The first 200 lines.
زیرنویس
و
ترجمه
K
o
n
a
n
_
S
A
n
i
m
W
o
r
l
d
.
N
e
t
کانگاما ناخترد
نزدیک نشید
فوکوشیمای زیبا
ها ؟ داغون ترین نتیجه رو تو بررسی ها گرفتم ؟
خط داستانی خسته کننده س
. آره ، همینطوره
، کامنت هایی که خواننده ها گذاشتن بدتر از ایناس " گرافیک رو دادی دست بچه های محل "
، " شخصیت ها نقش شلغم رو بازی میکنن "
. داستان چرت تر از این ندیدم "، از این حرفا "
. تا حالا تو زندگیم همچین دختر دبیرستانی تخیلی ندیدم
دختران اوچیبا
دخملان دبیرستانی
. " دیگه اینکه میگن " تا حالا تو زندگیم یه همچین دختر دبیرستانی تخیلی ندیدم
هیچوقت
. نوسنده باید یه کوچولو بیشتر واقع گرا باشه ، " اگه میشه لطفاً "
آمیساوا
الو ؟
گوشی دستتونه ؟
الو ؟ کائوس - سنسی ؟
... اما من یه دختر دبیرستانی ـم
. تازه بیشتر از این حرفا
" عنوانش رو که دیگه نگو "
". داستان نخ نما تر از این نبود دیگه "
... ببخشید که انقدر مانگام زیقی ـه
. " شخصیت اصلی داستان اصلاً تو باغ نیست "
. " ببخشید اینو میگم ولی خیلی داغونه "
... بابت همه چی ممنونم
! هی ، صبر کن
... این دختره رو مثل آب خوردن میشه ایستگاه کرد
. اما یه استعدادهای منحصربفردی هم داره
. با اینحال ، تا دقیقه ی آخر خودشُ نمیبازه
، کائوس - سنسی
... اگه علاقه داری
بونهوشا خوابگاه مانگاکاهای خانم
! خوابگاه دنبال متقاضی میگرده
یه خوابگاه مختص مانگاکاهای خانم ؟
. بله
. تو یه کم زیادی خجسته ای
برای همین میخوام با چند تا مانگاکا آشنا بشی تا بتونی . یه کم از طرح هاشون الهام بگیری
، نیازی نیست همین الان جوابت رو بگی . ولی میخوام بهش جدی فکر کنی
! میرم
اِ ، حالا میخوای یه کم بیشتر فکر کن ، ها ؟
! میام ! به نظرم کنار چند تا مانگاکای دیگه بودن همچین بد هم نباشه
... اما ما به رضایت نامه والدینت هم نیاز داریم
! مامان ؟ میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
. وای ، چقدر عالی میشه " . آره دختر گلم ، چرا بگم نه ؟ " بخدا مامانم همینو گفت
... عجب
. الان که دیگه خودت فهمیدی ، دفعه بعد کاغذ بیشتر بیار
، بازخوردها همینجور داره بهتر میشه . همینجور به کارت ادامه بده
، چقدر خوشحالم که دارن انیمه ـش رو هم میسازن
. اما همزمان مانگاکا بودن و مدرسه رفتن خیلی واسم سنگینه
. باید یه کم جون بگیرم
. الهی بمیرم
. فکر کنم تو قبل از ماها پیر بشی ، ریوکی
. همینو بگو والا ، سو - چان
. انقدر خوشحالم که هر روز میتونم مانگا بکشم
، با این صبر و حوصله ای که تو داری . دیگه داری میشی یه پا پسر
. من که مشکلی باهاش ندارم
. نه ! دیگه اونوقت نمیتونیم انقدر بهم نزدیک باشیم
برداشتت همینه ؟
. اوه ، خوش اومدی
. ما برگشتیم
. ما برگشتیم ، خانم
راستی ، هفته ی دیگه 2 تا هم خوابگاهی جدید بهمون اضافه میشه . دلم میخواد باهاش خوب باشین
. باشه
. تازه کارن
بچه های جدید ، ها ؟
. خیلی دلم میخواد ببینم چجورین
... یه خوابگاه مانگاکاهای خانم
. چه باحال
! خوابگاه مانگاکاهای خانم دنبال متقاضی میگرده
! اما من خیلی استرس دارم
نمایش کائوس اپیزود 1
! هی ، ناخن هات خیلی خوشگله
! چه دقتی داری
! دستبندت هم خیلی نازه
. اکسسوری های این مغازه خیلی ارزونن
. آه ، میخوام برم
. منم
! عمراً من نمیتونم با کسی اینجوری حرف بزنم
، یا ، حالا که اینجا یه خوابگاه مانگاکاهای خانم هستش
... حتماً آدم های هدفمند زیادی توش هستن
نمایش کائوس قسمت 2
تازه کاری ؟
شرمنده ، ولی برای اینکه بتونید از این سالن . استفاده کنین باید یه مانگا در حال چاپ داشته باشین
چرا نمیری تو اتاقت این نسخه ی دستی از دور خارج شده رو تمیز کنی ؟
... ببخشید
. صبر کن ، صبر کن ، صبر کن
، اونا همشون عاشق مانگا کشیدنن
. از این لحاظ با من فرقی ندارن
نمایش کائوس اپیزود 3
. یه رَدی دیگه
... من
. نمیتونم
بانک مانگا بونهوشا
دوران مانگا
. دپارتمان مقاله نویسی خیلی نزدیکه
... بازم واسه من راه ِش خیلی دور ـه
... اما
. بـ ... باید تمام تلاشم رو بکنم
. میخوام تمام تلاشم رو برای مانگاکا شدن بکنم
اینه ؟
اگه به تازه کارا اجازه ندن وارد بشن چه خاکی به سرم بکنم ؟
اوه ؟ چی شده عزیزم ؟
گم شدی ؟
... نـ ... نه . اینجا همون
تو یکی از طرفدارهایی ؟
. همینجوری نمیتونی وارد اینجا بشی
... نه
. ببخشید ، آخه شنیدم که یه دختر دبیرستانی داره میاد
، میدونم که این اواخر مانگاکاهای خانم جوون زیادی اومدن
. اما فکر نمیکردم که بچه دبستانی ها رو هم بفرستن
من دبیرستانی ـــ
، اینجا دخترایی هستن که سری مانگا هم میکشن
. باید تمام تلاشت رو بکنی
. حتماً یه چیزی ازت دیدن که انتخابت کردن بیای اینجا
... اما من دبیرستانی هستم
. حتمی چون اینجا خیلی جای قدیمی ـه باید هول کرده باشی
، توش بازسازی شده ، اتاق هاش خیلی بهتر از ظاهرشه
. البته قرار شده که تقریباً تا یکسال دیگه کل مجموعه رو بازسازی کنن
. احتمالاً تو آخرین دختر خانمی هستی که به ما ملحق شده
... که اینطور
. خیله خب ، اینم اتاقت
. موفق باشی
! مرسی
! یه نفر اینجا خیلی خوش بحالشه
! کـ ... کسی اینجاست
. اوهوم ، این اتاق مشترکه
مشترک ؟
! هیچکی نگفته بود
اتاقم قراره با یه نفر دیگه مشترک باشه ؟
. من کویومه هستم ، مانگاهای شوجو میکشم
. خوشوقتم
! ببخشید که مزاحمت شدم
! نه بابا این چه حرفیه
. منم همین امروز اومدم اینجا
! اما انگار اسباب اثاثیه رو براه کردی
اسمت چیه ؟
. مـ ... من موئتا کائوروکوـم
، اسم هنریم کائوس ـه . و مانگا 4 پنل میکشم
کائوس - چان ، ها ؟
. تو خیلی فسقلی و بانمکی
دونات میخوای ؟
! اوه ، ببخشید
دونات دوست نداری ؟
! نه
... اوم
. راستش تا حالا کسی باهام اینجوری صحبت نکرده بود
، قبل از اینکه این دونات رو بخورم
. میخوام اینو 10،000 بار بکشمش تا هیچوقت فراموشش نکنم
! ایول پشتکار
. اما فیزیک بدنم نمیزاره راحت مانگا بکشم
جدی ؟ چرا ؟
. من خیلی کوتاهم واسه همین نمیتونم کاراکترهای خوش قد و بالا بکشم
! این که خیلی بانمکه
! اما بدن خفن داشتن خیلی مهمه
... میخواستم یه شخصیتی بکشم که مثلاً یه مدلِ و بدن خیلی خفنی داره ، اما
از دیدنت خوشوقتم
! جان
صورتت خیلی ریز نقش ـه
. خیلی دستپاچه بودم و آخرشم اینجوری شد
! خدایی خیلی باید دستپاچه شده باشی
ادیتورت واست کامنت میزاره ، کویومه - سان ؟
... آره ! اینو گوش کن
! دلم میخواد یه رابطه ی خیلی افلاطونی رو تجربه کنم
! خیلی بانمکه
مشکل طراحیش چیه ؟
... خیلی در مورد شخصیت دختر داستان تعریف شد ، اما
! اِ
. من تو طراحی شخصیت های پسر کارم افتضاحه
. با من بیا سر قرار
بمب
... چقدرم داغونه
. منظورم اینه که ، خیلی خاصه
، طراحی شخصیت های دختر خیلی کیف میده
. اما شخصیت های پسر رو اصلاً بلد نیستم
ادیتورم میگه که انگار تا حالا تو عمرم پسر ندیدم
No comments yet. Be the first to leave one.