The first 200 lines.
...آنچه در نیوامستردام گذشت
دوست دخترت چطور
اینجا یه موقعیت رزیدنتی به دست اورد ؟
. من یه کمک مالی کردم - لیلا اینو میدونه ؟ -
میدونم امضای اون بودجه برات . چقدر سخت بود
. نه، نمیدونی
. این ادما دوستت نیستن، مکس
. اونا کارمندتن
چند نفر تعدیل شدن ؟ - . 148نفر -
ادمایی که این بیمارستانو به هر ،چیزی که هست تبدیل کردن
. و همتون توی اون لیست هستین
، امروز ازتون محافظت کردم
. اما فردا نمیتونم ازتون محافظت کنم
میبینیش ؟ - . البته که میبینم -
. این نوک یه بچه هویچه
. از هویج متنفرم
شاید بخاطر همین فرو کردیش تو دماغت
. جای این که بذاری تو دهنت
. اسپکولوم اطفال
. نمیتونم پیداش کنم
چرا نمیتونی پیداش کنی ؟
چون کیسی سیستم انبار رو طوری نگه میداشت
. که خیلی درباره ش بهمون نمیگفت
. ببخشید
...ام
اضطرابم داره خیلی . بد میشه، دکتر فروم
. باشه - . به زحمت میتونم از تو تخت بیام بیرون -
این ساعتای 9 صبح
همه ی چیزی هستن که . دارن منو سر پا نگه میدارن
اره، سلام ؟
. اوه
متاسفم، میتونم قسم بخورم . یه جلسه ساعت 9 داشتیم
جدی ؟ - ما چهارشنبه ها ساعت 9 -
. همیشه جلسه داریم، برای سه هفته س - . اوه -
چه مدته داری میای اینجا ؟
خیلی متاسفم...من سرپرستارمو ... از دست دادم، فقط من، ام
...برنامه ریزی کار من ...نقطه ی قوت من نیست، ام
. اوه، خدا، باشه
. اون جعبه ای که کنار تلفنه رو بررسی کن
اگه پیداش کنم چی برنده میشم ؟ - . این که اخراج نشی -
. من پیداشون کردم - . باشه -
. نه. پنس
میدونی، گلادیس در واقع . یه تقویم انسانی بود
اما، اوریکا، ببین کی قدم . گذاشته درستش کنه
. من درستش میکنم . دولین، چهارشنبه ها ساعت 9
، صبح بخیر دکتر . برای جلسه ساعت 9ام اومدم
. اوه نه - . یه شماره بگیر تو صف بشین، عزیزم -
اوه، این، اه، یه تعدیل نیرو تو . بیمارستان پیش اومده
...برای همه یه کابوس بوده، پس
. باید یه جایی همین جا ها باشه
. این طرف نیست . من اتاق پرونده ها رو بررسی میکنم
. خدایا، فقط موچین منو بگیر لازمه بریم یه اورژانس واقعی پیدا کنیم ؟
. اوه، نه، اینجا یه اورژانس واقعیه
اه، ما فقط سرپرستارمون رو . از دست دادیم، کیسی
. مامان، درد میکنه - . میدونم، عزیزم -
! پیداش کردم - . اوه، خداروشکر -
. باشه، خوبیم
خب...این کیسی تو کدوم بیمارستان کار میکنه ؟
. چرا نمیری فقط بشینی؟ اره
. دینگ دانگ
خب، اه، شنیدم ما یه
. رئیس بخش جراحی عمومی داریم و واو
همیشه مشکوک بودم که اونا به جراحی . بیشتر از انکالوژی ارزش میدن
. هان
. متاسفم
...فقط حس میکنم، اه
. اشتباهه...طوری که اتفاق افتاد
من اینجوریم، یا الان اینجا متفاوت بنظر میاد ؟
دکتر کائو مثل یه ستاره داشت میرفت بالا، و بوم
. با یه شلیک از اسمون کشوندنش پایین
. اورژانس اسمشو گذاشته حمام خون
. بخش جراحی اسمشو گذاشته اصلاح دام
نفر بعدی کیه ؟
. خب، قرار نیست صبر کنم تا بفهمم
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
من یه الهه ی طلایی با . پروتیئن وی میخوام، لطفا
اوه، و گرده زنبور عسل هم . اضافه کنید، متشکرم
ام. خوبه که میدونم هنوز میشه گرده زنبور عسل اضافه کرد
درحالی که 100 نفر بخاطر . کمبود بودجه اخراج شدن
مریضا بیمارستانی رو میخوان که غذای خوبی داشته باشه
. پس ورونیکا اینو بهشون میده
...پاستا بار، ایستگاه اسموتی . این چیزیه که مردم میخوان
اره. همچنین دکتر ها و پرستار هایی میخوان
که بدبخت و تضعیف . روحیه شده نیستن
، داشتم همین الان میومدم
و دکترا داشتن درباره ی . رفتن از اینجا حرف میزدن
رزیدنت ها دارن برای رفتن . به بیمارستان های دیگه درخواست میدن
و این کافه تریا ورونیکا رو . در یک کلام خلاصه میکنه
یعنی اون، بحث مالی به اندازه کافی قانع کننده هست
که متوجه قیمت واقعیه
. تکه ای از روح نیو آمستردام نشی
. سلام به شما - مکس، میدونم ورونیکا -
. مثل یه قرص تلخ واسه قورت دادن بوده
گاهی قورت دادن اون واسه منم . سخته، و من استخدامش کردم
. اوهوم - اما از خیلی راه ها -
اون درمانیه که این . بیمارستان بهش نیاز داره
. عوارضی هم داره ؟ اره
اما در اخر، نیوامستردام بخاطر اون
. سالم تر میشه
. هلوی تازه، در ماه نوامبر
، ورودی داریم . تلفات دست جمعی در سطح دو
. اتش سوزی در کلیسای وسط شهر . میخوام همه حواسشون باشه
، والش . بیا واحد سوختگی رو اماده کنیم
. چشم - توران، جراحی عمومی -
. لازممون میشه - . اره -
برانستتر، بیا این تخت های . مریض رو خالی کنیم
. فضا لازم داریم . و قراره خون لازممون بشه
. رو چشم
میدونیم چند نفر ؟
، نه . اما یه کلیسای کامله
روتیشن جراحیت چطور پیش میره ؟
باهات بداخلاقی کرده ؟ - . تو کسی هستی که حرف میزنه -
. اون میگه منو بیشتر دوست داره - . اره، درسته -
پلاسمامون خوبه...17واحد خون . منفی داریم O
. توی راهن AB پلاکت ها و خون
. باشه
، تیم دوم سوختگی توی راهه و اگه شلوغ شد
. اطفال گفتن جا دارن
. اوه، و منو برای بقیه ی روز داری
درباره ش مطمئنی ؟
بعد از هفته ی گذشته، میخوام . هر طور که میتونم کمک کنم
خوبیم ؟
. اولین اتوبوس رسید . دارن میان
زن 60 ساله، سوختگی های . وسیع درجه دو و سه
.والش، سمت پرده ها
شوهرم کجاست ؟ - . خون، گاز، قفسه سینه رادیوگرافی -
، مرد 45 ساله ، سرفه های غیرمولد
، کوتاهیه تنفس، فشار 110/70
، دو تا سرم داره، یکی نمک نرمال . اکسیژن ده لیتر
. باید لوله گذاری بشه ! توران
چند نفر دیگه قراره بیان ؟
. اونجا مثل یه دودکش رفته بود رو هوا
. این تازه اولشه - . باشه -
. سطح اکسیژن 65 و داره افت میکنه
. پلاگ مخاطی داره . تاکی پنیک شده
. همین الان ساکشن لازم داره
. یاکوب، 12 ساله سوختگی های درجه دو و سه
. روی بیشتر از 3/4 سطح بدن
چچی ؟ ! چچی
....چچی! چچی - . هی -
. یاکوب، ما به خوبی ازت مراقبت میکنیم
بهش میگیم که اینجایی، باشه ؟
! چچی - . بچه ی بیچاره -
. بنظر میاد اون از همه بدتر شده
. و این سوختگی های روی پاش از همه حادترن
قبلا اینو دیده بودی ؟
حدسم اینه که داشته سعی . میکرده اتیشو خاموش کنه
. این داداش کوچولو یه قهرمانه
. پلاگ رو گرفتم . سطح اشباع اکسیژن 97% شد
. باشه، خوبه . اومده بالا
! واو، واو، واو . صبر کن، صبر کن
چیکار کردی ؟
باشه، خانم، شما توی بیمارستان . نیوامستردام هستین
. نه. نه، منو برگردونید - . باشه، بهم گوش کن -
. ریه هات داشت با مخاط پر میشد
. من باید برگردم اونجا
، داشتم با خدا حرف میزدم . و تو خرابش کردی
. خدا داشت باهام حرف میزد
ایگی رو بیار این پایین، میشه ؟ - . باشه، باشه -
میتونی فقط یه نفس عمیق برام بکشی، باشه ؟
. برگرد دراز بکش
. این کمک میکنه، قول میدم
. بگیریم MRI
خانم 24 ساله . بیهوش پیدا شد
. دو لیتر در صحنه براش تجویز شد
. تخت 27، بریم
. این باید تنفست رو اسون تر کنه
. نمیکنه . نمیتونم....نفس بکشم
. بانداژت داره تنفست رو محدود میکنه
. باید درشون بیاریم - . نه، نه، نه، نه -
. اینجوری راحت تر خواهی بود
! از من دور شو
این طرف خوبی ؟
. به من دست نزن
باید نگهبان بیارم ؟ - . نه، صبر کن -
. دارمش
باشه. بیا از اول شروع کنیم، هان ؟
. من کای هستم، برای اشاره میگن او(پسر)یا انها اسمت تو چیه ؟
برداشتن این باند باعث میشه احساس ناامنی، در معرض بودن بکنی ؟
. میفهمم، جدی
اما قضیه اینه، بین دود و بانداژت
، ریه هات دارن دست و پا میزنن
. که بخاطر همین باید درشون بیارم
میتونیم این کارو بکنیم ؟
. باشه
. اسم من تمیه . برای اشاره بهم میگن او و ان پسر
. از دیدنت خوش حالم تمی
. من دارمش . پدر، من دکتر گودوین هستم
میخواین باهام بیاین ؟
همه کسانی که تو کلیسا بودن اینجان ؟
. اره، تعداد زیادیشون، درواقع
. و میگن دین درحال مردنه
باید بدونم . که همشون خوبن
، اون تو دست ادمای خوبین . قول میدم
. اینجا یه سوختگی خیلی بد دارین
، میخواین بشینید بذارید من یه نگاه بندازم ؟
! اه
دستگیره درو مثل یه احمق گرفتم
. سعی کردم همه رو ببرم بیرون
...اینجا پلیس اینجاست ؟
No comments yet. Be the first to leave one.