The first 200 lines.
توفان چاه؟
چون خودمو یادم اومد گرفت؟
!این که یعنی این وامونده چاه خودمه
...که باز یعنی
!جان واکر منم داشت بازی میداد
!توفان چاه درحال گسترش
!خود چاه هم پا به پاش
!ساکایدو رو گم کردیم! هیچ ردی ازش نیست
!برق میزوهانومه رو قطع کن
!اعتباری نیست جواب بده
این توفان چاهه که اعتباری !بهش نیست، دست بجنبون
!نمیشه. راه نمیاد
.میزوهانومه نمیخواد بذاره چاه خاموش شه
.این چاه از خزانه کورا درست نشده
از ذرات شناختی که خونه موموکی سان .درو شده ساخته شده
.پس بعیده اشتباه از کورا بوده باشه
پیوند میزوهانومه و واکوموسوبی .نباید بذاره همچین اتفاقی بیفته
.که یعنی ذرات تو خود صحنه جرم تاخت زده شده
یا ماتسوکا سان سر همه ـمونو شیره .مالیده یا یکی دیگه سر خودشو
.آمار آنالیزگر میدانی، ماتسوکا، رو در بیارین
.چشم
.همین الان پِی شم - چی؟ -
.واکاشیکا، دل به دل راه داره
!ایول به ولت
.حالا فیس نگیر واس ما
.متوجه شدم
ماتسوکا سان مابینی که پا تو اتاق گذاشت و .اسکن زد کار مشکوکی ازش سر نزده
.ببین بازرس دیگهای هم پا تو اتاق گذاشته یا نه
.چشم
.ماتسوکا سان رو بیارید پشت خط
.فهمیدم. الان بر میگردم سر صحنه
نمیدونم کار کی بود، ولی بدم .میاد هالو گیرم بیارن
چه مرگته؟
تکلیفت با خودت معلومه؟
!د بنال
چه مرگمه؟
چرا شرّی به پا میکنی که بزنم بکشمت؟
مگه حقم نیست؟
ناسلامتی زدم تو این چاه گیرت .انداختم...رویاشو میدیدم
فرصتش که رسید یهو ویارم زد بالا
با این که میدونستم چه عاقبتی .داره بازم بندو به آب دادم
.بیا. دق و دلیتو سرم خالی کن
.نه
.عطاشو به لقاش میبخشم
!یالا، باید فکر کنم
!تو هم بشین فکر کن
آمپر بچسبونم زیر مشت و لگد آسفالتت کنم دقیقا .همون کاریه که جان واکر میخواد بکنم
.جان واکر میخواد که بکشمت
.اگه زنده باشی براش دردسر میشی
چرا؟
چرا داشتی بر وفق مرادش میکردی؟
.آها
.خودت خداخواستهای بمیری
چرا؟
چیه که اینقدر عذابت میده؟
.ناسلامتی کلهی دریل شده هم زمینت نزد
وایسا، اصلا چرا کله خودتو سوراخ کردی؟
اونموقع کجای زندگیت لنگ بود؟
،الان که یه کارآگاه زبل کله سوراخی
الان کجاته که لنگه؟
...داری
چی رو بر و بر نگاه میکنی؟
اعداد؟
هی، کار توئه؟
.حوصله ام سررفته بود
.داشتم شنها رو دونه دونه میشمردم
تو کی هستی؟
خودت کی هستی؟
!واو. ایول
.واو. با این که ضدحالی ولی حق با توئه
.انگشت نکن
عدد مورد علاقهت...سه ـه؟
.انگار این بارم اجل رحمت مارو نگرفت
.آره، تا سه نشه بازی نشه
.عدد محشریه
.جان واکر میخواست بمیری
.چون شن که کنار بره، اینجا میشه یه دنیای عددی
بعدش توئی که اسیر اعدادی .چه بخوای چه نخوای میشمریشون
تو وسواسی جبری داری، نه؟
Obsessive Compulsive Disorder (OCD) : نوعی بیماری روانی که یکی از عوارض آن برای مبتلا این است که ناچار است .همواره چیزی را بشمرد
کله خودتو سوراخ کردی که از عذابش خلاص شی؟
ولی کارآگاه زبل شدن اون حفره رو دوباره پر کرد
.در نتیجه وسواست برگشت
.حتما بار فکری کارآگاه زبل شدن خیلی سنگینه
.برای همین سعی میکنی بمیری
!زدی وسط خال
.درکت میکنم
.ولی من یکی تو رو نمیکشم
.چون یه کاری هست که فقط از خودت بر میاد
.یه کاری که جان واکر نمیخواد بکنی
.کاری که من میخوام بکنی
گرفتی منو؟
.ولی وسوسه شدم
کارم چیه دقیقا؟
متوجه شدی کابین که تا همین چند لحظه پیش اینجا بود غیب شده؟
...به اون گندگی
توی اون یکی چاه اَم رفتی دیگه؟
.اون هم یه دنیای عددی بود
.اونجا هم کایرو تو نقطه آغاز بود
یحتمل اونجا هم دستبهدست بسته شده بودین؟
.با دستبند
.تو ـه اون دنیا با دستبند بسته بودمون
.آهان
تونستی کابین هوندوماچی رو پیدا کنی یا نه؟
.چرا
.ولی خداییش مُردن تو چاهت چه مکافاتی بود
.امان از صاعقه
.هی دم به دقیقه جزغاله ام میکرد. جهنم بود
،بهرحال کابینو پیدا کردی
حالا اعدادی که تو مسیرت تا کابین بود یادت هست؟
.چه جورم
.اونم نه فقط اعدادی که جلوم بود
.هرچی عدد جلو چشمم اومد از دم حفظ شدم
.تا وقتی که عدد تازه هست، باید برم تو کارش
پس میتونی موقعیت فعلیمون روی نقشه رو توی سرت تجسم کنی؟
.میتونم
...چیزی هم که دنبال ـشی
.خدا کنه باشه
.توفان داره گستردهتر میشه
که یعنی هم میزوهانومه هم .این چاه همچنان بروز میشن
.باید به همین خاطر باشه که یهو کابین غیب شد
.وایسا
!دستیار توگو
بله؟
تا یه ثانیه چشممو از چاه سه سال پیش ...ناریهیساگو برداشتم الان
!کابین غیب شد
!کوکفو
.شرمنده. الان میبینم چی به چیه
لحظهای که توفان شکل گرفت .کابین از چاه صاعقه غیب شد
.حواستون به این مسئله باشه
.کارآگاههای زبلمون برمیگردن. مطمئنم
حتما بروزرسانیهای میزوهانومه کابینشو آورد تو چاه ما
.و قریب به یقین هوندوماچی هم همراهشه
آخه کجای این چاه درندشت؟
.همون نقطه
.این همون چاهه ولی تو بازههای زمانی مختلف
.خدای مهربون
چرا چاه تو همیشه خدا اینقدر مکافاته؟
اما از حق نگذریم، از صدقه سری همین .از شر فضولامون خلاص شدیم و فرصت بهمون رو کرده
،بعضی وقتا آدم فقط یه چرت کوچیک میزنه .ولی رویاهای دور و دراز میبینه
تا حالا برات اینطوری شده؟
چه ربطی داره؟
آخه وقتی چاه اندر چاه .شدم دقیقا اینطوری شدم
تو همون ده دقیقه؟
.بالای یک سال تو اون چاه زندگی کردم
!بابا ایول
.ای خوش شانس
آره، ولی تو چاههای عادی .تا حالا همچین داستانی نشده بود
.زمان توی چاه با زمان دنیای واقعی هماهنگ میگذره
،این یکی فرقش چی بود
.و با رویاها چه چیز مشترکی داشت، نمیدونم
اوه، منظورت اینه که کسی از بیرون تماشا بکنه یا نه؟
اگه یه نفر دیگه باشه که تماشا کنه چه اتفاقاتی ،رخ میده، اونموقع زمان هماهنگ میشه
در غیر اون صورت، زمان آزادانه .خودشو پیچ و تاب میده
.فهمیدم
.اینطوریه که فرصت داریم
.پنج دقیقه باقی مونده برای ما نیست، برای اون بیرونیهاست
.و این فرصت، توی چاه اندر چاه هم هست
.برای هوندوماچی هم آره
.ناریهیساگو سان
با این که باورش شده بود واقعیت ...اینه، چقدر کار انجام داد
،ولی با این حال
.هر قاتل سریالی ضرب قتل خودشو داره، عین امضا
«قبر کن» «سوراخگر» «چالشگر» .هر قاتل سریالی ضرب قتل خودشو داره، عین امضا
«قبر کن» «سوراخگر» «چالشگر» ،چالشگر تکبهتک قربانیاشو ضربوشتم میکنه
«قبر کن» «سوراخگر» «چالشگر» ،صورتقاپ صورت ـشون رو میکَنه
«زبون کن« «صورتقاپ» «بازو پیچ» «قصاب» ،صورتقاپ صورت ـشون رو میکَنه
«زبون کن« «صورتقاپ» «بازو پیچ» «قصاب» ،زبون کن، زبون قربانی رو میکشه بیرون
«زبون کن« «صورتقاپ» «بازو پیچ» «قصاب» ،قصاب جفت پا ها رو قطع میکنه .و بازو پیچ دست پاره میکنه
،قصاب جفت پا ها رو قطع میکنه .و بازو پیچ دست پاره میکنه
دیگه این که جان واکر این علایق رو توشون جا کرده
.یا صرفا باعث بروز کردن ـشون شده رو نمیدونم
،ولی اگه قاتلهای سریالی تمام تاریخ رو در نظر بگیریم
.داشتن ضرب قتل مخصوص رایجه
که یعنی خود جان واکر هم شیوه .هم و خم آوردن مخصوص خودشو داره
.ناریهیساگو سان هم به این نتیجه رسیده بود
«جان واکر» «دقیقا با چه مدل قاتل سریالیای طرفیم؟»
.جوابش رو هم من میدونم
مگه همه بلافاصله نمیمیرن؟
.هیچکدوم بلافاصله نمیمیرن .یه مدت همچنان زندهان
.سوراخگر
.فقط فوکودا تاموتسو نیست
.قربانیهای قاتلهای سریالیِ جان واکر لزوماً درجا نمیمیرن
...صورتقاپ، قصاب، و بازو پیچ
تو دنیای واقعی، قربانیهایی داشتن .که جون به در بردن و باعث شدن دستگیر بشن
«زبون کن» «صورتقاپ» «بازو پیچ» «قصاب» تو دنیای واقعی، قربانیهایی داشتن .که جون به در بردن و باعث شدن دستگیر بشن
«زبون کن» «صورتقاپ» «بازو پیچ» «قصاب» .طرف قاتلهایی میده بیرون که قربانیهاشون لزوماً نمیمیرن
«قبر کن» «سوراخگر» «چالشگر» .جان واکر اینطوریه
.آره. حالا این شد
.باید بیشتر فکر کنم ببینم به چی میرسم
خیلهخب...دیگه چه وجوح اشتراکی دارن؟
.رکورد قربانیها هفت تاست
...اگه فرض کنیم جان واکر تو کورا کار میکنه
یا قربانیها زنده پیدا میشن، یا ...پلیس قاتلش رو گیر میندازه
.یا...یه افسر نفوذی داره که میکشتشون
.قتلها هیچوقت از هفت بالاتر نزده
...هفت
اگه جان واکر برای موموکی پاپوش دوخته باشه
که دستگیر بشه و اینطوری نقشههاش جلو بیفته و جوری که هم تعداد قاتلهای سریالی هفت تاست
...و شیوههای هرکدوم ثابت و منحصر به خودشون
No comments yet. Be the first to leave one.