A Little Love Never Hurts

A Little Love Never Hurts (사랑해서 남주나)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

A Little Love Never Hurts E18 HDTV H264 720p-LIMO FOrum KOrean-Dream
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس:فاطمه، فتانه، مریم

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
TS
HD
Published on: 2013-12-20
Downloads: 23
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.جونگ جه مین

چطوره واقعا با هم بریم بیرون؟

گفتی بمحض اینکه کار گرفتی، خیلی جاها هستن که میخوایی بری و خیلی کارا هستن که میخوایی بکنی؟

.بیا با هم انجامشون بدیم

.من شروع کردم که واقعا بهت اهمیت بدم

.میخوام دیگه نقش بازی نکنم

...سرپرست، شرمندم ولی

.این چیزی جز یه احساس زودگذر نیست

.لطفا اینجا و الان منُ رد نکن

.امیدوارم حداقل تا این حد در حقّم محبت بکنی

.امیدوارم واقعا به این قضیه توجه بکنی

اگه این حداقل احترامیه که میتونم بهت بذارم، پس انجامش میدم

..من از صمیم قلبم ازت خواستم

.پس دلمم میخواد از صمیم قلبت بهش فک کنی

.پس دفعه بعد که ازت پرسیدم، اون موقع جواب بده

.نمیخوام بدون آماده شدن جوابِ رد بشنوم

.شب بخیر

.به سلامت برسی خونه

قسمت 18

برات موذب کننده بود؟

.فقط یکم غیرمعمولی بود، همین

...حتما خیلی اون شخصُ دوست داره

.که اونو به تو معرفی کرده

درباره هر دوشون چه نظری داری؟

.مردِ بنظر خیلی پرانرژی بود

وقتی هاکیونگ یه داستانِ دیگه بهم گفت ، یکم تعجب کردم

.مشخصه که هاکیونگ بهش احساس داره

.ولی درباره احساساتِ اون شخص مطمئن نیستم

.اون دوتا به هم می اومدن

.اگه اینطوری فکر میکنی، خیالم راحت میشه

جه سوک

مطمئنی نباید اونو جواب بدی؟

.نیازی نیست، فک کنم تماس اشتباهی باشه

.بخاطر امروز ممنون

.خیلی خوبه که تونستم کمک کنم

.شب بخیر

.تو هم دیگه برو

ترجمه و زيرنويس: فاطمه :.:. .:.:(maryamagh)و مريم (fe_coda) فتانه

جه سوک

برا چی مدام داری بهم زنگ میزنی؟

الان کجایی؟

اینکه کجام چه ربطی بهت داره؟ نکنه میخوایی ببینیم؟

.گفتی اومدی به این محله؟ بیا همو ببینیم

.برا چی باید ببینمت؟ دلیلی برا اینکار ندارم

من باید ببینمت. اینکه اونطوری همو دیدیم هیچ معنی ای برات نداره؟

چیزیه که همینطوری باید ازش رد شد؟

...چه اهمیتی داره؟ برا من مهم نیست

.که با کی تصمیم گرفتی قرار بذاری

بیا تو فروشگاه همو ببینیم. باید یه چیزی رو باهات روشن کنم

برا چی اونجا کار میکردی؟

از کارت تو اون بانک استعفا دادی؟

برا چی باید از کار تو بانک استعفا بدم؟

چون از روز تعطیلیم خسته شده بودم، داشتم نیمه وقت کار میکردم

رابطه ـت با اون یارو چیه؟

چطور مگه؟

چون اون برادر دوست دختر جدیدته، اذیتت میکنه؟

همون کسیه که دفعه قبل دیدمش؟

.آره، خودشه. من باهاش میرم بیرون

.بخاطر همین اونجا بودم تا بهش کمک کنم

.سونگ می جو، تو یه هنرایی پیدا کردیا

.این دفعه واقعا یه مرد مناسب پیدا کردی

.تو خودتم یه هنرایی پیدا کردی

.بعد از کار گرفتنت دوست دختر جدید پیدا کردی

درست میگی. مگه آیه اومده که فقط تو میتونی هنر پیدا کنی؟

مگه من چیزی گفتم؟ تبریک میگم که همچین مرد زرنگی شدی

حتما مسائل از وقتی جدا شدیم برا تو هم بهتر پیش میرن

همونطور که گفته بودی باید زودتر جدا میشدیم

اگه میدونستم سالهای بدبختیم تموم میشن .باید 500سال قبل از تو جدا میشدم

.نه، حتی نباید شروعش میکردم

.درست میگی. منم حس میکنم اون دو سال زندگیم تلف شد

.ما دوتا هیچ کمکی به هم نمیکردیم

حالا که اینو میدونی، از الان نشون نده که منُ میشناسی

خوبه. اگه هر دومون تو جزیره متروکه هم گیر کردیم نباید نشون بدیم همو میشناسیم

.سونگ میجو

.اینکار واقعا درست نیست

.اونا باهم خواهر برادرن. اونا خواهر برادر واقعی ـن

با چسبیدن به این خواهر برادر میخوایی چیکار کنیم؟

اگه واقعا قرار بود به هم گیر کنیم، چطور ممکنه اینجوری باشه؟

یعنی مَرد دیگه ای نیست؟

.این برا تو هم همینطوره

تو از من کینه به دل گرفتی؟

برا چی باید خواهر دوست پسرم باشه؟

من از قبل خبر نداشتم. وقتی فهمیدم اون رییسمه که دیگه استخدام شده بودم

.شرمندم که این کشور اینقدر کوچیکه

...اگه این قضیه اینقدر اذیتت میکنه

.میتونی ازش جدا شی

برا چی باید همچین کاری بکنم؟

چرا اونکارو بکنم وقتی بعد از جدا شدن از تو برنده بازی شدم؟

پس من باید بخاطر تو بهم بزنم؟

از من انتظار داری بخاطر تو از اون جدا شم؟

برا چی باید همچین کاری بکنم؟

واقعا اون یارو رو دوست داری؟

شماها واقعا با هم رابطه دارین؟

.دلیلی نمیبینم به این سوالت جواب بدم

.خیله خوب، میبینیم کی بهتر انجامش میده

.منم هیچ دلیلی نمیبینم که از اون جدا شم

چطور ممکنه همچین سرنوشت بیمار گونه ای وجود داشته باشه؟

چطور ممکنه همچین موقعیت مسخره ای وجود داشته باشه؟

.من خونه ـم

.دیر کردی

..بله

.شب بخیر

غذاتُ بیرون خوردی؟

.بله

.آب ریخت روش که

.خیسم شد که

..ای بابا

.پاره هم شده

...خوب

.اون رفت و به مادر بزرگ غذای جانبی داد

.گفتم سوپ خون لخته شده براش درست میکنم نمیدونه که من مرخص شدم؟

اگه اون طلاق نخواد، بیخیال شدن درد داره؟

...چون فک میکنه یه مَرده

.باشه، بیا ببینیم کی میبره. این بار عقب نمیکشم

درباره چی زیر لبی حرف میزنی؟

پس خودت چرا نخوابیدی و به حرفای زیر لبیِ من گوش میدی؟

.تازه خوابم برده بود ولی صدا بیدارم کرد

.معذرت میخوام ، بخواب. دیگه سر و صدا نمیکنم

.سرده

.دیر کردی. حتما خیلی خسته ای

.چون بیرون بودم بدنم داره از سرما یخ میکنه

.باید آماده خوابیدن بشی و زودی بخوابی

.میخوام یه چند دقیقه اینجوری باشم

چطور بود؟ تونستی خوب بهش کمک کنی؟

.مشتریای زیادی نبودن

.سرآشپز با نشاط و باانرژیِ، همچین انتظاری ازش نداشتم

.با توجه به اینکه ازت خواست تو رستوران کمک کنی

.اینم یه راهیِ تا موقع کار کردن، کنارت باشه

با چسبیدن به این خواهر برادر میخوایی چیکار کنی؟

.راست میگی، حس میکنم این دو سال وقتم تلف شده

.ما هیچ کمکی به هم نمیکردیم

.حالا که اینو میدونی، از الان وانمود کن منُ نمیشناسی

.بنظر میرسه فقط من از رابطه سود بردم

.سرده

.خدافظ

.سلام

میشه امشب یه نوشیدنی برام بخری؟

.امروز آخرین روز دوره انترنی ـم بود

.ولی رسما استخدام نشدم

...میخواستم دفعه بعد که میبینمت

.کارت کارمندی ـمُ بیارم ببینی

.نمیتونی از بابتِ اون ناامید بشی

هیچوقت نمیفهمی اون بیرون چیز بهتری انتظارتُ میکشه یا نه

.ممنون که اینو میگی

.برات نوشیدنی میخرم

.نه، اینبار من میخرم. بریم

چطوره واقعا با هم بریم بیرون؟

.من شروع کردم که واقعا بهت اهمیت بدم

ترجمه و زيرنويس: فاطمه :.:. .:.:(maryamagh)و مريم (fe_coda) فتانه

میشه بیام تو؟

نخوابیده بودی؟

.بنظر میرسه اونم از تو خوشش میاد

اینطوری بنظر میرسه؟- .آره-

.میجو هم میگفت شماها به هم میایین

.پس حتما بازیگر خوبیه

بازیگر؟

.آره، بازیگر

ولی اون میجو بود؟

بین تو و اون چه خبریه؟

.امروز فقط داشت تو کارا بهم کمک میکرد

این فقط یه کمک کردنِ ساده بود؟

نمیتونی بهم بگی؟

.فقط بهت احساسمو میگم

.اون کسیِ که میخوام عاشقش بشم

.شروع کردم که بیشتر و بیشتر دوسش داشته باشم

.خوشحالم که دوباره میتونم یه نفرُ دوست داشته باشم

.ولی همینطور بیشترم مراقبم

بخاطر مامان؟

.آره

.دلم نمیخوام مامان تو روابطم دخالت کنه

.هیچوقت نمیذارم میجو بخاطر مامان اذیت بشه

.امیدوارم اونم تورو دوست داشته باشه

.امیدوارم بیشتر از تو مراقبت کنه

.وای

.خیلی وقته میشه اینطوری از ته دل نخندیدی

اگه واقعا اونو دوست داری، این یه شانس برا تو هم هست

این فرصت رو از دست نده و بهش بگو چه حسی داری تا ببیمی چی میشه

.داداشی

فک نمیکنی من به اندازه کافی خوب باشم؟

.میبینیم

.جونگ جه مین هم به من علاقمند میشه

.کاری میکنم اینطوری بشه

داری میری؟

آره، دارم میرم اطرافِ فروشگاهُ نگاه کنم

اگه شماها با هم رابطه دارین ، چرا نمیرین سر قرار؟

واقعا با هم میرین بیرون؟

.البته. کار برا ما خودش یه جور قرار گذاشتنه

.قراره تو فروشگاه همو ببینیم

.این یه عاشقانه اداری ـه

چطوره از امروز عاشقانه های اداریُ تشویق کنین؟

اگه به کیفیتِ کار کمک میکنه .هیچ ایرادی نداره

.تو و جونگ جه مین باید نمونه خوبی بشین

.باشه. دیگه باید برم بیرون

.خوش اومدین

کِی این همه تغییر انجام شده؟

.جونگ جه مین هفته قبل اومد و تموم شب روش کار کرد

واکنش مشتریا چی بود؟

.خیلی خوب بوده. بعد اون روز فروش خیلی بالاتر رفته

.بخاطر همین برا امروز هیجان زده ـم

بنظرم فروش از سود فروشِ آخر هفته ماهای قبل هم بیشتر میشه

A Little Love Never Hurts subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left