسه‌ لزج‌تون ‫به کمک نیاز دارید...

‫تزریق کنید و همین امروز ‫حس فوق‌ العاده‌ ای داشته باشید.

‫پیری، بیماری، ‫بدون خانه‌ سالمندان.

‫حتی اسم خودم رو هم به یاد نمیارم...

‫بدون نیاز به مشورت با پزشک.

‫تزریق کنید و همین امروز ‫حس فوق‌ العاده‌ ای داشته باشید.

‫هی، سلیطه.

‫آره، خودِ تو. ‫من رو یادت میاد؟

‫میدونم. ‫من آمپول رو زدم.

‫درسته.

‫و حالا سینه و باسنِ بهتری دارم، و مارک وایلر هم ‫دست از لایک کردنِ پست‌ هام برنمیداره.

‫اصلاً امکان نداره.

‫دعوا! ‫دعوا!

‫از منظره لذت ببر، هرزه!

‫به خودت نگاه کن! ‫به من نگاه کن!

‫من بردم!

‫همتون رو میکشم!

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫تینا کَسِل بدجوری دهن ‫کالی هنیگان رو سرویس کرد.

‫همون تینایِ تخته‌ صاف ‫با اون سوتینِ بچگونه‌ش؟

‫اون آمپول رو زده.

‫اون «زیبایی» رو زده.

‫چی؟

‫اون خیره‌ کننده شده.

‫آره.

‫و به اون ضلع، وتر میگن.

‫برای پیدا کردنش، از یه فرمول ساده و کوتاه ‫استفاده کنید به اسم... قضیه فیثاغورس...

‫که البته، ‫همونطور که روی تخته می‌بینید...

‫آ به توان ۲، به‌اضافه‌ ب به توان ۲، ‫مساوی با سی به توان ۲ هست.

‫پرستار رو به اتاق ۲۱۶ بفرستید. ‫همین حالا.

‫نگهش دارید تا به سرش آسیبی نرسه. ‫این حمله‌ صرعه.

‫پاهاش رو بگیرید.

‫اون یه چیزی مصرف کرده. ‫چی مصرف کرده؟

‫- جو، اون یه چیزی مصرف کرده. چی مصرف کرده؟ ‫- هیچی. قسم میخورم.

‫اگه بهم نگی نمیتونیم بهش کمک کنیم. ‫تو بهترین دوستشی.

‫بهم گفت که امروز صبح تزریق کرده.

‫این همون «زیبایی»ـه؟

‫با وجود دگرگونی تکون‌ دهنده‌ش...

‫رئیس‌ جمهور میگه ‫این بهترین حالیه که تا به حال داشته.

‫اون این رو آب حیات داروییِ جدید، ‫و یه معجزه علمی مدرن توصیف کرد.

‫اون در راه رفتن به سمت «مارین وان»،

‫اعلام کرد که اونقدر احساس ‫و ظاهر جوونی داره که، نقل‌ قول...

‫«در کنار شرکت در انتخابات برای دوره سوم، ‫برای دوره‌ های چهارم و پنجم هم نامزد میشم»

‫پایان نقل‌ قول.

‫بایرون فورست یه نابغه‌ست...

‫مشتاقم که مدال آزادی رو ‫به گردنش آویزون کنم...

‫اون کوفتی واقعاً همه‌ جا هست.

‫وقتی هفته آینده در کاخ سفید باشه.

‫پیش از عزیمت به سفر برای کنفرانس ناتو...

‫رئیس‌ جمهور فاش کرد که این دارو ‫به تمام اعضای کابینه‌ش داده شده...

‫و راه رو برای صدور مجوز ‫استفاده اضطراری هموار کرد.

‫با حمایت فدرال بیشتر، تأییدیه کامل ‫سازمان غذا و دارو بلافاصله اجرایی میشه...

‫آه. هر کوفتی که هست.

‫در حالی که سوالات درباره ‫ماهیت آزمایش‌ های بالینی اون باقیه.

‫خب...

‫حداقل رئیس‌ جمهور دیگه شبیه ‫یه پیرمرد هشتاد ساله نیست.

‫خیلی ممنون، آنجلا.

‫این خبری بود که ‫دقایقی پیش از کاخ سفید رسید.

‫بعد از میان‌ برنامه، ‫با خبرهای بیشتری در خدمت‌تون هستیم.

‫باید باهاش حرف بزنیم.

‫دعوا! ‫دعوا!

‫دارم به بهترین شکل زندگی میکنم.

‫خب بچه‌ ها، انجامش دادم. ‫تموم شد.

‫تزریق «زیبایی» رو انجام دادم...

‫توی غرفه موقتیِ خیابون کریستوفر، ‫یک ساعت پیش. آره.

‫و آره، بدون نوبت رفتم.

‫آره، اسپانسر داشتم، ‫ولی یکم میترسیدم، و فقط...

‫دل رو زدم به دریا.

‫و خبر داغ اینه که، ‫اصلاً درد نداشت.

‫و همه توی اون غرفه ‫خیلی مهربون و خوش‌ برخورد بودن.

‫و درست همونطور که اون پرستار مهربون گفت، ‫دارم کم‌ کم تب میکنم.

‫ولی ظاهراً این کاملاً طبیعیه.

‫وای، خدای من، ‫خیلی هیجان‌ زده‌م!

‫دنبال کنید و لایک کنید، ‫و قسمت دوم رو برای دیدن نتایج تماشا کنید.

‫برای رونمایی بزرگ به کلیک کردن ادامه بدید.

‫ممم.

‫بچه‌ ها.

‫خب، همین الان توی آینه نگاه کردم، ‫و واقعاً الان سیکس‌ پک دارم؟

‫و خط فکم واقعاً انقدر خوش‌ فرم شده؟

‫و بالاخره میتونم توی این مایوی ‫اسبیدوی کوفتیِ شربتی‌ رنگ جا بشم؟

‫این واقعیه؟

‫وای، خدای من.

More Farsi Persian subtitles for The Beauty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left