The first 199 lines.
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک قطار موگن
قسمت اول
هاشیرای شعله
رنگوکو کیوجورو
فرد گم شده
رامن
!خوشمزه است
!خوشمزه است
!خوشمزه است
.هاشیرای شعله، ببخشید که مزاحم غذا خوردنتون میشم
.باشه! اینجا بشین
جناب، از همونی که برای من آوردی !برای این مرد جوان هم بیار
مشکلی نداره؟
!البته که مشکلی نداره !خودم هم یه کاسه دیگه میخوام
خیلی با اشتها میخوری مگه نه؟
.منتظر باش
.هاشیرای شعله، کار دیشبتون فوقالعاده بود
.نه
.چون بعد از فرار شیطان بود
زنی که مجروح شد چطوره؟
.طبق گفتهی دکتر جای زخمهاش باقی نمیمونه
.که اینطور. خوبه که زود تحت درمان قرار گرفت
.بله. به لطف زحمات شما بود
!ممنون برای غذا
این چیه؟
.مهمون منی
!سپاس فراوان
!خوشمزه است
جناب، شرط میبندم اگه توی اوئنو دکون باز کنی !حسابی نونت توی روغنه
تو چه میدونی بچه جون؟
جناب، این روزها کسبوکار چطوره؟
به نظر خودت چطوره؟
.شرمنده
قاتل بار دیگر پدیدار شد جسد مسئول قطار در قطار پیدا شد وحشیانه به قتل رسیده بود
بهخاطر ماجری اون قاتل لعنتی
.ملت دیگه شبها پاشون رو اینجا نمیذارن
احتمالاً از قطار برای حملونقل استفاده میکند
.حتی مجبور شدم کارگرهام رو بفرستم برن
.میگن یه مسئول بلیت کشته شده
تازه، میدونین قطار موگن از خدماترسانی کنار گذاشته شده؟
...شایعات میگن
.تقریباً 40 نفر از مسافرهاش بدون هیچ ردی ناپدید شدن
.اوه... شوم به نطر میاد
...هاشیرای شعله، برگردیم سر دلیل اومدنم به اینجا
.مکان قطار موگن رو پیدا کردیم
موگن
.خبر رسیده مخفیانه به راهآهن خاصی منتقل شده
که اینطور؟
خوشمزه است؟
داریم به سمت قطار موگن میریم؟
.آره
...ولی قبلش
بیا ایستگاهی که جسد مسئول بلیط توش .پیدا شده رو بررسی کنیم
.فوکو، انقدر آه نکش .برو پیراشکیت رو بخور
.باشه
امروز هم مشتری زیادی نداشتیم، نه؟
،میدونم دارم هرروز تکرارش میکنم .ولی بیرون بودن بعد از تاریکی هوا خطرناکه
.فردا میتونی از بعد از ظهر کمک کنی
.چون شیطان فقط شبها بیرون میاد
!مشکلی نبود
.کل منطقه رو بررسی کردم و چیز مشکوکی نبود
!باشه
!هیچ شیطانی وجود نداره
باز هم داری داستان شیاطین رو تعریف میکنی؟
میشه بس کنی؟ !باید هر قدر که میتونم بنتو بفروشم
،باردار بودن مادرم به اندازهی کافی سخت هست
.و شنیدهم مغازهی پدرم هم کارش کساده
چطور غذاهای غربی بپزید
.بهتره اینجور نگرانیها رو به ما بزرگترها سپاری
خودم به مسائل صبح زود و شب رسیدگی میکنم، باشه؟
و اگه قاتله به تو هم حمله کنه میخوای چیکار کنی؟
.خوشحال میشم زندگیم رو برای تو فدا کنم
!مامانبزرگ
!خب، عصر بخیر
ماه امشب خیلی زیباست، نه؟
.من دنبال شیطان میگردم
شیطانی این اطراف ندیدین؟
چـــی؟ به همین سادگی؟
!کیوجورو ساما !زیادی رک و راست هستین
خانم، میتونین چیزی بهم بگین؟
شـ شیطان؟ این دیگه چه مزخرفیه؟ مچـ چی میخوای؟
!بهمون نزدیک نشو
!مراقب باش
،اگه همینطور بلرزی
!پیراشکی عزیزت رو میندازی
!نزدیک نشو
!خوشمزه است
!من به شیطان اعتقاد ندارم
!امکان نداره وجود داشته باشه، خودت هم خوب میدونی
.فوکو، کافیه
.فکر نمیکنم این مرد آدم بدی باشه
ببخشید. حس میکنم بهخاطر ماجرای قاتل این روزها .همیشه استرس دارم
،اگه چیزی که بهم گفتن درست باشه
شما وقتی هوا تاریکه شروعبه کار میکنین و .اون بنتوها رو میفروشین
.نمیتونم بیشتر از این ممنون باشم
.هیچکس نباید به آدمهایی مثل شما آسیب بزنه
!ولی حالا دیگه خیالتون راحت باشه !من به خدمت قاتل میرسم
تو کی هستی؟
!خیلیخب پس
!ببخشید
امم... اگه اشکالی نداره، دوست دارین چند تا بنتو بخرین؟
!فکر خوبیه
!باشه
!همهشون رو میخرم
...ببخشید، هاشیرای شعله
!این هدیهی خوبی برای بقیهی اعضای سپاه میشه
.از اینجا دیگه تنها میرم .ممنون برای زحماتت
.خدانگهدار
اون دیگه چی بود؟
...خوشحالم همهی اون بنتوها رو خرید اما
.بیازود برگردیم خونه، فوکو
.احساس خیلی بدی دارم
.دلم خیلی شور میزنه
مامانبزرگ؟
...کی
تو کی هستی؟
!همونطور که میبینی من فقط یه بنتو فروش هستم
!آدم مشکوکی نیستم
.ولی الان داریم به سمت آشیانه میریم
.بله! متوجهم
.شنیدهم اونجا میشه قطار موگن رو پیدا کرد
.توی اون قطار کار دارم
قطار موگن؟
،اگه دنبال اون میگردی .دیگه توی آشیانه نیست
که اینطور؟
.امروز صبح به تعمیرگاه پیشرفتهای منتقل شد
.اونی که اونجاست
.اه
!خیلیخب، پس اینجا پیاده میشم
چی؟
منظورت چیه پیاده میشی؟
!هی
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک قطار موگن
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک قطار موگن
...قطار موگن
.که اینطور
.گرچه کمه، ولی اثر شیطان هنوز باقی مونده
موگن
!هوی تو
!ورود به اینجا ممنوعه
!سلام
من از طرف ادارهی راهآهن اومدم این .بنتوها رو برسونم
اوه؟
!هی! میگه برامون بنتو آورده
.هی، یکی برای تاتسو ببر .داره توی دفتر استراحت میکنه
.چشم
چرا قطار موگن رو به اینجا آوردن؟
.امکان نداره بدنهش مشکلی داشته باشه
.ملت میگن قطاره آدم میخوره
.نمیدونی چقدر ناراحتمون میکنه
،پس الان که برمیگرده سر خدمترسانی
میخوایم کاری کنیم از اولش هم بهتر بشه .بعد بفرستیمش خونهی بخت
برگرده؟
...آره، فردا شب. برای همین اینجاییم
!شیطان
!شیطان اینجاست
!تاتسو
!همهتون عقب بایستید
!رئیس
...حرومی
!بذار پسره بره
.یه شیطانکش؟ چه مغرور
اوغ! این آشغال چیه؟
.از وقتی شیطان شدم دیگه تحمل غذای آدمها رو ندارم .خیلی چندشآوره
.اون بنتو با عشق درست شده
.نمیتونم ازش چشمپوشی کنم
.وقتی میگم حالبهمزنه یعنی حالبهمزنه
.هی پسر، بوی خونت میگه ممکنه تو هم حالبهمزن بشی
،من فقط آدمهایی که به نظر خوشمزه میان رو میخورم ...ولی اونایی که بدمزهن
!دوست دارم با تمامشب شکنجه کردنشون خودم رو سرگرم کنم
پس قضیه اینه، قاتل؟
.رفتارت توهینآمیزه
...اگه از من خوشت نمیاد پس
!سعی کن بکشیم
...چی
قضیه چشه؟
.تا حالا کسی نتونسته جلوی من رو بگیره
...من از همهشون
!سریعترم
.شرمنده
.تا وقتی پسره توی دست منه نمیتونی من رو بزنی
میخوای ملاحظه به خرج بدمو بکشمش؟
...کـ کمک
!کمکم کنین
!نگران نباش
!هرطوری شده نجاتت میدم
...عمراً. همین دیروز
.یه زنه رو انقدر بریدم که ازش خسته شدم
.که اینطور. حالا میدونم چقدر سریع هستی
.ولی اگه جای تو بودم پررو نمیشدم
،دیشب فکر میکردیم چون ما اومدیم فرار کردی
.ولی ظاهراً حتی متوجه ما هم نشدی
!حداقل درسته که توی فرار کردن سریع هستی
چی؟
.به موقع قربانی دیشبت رو درمان کردیم
.حالش خوب میشه و حتی یه خراش هم روش نمیمونه
.حتی اگه نجات پیدا کنه تا آخر عمرش از ترس به خودش میلرزه
!نمیذارم این اتفاق بیفته
،زخمهای روحش رو هم درمان میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.