The first 195 lines.
از تو هم مثل استادت
فقط مرگ و نابودی به جا میمونه
« آنچه در آسوکا گذشت »
وایسا!
نابودش کن!
نه!
من و تو هدف مشترکی داریم. میخوایم این مسیر رو بریم
تو میخوای به دوستت که خیلی وقت پیش از دستش دادی برسی،
من هم میخوام هدف والاتری رو محقق کنم
باهام بیا. با پای خودت
قبول کن
بهخاطر عزرا
هیچکس دنبالمون نمیاد
چه اطلاعاتی داری؟
دشمن حلقهی فضای فرانور خیلی بزرگی ساخته
نذارید فرار کنه
درایو فرانور رو کار بنداز
- انرژیشون خیلی بالا رفته - میخوان جهش کنن
مامان. حس بدی دارم
سلام، بداخلاق
انتظار نداشتم به این زودی ببینمت
آناکین
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
کارسون، جواب بده
اینجا خبری نیست. انگار دیر رسیدیم
دریافت شد، ژنرال. چیزی توی این محدوده نیست
بقیه کجان؟
همین باعث نگرانیه
منطقه رو کامل بگردید و گزارش بدید
دریافت شد، تمام
مامان؟
میشه بیام بیرون دیگه؟
باشه
ولی توی همین حوالی بمون
شناختی از این سیاره نداریم؛ بدون چاپر جایی نرو
بیا، چاپ
هویانگ؟
بهشون گفتم کنار هم بمونن
اما هیچوقت گوش نمیکنن
گوششون هیچوقت بدهکار نیست
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:
قسمت پنجم: « جنگجوی سایه »
آناکین
اصلاً عوض نشدی
ولی تو پیر شدی
خب، دنیا همینه دیگه
حالا چی شد؟
توی مبارزه شکست خوردی
یادم نمیاد
حرفمو باور کن
باختی
بیلن اسکول
پس یادت میاد
خوبه
چرا؟
چون یعنی هنوز هم یه فرصت داری
فرصت؟
برای زندگی
بهم بگو چه خبره
میخوام تعلیمهات رو کامل کنم
بگینگی دیر شده
یادگیری که سن و سال نمیشناسه، بداخلاق
خیلیخب
چه درسی میخوای بهم بدی، استاد؟
زندگی…
یا مرگ
من باهات نمیجنگم
قبلاً هم این جمله رو شنیدم
راه به جایی نبرد؟
نه، متأسفانه نقشه قابلتعمیر نیست
عازم هر جا که بودن، محاله بشه دنبالشون کرد
غصهی اون قضیه باشه واسه وقتی که سابین و آسوکا رو پیدا کردیم
مگر اینکه جواب این دو تا سؤال بهم گره خورده باشه؟
بهنظرت سوار اون سفینه بودن؟
هر لحظه که اینجا پیداشون نکنیم،
ممکنه به سرنوشت بدتری دچار بشن
تا الان باید برمیگشتیم مرکز
سناتور اورگانا میگه بیشتر از این نمیتونه غیبتمون رو مخفی کنه
خب، تا وقتی سیر تا پیاز ماجرا رو نفهمم، همینجا موندگاریم
اگر همچنان بدون گزارش اینجا بمونیم،
شاخکهای یه عده حساس میشه
مامان
الان نه، جیسن
خب، شاید بهنفعمون باشه که شاخکهای یه عده حساستر بشه
اگر نتونیم توجیهشون کنیم به ضررمونه
آخه، مامان، اقیانوسه یه چیزیش هست
چیه، جیسن؟
یه چیزی توی آبه، مامان. حسش میکنم
چاپر؟
جیسن، اگر چیزی بود،
- اسکنر چاپر نشونش میداد - نه، مامان
ژنرال، باید یه توضیحی واسه فرماندهی پیدا کنیم
خودم جوابشونو میدم. اگر هر از گاهی نتونی از درجهت استفاده کنی، به چه درد میخوره؟
- مامان. گوش کن - گوش میدم دیگه
نه، به موجها گوش کن
ژنرال؟
خیلیخب
صدای چی میاد؟
نمیشنوی؟
برخورد امواج؟
نه. صدای شمشیرهای نوری
کارسون، به افرادت بگو پرواز کنن
میخوام بالای اقیانوس، توی ارتفاع پایین و در حالت تجسس کامل پرواز کنید
- قبلاً این کارو کردیم - باز هم میکنیم
هویانگ، همراهم سوار گوست شو - چشم
جیسن، آفرین. چاپر، پیشش بمون
من کجای کارو نمیگیرم؟ چی شد؟
جیسن تواناییهایی داره
پدرش، کینن جَرِس، جدای بود
خیلیخب. بهتره راه بیفتیم
لندر، به بقیه بگو سوار جنگندههاشون بشن، باز پرواز میکنیم
مثل اینکه تعلیماتت تَه کِشیده
هنوز همه چی رو بهت یاد ندادم
بجنبید!
به پیش!
استاد!
دست بجنبون، بداخلاق!
وایسا!
اومدیم تو جنگهای کلون
جونِ من؟!
این جزو اولین مأموریتهامون بود. اینجا چیکار میکنیم؟
نظر خودت چیه؟
متوجه نمیشم
مشکل خودته
استاد، وایسا!
عقب نیفت!
تعلیماتم چی پس؟
تعلیمت همینه!
الان برمیگردم
بیا، بداخلاق
جنگ هنوز تموم نشده
کلی ربات جداییطلب دیگه تو راهن
مشکلی هست؟
خیلی تلفات دادیم
جنگ همیشه بهای سنگینی داره
تقصیر من بود
اونها تحت فرمان من بودن. من به کشتنشون دادم
بیا اینجا
ما درگیر جنگیم، آسوکا
وظیفهمون بهعنوان جدای رهبریه
ولی باز هم ممکنه اشتباه کنیم
ولی اشتباهات ما به قیمت جون دیگران تموم میشه
این ماجرا اذیتت نمیکنه؟
معلومه که میکنه
من…
برای این کار آموزش ندیدم
باید خودمون رو با زمانه وفق بدیم
ببین، وقتی اوبیوان منو تعلیم میداد، ما حافظ صلح بودیم
ولی الان، برای پیروزی توی این جنگ، باید یادت بدم که سرباز باشی
من هم یه روز فقط همین رو باید به شاگردم یاد بدم؟
مبارزه رو؟
اصلاً میخوای شاگرد داشته باشی؟
تعلیمدادن اونقدرها هم آش دهنسوزی نیست
واقعاً؟ رو چه حساب اینو میگی؟
شوخی میکنم
شوخی میکنی؟
آره، شوخی میکنم
چطور تو همچین شرایطی شوخی میکنی؟
ترجیحت چیه؟
نمیدونم
بگو ببینم. چی میخوای؟ میخوای جدیتر باشم؟
آره
گوش کن، من دارم رهبری و بقا رو یادت میدم،
لازمهی این کارها هم مبارزهست
اگر بخوام دست از مبارزه بردارم چی؟
اونوقت میمیری
بریم
ژنرال، چند بار دیگه باید این منطقه رو بگردیم؟
اینجا هیچی نیست
محدودهی جستجو رو از سمت ساحل گسترش بدید
اینطوری ذخایر سوختمون کم میشن
.ممنونم، کارسون .حالا جستجو رو گسترش بدید
دریافت شد. تمام
کارسون بیراه نمیگه
به نظر میاد سابین و آسوکا گم شدن و خیلی زود ما هم اینجا گیر میفتیم
خوشبختانه با یه پیام ساده میشه با جمهوری جدید تماس گرفت
تعجب کردم نظرشون عوض شد و مأموریتتون رو تأیید کردن
نظرشون عوض نشد
نه، من همینطوری اومدم
خیر چندانی هم نداشت
که اینطور. پس این مأموریت غیرمجازه
آره. عجب ژنرالیام من
شاید حق با سناتورها بود
خودمون رو آوردم دنبال نخود سیاه
شما این کارها رو میکنید چون اهمیت میدید
برای همینـه که مردم شما رو دوست دارن
هویانگ، اونا کجان؟
آدم که همینجوری غیب نمیشه
خب، نه. معمولاً نه
احتمال داره اینجا باشن؟
صد البته. مخصوصاً وقتی پای بانو تانو وسط باشه
آره، اون حسابی سرسختـه
استادش هم همینطور بود
جدی؟ اون چطوری بود؟
خشن
No comments yet. Be the first to leave one.