The first 158 lines.
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
داریل
چیشده؟
وقتی داشتم به درخواستا رسیدگی میکردم .به معرکه ترین آدم برخورد کردم
یه آدم معرکه؟
ایشون قهرمان پیشین، آلانتسیله
قهرمان آلانتسیل؟
داریل! خوراکی من کجاست؟
.میدونی، اونی که خانمت برام درست کرد
چیشده؟
.آقاجون، ممه هات بیرونه
خاک عالم
بانو زبیانتس دیگه برنمیگرده خونه
ش-شرمنده
بیا اینجا
چیه؟
از جونت سیر شدی؟
اون آلانتسیله خفن ترین قهرمان تاریخ
آلانچی؟
سوختگیاشو دیدی، مگه نه؟
گرانبارزا-ساما زندان آتشینِ فریادِ سوزان ابدیشو استفاده کرده
!اونجوری زخمی شده
از اون ضربه جون سالم به در برده؟
حالا میفهمی؟
اون یه ماشین جنگیه که نه اشک داره نه خون
...هر حرف نچشیده ای
آ-الانتسیل-ساما؟
...م-مراقب
بیا، باهام دست بده
باش...
آلانتسیل-سامائه
ایول
اون قهرمان پیشینه
نگاش کن، چقد بالایی
!بازم! بازم
چی؟
ا-انگاری یه پارک با تم قاتل بی رحمه
حتما خسته شدید
شرمنده. مزاحم صحبتتون شدم
اوه نه اصلا
...ایشون یکی از آشناهای من و
بیا، باهام دست بده
ا-این معرکه نیست، زِبی؟
آلانتسیل-ساما لطفا اونجا روی کاناپه بشینید
چه پیرمرد مهربونی
با آدما مهربونه
لطفا همین که فرصتی گیرت اومد بزن به چاک
...چیزی که نگران کنندست اینه که
اون میتونه انرژی جادویی رو حس کنه
لطفا تا قبل از رفتنت از روستا .از جادو استفاده نکن
باشه، باشه
بعد از خوردن خوراکیایی که خانمت واسم درست کرده میرم
راحت يه نفس
بعد از اخراج از تو سی سالگیم ارتش پادشاه شیطانی
:مترجم
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت 9
.داریل دیدار تجدید
معذرت میخوام که زودتر خودمو معرفی نکردم
.من شهردار، داریلم
...پس
چی باعث شده تشریف بیارید اینجا؟
شنیدم که شاگردم لیدی یه مدته که بهتون زحمت میده
واقعا شرمنده ام
سفر من برای غلبه به شاه شیطانی طولانی شد
نیازی به عذرخواهی نیست
منم که مقصرم
چی؟
تو فرستادنتون عجله کردم
حالا که این زخما خوب شدن
فکرمیکردم همه ی چیزایی که فراموش کرده بودم بهت بگمو یادت دادم
یعنی بازم میتونم زیرنظر شما تمرین کنم آلانتسیل-ساما؟
بله
عالیه
بانو زبیانتس میتونه ازون فرصت .واسه فرار استفاده کنه
پس بذارید زمینای تمرینمونو نشونتون بدم
شهردار، قبلش یه چیزی بگم
جانم؟
از یه خرده پیش من یه حضور مشکوکی حس میکنم
جان؟
آنیکی؟
اوه
اون قوی ترین ماجراجومونه
به من نگاه نکن. به قهرمان پیشین نگاه کن
کلی چیز یاد میگیری
بله، قربان
با یه نبرد واقعی آموزشت میدم
بله، قربان
هروقت آماده بودی حمله کن
اون همزمان با امضا دادن جاخالی میده؟
خب همونطور که میبینی نمیتونم بچه هارو منتظر بذارم
منظورش از"نبرد واقعی" چی بود؟
اون فقط داره باهاش بازی میکنه
اینکه لیدی انقد درمقابلش ناتوانه
ممنون
بنظر میاد تو تمرینات تنبلی کردی
مهارت شمشیرزنیت به صورت قابل توجهی پیشرفت کرده
پیش کی آموزش دیدی؟
داریل انقد مهربونه که بهم درس داده
شهردار؟
اگه بخوام بگم به جز شما اون .قوی ترین کسیه که دیدم
لازم نیست اونجوری تحریکش کنی
که اینطور
وقتی یه نفر واقعا قوی میشه
تشخیص قدرت واقعیش سخت میشه
چون همچین آدمایی سعی میکنن قایمش کنن
شهردار داریل، میخواستم ازت درخواست کنم باهم بجنگیم
میشه قدرتی که باعث میشه شاگردم اینجوری دربارت بلبل زبونی کنه رو نشونم بدی؟
...نه من یه ماجراجوی بازنشسته ام
...آره. شهردار حرف نداره اما بازم اون
در مقابل قهرمان پیشین عددی نیست
هی! آنیکی منو دست کم نگیرید
همتون میدونید چقد قویه
اما حریفش فقط یکم سرسخته درسته؟
آره
...ق-قوی ترین
آنیکی منه
چاره ی دیگه ای ندارم نه؟
بدبخت شدیم
حالا که دارم باهاش رو در رو میشم
قهرمان پیشین ترسناکه
ب-ببخشید
...قبل ازینکه انجامش بدیم
هیشکی نمیتونه با یه شکم خالی بجنگه
بیاید اول نهار بخوریم
آره، درسته
این چیه؟
گفتم که بهش میگن کوفته برنجی میگوی تمپورا
یک طعم چرب از برنج که کمی سفت تر از حد معمول پخته شده، به آدم"سلام" میکنه
و میگو با یه احساس دهانی خوشایندِ .تپل و لطیف احوالپرسی میکنه
ح-حالتون خوبه؟
فقط یکم سر دلم سوز میزنه
دیگه نمیتونم غذاهای چرب و چیلی بخورم
خیلی شرمنده ام. لطفا .خودتونو مجبور به خوردن نکنید
نه این خوشحالم میکنه. خیلی وقت بود که دیگه ازین خبرا بود
خوردن غذایی که یه نفر برام بسته بندی کرده
اونا بودن که قهرمان پیشین آلانتسیل-سامارو تبدیل به
یه هیولای بی رحم کردن
...میگم
جانم؟
میخواید یه چیز سبک و گوارا واسه شام بخوریم؟
.همونطور که فکرشو میکردم .اون اصلا ترسناک بنظر نمیاد
...خب حالا که قول دادم
راه میوفتم و برمیگردم خونه
اوه
تعریف از خود نباشه، خوب گرفتمش
گمونم شاید یکم جایزه از خانمه بگیرم
چ-چیشده؟
چ-چخبره؟
...تو، دختر
پس تو یه شیطانی؟
حس کردم که با بقیه فرق داری
اما، شهردار، باید مسابقمونو بذاریم واسه بعد
الان باید از شر شیطان خلاص بشم
...حتی اگه شیطان باشه
...گرفتن جون یه شخص تو این روستا
No comments yet. Be the first to leave one.