The first 200 lines.
آنچه گذشت
-هواپیما رو نگه دارین -لطفا بشینید روی صندلیتون
یه ون قرمز با شماره پلاک...
- داری چیزی رو مخفی میکنی؟ -من هیچوقت بهش آسیبی نرسوندم
احتمالش هست که شوهرت دست به یه کار احمقانه بزنه
تایس هیچ کاری نکرده
-رحمان الکمال کجاست؟ -یه تاکسی گرفت
یکم بعد از ساعت 10 یکی زنگ خونه رو زد نانا بیرک لارسن بود
اومده بود چندتا کتاب رو پس بده بعد از 2 دقیقه هم از خونه رفت
-من فکر میکنم دروغ میگه -آپارتمانش، زیرزمین، باغ، همهجا رو بگردین
مطمئنم تعلیقش نکردی هنوز، اِلِر چی میگه؟
ولت کرده یا تا فردا منتظر میمونه؟
-ازت میخوام که برگردی - تو حرفمو باور نکردی
دوچرخهی دختره رو پیدا کردن کنار ساختمون معلمه افتاده بود
اگه کمال اون ماشین رو قبلا سوار نشده باشه پس چجوری فهمیده مال ماست؟
-ممکنه از یه جای دیگه فهمیده باشه -اما خیلی احتمالش زیاد نیست، مگه نه؟
لعنت بهش. کار اون نیست طبق صحبتهایی که با پلیس داشتم،
- من تعلیق معلم مورد نظر رو به تاخیر میندازم - چی؟
چرا تعلیقش نکردی؟ اینجوری به نظر میاد که داری به یه قاتل کمک میکنی
اگه این قضیه رو حل نکنی، من خودم رو ازت جدا میکنم
این اسنادیه که ازم خواستی پیدا کنم
الآن اعتبار تو هم در خطره
حزب سنتر خودش رو توی پروژهی افراد نمونهی من سهیم کرده
امشب یه دیدار هست باید بیای
میخوان رای بدن تا تو رو کنار بذارن و کاندیدای جدید معرفی کنن
اون اینجا بود. تو هم فکر میکنی کار خودشه، مگه نه؟
تایس، کارش تمومه. فقط باید یکم صبر کنیم. مثل اون دفعه.
-یادته؟ -دیگه راجع به اون مورد حرفی نمیزنی
تو میدونستی که اون مظنونه نشسته بود کنارم، دستم رو گرفته بود و تو هیچی نگفتی!
تو میخوای همه، زندگیشون رو بر اساس تو تنظیم کنن
ببین. پزشکی قانونی میگه طرف سابقهی همچین کارهایی رو داشته
ولی من هیچ پروندهی مشابهی نمیتونم پیدا کنم
تو برای من مهمی نه پروندهات
به کمکت نیاز دارم بهت زنگ میزنم
-ضایعات ساختمانی رو برده بودی پایین؟ -شنبه
شنبه؟ پس ساعت 1:30 توی کیسههای سیاه چی برده بودی پایین؟
یه قالیچهی قدیمی
دختره رو توی بارون بلند کرده بود و با خودش حمل میکرد
توی پلاستیک سیاه پیچیده شده بود دوستش کنار ماشین منتظر بود
- دوستش چه شکلی بود؟ -مثل خودش بود
-کمال یه همدست داشته درست ندیدتش، ولی.. -عرب بود
- توی پسزمینه صدای چی میاد؟ - عشاء. نماز شبه
پدر کمال مبلغ یه مسجد توی اون ناحیه بود دارم میرم اونجا
قتل : THE KILLING
«ترجمه از Emad_Se7en» Telegram Channel: @Emad_Se7en
- شماره موبایل به اسم مصطفی عقاده - میشناسیمش؟
-نه. مشخصاتی هم ازش نداریم -کِی زنگ زد؟
35 دقیقه قبل بهتره بیرون منتظر بمونی
چرا؟
مسجده. نباید بیاحترامی کنیم
-من پشت وایمیستم - خوبه. حداقل واسه یه بار هم که شده
تریلری از : سورن سویستروپ
و انت التواب الرحیم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ربّنا تقبل منا و الصلاة و السلام علی سیّدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین
-مصطفی عقاد اینجاست؟ -ربع ساعت پیش رفت
-کجا؟ -نمیدونم
-باید اطراف رو یه نگاهی بندازم -کفشهاتون رو دربیارین
پسر شما و مصطفی عقاد، همدیگه رو از کجا میشناسن؟
من پسری ندارم
استغفر الله و ربی اتوب الیک
چند سال پیش با هم دوست بودن
توی یک زمان اومدن اینجا. ولی ظاهرا این برای عبدالرحمان هیچ معنایی نداشت
-اونا هنوز همدیگه رو میبینین؟ -نه. هیچکدوممون دیگه باهاش ارتباطی نداریم
-میدونین کجا میتونم مصطفی عقاد پیدا کنم؟ -نه
اینجا نیست
خیلی مهمه که پیداش کنیم
فکر کنم اون، گاراژ اجاره میده
شاید بتونین اونجا پیداش کنین
چه گاراژی؟
یکشنبه 9 نوامبر 19:20
بهم دستکش بده
-فقط یه گاراژ هست که اجاره داده نشده -خیلیخب
لوند...
-اومدن اینجا؟ -آره. شبیه مراسم ختم شده
در مورد اینکه دیدار انتخاباتی رو کنسل کردیم چه واکنشی نشون دادن؟
-اونا مجبور شدن 200 نفر رو بفرستن خونه -کی این ترتیب این دیدار رو داد؟
به طور رسمی کنود ولی شک دارم
حیف وقتی که واسه این تلف بشه
-دست کم نگیرشون -نمیگیرم. بهشون جریان رو توضیح میدم
ولی ازشون انتظار بیشتری داشتم
-خبری از پلیس نشد؟ -نه
شروع کنیم؟
شب بخیر شرمنده بابت تاخیر
همونطور که خودتون میدونین درگیر کمپین انتخاباتی هستیم
این جلسه بدون اطلاع قبلی تشکیل شد، پس لطفا طولانیش نکنین
درسته، این جلسه بدون هماهنگی تشکیل شد
ولی از اونطرف، وضعیتی که با خبرگزاریها پیش اومده ...
خیلیخب کنود میشه لطفا سریع بری سر اصل مطلب؟
موضوع جلسه چیه؟
بخوام رُک بگم، موضوع تویی توئلز
باشه. گوشم با شماست
ما همه از تو و از کارهایی که میکنی راضی هستیم
ولی این اواخر درستکاری و قضاوتت برای ما زیر سوال رفته
-چه حرف بیخودی -اجازه میدی؟
شواهد حاکی از اینه که معلم مدرسه واقعا ممکنه گناهکار باشه
تعلیق نکردنش در ظاهر به خاطر اینه که توئلز میخواد از یه آدم بیگناه مراقبت کنه
اما در واقع داره از خودش مراقبت میکنه
دوما، پروندهی کمال به پلیس تحویل داده نشده
به چه علت؟ توئلز داره چیزی رو مخفی میکنه؟
سوما، شایعاتی هست مبنی بر اینکه اطلاعات محرمانهای از این دفتر به بیرون درز کرده
اطلاعات بسیار محرمانهای به گوش آدمهایی که نباید برسه، رسیده
علاوه بر این، داریم رایدهندگان رو از دست میدیم پارلمان هم دیگه حمایت نمیکنه،
پس مایلم بپرسم که: توئلز، اصلا کنترلی بر این اوضاع داری؟
تموم شد؟
اشتباه گفتم؟
تمام حرفا دربارهی پرونده و پلیس و درز اطلاعات اشتباهه؟
این حرفا تحریف شدهاس همه چیز تحت کنترله
اگه توئلز از نامزدیش انصراف نده،
پیشنهاد میدم یه جلسه ترتیب داده بشه تا بهش رای عدم اعمتاد بدیم
بهتره عصبانی نشیم
این تنها راه منطقیه
شوخیت گرفته؟ این کار، تصمیمش با تو نیست
طبق اساسنامه، فقط لازمه اکثریت رای بدن
-اعضای شورا باید تصمیم بگیرن -من پرسیدم
باید یه راه دیگه پیدا کنیم.
ما اومدیم اینجا تا یه راه دیگه پیدا کنیم.
ولی این کار، مشکلاتمون رو بیشتر میکنه
-سلام -سلام
-دوچرخه آنتون پنچر شده -عه؟
- کار تعمیر رو تموم کردی؟ -آره
به من ربطی نداره ولی...
ما نگرانت هستیم
و فقط میخوایم کمک کنیم
به این فکر کردین که با یه نفر صحبت کنین؟
وقتی ما رسیدیم پرنیله خواب بود و پسرا تنها توی پذیرایی نشسته بودن
- ما کاری که از دستمون برمیاد رو انجام میدیم -منظورم این نبود
پلیس زنگ زد
باید به این شماره زنگ بزنی
ممنون
-پرنیله کجاست؟ -اون باید بخوابه
-نمیخواد راجع به خونه چیزی بشنوه -موضوع این نیست. من با پلیس صحبت کردم
-تایس! -کجاست؟
بذار یکم آروم باشه
بچهها رو بیدار میکنی
من فقط میخوام با زنم صحبت کنم، باشه؟
گیرش انداختن. معلمه رو مدرک پیدا کردن
مصفی عقاد میگه: «من میرم پیش پلیس»
و تو جواب دادی: «نه، دهنت رو ببند و گرنه تا آخر عمر پشیمون میشی»
-این یعنی چی؟ -یعنی دخالت نکن.
-چرا باید بره پیش پلیس؟ - من بازداشتم؟
-اون همدست توئه؟ -اگه بازداشت نیستم، میخوام برم خونه
از گاراژهای اون استفاده میکنی؟ تازه به یکیشون یه نگاهی انداختیم
یه اتاق عجیب پیدا کردیم مثل یه سلول واسه زندانی کردن بود
-جای عجیبی بود -نمیدونم. تا حالا اونجا نرفتم
واقعا؟ جالبه که این حرف رو میزنی
بچههای آزمایشگاه اثر انگشت تو رو اونجا پیدا کردن
-من بهش کمک کردم اونجا رو تمیز کنه -گوش کن
یه شاهد، جمعه ساعت 1:30 شب تو و مصطفی عقاد رو دیده
تو یه چیزی شبه به بدن انسان رو حمل میکردی
گذاشتینش توی ماشین و با هم رفتین
دارین وقتتون رو تلف میکنین
نانا بیرک لارسن، چند ساعت قبل از اون اتفاق از پیشم رفته بود
اون، هیچوقت توی گاراژ نبود
ولی گفتی خودت هم توی گاراژ نرفته بودی
من میخوام با وکیلم صحبت کنم
ما فقط داریم از اساسنامه پیروی میکنیم
اساسنامه نمیگه که احمق باشیم
اگه یک نفر درخواست کنه موضوعی به رای گذاشته بشه، همه باید رای بدن
اول از همه، من برای کمال لاپوشونی نمیکنم
توی دانمارک، آدم بیگناهه مگه اینکه خلافش ثابت بشه
دست خبرگزاریها نیست که بگن گناهکاری یا نه
با توجه به برنامهی افراد نمونهی مهاجرین ما... آره گفتم «ما».
فقط برنامهی من نیست. برنامهایه که همهی ما برای اجرا کردنش وقت و انرژی گذاشتیم
و کمال برای برنامهی ما جنگیده
حالا چون خبرگزاریها محکومش کردن، من باید تعلیقش کنم؟
معلومه که نه
ما باید ازش حمایت کنیم، همونطوری که اون از ما تو کوچهخیابون حمایت کرده
آره، با توجه به اطلاعاتی که لو رفته،
مشکلاتی توی دفتر وجود داشته
اما وقتی توی انتخابات علیه برمر باشی، اینا اتفاقات عجیبی نیستن
و در مورد پارلمان... واقعا چه انتظاری داشتین؟!
شما من رو انتخاب کردین، چون به من و دیدگاهم به مسائل اعتماد داشتین
دیدگاهی که همیشه مایهی عذاب پارلمان بوده
الآن نباید جا بزنیم!
باید به اهدافی که برای خودمون تعیین کردیم باور داشته باشیم
و بهتون قول میدم اگه با هم متحد باشیم،
تلویزیون رو روشن کن
رایدهندگان نظرشون برمیگرده
میشه یه لحظه بزنم اخبار؟
منابع ما در پلیس اطلاع دادن، نانا بیرک لارسن احتمالا در این مکان زندانی شده بود
ما چیزی نمیتونیم بگیم
تا همین الآن هم بیش از حد در مورد این پرونده نظر میدن
بر اساس فرضیات پلیس،
ممکنه فرد نمونهی توئلز هارتمن با این پرونده ارتباطی داشته باشه
با این وجود، هنوز این معلم تعلیق نشده
و اکنون خبرهایی از عراق...
این اثبات نمیکنه
کی موافقه برای رای به عدم اعتماد به توئلز هارتمن تشکیل جلسه بدیم؟
این چیزیه که اخبار میگه. نباید خودمون صحتش رو بررسی کنیم؟
5 به 5
کنود، ما فقط به رای تو نیاز داریم
خب، اگه کمک میکنه اوضاع یکم آرومتر بشه...
فردا شب، یه جلسه برای رایگیری میذاریم
ممنون که اومدین ازتون میخوام این عکسها رو نگاه کنین
ما وسایلی رو توی گاراژ پیدا کردیم. شاید بتونین تشخیص بدین متعلق به نانا هستن یا نه
نه
نه
-نانا اونجا بوده؟ -هنوز مطمئن نیستیم
فعلا به وسایل نگاه کنین
این یکی چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.