The first 175 lines.
کوری؟
کوری؟
!کوری! کوری
کوری؟
.کوری
.آره. نه، چیزی نیست چیشد؟
.کوری. کوری
کوری؟
.خیلی متأسفم
.میتونم انجامش بدم
.میتونم درستت کنم
.درست میشه .میتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
کوری؟
کوری؟
انجام شد؟
.نه
و لیاندرا؟ - .تو سردخونه است -
.مثل کوری ولچ .مرده
.فرستادیش من رو بکشه
.یعنی ازم میترسیدی
کاش ده سال پیش میفهمیدم .واقعاً چی هستی
اینطوری زحمت زیادی رو .از دوش جفتمون بر میداشتم
کاش دلیل واقعیای که این شهر .فاسده رو میفهمیدم
.به خاطر توئه
.پس درستش میکنم
.میکشمت
.پس مستقیم بیا - چرا؟ -
تا برادرت بتونه مرگت رو نگاه کنه .قبل از اینکه اون رو هم بکشم
ساکنین جزر و مد
.آره
مدت زیادیه سعی داشتم .از شرش خلاص بشم
.ممنون
،برای تو انجامش ندادم .آقای استولین
چه خبره؟
اون شریک کاریته که .اونجا دست و پاش رو بستی
.حالا یه شریک کاری جدید دارم
و از ما چی میخواد؟
آقای استولین چیزی که ما میخوایم .رو میخواد. که مادران رو ببینیم
قراره سایرنها رو به یه غریبه نشون بدی؟
.بله
،پولش رو میگیرم .و از شرش خلاص میشم
میدونی، نمیتونیم همینجوری .آدم بکشیم و آدم بکشیم
.باعث میشه بهتر از اونها نشیم
.بهتر از اونها هستیم
.ما غیرقابل جایگزین شدن هستیم .اونها نه
کی دلش برای یکی دوتاشون تنگ میشه؟
.چنین حسی رو به آگی نداری
ولی به هرحال قراره بکشیش .برای استولین
برای احساسات داشتن از .خیلی چیزها دست کشیدم
و کل چیکار میکنه وقتی بفهمه برادرش رو کشتی؟
.دیدی میخواد چیکار کنه
.میخواد بمیرم
.و دیدی من میخوام چیکار کنم
،باید بین این دختر که از وقتی برگشته
،باعث هرج و مرج شده
و منی، که پیدات کردم، و بزرگت کردم .و بهت اهمیت دادم یکی رو انتخاب کنی
و تنها کسی هستم که میتونه .مادرت رو برگردونه
.انتخاب کن
لامار رو دیدی؟
.متأسفم
.عیبی نداره
حالا چی؟
.میریم
.به محض امکان
.مامان
.آدریل سعی کرد من رو بکشه
.آگی رو گرفته - چرا؟ چی میخواد؟ -
.فکر میکنم میخواد من رو بکشه
.خدایا .نباید این اتفاق میافتاد
تو استولین رو آوردی تا از شر ساکنین جزر و مد خلاص بشی؟
.وای
.خب، چه گندی بالا آوردی
،تبریک میگم ،حالا باهمدیگه کار میکنن
.آدریل و استولین، و آگی رو گرفتن
.و همهاش تقصیر توئه
.میخوام برش گردونی - .میخوام همینکار رو بکنم -
و میدونم بیشتر از هرچیزی .چی میخواد
باید بدونم چه اتفاقی برای بابا افتاد .شبی که مرد
چی پیدا کرد؟
قطعات قدیمی سفال شکسته .تو یه محمولهی مواد
باهاش چیکار کرد؟ - .نمیدونم. هرگز چیزی بهم نگفت -
.تو کسی بودی که بهش اعتماد داشت
.یه چیزی برات آوردم
.بیا
!ممنون
.دربارهاش به مادرت نگو
یا جعبهاش، باشه؟ .راستش باارزشتره
.نمیخوام پرتش کنه فقط مخفی نگهش دار. کل؟
.جدی میگم
.کوسههای زیادی اطراف هست
.آدم باید مراقب باشه
چرا توقف کردیم؟
.فقط باید یه کار دیگه انجام بدم .الان بر میگردم
.کیر توش
سلام؟
با خودت چی فکر میکردی، مورداک؟
دیدی جسد پت رو آب آورده و تصمیم گرفتی نگهش داری؟
واسه ضمانت؟
خب، گفتم اگه یه وقت ،مخالفتی داشتیم
نمیخوای به آگی نشون بدم .چطوری پدرش رو کشتی
دوستت لامار کجاست؟
.همه چیز رو دربارهتون میدونم
این همه سال جلوی .رشد سرطانت رو گرفته
.خیلی وقته رفته
.حرفت رو باور نمیکنم
کجاست؟
.بدون تو زیاد دور نمیشه
میشی، لامار؟
هیچکدوممون مدت زیادی نمیتونیم .از اینجا دور بمونیم
.ولش کن
.برای اون خیلی دیره
،ببین به کی تبدیل شدی .آدریل
،وقتی مردمت هم متوجه بشن .کارت رو تموم میکنن
!برو
خب، این علامت خوبیه یا بد؟
مگه قبل از بستن چشمهای زندانیها
بهشون سیگار نمیدن؟
.نمیدونم
.گوش کن
...آدریل
.میدونم چه حسی بهش داری
.میدونم هر کاری براش میکنی
ولی این؟ .زیادی ادامه پیدا کرده
.خودت میدونی - .هیچوقت نمیدونی کِی زیادی پیش رفته -
.تو میدونی چی هستی
.یه مادر داری
...من و تو
.خیلی فرق داریم
.ولی جفتمون کل رو دوست داریم
چش شده؟
بیشتر باید .نگران خودت باشی
سخته با دست بسته از یه استیک دندهی .خوب لذت ببری، سوماج
.جبران میکنم
یکم این طنابها رو شل کنی؟
.به خودت زحمت نده، سوماج
میخوای من رو بکشی؟
.نمیخوام
.فکر میکردم میخوای در امان باشی
فکر میکردم میخواستی اینجا رو .راز نگه داری
.داشتم برات فراهمش میکردم
.هر چیزی که میخواستی رو
پس، چرا استولین؟
.فقط پولش رو میخوام
.ولی بیشتر از چیزیه که تو بتونی بدی - .اصلاً بهم فرصت امتحان کردن رو نمیدی -
.وقت نیست
چرا؟
چی اینقدر مهمه که اونقدر پول نیاز داری؟
...آگی
تو در باارزشترین آبهای دنیا .ماهی میگرفتی
باارزش؟
.ما از این کلمه استفاده نمیکنیم
چیه، فکر نمیکنی نمیدونیم چی اون بیرونه؟
فکر میکنی صداشون رو نمیشنویم؟
.باارزش نیستن
.کابوس هستن
و خیلی وقته افرادی .مثل من رو میکشتن
و بچههایی .مثل من به دنیا آوردن
.یا مثل کل
،فرقش اینه اون پر از نفرت نیست .بر خلاف تو
.داری کنترلت رو از دست میدی
.بیخیال این فرصت نمیشم
.افرادت شاید برنامههای دیگهای داشته باشن
!جرئت نداری بهش صدمه بزنی
.سلام - .سلام -
.منتظرت بودم
از مادرمون چندتا .نقاشی دیگه کشیدم
.اونجا هستن
.اومدی برادرت رو نجات بدی .توی خونه است
.به کمکت نیاز دارم
این چه ربطی به آگی داره؟
...فکر میکنم اون کسیه که - .تویی -
.تو کسی هستی که به کشتنش میدی
.صبرکن! نرو
.فقط یه چیز میخوام
.خواهش میکنم، جیلز .باید اینطوری بشه
No comments yet. Be the first to leave one.