The first 200 lines.
عزيز دل پدربزرگ
دقيقا شبيه خودمي
نه
بابا يه پسر ديگه داره
اميدوارم سالم باشه
البته
نگران مادري که بچه رو به دنيا آورده نيستي؟
يه بچه به مادرش هم زندگي ميبخشه بيما
يه کم بدش من بائوجي
بذار يه کم باهاش بازي کنم اون مال منم هست
مراقب باش
به محض اينکه خبر رو شنيدم فورا اومدم اينجا
مونا
الان ديگه يه برادر بزرگ شدي
رقيب جايگاهت اومد
ببين شبيه کيه؟
ببين
درست شبيه زنداداشه
بگير
بگيرش
داداش مونا تجربه اين کار رو نداره
نميتونه نگهش داره
بدش من
"ميرزاپور"
کارتها رو پخش کن
غذا آمادهست
شما بريد بخوريد
من يه کم ديگه ميام
بيا
بذار ببينم چي داريم
هي داداش, تنها بازي ميکني؟
ما هم ميتونيم بازي کنيم؟
عمو
هي عموي احمق
عمو
منم مونا
در رو قفل کن
لطفا
بقيه خانواده لازم نيست ببينن که بين ما چه اتفاقي مياُفته
خيلي گذشته
...منظورم اينه که
خب, يه چيزي رو بهم بگيد
...اونجا توي عروسي
من کاري کردم شما مثل ريتيک روشن برقصيد
به همه خوش گذشت
و مادر به خطا, به خاطر اون ميخواي حساب من رو برسي؟
آخه تو چته؟
حالا به خاطر همين، من حسابت رو ميرسم و حسابي دهنت رو سرويس ميکنم
آقاي نواب
آقاي نواب حالتون خوبه؟
اسمش چيه؟
در رو باز کنيد
رکسانا, تو برو
من خوبم
خيلي خب پس
اگه آخرين خواستهاي چيزي داري بگو
من برات عمليش ميکنم
ميخوام يه چيزي بگم
واقعا؟
پس بفرماييد
تو خيلي احمقي
پدرت يه احمق ـه
کي رو گفتي؟
بابات
عجب, خيلي خب از اول بگو از اول
تو يه احمقي
بابات يه احمق ـه
پدربزرگت يه احمق ـه
مادرت يه احمق ـه
درباره مادرم چرت و پرت نگو
مادرم از يه خانواده خيلي محترم بود
کثافت
بيشتر از اون چيزي که خواستي اونجاست
به من که لطف نميکني
بقيه مقدار معامله رو فراموش نکنيد آقاي تريپاتي
ميخوام رسما وارد سياست بشم
و به احترام برسم
وقتي ما رسيديم در باز بود قربان
و جسد آقاي عالم رو پيدا کرديم
جسد رو براي کالبدشکافي فرستاديم
زنده باد هند
بيا
بيا
بلند شو
بيا, خوبه
خوبه, آفرين
بيا
خب کثافت, مساله اينه که
ديگه به اندازه کافي تحمل کردم
متوجه هستي؟
به اين عادت کردم
و خسته نميشم
تشنهاي, نه؟
آب ميخوري کثافت؟
چي؟ چي؟ چي؟
چي گفتي؟
ميتوني لبخوني کني؟
دارم با تو حرف ميزنم
ميدونستم که خردت ميکنم
حالا ميرم سراغ شوکلا
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: هانا
اون کاملا شبيه منه
باهوش
چشم بد ازش دور باشه
زنداداش
ميتونم بيام داخل
بله
بايد ازش مراقبت کنيم راجا
داداش کالين دو تا پسر داره
و ميرزاپور فقط يه صندلي رياست داره
...آخرين کسي که زنده بمونه
اون صندلي رو ارث ميبره
و داداش مونا خيلي خوب اين رو ميدونه
براي کسي که خواست براي قدرت پدرش رو بکشه
کشتن برادر ناتني که چيزي نيست
من ازش مراقبت ميکنم
زندگيم رو ميدم
لازم باشه کسي ديگه رو ميکشم
اگه براي حفاظت ازش لازم باشه
...به همه
رهبران بزرگ و همکارانمون خوش آمد ميگم
اين حزب براي وزيرکل درگذشته
مثل يه خانواده بود
...من ميخوام
که مادوري براي جلسه سخنراني کنه
و بعدش همه افرادي که اينجا حاضر هستيم
با هم يه تصميم ميگيريم
...دخترم مادوري
من از بچگي شاهد تلاش پدرم براي اين حزب بودم
به خاطر همين هم هست که حزب به اينجا رسيده
روياي پدرم اين بود که اوتارپرادش رو تبديل به بهترين ايالت هند کنه
اما وقتي ايشون فوت کردن
احساس کردم که همه چيز تموم شده
ميخوام از طرف عموم
از همه شما عذرخواهي کنم
در اين زمان دشواري که قرار داريم
ميخوام يک اسم رو پيشنهاد بدم
بابا
من عروس شما هستم
لطفا به تصميم من احترام بذاريد
چون به دعاي شما نياز دارم
اسمي که ميخوام پيشنهاد بدم
مادوري ياداو تريپاتي هست
دختر اوتار پرادش
قبل از اينکه تصميمتون رو بگيريد
از همه ميخوام که به حزب فکر کنيد
چون در صورت وجود حزب ـه که شما هم هستيد
من تازه پدرم رو از دست دادم
مردم باهامون احساس همدردي ميکنن
حزب شکوفا ميشه
توي انتخابات بعدي
هم ياداوها ازمون حمايت ميکنن و هم براهمنها
چون من رابط مشترک بين اونا هستم
و مهمتر از همه
به خاطر اتهاماتي که به عموم زده شده
اگر يک زن حزب رو رهبري کنه
باعث ميشه شهرتمون رو دوباره به دست بياريم
ديگه حرفي ندارم
اونايي که موافقن
"...تريپاتي, از مرگ"
"پدرزن پسرتون خيلي ناراحت نباشيد"
"از اينکه اون پدرزن پسرم بود ناراحت نيستم"
"ناراحتم چون اون وزيرکل بود"
"و تو اين رو خوب ميدوني"
"بدجور باختم"
...از حالا به بعد
...تو پاي من رو ماساژ ميدي
توي اتاقم
چهار روز در هفته
آکاندا
مادوري از بچگي هم يه سياستمدار بوده
و تو يه تاجري
بهت گفته بودم
سياست خيلي کثيف ـه
چي شده بائوجي؟
چي شد؟
آب
آب، مادر به خطا
چرا اين اينقدر تنده؟
آب بيار
اينقدر هم تند نيست
به نظر خوب مياد بائوجي
يه کم شيريني بخوريد آب بيار
کي اين رو درست کرده؟
هي
آب بياريد مادر به خطاها
آب بياريد
آب مادر به خطا عجله کنيد-
دارم ميارم
...اينهمه
همه کجا مُردن؟
بفرماييد
آکاندا
مادوري وزيرکل ـه
حرکاتت رو درست برنامهريزي کن
...و اداره ميرزاپور رو
از دست نده
بابا
من هم براي مراسم سوگندنامه ميام
چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.