Tyler Perry's Zatima

Tyler Perry's Zatima

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Zatima S04E06 Seeing Double 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 6 Zatima 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فقط راحت باش و بخور.

اه، زک!

اوه اوه... ببخشید، تقصیر من بود.

باید اون گند رو جمع کنی.

قبلاً در زاتیما

اسم زک تو شناسنامه نیست.

و به عنوان پدر، قانونی نشده.

از طریق دادگاه.

آقای تیلور، آیا شما در مورد پدر بودن مایکل شک دارید؟

بله، دارم.

حرکت پستی بود. نه، حرکت درستی بود.

مایکل پسر توئه. تو فقط می‌خوای پول بگیری.

هی، آقا پسر، شما کی هستی؟

هی استفانی. هی.

هی، فَتی رو دیدی...؟

اون.

دختر، من می‌بینمش.

باشه. ممنون. خواهش می‌کنم.

هی فاطمه، دختر.

اوه، سرت شلوغه؟ داری با تلفن حرف می‌زنی یا چیزی؟

اوه، باشه.

پس هر وقت بیکار شدی، بهم زنگ بزن.

این دیگه چیه؟

هی دختر.

هی.

دختر، این چه وضعیه؟ از کجا میای؟

اِه، اتاق استراحت؟

نه، نیستی.

بله، هستم، این چه حرفیه که می‌زنی؟

فاطمه، من همین الان تو رو بی‌ادب تو دفترت دیدم.

اِه، باشه.

حتما اشتباه کردی.

نمی‌دونم داری چی می‌گی.

نه، من اسمتو گفتم و اون انگشتشو آورد بالا انگار تو بودی.

ولی فکر کنم موهاش یه کم فرق داشت البته.

نمی‌دونم، دختر. روز طولانی‌ای بود.

واقعا همینطوره.

حاضری بریم؟

می‌خوام با هم بریم بیرون.

تا بتونم یه آپدیت از برایس بهت بدم.

آره، اون باید صبر کنه.

باید امشب دیر بمونم سر کار. اه، دختر. ببخشید.

بد نیست.

در واقع خیلی خوبه.

باشه، چی شد؟

خب، الان نمی‌تونم همه جزئیات رو بهت بگم.

ولی، حاضری؟

حاضرم.

دارم با سیج کار می‌کنم. چی؟

آره. فاطمه، جدی می‌گی؟

نه، جدی می‌گم. من همین الان باهاش یه جلسه داشتم.

وای خدای من. صبر کن، صبر کن.

اینجا باهاش جلسه داشتی؟

باشه، آروم باش. صبر کن، سیج اینجاست؟

آروم باش آنجلا. آروم باش.

کجاست دختر؟ رفته.

ببین، اون اینجا نیست.

ولی بهت قول می‌دم می‌تونی ببینیش. باشه؟

اینجوری رفتار نکن.

آروم می‌مونم. ولی تبریک می‌گم، فاطمه.

این خیلی کار بزرگیه. ممنون.

اون خیلی ازت خوشش میاد.

مخصوصاً وقتی بفهمه که می‌تونی آواز بخونی.

باشه، ببین.

من فقط دارم کارم رو انجام می‌دم، باشه؟ این تست بازیگری نیست.

فاطمه، بهتره این فرصت رو غنیمت بشمری.

آنجلا، من فقط دارم کارم رو انجام می‌دم.

باشه، خانم قانون‌مدار.

دختر. اوه، یادم رفت. باید اینا رو بذارم.

باشه. بیا.

بله.

این خیلی هیجان‌انگیزه. می‌دونم.

اون مورد علاقه منه.

باشه. بعدا می‌بینمت.

می‌بینمت. تو هم همینطور. خداحافظ.

می‌بینمت. باشه.

چطوری؟

پس فاطمه الان داره با سیج کار می‌کنه.

آره، قراره بعدا یه کم در موردش باهام حرف بزنه.

ولی، عزیزم داره کارهای بزرگی می‌کنه، می‌دونی؟

فکر می‌کنی اون قراره با سیج سفر کنه؟

مثل وکیل تمام وقتش؟

فکر نمی‌کنم وکیلا این کارا رو بکنن، مثلاً...

اونا جزء گروه همراه نمی‌شن.

می‌فهمی چی می‌گم؟

حداقل من که اینطور فکر نمی‌کنم.

از طرفی، اون قراره به زودی به هر حال بچه‌دار بشه، خب...

آره، ولی فاطمه انگار از اونایی نیست که آروم بگیره.

نه، من... من واقعاً نمی‌خوام که آروم بگیره.

من فقط می‌خوام بدونه چطور تعادل رو حفظ کنه، می‌دونی؟

بین کار و بچه، می‌دونی، ولی خب، خیلی زیاده.

نه، اینو می‌فهمم، ولی خب اونا همه‌چی رو می‌خوان.

فکر نمی‌کنم آنجلا کارشو ول کنه که مادر باشه.

اصلاً فکر نمی‌کنم آنجلا بخواد مادر بشه.

آره، اینم هست.

می‌دونی، من دلم می‌خواد فاطیما همه‌چی رو بخواد.

می‌فهمی چی می‌گم؟

اون خیلی بااستعداده، فقط...

واقعاً نمی‌دونم داره

کاری رو می‌کنه که خودش می‌خواد؟

می‌دونی؟

فکر نمی‌کنی وقتی فارغ‌التحصیل شد بخواد وکالت کنه؟

داداش، اخیراً اصلاً حس و حالشو نداره.

اوه، چه بد.

شاید این قضیه حقوق سرگرمی نظرشو عوض کنه،

چون اون عاشق موسیقیه.

آره، خب به نظر می‌آد واسش عالی باشه.

فقط سعی نکن مجبورش کنی کاری انجام بده، زک.

می‌دونی؟ معمولاً اون وقته که اوضاع از کنترل خارج می‌شه.

آره، خودش یه راهی پیدا می‌کنه. خودش میاد پیشت.

دمت گرم. حق با توئه، حق با توئه.

آره. آره.

و باید از این که می‌دونی حس خوبی داشته باشی

که هر چی اون تصمیم بگیره که نیاز داره

تو می‌تونی انجامش بدی.

درسته.

منم می‌تونم، می‌دونی، کل قضیه همینه.

کاش با آنجلا و منم همینطور بود.

داداش، باید بهش زمان بدی، مرد.

آنجلا دلش شکسته.

آره مرد، ولی، می‌دونی من هی عذرخواهی می‌کنم

و نمی‌دونم، فقط نمی‌دونم چجوری درستش کنم.

پس چرا ولش نمی‌کنی؟ فقط درستش نکن.

یعنی چی؟

برایش، اون بهت گفت از نظر احساسی آمادگی نداره.

جلوی همه.

آره... دلم برات می‌سوزه. آره.

در هر صورت، باید اینجوری بهش فکر کنی، درسته؟

هر چی بیشتر اصرار کنی، هر چی بیشتر اصرار کنی، اون بیشتر مقاومت می‌کنه.

حتی اگه به این معنی باشه که باید با احساسات خودش بجنگه.

اوموم، اوموم.

میدونی، این یه جورایی عمیقه، زک

خیلی عمیق بود. حرف آخر رو زدی.

من گاهی اوقات حرف‌های عمیق می‌زنم.

اوه... وقتی حرف خودمو شنیدم، مکث کردم. منظورم این نبود.

همین

دیگه نه شب‌خوابی دوستانه داریم نه کار یدی.

تو شب‌خوابی دوستانه می‌کردی؟

آخه چرا اون کارو کردی؟ آره بابا، کردم این کارو.

دیگه نه

خیلی خب، اون می‌دونه دوستش دارم

اون منو می‌خواد

اون میاد پیش تو. من همینجام

به سلامتی، بچه‌ها!

بابا دیگه!

خب، ام...

بیخیال شب‌نشینی‌های دوستانه، من با دژا چیکار کنم؟

حرکت کن.

پس در واقع، شماها همون درمان‌ها رو ادامه بدید.

آره.

سلام عزیزم. سلام.

متاسفم. فکر کردم کس دیگه ایه.

اشکالی نداره، زیاد پیش میاد.

خب. برای دیدن کسی اینجایی، یا...؟

امم، هنوز وقت نگرفتم،

ولی واقعاً موهای فرفریم نیاز به ترمیم و شستشو دارن.

آره، اِم، بذار فقط اون رو زیر سشوار بذارم.

باشه. من بهت رسیدگی می‌کنم.

باشه. متاسفم. نه، مشکلی نیست.

باشه.

باشه.

باشه پس می‌تونی اینطوری درستش کنی؟

دختر، اتفاقاً من اون مدل رو روی موهای یکی از دوستام انجام دادم.

امم...

ولی فکر می‌کنی به صورتت میاد؟

فکر نمی‌کنی بهم میاد؟

نه، نه، نه فکر می‌کنم که بهم میاد.

فقط، می‌دونی...

فقط دارم می‌بینم که این مدل رو روی خیلی‌ها انجام می‌دن،

so I was thinking, you know what if we added a little cup'

نه

وقتی نمی‌خوام رنگ بشه، بهم اسپری نکن.

اوم

چی میشه اگه پشتش رو یکم کوتاه کنیم، و مثلاً...

می‌دونی، من خیلی خیلی حساسم

و واقعاً همین مدل رو دوست دارم.

پس، اگه ممکنه، لطفاً برام فر کن.

باشه، آره. اوم، بیا بریم موهاتو بشوریم.

باشه، مرسی عزیزم.

باشه؟ آره.

وای عزیزم، این بچه...

خوبه.

ایناهاش. وای خدای من. بی‌نقصه!

اوه، محشره. خیلی ممنونم!

خواهش می‌کنم. خیلی خوشحالم که خوشت اومده.

آره، واقعاً.

آره، حتماً داری برای جشن سیسمونی‌ت آماده میشی.

آره، نامزدم داره برنامه‌ریزیش می‌کنه.

چه نامزد خوبی. آره واقعاً، عزیزم.

می‌خوایم یه چیز کوچیک و خودمونی بگیریم.

خانواده و دوستای نزدیک

شاید هم چند نفر از شرکت حقوقی که کار می‌کنم

اوه، باشه، چه خوب. شما وکیل هستی؟

نزدیکش، عزیزم. هنوز دانشجو هستم

باشه، نامزدت چی؟ یادم نمیاد

تو کار املاکه

باشه، این عجیبه. چیه؟

آخه تو واقعاً واقعاً منو یاد

یکی از دوستای صمیمی‌ام میندازی

ام... یه جورایی همزاد هم هستین یا یه همچین چیزی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left