The first 108 lines.
!سرتونو درد نیارم، داستانها داشتیم
...چجوری بگم
.مایو ئه
...منو
!نــــه
اين لحظه خيلي شيرين تره
ميخوام در کنارتون باشم
ميخوام لبخندتون رو ببينم
شما تشويقم ميکنيد، بلندم ميکنيد، نگهم ميداريد
وقتي هميشه احساس دلتنگي ميکنم
شما رو بالا ميبيرم
ميخوام به پرواز درتون بيارم
ميخوام تشويقتون کنم، بلندتون کنم، نگهتون دارم
وقتي هميشه احساس دلتنگي ميکنم
شما رو بالا ميبيرم
ميخوام به پرواز درتون بيارمy
ميخوام تشويقتون کنم، بلندتون کنم، نگهتون دارم
وقتي هميشه احساس دلتنگي ميکنم
ميخوام در کنارتون باشم
ميخوام لبخندتون رو ببينم
ميزارم گريه کنيد
بهتون حق ميدم
شما بهترين دوستاي من هستين
آوارگانِ مردگان
.مردگان برخاستند، زندگان را تاختند
.هر کسی که گاز بگیرن یکی از خودشون میشه
.تعدادشون به سرعت در حال افزايشه
.به اين ترتيب، پايان دنيامون شروع شد
براي زنده موندن تو اين دنياي ويران شده، ما فرار .کرديم و فرار کرديم و فرار کرديم و فرار کرديم
...جنگيديم، فرار کرديم، بازم فرار کردیم... باز جنگیدیم و جنگیدیم و جنگیدیم
...حموم... داشتم میگفتم
...حین این جنگیدن و فرار کردن و فرار کردن و فرار کردن
.آخر از یه جزیره تو همسایگی توکونوسو سر در آوردیم
چجوری از اينجا سر در آورديم؟
چشمم روشن. به این زودی یادت رفت، تاکاگي-سان؟
واسه فرار از اونا، يه قايق !کوچيک پيدا کرديم و دل به دریا زدیم
.ولی دیدیم دنگوفنگش زیاده، پس اومدیم تو این جزیره
!خودم اينا رو ميدونم...خیکی
اصلاً این چه وضع کنفرانس دادنه؟
.ولی جای بدی هم نیست ها
.آره. اونا نميتونن از دريا رد بشن
بالاخره یه جايي رسيديم که ميتونيم نفس راحت بکشیم؟
.چي داري ميگي؟ اينجا هيچ امکاناتي نداره
سرپناه نداریم. چجوری اینجا زندگی کنیم؟
!ولي اينکارو ميکنيم، سايا-چان
!اونجارو ببين
چرا اينجا يه خونه ي ساحلي هست...؟
!واقعاً يه خونهست
انجمن دنیای انیمه تقدیم میکند Captain Yamato : ترجمه و زيرنويس Escanor Sama : ویرایش
عالي نشد؟
.باز جای شکرش باقیه
آره. اما نميتونيم هيچ غذايي پيدا کنيم چون بستس
ولي ميتونيم به عنوان سرپناه ازش استفاده کنيم واسه مواقع ضروري آذوقه هم داره. از همه مهمتر
...جنسهای این فروشگاه همه
.آره. ولی مردونهش فقط همین بود
!باز مال تو خوبه
!تيريپمو ببيـــن
.تو که خوشت اومده
.اوه، بهت میاد
.کاملاً برازندهی یه خیکی حال به هم زن
...تا-تا-تاکاگي-سان
...قر دادن نداره جونم
خوشحالم تونستیم اون لباسهاي .خیس عرقمون رو عوض کنيم
...سا-ئکو-سان
ولي هنوز هيچي واسه خوردن نيست
...دارم ضعف میکنم
!منم همينطور
.اگه تغذیهشون نکنم آب میرن
چیا؟
.عجب مناظر طبیعیای
حالا چیکار کنیم بیغذا موندیم؟
نه، سنسه؟
آره، حالا بايد چيکار کنيم؟
...درسته، پس من ميرم دريا و
آخه ما با این هیکلهای ظریفمون؟
...آليس بلده شنا
.عجب مشکلی
!ما میریم غذا تهیه کنیم
!ميدونستم ميتونم بهت تکيه کنم، تاکاشي
.مردای واقعی
!پس روتون حساب کردیم
.چشم
!تمومش کن
پاس
...اونا رم ببر زیر شن
هان!؟ مگه ميشه؟ نتونستي هيچ غذايي پيدا کني؟
.وجببهوجب جزيره رو گشتم ولي هيچي نبود
.اما اقلاً یهکم برگ خشک واسه آتيش آوردم
.زيک پيداشون کرد
اما وقتي غذا نيست، آتیش به چه دردی میخوره؟
...الانه سنسه غش کنه
کوچيک شدن؟
!انتظار به سر اومد
!شام آوردم
!هورا! یه عالمه ماهی
هفتم که بودم، با یه عضو اِس.اِی.اِس .تو انگلستان دورهی بقا دیدم
!من که نفهمیدم ولی محشری
يه پسر معمولي بدردنخور يا يه خیکی کاربلد؟ کدوم بهتره؟
!خوشمزه میزنن
آليس-چان و زيک کجان؟
.رفتن آب بيارن
الان ميتونيم بخوريمشون؟
.خام خوردنشون خطرناکه .بايد با حرارت خوب پخته بشن
.واقعا باید از هیرانو ممنون باشیم
.واقعا واقعا
.خواهش ميکنم، کاري نکردم
...از اون ور
.بخاطر گرسنگیه؟ بدجوری احساس خوابآلودگی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.