The first 200 lines.
بدین وسیله شما رو به جرم جنایت علیه خط زمانی مقدس بازداشت میکنم.
اتهامتون رو قبول دارین یا نه؟
خیلی وقت پیش، زمانبانان عالم مطلق پدیدار شدن...
و خط زمانی مقدس رو ایجاد و تنظیم کردن.
گاهی اوقات امثال تو از مسیرشون منحرف میشن.
چنین مواردی رو دگرگونه خطاب میکنیم.
راستی، بنده مأمور موبیوس هستم.
- چند وقته اینجایی؟ - نمیدونم.
تشخیصش دشواره. گذر زمان تو تیویای متفاوته.
نمیتونم برگردم، مگه نه؟
نمیتونم بهت پیشنهاد رهایی بدم، ولی شاید بتونم پیشنهاد بهتری بهت بدم.
چند وقته که دگرگونهای فراری داره دقیقهبانانمون رو میکشه.
دگرگونهای که دنبالشیم خودتی.
- اعتماد به این شخص فکر خوبی نیست. - از پسش برمیام.
زمانبانان خلقت نکردن.
تو رو از خط زمانی ربوده بودن!
جنابعالی به تیویای خیانت کردی.
خودت که وارد تالار زمانبانان شده بودی.
- واقعی نبودن. - واسه چی خیال کردی...
- چیزی عوض شده؟ - با این اوصاف، همهچی عوض میشه.
اینجا لامنتیس یا دنیای باطله.
تکتک قدمهایی که واسه رسیدن به اینجا برداشتین،
در مسیر مد نظر بنده بود.
اگه من رو بکشین و همه این چیزها رو نابود کنین،
فقط با یه فرد شیطانصفت طرف نمیشین،
با بینهایت افراد شیطانصفت طرف میشین.
یا میتونین خودتون جام رو بگیرین و وقتی برگشتین، رئیس تیویای بشین.
- اگه راست بگه چی؟ - طرف دروغگوئه لوکی.
به زودی میبینمت.
یکی داره حمله میکنه.
نسخههای بیشمار و متفاوتی از شخص خیلی خطرناکی رو میگم.
همهشون هم دنبال جنگن. باید آماده بشیم.
آروم باش. کارمند کدوم بخشی؟
- چی؟ منظورت چیه؟ - کی هستی؟ اسمت چیه؟
زود باشین مأمور اعزام کنین. بیاین بخش بایگانی.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
همونجا وایستا ببینم دگرگونه!
جریان چیه؟
موبیوس، منم.
من نمیشناسمت.
آهای!
« مترجمان: کیارش نعمت گرگانی و علیرضا نورزاده » ::. در تلگرام realKiarashNg@ و MrLightborn11@ .::
خونسرد بوده و آرامشتون رو حفظ کنین.
چیزیم نیست. چیزیم نیست.
صبحتون به خیر!
چیزیش نمیشه.
مزاحم سطح پنج شناسایی شد.
با پرش تو یکی از ماشینهای پستی به یکی از طبقات پایینتر رسید.
سلام کیسی.
ما همدیگه رو میشناسیم؟
کیسی، کمکم کن. خواهش میکنم بگو میدونی جریان از چه قراره.
من رو به خاطر داری؟
پیداش کردم. مزاحمه رو پیدا کردم.
مزاحمه رو پیدا کردم!
سلام لوکی.
چی؟
تو که همین یه ثانیه پیش من رو نمیشناختی.
کیسی. کیسی.
کیسی، اتفاق وحشتناکی در جریانه.
دارم رونده میشم...
وایستا ببینم، نه.
اون از اول همونجا بود؟
ترکه رو میگی؟ من که یادم نمیاد نبوده باشه.
به گذشته رفته بودم.
موبیوس کجاست؟ بی۱۵ کجاست؟
اِم، احتمالا...
تو بخش زمانی سه باشن، اینه که...
لوکی؟
«لوکی» «فصل دوم، قسمت یکم»
حالا چی میشه؟
حالا انشعابات زمانی همینطور ادامه پیدا میکنن...
و ساز و کار واقعی اینجا رو به بقیه میگیم.
خب، به نظرت بقیه آمادگی شنیدنش رو دارن؟
بقیه تو خط زمانی زندگی خودشون رو دارن موبیوس.
آره، خودم میدونم.
باید فرصت تجربه زندگیشون رو داشته باشن.
کمی فکر کن.
بهشون بگیم بچهها، کل کارهاتون اشتباه بوده و کل خدایانتون مردهان.
ملت چه واکنشی نشون میدن؟
باید امتحان کنیم.
سلام موبیوس، لوکی همین الان اومده بود اینجا و باهات کار داشت.
لوکی اینجاست؟
- بود، ولی بعدش ناپدید شد. - متوجه نمیشم.
جلوی چشمم ناپدید شد.
انگار داشت درد میکشید.
شاید دقیقه خانم بتونه پیداش کنه.
همین الان دیدیش؟
درسته.
دقیقه خانم؟ کار نمیکنه.
سلام، من سوالی دارم.
کمکی از دستم برمیاد اکس۵؟
زیاد این پایین آفتابی نمیشی.
سوالم راجع به اینه. این هم تو خط زمانی مقدسه؟
آخه انگار خیلی حال میده.
جتاسکی دارن، سواری میکنن.
دلت براشون غنج نمیزنه موبیوس؟
خب، غنج رو نمیدونم،
شاید کمی هوس کرده باشم.
انگار دارن میگن: «موبیوس! بیا یه دوری باهامون بزن.»
خیلی بامزه است که همه خیال میکنن...
اسم این وسایل آبی جتاسکیه،
ولی در واقع اسم یکی از برندهاشه، عین کلینکس میمونه که موندگار شده.
موبیوس، برام مهم نیست.
پس واسه چی پرسیدی؟
حالا که رناسلیر گم شده، شورای قضات جدیدی تشکیل دادن.
خلاصه، ارتشبد داکس و قاضی گمبل...
تو اتاق جنگ باهاتون کار دارن.
یعنی چیکارتون دارن؟
با موبیوس کار دارم. کجاست؟
تو اتاق جنگه.
یعنی الان دیگه باید به شورای قضات جواب پس بدیم؟
خیلیخب، احتمالا شایعات به گوششون رسیده...
موبـ...
چیه؟
چیزی نیست. بیا آروم آروم بهشون بگیم.
- راستش رو بهشون میگیم دیگه. - موافقم، ولی یهویی نگیم.
- چی بود؟ - نمیدونم.
موبیوس، صرفا داشتم انجام وظیفه میکردم.
هرس کردنم رو میگی دیگه.
باشه، خب، لابد مأمور بودی و معذور دیگه.
راستش، خود رناسلیر باید ازم عذرخواهی کنه.
جو داخل چطوره؟
همهتون دگرگونهاین!
کل کارکنان تیویای دگرگونهان.
زمانبانان خلقتون نکردن. شما رو از خط زمانی ربودن...
و حافظهتون رو پاک کردن.
با افسون کردنتون به خاطراتتون دسترسی پیدا میکنه.
یعنی قبل از این جریانات، گذشتهای داشتین،
شاید خانوادهای هم داشته بوده باشین، زندگی خودتون رو داشتین.
انشعابات زمانی فرعی دارن ادامه مییابن. خیلی از خط قرمزمون رد شدن.
ولی شما دستور توقف هرس زمانی رو صادر کردین.
کافیه یه لحظه فرصت بدین تا توضیح بدیم.
پشت میکروفون صحبت کن شکارچی.
طبق قوانین عمل کرده و همهچی رو ثبت میکنیم.
کافیه یه لحظه فرصت بدین تا توضیح بدیم.
توضیح منطقی ارائه بدین.
خیلی شگفتانگیزی.
رهبری در کنار تو مایه افتخارمه.
تو تغییری در این جنگ اعمال کردی.
ممنونم که طرف من رو گرفتی.
از طرف خودمون...
و کل زمان ازت ممنونم.
همیشه طرف خودتم.
راوونا رناسلیر، خیلی شگفتانگیزی.
رهبری در کنار تو مایه افتخارمه.
خب، به فرمان کی تصمیم گرفتین هرس انشعابات رو متوقف کنین؟
فرصت نداشتیم رویه مناسب رو در پیش بگیریم.
مگه متوجه نیستین؟ همهمون دگرگونهایم!
دی۹۰ شهادت داده بود...
به خط زمانی رفته و دگرگونه رناسلیر رو دیده.
شهادتش قطعا حرف بی۱۵ رو تأیید میکنه.
درسته.
رناسلیر زندگی خودش رو تو خط زمانی داشته.
- حرفهات رو ثبت کن ۱۵. - گور بابای ثبت وقایع.
تو هم زندگی خودت رو تو خط زمانی داشتی.
تو هم داشتی.
من هم داشتم.
ببینین، ما نگرانیتون رو درک میکنیم، آخه خودمون هم نگران بودیم؛
ولی بیاین قبول کنیم خط زمانی داره منشعب میشه.
آسمون به زمین نیومده، ما هم...
کدوم آسمون مد نظرته؟
این سر رباتی روی میز رو نمیبینی؟
آسمون داره به زمین میاد موبیوس. اینجوری همهچی عوض میشه.
هیچی عوض نمیشه.
نمیذاریم خط زمانی منشعب بشه. متأسفم شکارچی.
آخه اگه ازش محافظت نکنیم، پیشنهاد میکنین چیکار کنیم؟
محافظت کنیم؟ خیال میکنین تا حالا مشغول محافظت بودیم؟
احترامتون واجبه خانم،
ولی ما مشغول محافظت نبودیم، مشغول نابودی بودیم.
کلی آدم تو اون انشعابات زندگی خودشون رو دارن،
ولی ما با هر بار هرس کردنمون،
- مرتکب قساوت شدیم. - قساوت؟
- آره. - حواست به لحنت باشه.
هر اسمی میخواین روش بذارین، ولی باید یه لحظه فکر کنیم تا درکمون...
- یه لحظه هم فرصت نداریم. - نظرت رو فهمیدیم.
یعنی الان دیگه فرصت پیش گرفتن رویه مناسبمون رو نداریم؟
نظر تو رو هم فهمیدیم شکارچی.
من کل عمرم یه حکم بیشتر ندادم.
همه رو گناهکار اعلام کردم.
زمانبانان میخواستن چنین کاری بکنم.
خانم، خودم میدونم روی برگردوندن...
از کل اعتقاداتتون چقدر دشواره؛
ولی تیویای باید تغییر کنه، باید از همین الان تغییر کنه.
نباید باز هم اون انشعابات رو هرس کنیم.
میتونم هر کاری بکنم.
واقعا میتونم هر کاری بکنم.
به کل کارمندان تیویای بگین از همین الان به هرس کردن خاتمه بدن.
لوکی؟
- سلام موبیوس. من رو میشناسی. - کدوم گوری بودی؟
- آهای. - کمکم کن.
- آهای! - یهو چی شد؟
- همین یه لحظه پیش من رو نمیشناختی. - عقب بکش!
- بگو من رو میشناسی. من رو میشناسی؟ - آره.
کسی جلو نیاد!
- بیا. بیا اینجا. - موبیوس. پیداش کردیم.
- کی رو پیدا کردین؟ - خودش رو پیدا کردیم.
لوکی؟
برو عقب!
No comments yet. Be the first to leave one.