From Dusk till Dawn: The Series

From Dusk till Dawn: The Series

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

From Dusk Till Dawn the Series S01E05 HDTV-QCF
From Dusk Till Dawn the Series S01E05 HDTV-mSD
From Dusk Till Dawn the Series S01E05 Self Contained HDTV
From Dusk Till Dawn the Series S01E05 WEB-Dl-BS
From Dusk Till Dawn the Series S01E05 WEBRip XviD-EVO
From Dusk Till Dawn the Series S01E05 Self Contained WEBRIP WEB-DL
A Commentary by SICARIO
♦ S!CAR!O | CyrusGreat ♦ [TvCenter]

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2014-04-12
Downloads: 48
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

....آنچه گذشت

"جني"

در حال حاضر شايعات برآمده از پليس حاکي از اينه که

برادران "گکو" متواري شده اند

پليس محلي و سازمان امنيت ملي سر نخي از اتومبيل آنها در دست ندارند

بهترين خبري بود که امروز شنيدم - برادران "گکو" مهارت خاصي در ناپديد شدن دارند -

از پس از سرقت از بانک ...به گونه اي گريختند که

...آن هم با 30 ميليون دلار

و متصدي بانک "مونيکا گارزا" رو ...به عنوان گروگان

تو اين خوش رکاب جعبه کمک هاي اوليه هم داري؟

بذار همين اول يه چيزي رو برات "روشن کنم "جيکوب

تو اين سفر کوچولو

، فقط به يه ساز ـه که مي رقصيم

و اينطوري هم نيست که يه بار حرفِ من باشه يه بار حرفِ تو 99 Bottles Of Beer On The Wall ] [ آهنگ مشهوري از مردم آمريکا در سفر مي خوانن

بلکه حرف ، حرفِ منه

، پس اگه ميگم بپيچ تو هم مي پيچي

اگه گفتم حرف نزن ، حرف نمي زني

ولي اگه ازت جعبه ...کمک هاي اوليه خواستم ، تو هم

ممنونم

جيکوب فولر" بودي ، هان؟" کشيش پس

گمونم اون قضيه آتش جهنم و عذاب دوزخ که تو مسافرخونه

در موردش حرف مي زدي بخاطر همين بود ، هان؟

حتما اين مناجات رو شنيدي که

جواب بدي رو نبايد با بدي رو داد

البته من انجيل عهد عتيق رو بيشتر ترجيح ميدم

ولي خب پدر اين قضيه قراره خيلي خيلي ساده پيش بره

، تو "آکونا" به گذرگاه مرز مي رسيم

، پاسپورت ـتون رو نشون ميدين

، يه لبخند مليح و قشنگ بهشون مي زني

و اون وقت از مرز رد ميشيم

من و "ريچي" با رفيق ـمون تو مکزيک معامله ـمون رو تکميل مي کنيم

و بعدش راهمون از هم جدا مي کنيم

به هيشکي هم آسيبي نمي رسه بهت قول ميدم

پس اون متصدي بانکي که تو "ابلين" گروگان گرفتي چي؟

قول داده بودي؟ اونم به

...آره ، خب

نمي دونستم بلدي سکوت هم بکني

بذار يه کاري کنم بيخودي نفست رو هدر ندي

نيازي ندارم که بهم قول بدي خونواده ـم در امان ميمونن

چون خوب مي دونم همچين چيزي ميشه مي دوني از کجا؟

چون اوني که الان پشت فرمون ـه ، منم

و اينو مأموريت خودم تنها مي دونم

...که هممون رو از مرز رد کنم

...اونم نه بخاطر تو و پولات

بلکه بخاطر اون دو تا آدمي که از دار دنيا برام مونده ، اينکارو مي کنم

من يه سارق حرفه ام نه قاتل

نگراني من تو نيستي

کي؟

"هي " ريچي

ميشه يه جا بشيني؟

و آروم بگير

از اينجا به بعد ديگه بايد بي سروصدا سفر کنيم

تـي وـي سنتر » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

'S!CAR!O | CyrusGreat' مـحـــمــد رضــا و حـــمـــيد

از غـــروب تــا طلــوع

فصل اول - قسمت پنجم خود دار

گمونم طبق معمول قراره ديرتر بشه

من يه مشکلي دارم

دوست داري بدوني مشکلم چيه؟

شرمنده ، گفتي تو مشکل داري؟

تو شيريني فروشي مورد علاقه ـم نشستم

دارم به کلوچه مورد علاقه ـم زل مي زنم

ولي نمي تونم بخورمش

نه بابا؟ خب پس يکي به نفع من

ميگم نمي تونم بخورمش

چونکه تو و اون برادر حرومزاده ـت

و اين همهمه رسانه اي که با گندکاري هاتون راه انداختين

!اشتهام رو از بين برده

خيله خب ، خيله خب آروم باش رفيق

درست وقتي که فکر مي کردم

ديگه نمي تونين ...به کارام گند بزنين

افرادم بهم گفتن که يه تکاور دنبال ـتونه؟

کارلوس" ، کمک نکردن هاي تو بوده"

که کار مارو به اينجا کشونده

حقيقت ـش ، ديگه دارم فکر مي کنم بهتره يه تجديدنظري تو حق کميسيون ـت کنم

مي دوني گمونم 10 ميليون دلار

واسه کارايي که بايد مي کردي و نکردي ، پول زيادي ـه

و چطور مي خواين بدون کمک من وارد مکزيک بشين؟

...همون طوري که تا الان ـش پيش اومديم

خودمون راهش رو پيدا مي کنيم

تکاور ـه چي؟

...خب

ترتيب اونو هم قبلا دادم

يه تکاور مثلِ يه سگ هار ميمونه

همين که يه بار دنبالتون بيوفته ديگه نميشه از شرش خلاص شد

واقعا بابت اين قضيه متأسفم - "بي خيال "هنک -

دستور کلانتر ـه

بايد ازت آزمايش بگيريم

نيازي نيست ، واضح ـه اين حرومزاده به مُخش ضربه خورده

کلانتر - بهتره اول يه نگاه -

که گندي که زدي بندازي تکاور

البته ديگه تکاور هم نبايد صدات کنم

، اگه چيزي در اين مورد گزارش کرده بودم

تا غروب ديگه اون ستاره رو لباست نبود

اين سومين بار ـه که ، از دستورات مستقيم من سرپيچي مي کني

و تقريبا نزديک بود بخاطرش دو نفر رو به کشتن بدي

مي خواي بدوني چرا "ارل مک گرا" با وجود

اينکه گاهي اوقات از قوانين من سرپيچي مي کرد ، تکاور بهتري بود؟

بخاطري که حد خودش رو مي دونست

و پسر تو از حد خودت خيلي فراتر رفتي

و درنتيجه ـش بيشتر از هرکس ديگه اي به برادران "گکو" نزديک شدم

"ببرش "آستين

بهتره بذاريم دادگاه نظامي

تصميم بگيره باهاش چيکار کنند

يالا

داري چه غلطي مي کني پسر؟

اصلا شنيدي بهت چي گفتم؟

"اصلا اشتباهي نکن "فردريکو

...خوب مي دونم الان چه حسي داري منم حال تو رو داشتم

راستش رو بخواي ، اونم چند بار

اونجا تنها و نااميد هستي

و رفيق هات هم کمکي بهت نمي کنند

ولي نمي توني دنبال خيال هاي واهي ـت بري

و فکر کني مي توني همه کارا رو تنهايي بکني

اينطوري واسه هيشکي فايده اي نداره

، چون که "فردريکو" يادت باشه تو تنها نيستي

تو هم عضوي از يه تيمي

...و هيچ وقت نبايد به تيم ـت پشت کني

يا حتي بدتر از اون ، خودتُ بالاتر از اونا تصور کني

هيچ وقت عليه هيچ تکاوري نشو

هيچ وقت

"يالا "فردي

همين جا وايسا

گمون نکنم تو ماشين نيازي به اينا باشه

"ممنون "هنک

فقط به کلانتر بگو مجبورت کردم اينکارو بکني

چي؟

"متأسفم "ارل

آم...ببخشيد؟

اسکات" حرف نزن"

فقط مي خوام ازش درخواست کنم اون تفنگ رو سمت ما نشونه نگيره

اگه بريم رو دست انداز ممکنه تير در بره

تيري در نميره

اون يه اسلحه تاروس 9 ميليمتري ـه

و هر خشاب ـش 17 تا گلوله داره

و ماشه ـش حساسه

پس بروس لي ـمون اسلحه هارو هم ميشناسه

من فقط ميگم ممکنه بريم رو دست انداز يا بيوفتيم تو چاله اي ، چيزي

شايد اصلا واسم مهم نباشه بيوفتيم تو چاله

...شايد

شايد خيلي دوست دارم بيوفتيم تو چاله

تا منم بتونم کل خشاب اينو تو صورت داغونت خالي کنم

تا حالا به اينش فکر کرده بودي بچه توکيو ـي؟

من چيني ـم

و "بروس لي" هم همين طور

اون پشت چه خبره؟

...و بيشتر کار مي کنيم

بيشتر دعا مي کنيم

من ديگه از دعا کردن خسته شدم

خب پس مي خواي چيکار کني؟

مي خواي بري پيش روانشناس؟

من ديگه کمک نمي خوام

چي داري ميگي؟

تو چند ساله بخاطر اين قضيه داري بهم فشار مياري

من ديگه نيستم

نميشه که همه چيُ دست خدا سپرد

چطوره بذاريم از اينجا بريم؟

بچه ها برمي داريم و ميريم

ميريم يه جاي جديد

تموم ظواهر رو تغيير ميديم

خب اينطوري فقط ظواهرن که عوض ميشن

مي دونم چطوره بريم مکزيک ، هان؟

چطوره بريم مکزيک

"و بريم "مونت آجوسکو؟

اونجا رو يادت ـه؟

اوايل ـش از شدت گرما چقدر عرق مي ريختيم

ولي بعدش يهو هوا عوض شد و بهم ديگه گلوله برفي پرتاب مي کرديم؟

اون موقع بهترين لحظات زندگي ـمون بود ، مگه نه؟

آره همين طور بود

پس بازم همين کارو مي کنيم

خونه رو ميفروشيم و وسايل و بچه ها رو برميداريم

و راه ميوفتيم

خدا راهُ بهمون نشون ميده

!"جنيفر" !نه

!برگرد داخل - !بذار برم -

!هي! بيا اينجا

اونا اونطوري که به نظر ميان نيستن اونا...خطرناکن

اونطوري که به نظر ميان نيستن"؟"

ريچارد" آخه تو چه مرگت ـه؟"

تو مسافرخونه که کم مونده رو همه رو به کشتن بدي

اگه بخواي همين طوري ...اعصاب منو بهم بريزي ، قسم مي خورم

ببين ، من دارم سعي مي کنم خودمون رو نجات بدم

من مي دونم اونا واقعا چي هستن مي تونم بگم

منظورت چيه مي توني بگي؟ - فقط مي دونم ديگه -

ببين ، نمي خوام مجبور به اينکار بشم

ولي بايد اونارو بکشم ، ميفهمي اين تنها راه ـه

"هي "ريچارد باهام حرف بزن داداش

برام توضيح بده ، خب؟ بگو چي شده

خيله خب

باشه؟

"کيت"

چيه!؟

چيزي نگو فقط نگاه کن

خيله خب ، يه چند وقتي ـه يه سري...نشونه دريافت مي کنم

گمونم بايد همچين چيزايي باشه

تا زماني که اون زنه اومد نمي دونستم باهاشون چيکار کنم

اون زنه؟

آره ، اون بهم گفت که جيکوب" و "اسکات" واقعا چي هستن"

"اون همش منو صدا ميزنه "سث

منو به اون دنيا فرا مي خونه

More Farsi Persian subtitles for From Dusk till Dawn: The Series

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left