The first 200 lines.
بیا، ریموند
واقعا فکر می کنی کِیت کاپلان زنده است؟
نمی دونم، ماروین
هیچ وقت از غواص ها نخواستم جسدش رو پیدا کنن
اون پوتوماک رو به عنوان آخرین محل استراحتش انتخاب کرد
و من هم به درخواستش احترام گذاشتم
من دوستت داشتم، ریموند
!کِیت
پس ممکنه زنده مونده باشه
و چی؟ رفته پایین رودخونه
و یه جوری کمک گرفته
بدون این که متوجه بشیم
و سالها صبر کرده
تا لحظه مناسب انتقامش برسه؟
...من بهت می گم ماروین
کِیت عاشق الیزابت بود
تو بزرگ شدنش کمک کرد
...اصلا ممکن نیست
وندایک رو برای کشتنش فرستاده باشه
شاید اونو فرستاده تا تو رو بکُشه
...شاید، اون نمی دونست تاوزند
می خواد من شاهد مرگ الیزابت باشم
...پس نمی دونست
...وندایک اول
الیزابت رو می کُشه
اگه کِیت باشه، پیداش می کنیم
اون کارش خوبه، ولی ما بهتریم
...من تو واشنگتن نیستم، من تو
خدا می دونه کُجام
من و ویچا داریم به ویرجینیای غربی می ریم
مااورین رُوان اونجا زندگی می کنه
خواهر کِیت؟
فکر میکردم تحت حفاظت از شهوده
... همین طوره. با اسم مستعار
تو یه شهر کوچیک به نام سیلور گلِید زندگی می کنه
... اگه تمام این مدت کِیت زنده بوده باشه
احتمالا مااورین خبر داره
ریموند
مااورین
باید بهت زنگ می زدم
باید می زدی
اما من جواب نمی دادم
بیشتر به این خاطر که تلفن ندارم
چه جای قشنگی
همه این کارارو خودت کردی؟
برنامه بازنشستگی خودمو طراحی کردم
یه روز می خوام یه آلاچیق اینجا بسازم و فقط بشینم
صبر برای چیه؟ همین حالا باید این کارو بکنی
الان هزینه اش یه کمی بیشتر از توان منه
یه روزی این کارو می کنم
اوه، خیلی وقته ندیدمت، ریموند
... آخرین بار که دیدمت
روزی بود که اومدی بگی خواهرم فوت شده
بله
ای کاش بیشتر می تونستم بهت توضیح بدم
لازم نبود
من و کِیت هرگز راجع به کارش حرف نمیزدیم
... اما همیشه فکر می کردم لطف کردی
که من رو از مرگش با خبر کردی
در واقع برای همین اومدم، مطمئن نیستم
اما ممکنه زود تسلیت گفته باشم
هیچ وقت نپرسیدم کِیت چطور مُرد
فکر کردم برای دفنش یه فکری کردی
نه، جسدش هیچ وقت پیدا نشد
می فهمم
... و همکارت
کسی که ادعا می کنه اونو دیده حرفشو باور می کنی؟
به نظرم اینطوری فکر می کنه که اونو دیده
شاید یکی می خواسته این طوری فکر کنه
تو منو یاد اون میندازی
یاد زمانهای بهتر
اگه کِیت زنده باشه، یه مدت مخفی میشه
و احتمال داره تو دردسر افتاده باشه
... اگه باهاش تماسی داشتی
... من نمی فهمم، اگه تو دردسر افتاده باشه
تو اولین کسی نیستی که باهاش تماس میگیره؟
پس چیزی در موردش نشنیدی؟
تعجبی نداره
کِیت و من به روش خودمون به هم نزدیک بودیم
اما هیچ وقت برای کمک پیش من نمی اومد
اون زنه چطور؟
همون که کِیت می دیدش؟
حوالی زمانی که فکر کردیم مُرده؟
کِیت کسی رو می دیده؟
خُب، اینو می دونم چون تو اون موقع تنها ملاقات کننده نبودی
یه خانم به ملاقات من اومد و به اون ادای احترام کرد
کلارا
اسمش کلارا مور بود
با کِیت کار می کرد
گفت کِیت همه چی رو بهش یاد داده مثل یه مربی
واضح بود که یه رابطه ای با هم دارن
و اون خیلی خواهرم رو دوست داشت
اگه بتونین پیداش کنین، شاید چیزی بدونه
کلارا مور
کمک زیادی بود
لیست سیاه فصل نهم، قسمت هجدهم
*** HeIIBoy ***
لازلو یانکوویچ شماره 180
خیلی وقت بود که منتظر چنین روزی بودم
سیلوسایبین، کتامین، ال اس دی، اکستازی
برای اولین بار
... موسسات اصلی پزشکی
... نگاه وسیع تر و جدی تری به
فوائد بهداشتی داروهای روانگردان دارن
...دانشگاههای اصلی کشور و سراسر جهان
روی این داروها و این که چطور می تونن به بیماران کمک کنن، مطالعه می کنن
فقط بذارش اونجا ممنون
نمی تونم، امضاء لازمه
این لحظه متعلق به ماست
همین الان که در حال صحبت هستیم، ... سرمایه گذاران خطرپذیر
... میلیادرها دلار قانونی را برای شرکت هایی خرج می کنند
که داروهای روانگردان را تولید می کنند و می فروشند
من سهممون رو می خوام
بیشتر از سهممون رو می خوام
صبر کن
!ما آینده مراقبت های بهداشتی هستیم
... یه روز به امروز نگاه می کنی
... و به نوه هات می گی
تو هم نقشی داشتی
من بهت هشدار دادم
... واقعا فکر می کنی
... بهت اجازه می دم توی شهر من
فروشگاه راه بندازی؟
اوروزلان، وقت نداریم
همیشه از دیدنت خوشحال میشیم، ریموند
... اما باید اعتراف کنم
امیدوار بودم پرونده بعدی رو به آرام بدی
حالا اون مسئول گروه ضربته
به این که یه شانس دیگه بهش بدی فکر کردی؟
فکر کردم، و متاسفم هارولد
فقط دیگه بهش اعتماد ندارم
...اون خیلی
سخت میگیره
... ممکنه، دیشب که دفتر رو ترک می کردم
در حال کشمکش با گزارش سالانه امسال بود
... باید گزارشی رو در مورد
همه ی ماموران تحت فرمانش پُر می کرد
باید بگم این کار اونو کاملا تحت فشار گذاشته
نمی دونم آیا به درمان فکر می کنه
مخصوصا درمان هدایت شده با روان گردان ها
اگه از ال اس دی به درستی استفاده بشه، ... در زمانهای تاریک مفیده
و در زمانهای خوب می ترکونه
... هیچ چی مثل یه نشئگی هشت ساعته
با ال اس دی عضلات رو شُل نمی کنه
ال اس دی غیر قانونیه
خُب، لازم نیست حتما ال اس دی باشه
کِتامین، سیلوسایبین
نکته اینه که علاقه جدیدی به این داروها وجود داره
... تقریبا شصت سال از وقتی
... دانشگاه هاروارد تیموتی لیری
رو اخراج کرد می گذره
... حالا حتی هاروارد هم روی فوائد سلامتی
داروهایی که اون تبلیغ می کرد، مطالعه می کنه
این خبر خوبیه
... خوبه، برای همه به جز مجرمینی که
هنوز از فروش این داروها پول در میارن
مجرمینی مثل لازلو یانکوویچ
یانکوویچ چرا این اسم برام آشناست؟
چون پدرش مارکو یه زمانی توی لیست سیاه بود
یکی از بزرگترین توزیع کنندگان ال اس دی دنیا بود
تا وقتی مامور رسلر اونو کُشت
... بله، اما همونقدر که مارکو خطرناک بود
از این می ترسم که پسرش لازلو نامتعال باشه
پارک: امروز صبح؟ شش فقره قتل؟
... ردینگتون فکر می کنه لازلو
اونا رو روی صندلی هاشون کُشته؟
در واقع نه فقره قتل شامل نگهبانها و مسئول پذیرش
...فقط به خاطر این که نمی خواست یه شرکت قانونی
تلاش کنه تا این دارو ها رو بصورت مجاز تولید کنه؟
واقعا این می تونه تنها انگیزه اش باشه؟
کی به خاطر همچین چیزی نه نفر رو می کُشه؟
خُب، موضوع همینه ظاهرا عقلش سرجاش نیست
لازلو به داشتن اعتیاد به محصول خودش معروفه
نوع مایعی از ال اس دی
... و در صورت سوءاستفاده، ال اس دی می تونه
آسیب های جدی به مغز وارد کنه ... در برخی موارد
توهمات می تونن دائمی بشن
ردینگتون می گه اونو اوروزلان صدا می زنن
این کلمه مجارستانی برای شیره
چون فکر میکنه سلطان جنگله؟
...نه، چون فکر می کنه
هر جا میره یه شیر آفریقایی بالغ همراهشه
اوروزلان، محصول کم شده
باید یه فکری بکنیم
فکرشو کردم
سازمان فان یه محموله رو ارسال کرده
امروز به بندر می رسه
امروز؟ اوروزلان، بندر امن نیست
چرا چنین ریسک غیرضروری رو انجام میدی؟
اما لازمه
برای این که تو کسب و کار باقی بمونیم به محصول نیاز داریم
...پس این لازلو یانکوویچ
اسم بعدی لیست سیاهه؟
درسته، اونه که ردینگتون می خواد پیداش کنیم
چرا؟ ما دنبال کسی هستیم که باعث مرگ الیزابت شده
همون کسی که از شما باجگیری می کرد
ارتباطش با این اوروزلان چیه؟
نمی دونم، ردینگتون فقط گفت که مهمه
برای ما یا اون؟
مامور رسلر ... ببین، می دونم عجیبه
No comments yet. Be the first to leave one.