The first 200 lines.
!سلام، به همه! من برگشتم
.اين دوست پسرم جوئله
.به شهر کوچيک ما خوش اومدي، جوئل
.اين همه راه اومدم تا بهت بگم دوست دارم
.چيزي که قبل از رفتنم بهم گفتي، يه معني داشت
.اما بعدش انگاري زندگي واقعي ازت ميگيرتش
.زويي هارت قرار نيست يه دوست پسر واقعي داشته باشه
قرار نيست قلب تو رو بشکنه
.و رقصون رقصون به سمت آفتاب بره
.من خونه کالسکه اي رو دادم به دختر عموم لينلي
لينلي کوچولو اينه؟
.لينلي کوچولو يه پرستاره که قلبش شکسته
،حالا، اگه زيادي باهاش لاس بزني
.دستاتو از جا ميکنم
برنامه اي به اين زودي براي رفتن نداري؟
.تو درست مثل پدر و مادرمي
مشکل من چيه؟ .چرا همه از من متنفرن
.تو رقابت رو بردي
من به زويي هارت گفتم که
.تو يه دوست دختر شگفت انگيز داري: من
.انگاري قراره تا ابد با خوشحالي زندگي کنيم
صبح بخير؟
يه لحظه اي بود که وقتي مجبور شدم
،تو بهترين حرکت وابسته به هم نوازي
و اونجا اشاره به يه نسيم شمالي
،که پشه از رو صحنه ها ميگذشت بود
وقتي که حسي مثل
.خود به خود سوزانده شدن نداشتم
مطمئني اينجا مشکلي پيدا نميکني؟
.البته
واقعاً؟
.چونکه اون لبخند رو وقتي پيش مادرمي ميزني
.باشه
.زويي، من دوست دارم
.ميخوام که با تو باشم
.و ديشب، فکر اينکه بيام اينجا خيلي رمانتيک بنظر ميومد
...اما الان، تو
،روز روشن اصلا خنک نيست
...احساس، آم
انگاري داري تو گدازه آتشفشان عرق ميکني؟
.آره، اين يه سازگاريه
ببين، درسته، ميدوني؟
يعني، يه جورايي، تو همون بلوک واسه 10 سال
.زندگي کردم
،ميدوني، جاي قهوه داشتم
.جاي سوشي داشتم
اون يارو که تو دکه روزنامه فروشي بود ميخواست باهام
هر صبح راجب تيم نيکس حرف بزنه
،انگاري راجب ورزش ها ميدونستم .عالي بود
.الان يه کتاب ننوشته شده دارم
.حتي نميدونم ميتونم اينجا بنويسمش يا نه
.ميفهمم
.کلا کنار دريايي
.ايکاش .کنار دريا خنک تره
جوئل، منم وقتي اومدم اينجا
.همين احساس رو داشتم
!اما تو يه چيزي داري که من نداشتم: من
بهت داخل و بيرون و
غذا و نوشيدني رو جاهاييکه سوسمارها
.ممکنه کامپيوترت رو بخورن رو نشون ميدم
.قول ميدم، عاشق بلوبل ميشي
من وسوسه انگيزم
.نه، توحال بهم زني
خب، وقتي که دارم اون کاري که خوشت مياد
.رو ميکنم فکرنميکني حال بهم زنم
،ميدوني
...هموني که !بسه! برو! برو بيرون
ظهر اينجا ميبينمت؟
!نه
.باشه. ساعت يازده و نيم
...سلام
به شخصي که از اينکه
اسمت رو نميدونم وحشت دارم
.فقط "دختر شب گذشته" صدام کن
.باشه
خب، آه، دختر، آم، ممنون
.براي، ميدوني
.آه، عالي بود
.واقعاً واقعاً عالي بود
.اما بايد بري جايي
.و منم همينطور
راه و رسم صبح روز بعد رو قبلاً هم انجام دادم
،باشه. آه، خب .ميتوني دوش بگيري
...و
.واست چندتا تخم مرغ درست کردم
.هيچوقت کسي واسم تخم مرغ درست نکرده بود
.اونقدرا هم سخت نيست .فقط ميزني تا ترک بخورن
...و قاطيشون ميکني، و بعدش
.خب ، روز خوبي داشته باشي
.از آشناييت خوشبختم
.باباي
.خب ، دوستان
!خبر رسميه ، لمونيد با هم زندگي ميکنن
، خب بهم بگين
شما دوتا اون اولين جرقه رو کي حس کردين؟
خب، کي ميتونه فراموش کنه؟
....همين
.شنبه ...تابستون گذشته
.تابستون .تابستون. هميشه راست ميگه
.اوه
خب، ويد، تا حالا
تصور کرده بودي که دلت بخواد با کسي
مثل "لمون بريلند" باشي؟
!هرگز
فقط، فکرنميکردم که
.به کسي مثل من علاقه مند بشه
.اوه .اوه
،و لمون
چه چيز
ويد کينسلا
تو رو مجذوب خودش کرد؟
...خب
حتما ميل من به دنبال کردن
.همه فکرهاي احمقانه ـش بوده
.اوه
اين يعني اينکه بايد همديگه رو ببوسيد
.تو عروسي ها، نه توي جاي کسب و کارمون
.اينجا فاحشه خونه نيست
!يالا
.دلبريتون رو بيشتر ميکنه
!بوس
!بوس !بوس
!بوس! بوس! بوس! بوس
.يالا، بوس
.اين يه فاجعه ـس
.فقط بخاطر اين دورغ گفتم چونکه فکر ميکردم زويي داره ميره
.تو کسي بودي که کل شهر رو باخبر کردي
من نقشه نکشيدم تا کسي فکرکنه .که من ميخواستم با تو قرار بذارم
.من واسه خودم آبرو دارم
.اوه، دختري اينو ميگه که با ميتبال ريخته رو هم
.اين شرمساري شخصي منه
.نميتونم يه دونه عموميش رو هم داشته باشم
ميدوني که چقدر سخت تلاش ميکنم
.تا مرد درست رو پيدا کنم
.بزار اينو همين الان تمومش کنيم
!ما نميتونيم اينو الان تمومش کنيم
.همه ميخوان که ما باهم باشيم
.ما بايد عمداً راز نگهداري کنيم
خب، بزار
،اين مداد رو بردارم و بنويسم که
.چطور ميخواي يه رابطه دروغي رو حل کني
.خب، باشه
.قدم اول: ما اعلام ميکنيم که مشکلات داريم
:قدم دوم
.يه دعواي نمايشي راه ميندازيم، و تمومش ميکنيم
:و قدم سوم
،هر کي ميره پي زندگي خودش
و اميدوارم همه اينجا
.فراموشي داشته باشن
!بوس! بوس! بوس
.قدم چهارم: يکم دهان شويه بگير
.و اونها همديگه رو بوسيدن
مــتــرجــم : رضــا آنــارکــي Reza AN@RCHY
: ويراستار BehrOOz
،وقتيکه لمون صاحب خونه جاده اي بشه
اونوقت فقط دير و زود داره تا
با خدمتکار شروع به قرار گذاشتن بکنه
اين يعني چي؟
لمون با کي قرار ميزاره؟
.ويد کينسلا
.در ضمن، لطفا ديگه از ما آمار نگير
ويد کيسنلا؟
.اون هيچ وقت با ويد کينسلا قرار نميزاره
.اوه، اونا ديشب خودشون به کل شهر خبر دادن
،لمون ديگه يه دختر کم رو نيست
.اما ازش اينقدر رو انتظار نداشتم
مغازه کره فروشي جائيکه ميتوني
.شيريني هاي اصلي و قهوه ـت رو بگيري
.اوه
نون هاي بيگل چطور؟
.اينجا بهشون ميگن کلوچه هاي انگليسي
.تام، هي! اين دوست پسرمه .جوئل استيونز
"زنجيره سوگواري" .هميشه کتاب مورد علاقه منه
.من از اينترنت خريدمش چون فکرميکردم راجب حشره هاس
،و وقتي که خوندمش ،ازش خوشم اومد
.اين راجب حشره ها نيست
،و بعدش اينطوري شدم
.اين راجب همه چيزه
کمتر از 45 تا سوال دارم
.که دارم ميميرم تا ازتون بپرسم، آقاي استيونز
.خب، آره، خب، حتما
.و من جوئل هستم
!آه
.ميرم واسه خودمون چندتا قهوه بگيرم
!اوه
!زي بزرگ
.خوشحالم دوباره بغلت ميکنم
چه خبرا؟
.اوه، فقط دارم سعي ميکنم جوئل رو عاشق بلوبل کنم
.اون، دوست من، کنايه داره
.مثل من، يه نيويورکيه
.احتياج داره که با مردم ارتباط برقرار کنه
،ميدوني، واقعاً باحال، مردم شگفت انگيز
.مثل، بهترين، بهترين، بهترين دوست من
.بيشتر نگو
.شب شام تو مزرعه شهردارها
.آنابث و من فرش قرمز پهن ميکنيم
.تو بهتريني
اوه، شايد بخواي که واسه صبحونه
.ببريش رمر جمر
No comments yet. Be the first to leave one.