The first 200 lines.
قسم میخورم هر چی میدونستم گفتم
!لعنت
!التماس میکنم
خواهش میکنم مرد، من چیزی نمیدونم قسم میخورم، لطفاً
اون تنها نبود یه ماشین دیگه هم بود همش همین، فقط همینو میدونم
.تموم چیزی که دیدم همین بود
.باید باورم کنی
!نه
!نه، التماس میکنم
.کمک
بهت گفتم، وقتی اونو دیدیم فرار کردیم
!وقتی دیدیمشون فرار کردیم
!بهت دروغ نمیگم، مرد
به من نگاه کن
!من کسی نیستم
...من هیچکس نیستم
نه، نه، لطفاً منو نکش التماس میکنم
دیگه چیکار میتونم بکنم؟
نه، خواهش میکنم
التماس میکنم منو نکش
!نه
.نه، خواهش میکنم
!خواهش میکنم، نه، نه
یک هفته قبل
گرفتیش؟- !خفه شو پسر-
!چه مرگته
پس گرفتیش؟- آره-
انجامش میدیم؟
شاید
.نمیدونم
هی، یوهان چه غلطی میکنی؟
کجا با این عجله؟
.میرم چن تا آبجو بگیرم
کلیدام دست توئه؟- زیاد طول نمیکشه-
تو راهه برگشت بنزین میزنم- یکی دو بسته ای آبجو بگیر واسمون-
باشه پولشو بده- خودت بخر-
برو گم شو من نمیخرم- چی داری میگی!؟-
ماشین رو میخوای یا نه؟- خیلی خب، مرد، باشه-
...پس
نگفته کی؟
گفتم که
.یه آدم عادی
یعنی سه تا کافیه؟
.امیدوارم باشه
مطمئنی میخوای انجامش بدی؟
!لعنتی
هی
این دیگه چیه؟
!گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن
بگو این کثافت میدونه اینجا پارکینگه کیه؟- مطمئنم نمیدونه-
خب قراره بفهمه، نه؟
فکر کردی چیکار داری میکنی
یجوری پارک کرده انگار اصلاً اهمیتی نمیده
هی، پسر
چیکار داری میکنی؟- کی هستی؟-
بد جا ماشین زدی داداش
بازش کن
گفتم درو باز کن، عوضی
حسابشو برس
این در لعنتی رو باز کن
نه، نه لطفاً با ماشین کاری نداشته باش
خواهش میکنم اینکارو نکن- !خفه شو-
باز کن
!هی، فرار کنین، فرار کنین
!صبر کن
.برو
.روشن نگهش دار، جک
!لعنتی، لعنتی، لعنتی
لطفاً بردار، خواهش میکنم بردار
!لطفاً جواب بده
لطفاً پس از شنیدن صدای بوق ...پیغام بگذارید
!انجامش نده، لعنتی
!کسی نیست که اون گفته
چطوری، رفیق؟
خوبم، ممنون
تو محله ی آلبانی ها چه غلطی میکنی، پسر؟
همین که دوست دخترم بیاد، رفتم
همیشه منو تا دیر وقت بیدار نگه میداره- دوست دختر؟-
جدی؟
به خاطر این ماشین باهات دوست شده ها؟
!لعنتی
!لعنت
!وای، گندش بزنن
!یوهان
چه غلطی میکنی، دارن؟
!اون در کوفتی رو ببند
خلافکاران لندن
بفرما، مرد بزرگ
.ممنون
دایی الی؟
از اتاق خواب قدیمی استفاده کنین
جعبه ها رو نادیده بگیرین
.خوشحالم می بینمت
دنی اینو بگیر
!دنی، دنی، ندو
.دنی، گفتم ندو
درست رفتار کن، لطفاً
مرکز، یه مورد تصادف داریم
شماره پلاک مظنون اینه
آلفا شصت و دو- بی خیال رفیق-
تکون نخور
بیا اینجا
دایی الکس، آخرین باری که با مامان اینجا موندین کِی بود؟
خیلی وقت پیش بود، دنی
وقتی اون همسن تو بود
مادربزرگ ماریان گفت اینجا دیگه اتاقه منه
واقعاً؟ شاید اینطور باشه ولی اینا عروسک های منن
پس نبینم بشکونیشون
اینم از این تمام شد
.تمام شد
خوبه، آماده شدی حالا برو پیش پدربزرگ
بابابزرگ؟
آماده ای؟
آماده ام- وقتی رفتیم داخل حواستو جمع کن-
واقعاً، الکس؟
الان این شدی؟
حداقل امروز آره .تا وقتی بفهمیم کی فین رو کُشته
.اصلاً بهت نمیاد
بیایین جلو- !این دیگه زیاده رویه-
میدونم، میدونم، درک میکنم
باید اینطوری باشه
.فقط دارم کارمو میکنم
.تمومه
ممنونم، قربان
دستاتون رو بالا بگیرین، لطفاً
برای بابا با عشق، شان
فکر میکردم خوشش بیاد
.نمی اومد
بابا، بابا، بابا
بزار من برم، باشه؟
من کی هستم؟
.خوب به نظر میرسی بیلی
منو میشناسی
.اینو واسه مهمونی گذاشتم
بی خیال، شان، رفیق
من نمیرم اونجا .وانمود کنم همه چیز خوبه
.میدونم
.با کسی که اونو کشت دست نمیدم
نه، ولی
.من میتونم
لحظه ای که بفهمیم کار کی بوده، نابودش میکنیم
منم حس تو رو دارم شان، خدا میدونه ولی باید اینو به روش درست انجام بدیم
نه مثل دیشب
شان میتونی همه ی بچه های اونا رو بسوزونی ولی تو پیدا کردن قاتل پدرت کمکی نمیکنه
اگه نریم اون تو و قانع ـشون نکنیم، که کار در جریانه نمیتونیم قاتل رو پیدا کنیم
.جنگ به پا میشه
شاید
.خواهیم دید
الکس؟
وقتشه
ببین شان، من قول میدم
من و پدرم سر افکنده ـش نمی کنیم
.تو رو هم سر افکنده نمی کنیم
در این ملاقات بحث های زیادی برای بررسی داریم و مطمئنم درک میکنین شان امروز خیلی درگیره
.از همه ـتون ممنونه که اومدین
و ما هم تشکر میکنیم که صبوری کردین
در این هفته ای که گذشت
.صبر ما هم اندازه ای داره اد
.بعضی از ما هنوز محموله هایی از راهه دریا داریم
فکر میکنم، باید در ازای این ضرر چیزی دریافت کنیم
درسته؟- خیر-
چن تا جعبه واژن سیلیکونی تو دریای هند که اینقدر حرس نداره
.من هجده کیلو جنس تو بندر دارم
با کمال احترام
فقط میخوام بدونم کجای کاریم
ما کار رو تعطیل کردیم چون نیاز بوده ولی مهم تر از اون
.چون یکی تصمیم گرفت فین والاس رو به قتل برسونه
.ما همه همکاریم
پشت هم ایستادیم .این سیستم جواب میده
تا زمانی که همکاری کنین
حالا، همه ـتون خوب منو میشناسید میدونین کسی که اینکارو کرده پیدا میکنم
...و وقتی پیداش کردم، خب
فکر میکنم خودتون میدونید دقیقاً چه اتفاقی می افته
تو هفته ی گذشته رو سیستمی برای انتقال کار کردیم
و تا طلوع آفتاب، بندر دوباره شروع به کار خواهد کرد
کسانی که برامون تحقیق کردن، به ما چراغ سبز دادن تا زمانی که بی سر و صدا به کار ادامه بدیم
دولت هم دلیلی برای سر و صدا کردن نداره
با رابط هامون در مرکز پلیس هماهنگ کردم برای همه ی شما محافظ بزارن
پس هر معامله ای که دارین هر چیزی که فین در سر داشته
از همه خبر دارم لاله پول تو در اسرع وقت برای ارسال آماده میشه
...وانگ
محموله ی شما هم سر وقت میرسه و عضیر، محموله های پدر شما هم امنه
اما، به خاطر داشته باشین
هر کسی از مرگ فین سودی ببره
اعداد ما رو به سمت ـش می بره
به زودی
.اعداد هرگز دروغ نمیگن
یه بار دیگه از همه ـگی شما ممنونم .که اومدین
.واقعاً متاسفم، رفیق
.همونطور که میگفتم، از همه ـون ممنونیم که اومدین
امروز سوگوار از دست دادن مرد بزرگی هستیم .ولی فردا کار مثل همیشه جریان پیدا میکنه
!نه
هیچی شروع نمیشه
!شان- نه چیزی وارد میشه-
نه چیزی خارج میشه
پول کثیفی شسته نمیشه
.کسی حتی یک گرم هم تو خیابون نمیفروشه
...همه چیز متوقف میشه
.تا وقتی بفهمم، کی اونو کُشت
.امروز نه بیلی، خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.