Release info

Little Forest Winter Spring 2015 BluRay
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس:پیلار parsnevis.in

Tags

BluRay
Published on: 2015-11-07
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جنگلِ گوچک" به چهار قسمت تقسیم شده است - تابستان، پاییز، زمستان و بهار" پس از تیتراژ پایانی "زمستان"، "بهار" آغاز خواهد شد از پیوستگی داستان ها لذت ببرید

!نامه دارین

!اومدم

صبح بخیر

هوای سردیه

آره، داره سرد میشه

شنیدم طرفای ظهر قراره برف بباره

اوه

بازم همه اش صورت حسابه؟

یه نامه هم هست

اوه

تا بعد

توی پاییز یه نامه از مامان رسید

کوموری، (جنگلِ کوچک) یه منطقه ی کوچیک توی یه روستا توی استان توهوکوئه

اینجا هیچ مغازه ای نیست

ولی اگه چیزی لازم داشته باشی، یه سوپرمارکت کوچیک برای کشاورزا هست

و چند تا مغازه ی دیگه هم تو مرکز دهکده، کنار تالار شهر، هست

راهِ اونجا بیشتر سرپایینیه، نزدیک نیم ساعت با اینجا فاصله داره

ولی نمیدونم برگشتنش چقدر طول میکشه

توی زمستون، به خاطرِ برف ها باید پیاده بری

برای همین حدودای یه ساعت و نیمی وقتتُ میگیره

ولی به نظر میاد بیشتر مردم

خریداشونُ از فروشگاه بزرگ شهرِ بغلی انجام میدن

وقتایی که میرم اونجا، کلِ روز وقتم گرفته میشه

جنگل

جنگل کوچک

امروز کریسمسه

حالا که حرف کریسمس شد، چون مامانم همیشه به جزئیات گیر میده

تا حالا یه بارم کریسمسُ جشن نگرفتیم

!مامان، بیا امسال کریسمسُ جشن بگیریم

ما که مسیحی نیستیم، برای چی جشن بگیریم؟

!خودخواه

!خودخواه! خودخواه! خودخواه

ولی با این وجود، وقتایی که بچه بودم

همیشه این موقعِ سال مهمون داشتیم

و مامانم همیشه کیک درست میکرد

!اومدم

سلام

سلام

بیا تو

!هی، سلام

نزاکتت کجا رفته؟

این آقا خیلی وقت پیش ها از من مراقبت میکرد

سلام

یه خارجی بود

حالا که فکرشُ میکنم، ممکنه معشوقِ قدیمیِ مامانم بوده باشه

با اینکه هیچ دلیلی برای این فکرم ندارم

خیلی خوب نقاشی میکشی

این قراره چی باشه؟

!نخودسبز

!کیک آماده اس

کیکِ کریسمسِ مامام یه قرصِ مستطیلی بود که روش خامه ی تازه ی سفید میزد

وقتی با چاقو می بُریدش، رنگ های قشنگ قرمز و سبزش دیده می شد

خیلی قشنگه، چطوری درستش کردی؟

!چطوری درستش میکنی؟ فوق العاده اس

می خوای بدونی؟

رنگِ قرمز مالِ آمازاکه اس که با برنجِ قرمز درست میشه

رنگِ سبز هم مال اسفناجه

دو تا خمیرُ ریختم توی یه قالب و پختم

ولی نمی فهمم چطوری این دو تا لایه رنگ، از هم جدان اگه همینطوری بریزیش توی قالب، غیرممکنه اینجوری بشه

اینُ دیگه خودت باید بفهمی

حالت خوبه؟

یکی مونده بود

اون مرد تقریباً سه بار اومد خونمون

ولی فقط همین

که اینطور

و اون آخرین باری بود که کیک کریسمس خوردیم

قبلاً ازش خوردم

چی؟

اون موقع که مدرسه ی راهنمایی بودیم

یادم نمیاد

فکر کنم حدودِ یه سال قبل از اونی بود که خانوم فوکوکو بره

ازم خواست مزه اشُ امتحان کنم

نمیدونستم

همیشه ازش کتاب قرض می گرفتم، خیلی از اون کتابا داشتین، نه؟

مثلِ مجموعه ی کاملِ آثار و دایره المعارف ها

اوه آره، همیشه میومدی خونمون

خب، همیشه خیلی ازت تعریف میکرد

با اینکه خیلی از کتاب خوندن خوشم نمیاد، ولی سعی کردم بیشتر کتاب بخونم

...اون موقع بود که یهویی بهم گفت

اگه میخوای برای خودت کتاب بخونی برو کتاب های خودتُ پیدا کن

چی؟

یا یه همچین چیزی، بعد همشونُ فروخت به کتابِ دستِ دوم فروشی

احتمالاً دیگه پولی برامون نمونده بود

بهش کمک کردم کتابها رو ببره برای همین چند تاشون داد به من

که اینطور، اینکه اون موقع کیک هم پخته احتمالاً معنیش این بوده که یه مرد تو زندگیش داشته

خب، کیک چی؟

اوه آره، خیلی وقته که برنجِ قرمز نکاشتیم، نه؟

با اینکه نوکِ گیاهِ برنج های قرمز، قرمزه و باعث میشه مزرعه خوشگل بشه

بذرش هم خیلی راحت پاشیده میشه ولی درو کردنش سخته

اون موقع بود که به این نتیجه رسیدم به جاش از برنجِ سیاه استفاده کنم

هر سال برنج سیاه میکاریم

برای همین با برنج سیاه آمازاکه درست کردم

یکم آبِ کمتری میخواد تا خوب محکم بشه

برنجِ سیاه چسبنده اس، برای همین خیلی خوشمزه میشه

آمازاکه کاملاً سیاه بود

ولی وقتی با شکر، جوش شیرین، آردِ گندم

و روغن قاطی شد، تبدیل شد به یه خمیر بنفش رنگ درست همونطوری که باید می بود

زرد به بنفش میاد، برای همین با کدوی پخته خمیر زرد درست کردم

کمتر از نصفِ قالب رو با خمیری که از برنج سیاه درست شده بود پر کردم

و بعد روش، خمیر کدو تنبل رو ریختم که روی هم تا حدودِ چهار پنجمِ ارتفاعِ قالب بالا اومد

بعد توی فر پختمش

بعد از پختن، فوراً اون طرفش که برجسته شده بود رو برعکس کردم و گذاشتم سرد بشه

اینکار باعث میشه هر دو طرفش هم سطح بشن

و اینطوری، هر دو رنگِ خمیر یه ارتفاع پیدا میکنن

و بعد با خامه ی تازه تزئینش کردم

!کریسمس مبارک

که اینطور

!ببخشید دیر کردم !هی

!بیاین با جشنِ چایِ کریسمس شروع کنیم

نه، این جشنِ چایِ آخرِ ساله !ها؟

این یه کیکِ سه رنگِ بنفش و زرد و سفیده اینا که رنگِ کریسمس نیستن

تازه، شماها هم مسیحی نیستین، نه؟

چرا انقدر ایراد میگیری؟

زودباش، بیا بخوریم

...خب پس، برایِ اینکه سالِ جدید

سالِ بهترین ها باشه

!بخوریم !بخوریم

اوه! خوشمزه اس

!چه خوبه خوشمزه اس

کدو؟ آره

!سلام

اطلاعیه ی محله رو آوردم

آه! ایچیکو! ممنون که این همه راهُ اومدی

چی می کشی؟

قارچ

یکم مانجو درست کردم، بخور

ممنون

از چه غذایی بیشتر خوشت میاد، ایچیکو؟

...وقتی این سؤال رو ازم پرسیدن

اولین چیزی که به ذهنم رسید ناتو موچی بود که با موچیِ ساییده شده ی تازه درست میشه

ناتو رو با شکر قاطی میکنی

یکم موچی خیلی داغ رو برمیداری و تیکه اش میکنی تا ناتو درست بشه

توی مدرسه ام یه روز بود که توش موچی درست میکردیم

شانزده سال پیش بود

همه ی مادرها توی مدرسه این طرف و اون طرف میدویدن

و ما هم ناتو ها رو میخوردیم

زیرِ برف دفنشون میکردیم

!واو! تموم شد

درست کردن ناتو سه روز طول میکشه

دونه های سویا رو که توی وارازاتو جوشونده شدن رو می پیچی توی حصیر

اگه توی این مرحله یه تیکه از نی رو بچسبودنی بهش یه عالمه رشته از توش درمیاد

توی یه حصیر میپیچیش

توی برف یه چاله میکنی

بعد روی پوشش حصیری

یه پوششِ برفی میاد

توی برف خیلی چیزها دفن میشن

کلم، پیازچه، اسفناج

دایکون و هویج توی سوراخ هایی توی زمین هستن

لای برگ های سدو پیچیده میشن تا موش ها بهشون حمله نکنن

وقتی سبزیجات توی دمای پایین قرار میگیرن، آسیب میبینن و خراب میشن

برای همین بهتره با یه پوشش از برف ازشون محافظت کنیم

اگه دفنشون کنی دماشون ثابت میمونه

برای درست کردنِ ناتو هم همینکارُ میکنیم

دعا میکنیم خوشمزه بشه

دعا میکنیم خوشمزه بشه

باید درست برش گردونی

و گرنه موچی خوشمزه نمیشه

سنگینه، میتونین ببرینش؟

!ببرینش

برو، برو، برو

خب، برام همش بزن

مراقب باش موچی ها به هم نچسبن

خب، ببین چه مزه ای میده

واقعاً؟

وقتی گرمه خوشمزه اس

بیا، بفرما

موچی خیلی نرم تازه پخته شده

که هنوز گرمه

ناتو که کاملاً با شکر و سس سویا آغشته شده

یکی یکی پشتِ سر هم میذارم توی دهنم

دلم میخواد برای همیشه ناتو بخورم

اون اولین ناتو موچی با شکر و سسِ سویایی بود که خوردم

مهمه که قبل از ورز دادن خوب مخلوطش کنی

قبل از اینکه مامانم بیاد کوموری، هیچوقت ناتو موچی نخورده بودم

"برای همین طعمِ خاصی نبود که اسمشُ بذارم "طعمِ خانوادگی

میخوام تنهایی انجامش بدم مطمئنی؟

...ولی از اون موقع به بعد

منُ نزن

ناتو موچی با یه عالمه شکر و سسِ سویا، شد طعمِ خانوادگی ما

باکتری ای که ناتو رو درست میکنه توی حصیرِ برنجه

"در نتیجه کاشتنِ برنج، همون کاشتنِ "ناتو موچیه

از اینجا تا شالیزاری که اجاره کردیم با دوچرخه ده دقیقه راهه

امسال بارون زیاد و دمای پایین تری داشتیم

برای همین نگران بودم و هر روز میرفتم به زمین سر میزدم

بوته های برنج با صدای پای آدمهایی که از کنارشون رد میشن رشد میکنن

همه ی مردم روستا موقعِ خرمن کوبی، از اینکه مجبور بودن زیر بارونِ سرد در سکوت کار کنن خسته و عصبی بودن

....و محصولِ کاشتِ برنجِ موچیِ امسال

...این

...این

!اینه

وقت خوردنه

مدرسه ی محلی تعطیل شده. فقط بعضی وقتا، مردمِ روستا ازش استفاده میکنن

برف روی سرِ کوموری میباره

من باید مسیری که به جاده ای که برف روب تمیزش میکنه، میرسه رو سالم نگه دارم

!نامه دارین

!اومدم

صبح بخیر بفرمایین

اوه، دایکونِ یخزده درست کردین

اوم، همینطوره که اینطور

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left