The first 176 lines.
هشدار: این انیمه دارای صحنههای خشونتآمیز و .جنسی بوده و برای افراد زیر 13 سال توصیه نمیشود
دورشید! دورشید!
ازش دور شین!
لعنتیا!
سر راهی!
فـ - فرار کن...
ببخشید! حالت خوبه؟
چـ - چرا...
ای...مادر...زمین... مهربان...
این اولیاش...
این دومیاش.
چیزه... تو کی هستی؟
من گابلینکُشم.
گابلین کش
OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند
مترجم:رضا انتظاری دوست
یه روز معمولی بهاری
نفر بعدی، شمارهی 15. لطفاً به پذیرش بیاین.
من اینجا یه مأموریت دارم!
ظاهراً کُلی سرگین خوار توی فاضلاب پیدا شده!
کسی یکم وقت داره؟
سلاح و تجهیزاتت رو آماده کردی؟
وِردهات رو حفظ کردی؟
آره، معلومه.
حله، بزن بریم!
حسابی سرحال بنظر میایها!
خب چون سال دومی حساب میشم!
الان دیگه یجورایی استاد بقیهام!
اوه، واقعاً انقدر زمان گذشته؟
آره! تازه داشتم به این فکر میکردم که این روزها دیگه میتونم از سطح 9 به 8 ارتقا پیدا کنم.
معلوه، تو خیلی تلاش کردی.
بههرحال، اینجا خیلی شاداب و سرزندهست.
اون دخترها خیلی خوشگلن.
مطمئنم اگر ماجراجو بشیم، میتونیم با دخترهایی مثل اونها وقت بگذرونیم!
جداً؟ یعنی اونها فکر کردن که میتونن از الف ها رازی رو مخفی کنن؟
سال پیش منم اونجا توی صف بودم.
ولی اون موقع انقدر جمعیت زیاد نبود.
و احتمالاً بخاطر اینـه که یه مرکز تمرینی باز شده.
نامه رو خوندی؟
آره بابا! معلومه.
راهاندازی یه خیریه جدید برای ماجراجوها...
واقعاً خیلی سریع کار میکنه.
آره، واقعاً.
اون گفت که از این به بعد میخواد بیشتر به عنوان یه پشتیبان کمک کنه تا یه ماجراجو.
خوشحالم که بنظر میاد حالاش خوبه.
شنیدم با خانوادهاش هم آشتی کرده.
خیلیخب، بزن بریم.
اینکه بتونی همون اولها یه چیزی یاد بگیری یا نه، خیلی مهمـه.
فکر نمیکنم اونقدرها هم چیز مهمی باشه.
منظورم اینـه که یکسری آدمها هستن که کلاً حرف تو گوششون نمیره، مهم هم نیست که چی یاد میگیرن.
برای مثال، کوتولهها.
میتونم بشنوم چی میگی، گوش دراز.
درواقع، این شما الفها هستین که حرف تو گوشتون نمیره.
چی شد. شنوایی ما خیلی بهتر از کوتولههاست.
میبینی؟ اونایی که سینه های سافی دارن متوجه کنایه نمیشن.
به کی گفتی سینه ساف؟!
خب، هیچکسی اینجا جز تو نیست که این قدر کوچیکه.
چه هوای...خوبیه.
خیلی سروصدا نکنین.
وگرنه جلوی تازهکارها باحال بنظر نمیآیم.
میبینی؟ همچین تعاملاتی باعث بهتر شدن کار تیمی میشه.
تو فقط داری برای اینکه باهوش تری بهونه میاری، باشه بابا قانون مدار.
با اجازه!
صبحتون به خیر!
موفق باشین!
سلوپ!
هی! درست باهاشون سلام احوال پرسی کن!
درود بر همه گی.
بنظر میاد همهتون از وقتی که هوا گرمتر شده، روحیهی خوبی دارین.
من هم هوای گرم رو دوست دارم.
زمستون خیلی بهت سخت گذشت.
درسته.
خب، گابلینکُش-دونو کجاست؟
گفتش که یکم کار داره پس دیر میکنه.
البته، العان است دیگه برسه.
چی...
گابلینکُش-سان!
گابلینکُش؟
کسی که گابلینها رو میکُشه؟ یعنی چی؟
پس همهتون اینجایین.
تو اونی هستی که دیر کرده، اورکبولگ!
خب، امروز قراره چیکار کنیم؟
گابلین میکُشیم.
معلوم بود.
اگر درخواست دیگهای دارین، گوش میکنم.
تا وقتی که کار خیر انجام بدیم، من هرکاری هم که باشه انجام میدم.
باشه، باشه بابا!
میتونیم بریم چندتا گابلین شکار کنیم.
ممنونم.
چه خبرا گابلینکُش. بازم میخوای گابلین بُکُشی؟
آره. بازم گابلین.
هیچوقت ازش خسته نمیشی، نه؟
ما سفر درازی درپیش داریم. میخوایم بریم چند تا خرابه رو بررسی کنیم.
هی، اون همون...
مراقب باش.
که اینطور.
آره...
باشه.
چی دارن میگن؟
همون بهتر که ندونی.
گابلین میخوام. داری؟
البته!
کُلی مأموریت هست.
احتمالاً بخاطر اینکه بهاره.
تازه از این گذشته اینـه که تازهکارها چندتا برداشتن.
از پسش میتونن بربیان؟
اونهایی رو هم که پذیرفته شدن نشونم بده.
میتونی از پس همهشون بربیای؟
مشکلی نداره.
هی، ما باید یحتمل یکم معجون بگیریم.
ولی حسابی برامون آب میخوره...
احتمالاً فقط بتونیم یکی بخریم. به ترتیب بهشون رسیدگی میکنم.
حله. اوه، معجونی چیزی نمیخوای؟
درمانی، پادزهر و استقامت. شیش تا از هرکدوم.
چشم!
یاخدا...
داری چیکار میکنی؟
مطمئن میشم که با دست زدن به بطریها بتونم از هم تشخیصشون بدم و قاطی نشن.
اوه، منم کمک میکنم.
ممنون.
اینها مال من.
گوش دراز، یکم بیشتر رعایت کن.
نگران نباش. من مثل شما کوتولهها خسیس نیستم.
واقعاً نیازی بهش ندارم.
خب، خیلی بد شد.
ما باید پول و وسایل رو درست بین اعضای گروهمون تقسیم کنیم.
منم میخوام یه نگاهی بندازم.
اِممم... دارین چیکار میکنین؟
خب، همونطور که میبینی...
ما داریم معجونها رو علامت گذاری میکنیم تا یکبار معجون اشتباهی رو مصرف نکنیم.
دارین علامتگذاریشون میکنین؟
تو شاید همیشه وقت نکنی قبل ازاینکه ازش استفاده کنی، ببینی دقیقاً چیه.
که اینطور.
ببین،
فقط برچسب زدن روی همهچیز بهت کمک نمیکنه که یادت بمونه چی به چیه.
اوه، نه بابا. من همچین کاری نمیکنم.
به چیزهایی که نیازه به سرعت استفاده کنی، محدودش کن.
واینکه...
از گابلین ها دوری کن. با کُشتن موشها شروع کن.
اِ - اِمم، چـ - چشم. فهمیدم... منظورم اینـه که، ممنونم از شما.
امیدوارم که زنده بمونن.
کی میدونه؟
گابلینکُش-سان، بیا.
ممنون.
اینها رو گرفتم.
خب؟
منظورت از «خب» چیه؟
ما اینجاییم چون تصمیم گرفتیم با تو بیایم.
بههرحال اگر ولت کنیم به حال خودت، یه بلایی سر خودت میاری.
و اینکه...
خیلی به اطرافت بیتوجهی، اورکبولگ.
برات مهم نیست که داشتن پشت سرت حرف میزدن؟
نه. اصلاً نمیدونم که چی از جونم میخوان.
خیلیخب، ریشتراش.
بریم چند تا گابلین بُکُشیم.
کاملاً درسته.
هی! سرراهی! گم شو کنار!
بـ - ببخشید.
عیبی نداره.
هی پسر، بیشتر مراقب باش!
ببند!
تقصیر خودتونـه که انقدر کُندین!
یه کاری نکنین با آتیش بترکونمتون!
ایبابا، بچههای امروزی رو نگاه.
عجب، دقیقاً مثل یه پیرمرد واقعی حرف زدی، کوتوله.
تو آخرین کسی هستی که میخوام این رو ازش بشنوم، الف.
چی زر زدی؟!
خب... هرچی تازه واردها بیشتر باشن، احتمال اینکه طوفاله هم ببینیم بیشتره.
چیزی شده؟
اوه، نه. چیزی نیست.
ر -رسیدیم؟
آره، رسیدیم. رسیدیم گوش دراز.
فکر نمیکنم کشیش-دونو بتونه بیشتر از این ادامه بده.
میتونیم بقیه کار رو بهتون بسپرسم، گابلینکُش-دونو؟
آره. مراقباش باش.
آه، خیلی خستهام. میرم بخوابم دیگه.
No comments yet. Be the first to leave one.