Queer As Folk

Queer As Folk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Queer as Folk S04E04 720p WEB-DL x264-Pahe
A Commentary by RainbowSubs

Tags

webdl
Published on: 2025-04-04
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- * یک، دو، سه، چهار

‫* پنج، شش، تکون بده، رفیق

‫* نبض رو شروع کن

‫* نبض رو شروع کن

‫* نبض رو شروع کن

‫* نبض رو شروع کن

‫- اون دیوار نه. ‫هنوز خشک نشده.

‫- آخرین باری که اینجا بودم، ‫شب بدون حوله بود.

‫- آره، صد نفر ‫حتماً به آلتم دست زدن.

‫- آقای محبوب.

‫و من تنها کسی هستم ‫که باهاش خوابیدی.

‫- خوش شانسی تو. ‫کار خوبیه، تامی.

‫- ممنون، آقای کینی.

‫- به تو بستگی داره ‫که یه حموم عمومی رو

‫به دفتر مرکزی جهانی ‫کینتیک اینک تبدیل کنی.

‫اتاق بخار قدیمی.

‫اولین جایی بود ‫که ما توی عمومی سکس کردیم.

‫هیچ چیز مثل اجرا کردن ‫جلوی یه مخاطب زنده نیست.

‫- کی گفته بعضی از اون مردها ‫زنده بودن؟

‫- بخش هنری ‫می‌خواد بدونه

‫که آیا ماکت‌ها رو دیدی.

‫سلام، جاستین. ‫- سلام، سینتیا.

‫- آره، می‌تونی به مانی بگی ‫که از یه tif ۳۰۰ dpi استفاده کنه،

‫و سریع برام بفرسته ‫تا تأییدش کنم.

‫مهلت تا ساعت ۶ هست.

‫- همچنین، براون اتلتیکس زنگ زد، ‫درخواست ملاقات دادن.

‫گفتن که از کاری که ونگارد ‫با کمپین جدیدشون کرده متنفرن.

‫- آره، تعجب می‌کنم چرا.

‫امم، بهشون بگو توی جلسه‌ام ‫و فردا بهشون زنگ می‌زنم.

‫باشه، بذار یه کم عذاب بکشن. ‫- اوه، و

‫حسابدارت ‫یه پیام گذاشته:

‫"چک برای تبلیغ اندوویر ‫قطعاً

‫"به مجله هیت ‫واریز می‌شه

‫تا آخر روز کاری ‫فردا."

‫- بهتره که باشه.

‫زندگیمون ‫بهش بستگی داره.

‫خب، حرکت کن.

‫- خدایا. عاشق کارمم.

‫- و من عاشقشم ‫وقتی رئیس‌بازی درمیاری.

‫- خب، نظرت چیه ‫دفتر جدیدم رو افتتاح کنیم؟

‫۱۵ دقیقه وقت دارم

‫قبل از اینکه بخوام ‫متن تبلیغ رو تأیید کنم.

‫- همیشه رمانتیک.

‫ولی من یه جلسه استراتژی ‫با گروه دارم.

‫- "توی یه پاراگراف کوتاه،

‫توضیح بدین چرا می‌خواهید ‫والدین خوانده بشید."

‫مثل یه تکلیف ‫برای توئه، پروفسور.

‫- چه‌طوره: ‫"ما می‌خواهیم به یه بچه

‫"عشق و حمایتی که نیاز داره ‫ببخشیم

‫"تا کمکش کنیم رویاهاش رو ‫به حقیقت تبدیل کنه

‫و به اهدافش برسه."

‫- من دارم غذا می‌خورم.

‫نذار بالا بیارم.

‫- هی، شاید جایزه پولیتزر ‫نبره،

‫ولی فکر کنم همه‌چیز رو می‌گه.

‫- وای، لعنتی. ‫اینو ببین.

‫نوشته: "خدمات اجتماعی ‫ممکنه هر موقع بدون اطلاع قبلی سر بزنن."

‫- اگه بیان چی؟ ‫ما چیزی برای مخفی کردن نداریم.

‫- به جز اون ‫دیلدوی دوسر.

‫- هی!

‫- هی!

‫هر دیلدویی که ممکنه ‫داشته باشیم قایم شده

‫جایی که هیچ‌کس پیداش نمی‌کنه.

‫- آره، شرط می‌بندم.

‫- گوش کن، زرنگ، ‫از حالا به بعد،

‫دیگه نظرات بی‌ادبی نمی‌دم،

‫دیگه کنایه جنسی ‫در کار نیست.

‫- دیگه مکالمه‌مون تمومه.

‫- سلام، مردها،

‫و مردهای کوچولو.

‫- خسته به نظر میای.

‫- کل شب توی کلوب بودی؟

‫- خب، از وقتی که با ‫لزبین‌های مورد علاقه‌ام زندگی می‌کنم،

‫دارم سعی می‌کنم ‫مهمون نمونه باشم.

‫مشکل اینه که،

‫جایی برای سرگرمی ‫ندارم.

‫- درها همیشه خوبن.

‫کوچه‌های پشتی هم همین‌طور، ‫زیر کامیون‌های پارک‌شده.

‫من قبلاً برای زندگی ‫می‌خوابیدم، یادتونه؟

‫- درسته. خب،

‫نکات حرفه‌ای تخصصی ‫همیشه خوش اومده.

‫با این حال، اوم، ما تصمیم گرفتیم ‫قبرستون رو امتحان کنیم.

‫نکردیم، گوردون؟ ‫- جوردن.

‫- جوردن.

‫در واقع یه جورایی اروتیکه،

‫به یه شکل عجیب و غریب ‫و ترسناک.

‫- اینم لباس‌های شسته‌تون، پسرا.

‫حالا من اسم کسی رو نمی‌گم،

‫ولی خیلی سخت بود ‫لکه‌های روی یه شورت سفید سایز ۲۸ رو

‫پاک کنم.

‫- خدایا!

‫- مامان، بهت گفتم، ‫لازم نبود این کار رو بکنی.

‫- می‌دونم که لازم نبود ‫این کار رو بکنم.

‫خودم خواستم این کار رو بکنم.

‫همون‌طور که خواستم ‫براتون شام درست کنم.

‫- سه شب گذشته.

‫- و کاشی‌هاتون رو بندکشی کنم.

‫- دو روز طول کشید.

‫- مشکلی با این داری، ‫داری، بن؟

‫- نه، دبی. ‫هیچ مشکلی ندارم.

‫ما عاشق اینیم که تو کنارمون باشی. ‫- خوبه.

‫چون من عاشق بودن ‫با پسرامم.

‫بگو ببینم، ام، عزیزم؟

‫می‌خوای اون‌ها رو دربیاری؟

‫می‌تونم اون لکه‌های چمن رو ‫زود پاک کنم.

‫- بدنتو با ساعدت ‫محافظت کن.

‫بعد یه ضربه مستقیم بزن،

‫ترکیب چپ-راست هوک ‫مثل این.

‫حالا تو امتحان کن.

‫- بد نیست.

‫حالا، اگه واقعاً می‌خوای ‫اون حرامزاده رو زمین بزنی،

‫مثل این بگیرش،

‫خفش کن،

‫بعد به خایه‌هاش لگد بزن.

‫باشه، نفر بعدی کیه؟

‫- فکر کردم قرار بود ‫از مردم محافظت کنیم.

‫- نه اینکه برای یه جوخه کشتار ‫نخبه تمرین کنیم.

‫- باید بتونیم جلوی دردسر رو ‫قبل از شروعش بگیریم.

‫- اونا رو قبل از اینکه ما رو پیدا کنن ‫پیدا کنیم.

‫- من نمی‌رم دنبال دعوا ‫راه انداختن.

‫- این چیزی نیست ‫که من برای اون ثبت‌نام کردم.

‫- این گندش دراومده.

‫- چیزی که گندش دراومده ‫اینه که بشینیم منتظر بمونیم

‫تا یکی دیگه کتک بخوره.

‫باید جلوی اونا وایستیم،

‫نشون بدیم که نمی‌ترسیم.

‫- خودت بهشون نشون بده.

‫- خب، کودی راست می‌گه.

‫نمی‌تونیم بشینیم و منتظر بمونیم ‫تا چیزی اتفاق بیفته.

‫اگه می‌خواهیم مؤثر باشیم، ‫باید خودمون پیش‌قدم بشیم.

‫- لعنتی‌های ترسو!

‫بذار برن.

‫به هر حال کی به اونا نیاز داره؟

‫بیا.

‫- گاس الان چند سالشه؟

‫- حدود سه سال. ‫- وای.

‫- اوه. هم‌سن جرد

‫وقتی دادگاه اونو به ‫شوهر سابقم برگردوند.

‫لعنتی.

‫هی، قرار بود ‫خوش بگذرونیم.

‫- اشکالی نداره، عزیزم.

‫خدایا، از زنایی که گریه می‌کنن متنفرم، ‫تو نه؟

‫- منم گریه می‌کردم، اگه کسی ‫گاس رو ازم می‌گرفت.

‫تغییرات زیادی توی قانون ‫بوده

‫از اون تصمیم به بعد.

‫- آره، چه برسه به ‫جهان.

‫- اینم بد نیست ‫که قاضی‌ای که

‫درخواست تجدیدنظرت رو می‌شنوه ‫سابقه‌ای دوستدار همجنس‌گراهاست.

‫- و اینکه تو ‫یه وکیل فوق‌العاده داری.

‫- لازم نیست بهمون بگی.

‫- نمی‌دونم بدون تو ‫چه کار می‌کردیم.

‫- بره آماده‌ست، ‫پس بیاید بخوریم.

‫- فکر می‌کردم ژن همجنس‌گرایی ‫به همه‌مون

‫یه توانایی ذاتی برای ‫تزیین دوباره، انتخاب لوازم،

‫و چیدن گل‌ها داده.

‫- فکر کنم مال من مغلوبه.

‫- اوه، بذار من.

‫باشه. این...

‫اینجا می‌ره.

‫- واضحه که مال تو غالبه.

‫- اونجا.

‫خب، این نیاز ناگهانی ‫برای زیبا کردن چیه؟

‫- فقط فکر کردم این مکان ‫می‌تونه یه کم سر و سامون بگیره.

‫- مایکل، گفته شده ‫که مددکار اجتماعی ممکنه،

‫تکرار می‌کنم، ممکنه، سر بزنه.

‫- کی گفته من دارم این کار رو ‫به خاطر اون می‌کنم؟

‫باشه، دارم به خاطر اون انجامش می‌دم.

‫ولی همون‌طور که مل گفت،

‫والدین همجنس‌گرا باید از ‫والدین معمولی بهتر باشن.

‫- خب، فکر می‌کنم ‫نگرانیت، دلواپسیت،

‫و وسواس اجباری‌ت...

‫کاملاً عصبی‌ان...

‫و دوست‌داشتنی.

‫می‌گم فقط خودمون باشیم.

‫این به اندازه کافی خوبه.

‫- مراقب باش.

‫می‌خوای مددکار اجتماعی ‫بیاد اینجا

‫و دو تا همجنس‌گرا رو در حال بوسیدن ببینه؟

‫- یه لباس بپوش، لطفاً؟

‫و از لیوان استفاده کن؟

‫- رفیق، باید ‫یه قرص آروم‌بخش بخوری.

‫- من تازه ‫اون بالش‌ها رو پف دادم.

‫- اوه، لعنتی. ‫پاهاتو از روی مبل بردار.

‫برو لباس بپوش، الان.

‫- اوه، همه‌چیز عالی به نظر میاد.

‫حالا فقط آروم باش.

‫هیستری کمکی نمی‌کنه.

‫- شب کانلونی‌ست!

‫من قبلاً برای ویک و رادنی ‫درستش می‌کردم.

‫و حالا شما بچه‌ها ‫دریافت‌کننده‌های خوش‌شانسید.

‫مامان.

‫می‌خوای اینو گرم کنی؟

‫- اوم، دبی، ‫من شام درست کردم.

‫کیک سویا‌ست

‫با، اوم، شلغم له‌شده ‫و سس هویج.

‫- آه‌هاه.

‫پس می‌خوای اینو گرم کنی؟

‫- مامان، لطفاً، امشب نه.

‫- چرا امشب نه؟

‫- فکر کردم تو ‫مددکار اجتماعی هستی.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left