The first 195 lines.
=خانم گو که سکوت میکنه= "قسمت نهم"
پس یعنی
تو این دفترچه
فقط خاطرت چن آن
از فرارش نیست
بلکه تجربیات دانشگاهشو هم اون تو نوشته
درسته؟
درسته
تو اون دفترچه راز های زیادی پنهان شده
اون زن اسرار آمیز بالاخره پیدا میشه
حقیقت پشت این ماجرا بالاخره آشکار میشه
ده مه 2010 هوا آفتابیه
اون عاشق ماجراجوییه
عاشق هیجانه
دوست داره منو نگران خودش کنه
آخرشم
به خودش صدمه زد
صبر کن
اینکارو نکن
خطرناکه
بیا پایین
نپر
چیه؟
یه چیز مهمو یادت رفت
چی؟
دفترچه خاطرات برادرت
نمیدمش به تو
اون دفترچه یه مدرک مهمه
پس برو پلیسو بفرست سراغم
مطمئنم نمی تونن پیداش کنن
ولی
به این کارت میگن پنهان کردن مدرک میدونستی؟
اشتباهی بود
اشتباهی تبدیل به خاکستر شد
اوکی؟
میشه اینقدر سرکش و خود محور نباشی
من از اون آدمام که
به هردلیلی راحت گریه اشون میگیره
ولی هیج وقت مجبوری گریه نمیکنه
پس میشه خواهش کنم
دفترچه اتو بهم قرض بدی
قول میدم بهت برش گردونم
میتونی؟
بستگی به حال و هوام داره
کی آر
من برگشتم
کی آر
کی آر
متاسفم
مشترک مورد نظر در دسترس نیست
لطفا بعدا تماس بگیرین
خودشه
فانگ هوا
خواهرمو کجا بردی؟
نگران نباش
میخواستی چیکارش کنم؟
مزخرف نگو بگو کجاست
خونه امه
باشه
الان خودمو میرسونم
پیداش کردی؟
نه
نمیتونم باهاش تماس بگیرم
من همه جا رو گشتم ولی پیداش نکردم
چی شده؟
حرف بزن
خانم ون
فرار کرده
مگه نگفتم حواستو جمع کن
کی رفت؟
چطوری بگم
خودتون ببینین
دو نفر نمی تونستین از پسش بربیاین؟
گم شو بیرون
گو چینگ زو
این همش کار تو بود نه؟
اره
متاسفم
مگه ما دوستای صمیمی نبودیم؟
تو و گو چینگ زو اره
ولی تو و چن آن چی نه
فانگ هوا راست میگفت
تو خواهر چن آنی
تو اسمتو عوض کردی
و تو آپارتمان ما خونه گرفتی
از همون اولشم به خاطر من اومدی اونجا درسته؟
اره
تو باهام مهربون بودی
تو منو از زیر پر و بال برادرم و فانگ هوا بیرون کشیدی
ازم حمایت کردی تا به رویام برسم
هدفت اینه که منو اینقدر بالا ببری
تا بدترین سقوطو داشته باشم؟
اره
من رفتم تو اون کارخونه دنبال لین شین
و به خاطر خون بیهوش شدم
همش کار تو بود نه؟
اره
چطور میتونی اینقدر شرور باشی؟
من تو رو بهترین دوست خودم میدونستم
من حتی منتظر بودم
تو و برادرم به هم برسین
تا بتونیم یه خونواده بشیم
ولی تو قدم به قدم داشتی به نقشه ات نزدیک میشدی
چرا؟
چون میخواستم یه چیزایی رو به یادت بیارم
اگه میخواستی چیزی رو به یاد بیارم
باید مستقیم ازم میپرسیدی
ازت پرسیدم
ولی تو جواب اشتباه میدادی
کی؟
وقتی فهمیدم تو حافظه اتو از دست دادی
میخواستم بذارم بری
ولی وقتی بهم گفتی
...فانگ هوا بود که تو رو نجات داده
نبود؟
پس کار کی بود؟
چن آن
اون تو رو نزدیک ساختمون جدید دانشگاه پیدا کرد
اون بود که نجاتت داد
ولی به جرم نکرده محکوم شد
ولی فانگ هوا بهم گفته بود
اون بود که منو نجات داد
معلوم نیست کی دروغ میگه
من هیچی نمیدونم
چرا همه چی رو میذاری تقصیر من؟
شاید همه اش دروغه
زندگی من همش یه دروغ بزرگه که تو پایه اشو چیدی
خیلی خب
پس بذار بهت بگم
زندگی همینه
تو هم باید یاد بگیری چطوری باهاش روبرو بشی
یکی هست خودشو با زندگی روبرو کرده
زندگی هزار برابر سخت تر از زندگی تو
و اون نفر منم
و همش
به خاطر توئه
خیلی ممنون که گذاشتی بفهمم
هیچ چیزی حقیقی تو این دنیا وجود نداره
گو چینگ زو
نه
چن آن چی
من نمیدونم دیگه چه نقشه ای داری
ولی ازت نمیترسم
چون وجدانم راحته
دیگه نمیخوام ریختتو ببینم
فقط میخوام تا ابد از زندگیم ناپدید شی
کی آر
برادر
تو اینجا چیکار میکنی؟
شیائو زو بهم گفت
تو اومدی سراغش
اون نگرانت بود
شیائو زو
هنوزم دوسش داری؟
بذار بهت بگم
من دوستیمو باهاش به هم زدم
نه میخوام ریختشو ببینم
نه اسمشو بشنوم
نه از دهن خودم نه تو
اینجا چه خبره؟
همین الان انتخابتو بکن
خواهرت
یا شیائو زو
معلومه که تو رو انتخاب میکنم
بریم
کی آر
تعمیر کار کی میاد تهویه رو درست کنه؟
بهش زنگ زدی؟
نه
حقته تو گرما بپزی
چند وقته میدونی؟
چرا اینقدر مضطربی؟
میخواستی بهم نگی؟
خواهر
من نتونستم خوب ازت محافظت کنم
من توضیح نمیخوام
دارم میپرسم میدونستی یا نه؟
اون بهم قول داده
دیگه کاری باهات نداشته باشه
خواهر
شما دوتا باهم دست به یکی کردین
تا بهم خیانت کنین؟
خواهر
کی آر گوش کن
کی آر
نمیخوام گوش کنم
دیگه نمیخوام ببینمت
اشتباه میکنی
برو بیرون
برو بیرون
برو پیش شیائوزو جونت
گوش کن
گفتم نمیخوام گوش کنم
برو بیرون
برو بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.