The first 200 lines.
= قسمت 16 =-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
تو ضیح بده
گالری یون گانگ و بنیاد یون گانگ از یک روشی برای قیمت گذاری
با پرداخت یک بودجه 20 میلیارد وونی
دفتر های حسابرسی این شرکت رو دستکاری کردن
خانم
من یک حشره نیستم بلکه یک انسانم
تو
حق دوست داشتن یک انسان نداری
...یون سو تو الان
جناب وزیر
...فکر کنم یک سوء تفاهمی در این دفاتر هست
شاید آدما دروغ بگن ولی دفاتر نمی تونن
این حساب کتاب دفاتر تماما جعلیه
تو چی می دونی که اینطوری بی پروا حرف میزنی؟
من با منشی شین موافقم
جناب وزیر
تو
این کتاب بردار و دنبال من بیا
هیون وو و منشی شین شما ها همینجا بمونین
پدر موضوع چیه این وقت شب؟
برای چی از مدیر هان پول گرفتی؟
منظورتون از این حرف چیه؟
تو 20 میلیارد از مدیر هان گرفتی
بگو اونو واسه چی می خواستی؟
بعد از گرفتن پول اونو چیکار کردی؟
من نمی دونم شما داری در مورد چی حرف میزنی
من هرگز این کارو نکردم
تمام شواهد اینجاست اونوقت تو بازم داری دروغ می گی؟
آه..آه ...این دفتر حساب گالری یون گانگ هستش
تو اینو گرفتی؟
این زن دیونه است؟
چطوری تونستی بدون اجازه شوهرت این پولو بگیری؟ می خوای بکشمت؟
عزیزم
پـدر
پدر من فردا 50 ساله می شم
این خیلی زیاده رویه
به این کتاب می گن کتاب مختصات
کتاب مختصات؟ اسمش اینه؟
قبل از اینکه شرایط کانگ سوک هیونگ بدتر بشه باید این کتاب پیدا کنی
ما زیاد وقت نداریم
چرا این کارو کردی ؟ بهت گفتم یه کم بیشتر صبر کنی
نخست وزیر همین الانم در مورد اون کتاب می دونه
منظورت چیه؟ اون می دونست
با این حال بهت گفته دفاترو بررسی کنی؟
آره
هنوزم مثل یه احمق
داشتم اون دفتر حساب کتابو بخاطر مخافظت از تو و مادرت دستکاری می کردم
تو دستکاری کردی؟
چرا بدون اینکه به من بگی این کارو می کردی؟
مگه تو همینو نمی خواستی
تو با مادرت توطئه کرده بودین تا منو به دام بندازین
من نمی دونم تو چی شنیدی ولی من همچین قصدی نداشتم
می خواستم به نخست وزیر بگم من اون پولو دادم
من خودم شنیدم که تو با زبون خودت گفتی که می خوای بگی من این کارو کردم
من نمی تونم در مقابل مادرم وایسم
اگه من می گفتم می خوام تقصیر گردن بگیرم فکر می کنی مادرم بی کار می موند؟
به هر حال من باید از مادرم محافظت کنم
بخاطر همین به مادرت دروغ گفتی؟
معذرت می خوام ولی من دیگه نمی خوام فریب دروغای تو رو بخورم
یون سو
تو از هان یونگ پول گرفتی
و این کارو کردی؟
این صدای من نیست ، معلوم هست دارین چی می گین؟
چطوری جرات کردی پشت سرمن با این زن دست به یکی کنی؟
چطور جرات کردی همچین گناهی رو مرتکب بشی؟
بمیر ! بهتره بمیری
پدر - پدر -
نخست وزیر لطفا آروم باشین
من اون پولو بهش دادم
اما من در مورد آوردن اون به این خونه من هیچ دخالتی ندارم
فکر می کنی من هنوزم حرفای تو رو باور می کنم؟
نخست وزیر
این حتی با زندان رفتن تو هم تموم نمی شه
تو و پسرت 15 سال به من خیانت می کردین
این کار شما بوده
قربان این ناعادلانه است
این واقعا کار من نبوده
هیون وو هم خبر نداره
هنوزم می خوای پسرتو نجات بدی؟
همین کارو بکن
پس بهتره دنبال شوهرت بری
در غیر این صورت هر دوی شمارو پیش جین یونگ گی دفن می کنم
پـدر
اون صدای برادرم نیست
این افراد بهش می گن کتاب مختصات
کتاب مختصات؟ پس اسمش اینه؟
قبل از اینکه شرایط کانگ سوک هیون بدتر بشه باید اون کتاب پیدا کنی
زمان زیادی برای ما باقی نمونده
نتیجه بازیابی - خودت می تونی ببینی -
اما زمانی که دوتا فایلو با هم مقایسه کردم
به اون میگن کتاب مختصات
بهتره نگران خودت باشی من ده میلیون فقط هزینه کردم
ولی تو بودی که 200 ملیون دادی
شاید به گوش انسان یکی بیاد
اما وقتی که به صورت تخصصی تجزیه و تحلیل کنی ویژگی ها و الگوها با هم فرق دارن
در تحلیل قبلی برخی از نکات از بین رفته
به نظر می رسه صدای واقعی از طریق تلفن دستکاری شده
این ساختگی بوده
چی باعث شده این وقت شب بیای اینجا؟
اومدم یه چیزی بهت بگم
واقعیت اینه که مدیر هان کتاب حسابرسی مدیر کانگ دستکاری کرده و تحویل داده
معنی این چیه؟
به اندازه 20 میلیارد وون
به گالری یون گانگ کمک کرده
اینطوری ممکن اتفاق بزرگی بیفته
مدیر هان و هیون وو
من می تونم درستش کنم
واقعا؟
درسته من می تونم هر دوشونو نجات بدم
اونوقت تو می خوای برای من چیکار کنی؟
ایل جو
نمی خوای نجاتش بدی؟
پس من میرم بخوابم
هیون وو
من ولش می کنم
من ترکش می کنم
از کنار هیون وو میرم
خدمات قانونی فرم اظهار نظر کارشناس
من شک کردم کار برادرم باشه برای همین صداشو ضبط کردم دادم برای تحلیل
اگه شما شک داری بهتره به طور مستقیم خودتون زنگ بزنین بپرسین
من نمی دونم چرا خاله به برادرم پول داده
اما آوردن اون زن کار عمه و برادرم نبوده
چون برادرم مردی نیست که به اون زنگ میزده
ایل جو داره درست می گه
مگه نماینده کانگ پسرشما نیست؟
وقتی شنیدم شما بهش اجازه دادی منطقه کانگ نام مدیریت کنه
بدون مشورت با شما از پسرتون حمایت کردم
من هیچ قصد دیگه ای نداشتم
پدر من این پولو از مدیر هان قبول کردم فقط برای کمک به بابای وو جین
من نمی تونم حرفای منشی شین درک کنم
این رمز صحیح نیست
لطفا رمز دوباره وارد کنید
مامان وو جین شما این پولو به بنیاد وو جین دادی
بله متاسفم
از کاری که کردی خوشم نمیاد ولی چون بخاطر کمک به شوهرت این کارو کردی
نشون میده به عنوان همسر یک سیاستمدار چیزی کم نداری
در مقایسه با اون تو شرایط انجام کارای سیاسی رو نداری
در مقایسه با تو ترجیح میدم کارای انتخابات کانگنام به زنت بسپارم
منشی شین تو می تونی بری
مدیر هان با من بیا
هی ممنونم بخاطر اینکه کمکم کردی ولی پدر جریان پولو از کجا فهمید؟
موهیوک هنوز نخوابیدی؟
بعد یه چرت سبک بیدار شدم
بایدبرای کاری پدرمو می دیدم
می خوای برات چیکار کنم؟
در مورد چی حرف میزنی؟
چیزی که آخرین بار گفتی
اینکه از منشی شین و دستیار جین ناراحتی
می خوای شکستشون رو ببینی؟
من اینارو گفتم؟
حتما خیلی مست بودم
شما لازم نیست کاری بکنی برای چی باید یه آدمو بشکنی فقط کافیه با هم همراه باشیم
کی همچین حقه کثیفی زده
برای چی صدای منو تقلید کردن؟
باید برم سراغ تما کسایی که تقلید صدا می کنند
وقتی که بگیرمش گردنشو می شکنم
بیشتر از اون اینکه شین یون سو یه زن معمولی نیست
به گفته خانم هان اون بوده که تونسته دفتر حساب کتابو بررسی کنه
درسته اون زن لعنتی
حتی مثل این نیست که یه سگ توی جاده گازم گرفته باشه
هی
همه اینا تقصیر تو شده
تو بهم گفتی اون زنو برگردونم
برای چی اینطوری نگا می کنی ؟ زود باش برو برام یه کم نوشیدنی بیار
لعنتی فلان کردن به اعصابم
آی چقدر درد داره
تو همیشه یه قضاوتی در مورد سیاست داشتی
در گذشته تو بهتر از شوهرت بودی
ولی تازگی ها مدام منو عصبی می کنی
واقعیت اینه که خود شوهرت اون تصمیم گرفته بود
بخاطر هیون وو نبوده؟
پدر و مادرا اینطوری اند
عشق مادر از عشق پدر قوی تره
با توجه به این آزمون من میتونم یه کار بزرگتری واگذار کنم
مثل زمین پس بارون می مونه
قرار بود ما به هم مشکوک نشیم تصمیم داشتیم به همدیگه اعتماد کنیم
با اعتماد به تو چی به دست میارم؟
اینکه داوطلبانه قربانی بشم؟؟
درست وقتی که به من می گفتی عاشقمی می خواستی ازم برای نجات مادرت استفاده کنی
تو همچین آدمی هستی
تو کسی هستی که از ایل جو توی در این 15 سال استفاده کردی
می خواستی از منم استفاده کنی؟
واقعا اینطوری فکر میکنی؟
چطوری من نجاتت دادم چی؟
اگه ولت کنم چی می شه؟
احتمالا دوباره می خوای ازم استفاده کنی
یعنی همینقدر به من اعتماد داشتی؟
چطوری می تونی بخاطر چند کلمه اعتمادت به من از بین بره؟
در حال حاضر اعتماد من به تو از ریشه کنده شده
و کنار گذاشته شده
بدبختی های زندگی من با تو شروع شد
...تمام این بدبختی ها
نمی خوام دوباره تجربه اش کنم
در نهایت
اونم یک انسانه
یوم سو
گفتم نمی خوام برم
کار پاره وقت توی باشگاه ول کن یعنی هیچ کاری نیست که تو بتونی انجام بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.