The first 200 lines.
هنوز تموم نشده؟
مممم
عزیزم تو نمی تونی همه چی رو درست کنی
تموم شب به کامپیوتر زُل زدی
من الآن نمی تونم چیزی رو درست کنم
این مشکله.
این فقط یک پچ خشن هستش.
هر کسی در صنعت ساخت و ساز در وضعیت مشابهی قرار داره
به نظر من شوخی نیست
منظورم این نیست، من فکر نمی کنم حتی بتونیم حقوق و دستمزد رو افزایش بدیم.
اگر یک قرار داد دیگه فسخ نشه خوبه ...
ما تو خیابونیم
آه عزیزم تو بیش از حد واکنش نشون میدی
من آرزو میکنم همه چی درست شه
دوست داری؟
این زیباست، عزیزم بله
ببین ، آم ، باید قدم بزنیم
محض اطلاع میگم
متاسفم
خوبه
من می تونم فردا به دفتر برم
اگر به کمکم نیاز داری بگو
نیازی ندارم
ممنون بابت تعارفت . اما ...
کاری نیست که برای کمک انجامش بدی
به نظر من همه چیز به زودی به حالت عادی خواهد رسید.
هی، جانی!
وایستا پیراهن تامی رو بکشیم
حالا
ده ساله که دختره تو زندانه
از کلماتم نت برداری کن
نه اون قابل ستایشه
نه همه اونا اینطورند
اینجا جاییه که ما رو متفاوت میکنه
من خبر خوبی دارم
من قبول شدم
چی قبول شدی؟
این مدرک کارشناسی ارشد منه
در رشته ی پرورش کودک
درسته. آره وای!
من متوجه شدم که تو توی درس خودت جدی هستی
البته.
آره!
حالت خوبه؟
من خوبم.
مممم من میدونم یکی میخواد تو رو ببینه
امروز.
من شاهدم
استودیو تلویزیونی کجاست؟
قراره جلسه برگزار بشه
طبقه دوم.
اوم
من با افراد زیادی مثل شما حرف زدم
اونا به من نگاه می کنند و...
توی صورتم یه واعظ کوچیک میبینن که یک کلیسا ساخته
رابرت رو میبینی؟
چشم انداز خوبی داره
چه کسی یک پنجم زمین، 20،000 متر مربعی رو اینطوری ساخت؟.
وبلاگم رو میخونی؟
من تکالیفم رو انجام می دهم
این جماعت انتظار دارند با افرادی که
ارزش های خودشون رو با دیگران شریک میشن تجارت کنم
البته.
خب چی فکر می کنی؟
من فکر می کنم تو اینکار رو میکنی
ما می خواهیم تو کلیسای جدید خودت رو بسازی.
آقای گتز ، ازت ممنونم
قول میدم از تصمیمت پشیمون نمیشی
رابرت ، روی حرفت حساب میکنم
خیلی خب ممنونم
ممنونم
مورگان این تصمیم رو گرفت. او زن فوق العاده ایه
و حدس بزنید چی شد؟
اون رفته
راستش رو بگم فقط به بسته یخ میخوام
من خوبم
نه کاملا.
ظاهرا فشار زیادی به شونه هات وارد کردی
پس به تنها چیزی که الآن نیاز داری یه ماساژ خوبه. باشه؟
قول می دهم ایزابلا،این بهترینه.
- آه - آه، تو محاصره شدی.
من توی دبیرستان هم بهت ماساژ دادم
و تاحالا باهات تو تجارت هم شریک شدم
لمس کن
آرزو میکنم شوهرم چنین ماساژهایی بده
ممم - پس
شب گذشته چطور بود؟
لباس های جدیدت رو پوشیدی؟
- اره - و ؟
دیگه هیچی
اون بیش از حد داره انجامش میده
من بهت گفته بودم
مردا هر وقت احساس نیاز دارند سراغ ما زنا میان
ما قصد داریم مانند زوج های کاتولیک زندگی کنیم
در ادامه با ما زندگی میکنی؟
این برنامه منه
درمورد تو چطور؟
تو شخص خاصی توی زندگیت داری؟
هیچ پسر خاصی نیست
همچنین هیچ دختری
دختر؟
کنایه زدی؟
شاید.
من شک دارم که این چهره ی زیبا
و بدن زیبا هدر بره
اعتماد کن ، اون اینکار رو نمی کنه
اون باشگاه میره
گناهان هر کسی مثل یه رازه
چه باشگاهی؟چیزی مثل یه کلوپ شبانه؟
اوم... نه واقعا
اون عضو یک باشگاه بزرگسالان هستش
برای یه سری افراد سرگرمی اجرا می کنه
منظورت اینه که جوونا مردم سکسی رو پسند می کنند؟
من بهش شک دارم
اوه ، خودت رو نفروش
آه باشه ، یادم باشه اینکارو نکنم
باید با رابرت تماس بگیرم
برای امروز جلسه ی مهمی داشت
میتونی تلفنم رو برام بیاری؟ لطفا
میخوام بدونم چطور گذشت
اوه، ممنون
این شوهرته؟ - اوممم
آه شما بچه دارید
ممنونم
بچه دارید ؟
یک دختر. به نام ابی
خیلی خوش شانسه که چنین والدین خوشگلی داره
ممنونم
سلام سلام.
- سلام. - حالت خوبه؟
سلام. خوبم
ممنون که اومدی.
آه می خوام برم
سلام سلام
آه!
همین الان بر می گردم.
آنا، سلام ایزابل، من...
فکر می کردم اگر ایزابل رو همراهی کنم بهتر باشه
البته که نه
بیا تو
- سلام. - سلام.
باشه ، الآن می تونیم حرف بزنیم
عزیزم
میخوام تو رو به ایزابل معرفی کنم
این زن به من ماساژهای عالی میده
من قبلا باهات در موردش حرف زدم
آه! از دیدار با شما خوشوقتم.
عزیزم از همه ی اینا لذت ببر
- هی - سلام، آنا.
-من به نوشیدنی نیاز دارم - آه ، خودت میدونی کجاست
خانم ها ازین طرف.
آه ، ایزابل ، عرق سگی میخوای؟
-البته - خیلی خب.
- ممنونم - تو؟
- این معموله - بوربن
بچه ها ، خونه رو ببینید، عالیه
آرزو می کنم در چنین خونه ی زیبایی زندگی کنم
جایی که قیمت هیچ شیئی نیست
بله زودباش آنا ، میدونی که ما اینجاییم
و تو چشم مایی
آره درسته ولی رابرت یه قرار داد بزرگ بست
پس رک و پوست کنده بگم من نگران نیستم
آره خب ، خیلی راحت نیست
اگر با قرار داد بزرگ روبرو بشی
شرکتت به آرومی تحت تاثیرش قرار میگیره
آره ولی تو میتونی برنامه ریزی کنی. نمی تونی؟
چرا از همسرم نپرسم؟
چند بار گفتم که رایانه ها منو مریض کردند
آه خدای من ، درسته
اون سال است که داره با رایانه کار می کنه
اون الآن مرد عمله و من ازت خیلی ممنونم
آره من بچه بزرگی دارم
- در مورد ایوی حرف زدی؟ - اوهوم
خیلی خب یه اندازه کافی بالغ هست
- نه، صبر کن، میخوام یه کاری انجام بدم - قسم میخورم که دوستش داری
- حتی بیشتر از من - نه صبر کن. صبر کن
برگرد عقب
ابی عزیزم. دیر شده
هی
متاسفم مامان.
فقط بچه ها سرگرم کننده اند
- درسته - بعدش اونا صورتحساب رو رشد میدن
آه، بیا
شما بچه ها در ابتدای زندگی خودتون هستید
راه های خیلی جالبتری هم هست
واقعا؟
مثل چی؟
زودباش. همه چی رو در مورد این باشگاه بگو
گناهای هرکسی مثل رازه
خب چرا بهتون بگم که میخوام نشونتون بدم؟
زودباش، تو امشب با منی
این خیلی سرگرم کننده است
آه ، چی؟ باشگاه؟
در مورد چی حرف میزنی؟
ایزابل عضو یک باشگاه خصوصی هستش.
آه من و تو نباید ...
تو باید روی ما حساب کنی
آه، بیا، آروم باش - تو فقط یک بار زندگی می کنی.
تو چیز دیگه ای هستی
من چیزی نگفتم
No comments yet. Be the first to leave one.