Elite

Elite (Élite)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Elite S07E02 SPANISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Elite S07E02 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Elite S07E02 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Elite S07E02 SPANISH 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Elite S07E02 SPANISH SPANISH 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Elite S07E02 1080p WEB H264-GloriousMongoose
Elite S07E02 480p WEB x264-RMTeam
Elite S07E02 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Elite S07E02 XviD-AFG
Elite S07E02 480p x264-mSD
A Commentary by KiarashNg
🆔 کیارش نعمت گرگانی | FilmKio.Com 🆔

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
480p
480
XviD
Published on: 2023-10-20
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ‫

‫ ‫

‫در واقع دارن همدیگه رو دست می‌اندازن. ‫همین و بس.

‫اگه کمک نخوان، ‫به درد نمی‌خوره.

‫کار من هم به درد نمی‌خوره.

‫که این‌طور. خب، با به تازگی ‫برنامه رو فعال کردیم.

‫باید کمی بیشتر صبر کنیم.

‫خیلی‌خب.

‫عمر، برای تصمیمت در راستای ‫ول کردن تراپی احترام قائلم.

‫صرفا حس می‌کنم ‫بد نیست بگم...

‫به نظرم هنوز خیلی کار داشتیم...

‫و لزومی نداره دوباره دارو مصرف کنی.

‫چه برسه که بخوای تک و تنها مصرف کنی.

‫اگه بهم نیاز داشتی، هوات رو دارم.

‫سلام متئو. حالت چطوره؟

‫راستش، صرفا باید مدتی...

‫تراپی رو کنار می‌ذاشتم.

‫همین و بس؛ ولی ممنون که نگرانمی. ‫خیلی ممنونم.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫- ساموئل! ‫- ساموئل!

‫چه بلایی سرت آورد؟

‫ساموئل؟ ساموئل.

‫ساموئل.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫«الیت» ‫«فصل هفتم، قسمت دوم»

‫- سلام. ‫- سلام.

‫چی آوردی؟

‫لباست رو واسه مسابقه آوردم.

‫بگیرش. مال خودته.

‫منظورت چیه؟ امکان نداره.

‫جول، دوستت داره بهت هدیه می‌ده.

‫درسته. داره شهریه تحصیلم رو ‫هم پرداخت می‌کنه.

‫نه‌خیر، ایوان. نه‌خیر.

‫ولی بدون لباس که نمی‌ذارن شرکت کنی.

‫خب، تو نگران اونش نباش.

‫حیت قصد شرکت نداشتم.

‫پولش رو ندارم.

‫جول.

‫راستش رو بخوای، ‫خیلی دوست دارم باهات بیام...

‫و با همدیگه خوش بگذرونیم.

‫خب، سایزم رو از کجا بلدی؟

‫بلد نبودم. قریب به یقین حدس زدم.

‫می‌رم بپوشمش ‫تا ببینیم...

‫چشمت چقدر نافذه.

‫می‌رم رخت‌کن.

‫نمیای؟ اگه بیای،

‫می‌بینی اندازه‌ام هست یا نه، مگه نه؟

‫- چیزی شده؟ ‫- با منی؟ نه.

‫چیزی نشده.

‫- خیلی‌خب. ‫- چیزی نیست.

‫نه، چیزی نیست.

‫چی می‌خواد بشه؟

‫سلام.

‫عمر؟

‫امان از دستت ایوان.

‫- پشم‌هام. ‫- خیلی وقته ندیدمت.

‫حالت چطوره، ها؟

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫می‌بینم با دوست‌پسرم آشنا شدی.

‫همدیگه رو می‌شناسین؟

‫خب، خودت اینجا چیکار می‌کنی؟

‫اِم، داشتم...

‫قراره مسابقه خیریه‌ای برگزار بشه،

‫واسه همین دارم لباسم رو تن می‌زنم.

‫تو چی؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫صبح به خیر روبرتا. ‫همه‌چی روبه‌راهه؟

‫صبحت به خیر و سلامت.

‫می‌دونم تیراندازی زیر سر تو بوده.

‫نگران نباش. نیومدم اینجا انتقام بگیرم.

‫اومدم بهت هشدار بدم.

‫نباید پای برادرم رو ‫به این ماجرا باز کنی.

‫دیداک به هر قیمتی شده ‫تو این مدرسه می‌مونه.

‫فهمیدی؟

‫خیلی‌خب؛ ولی نمی‌ذارم...

‫باز هم دخترم رو ببینه.

‫من هم از رابطه‌شون خوشم نمیاد، ‫ولی زندگی خودشونه.

‫خودم می‌دونم.

‫مهم‌ترین مسئله نیست،

‫ولی بالاخره خیلی مهمه.

‫آره، ولی نمی‌تونیم به زور کاری بکنیم ایزا.

‫بدنت خیلی آسیب دیده.

‫الان هم داره واکنش نشون می‌ده.

‫از من بشنو، کافیه کمی استراحت کنی.

‫همین و بس، خب؟

‫نگران نباش.

‫چی شده عزیزان دلم؟

‫بچه جون، می‌شه من و دخترم رو ‫یه دقیقه تنها بذاری؟

‫می‌بینمت.

‫واسه چی اومدی اینجا؟ ‫چیکار داری؟

‫اومدم راجع به جزئیات نهایی ‫مسابقه با ویرجینیا صحبت کنم.

‫خب، می‌خواستم واسه تو ‫هم چیزی بیارم.

‫چیز خفنی نیست.

‫می‌خوام تک‌تک حضار پیست مسابقه،

‫بدونن دخترم کیه.

‫یعنی می‌خوای رشوه بدی.

‫واسه همین اومدی اینجا.

‫می‌خوای کدوم یکی از اسب‌هامون ‫تو مسابقه شرکت کنن؟

‫نه.

‫- وای عزیز دلم... ‫- نه. شوخی ندارم، نه.

‫- عزیزم، اون مادیان بهترین اسب ماست. ‫- خودت می‌فهمی چی می‌گی؟

‫اصلا واسه همین مخالفم.

‫براش خطرناکه. سنش خیلی زیاده.

‫طاقت سفر از ایبیزا رو نداره.

‫مگه نمی‌فهمی؟

‫عین عضو خانواده‌مونه. اونش برات مهم نیست؟ ‫حاضری سختی بکشه؟

‫می‌بینی؟ دقیقا واسه همین ‫نمی‌تونم پات رو...

‫به کسب‌وکار خانوادگیمون باز کنم.

‫عزیز دلم، اسب‌ها هم ‫بخشی از کسب‌وکارمونن.

‫اولویت همیشه با کسی‌وکاره، مگه نه؟

‫وای، الان داری بدجوری ‫فازمون رو خراب می‌کنی.

‫- به خاطر مامان فازت رو عوض کن. ‫- نه‌خیر، هیچ کاری نمی‌کنم.

‫تو مسابقه شرکت نمی‌کنم.

‫ضمنا، قسم می‌خورم ‫اگه بلایی سرش بیاد،

‫دیگه تا آخر عمرت ‫من رو نمی‌بینی.

‫سلام.

‫مدرسه نرفتی؟

‫نه، حالم خوب نبود.

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫اِم، هیچی. یادم رفته بود ‫یه سری از مدارک...

‫پخش زده مسابقه رو ‫واسه ویرجینیا ببرم.

‫بعدش می‌ری بیرون؟

‫اِم، آره.

‫اصلا می‌دونی چیه؟

‫براش ایمیلشون می‌کنم...

‫و می‌گم امروز بعدازظهر ‫باهام تماس بگیره.

‫این‌جوری می‌تونم به تو برسم.

‫نه رائول، ویرجینیا رو عصبانی نکن. ‫مدیرمه.

‫تازه، خودم هم دارم می‌رم بیرون.

‫- مگه نگفتی حالت خوب نیست؟ ‫- آره، درست می‌گی.

‫حالت تهوع داشتم،

‫ولی دیگه خوب شدم.

‫کافی بود اولین کلاسم رو نرم.

‫جدی می‌گم، خوبم.

‫مطمئنی؟

‫اوهوم. می‌رم لباس بپوشم.

‫سلام سارا.

‫بله؟

‫نتیجه معاینه بالینیت...

‫قابل قبول نبود و ثبتش کردن.

‫آره. تقصیر خودم بود.

‫بیشتر تلاش می‌کنم.

‫ظاهرا اخیرا خیلی گیجی.

‫پوستت چرا قرمز شده؟

‫چیزی نیست. حساسیتم عود کرده.

‫ظاهرا حساسیتت خیلی شدیده.

‫به چی حساسیت داری؟

‫به چیزهای متعددی حساسیت دارم. ‫به خیلی چیزها حساسیت دارم.

‫جسیکا، بعدا می‌بینمت. ‫دیرم شده.

‫نمی‌فهمم...

‫واسه چی وقتی نمی‌خواستی ‫با لاس انسیناس کاری داشته باشی،

‫مسئولیت این برنامه رو قبول کردی.

‫خب، چون پول می‌دن...

‫و واسه رزومه‌ام تجربه خوبیه.

‫یا نکنه می‌خواستی این‌جوری ‫جاسوسی من رو بکنی؟

‫شاید هم می‌خواستم امنیتت رو تأمین کنم.

‫من بهت اعتماد دارم، خب؟

‫- ولی این مدرسه گاهی آدم رو داغون می‌کنه. ‫- باز شروع کردی؟

‫نمی‌فهمی کارت چقدر کیریه؟

‫ببین عمر. من با تو فرق می‌کنم، خب؟

‫من با تو و دوستانت فرق می‌کنم.

‫من جولم و می‌خوام از این فرصت لذت ببرم.

‫صرفا نگرانتم عزیز دلم.

‫ولی من پدر لازم ندارم.

‫دوست‌پسری لازم دارم ‫که از وقوع...

‫اتفاقات خوب واسه خودم خوشحال بشه.

‫بهم اعتماد داشته باشه، ‫حریم شخصیم رو رعایت کنه...

‫و عین کنه بهم نچسبه...

‫و سعی نکنه کنترلم کنه.

‫پشم‌هام.

‫[دیداک و رفقای مافیاییش رو ‫از مدرسه بیرون کن!!!]

‫ایوان.

‫اِم، اگه دوست‌پسر داشتن من...

‫باعث می‌شه راحت نباشی،

‫کافیه بهم بگی ‫تا مدرسه رو ول کنم.

‫بعد از ترخیصم از بیمارستان،

‫با چیزی جز پرداخت شهریه تو...

‫خوشحال نشدم.

‫به دوست عادی بودن هم راضی‌ام.

‫خب، پس هنوز قراره مسابقه بدیم؟

‫معلومه. خیلی مشتاقم.

‫گمون می‌کنم عمر هم بیاد؟

‫اِم، گمون نکنم بیاد.

‫سرش خیلی شلوغه.

‫چطوری؟

‫سونیا.

‫ممنون.

‫اِم، مرسی که به کسی نگفتی...

‫خودم فیلمم رو پخش کردم.

‫عه، روان‌شناسی معکوس به کار می‌بری؟

‫خودت می‌خوای به همه بگم...

‫که توجه بیشتری جلب کنی؟

‫ببین بچه جون. ‫من مجبورم اینجا باشم.

‫بهت توپیدم. ‫حقت نبود.

More Farsi Persian subtitles for Elite

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left