The first 200 lines.
" اکسون "
سوار ماشین شد رفت
!اه، لعنتی
همراه منن
آکسون
سه کیلو
دقیق نیست
چیز دیگه ای میخوای؟ - آکسون -
دوباره باهاش تماس بگیر
-مینام -چیه؟
چی شد؟ - چطور؟ -
چرا انقدر زود رفتی؟
باید میرفتم کلیسا
حالت خوبه؟
نمیدونم...فقط یکم
نگران نباش
فقط روی مصاحبه تمرکز کن، باشه؟
باشه
مینام ما برای بعدازظهر همه چیز رو ردیف میکنیم
واقعا ازتون ممنونم بچه ها
مینام بزن بترکون مصاحبه رو
فعلا - خدافظ -
عجله کن
وقت نداریم
بلند شو و برقص
آواز بخون و بذار قلبت شادی کنه
شادی و غم با هم گره خورده اند
پس به راهت ادامه بده و لبخند بزن
روز ها و شب های دوست داشتنی
...من به یاد میرم که
...به یاد میارم
...به یاد...روزها و شب ها
...من به یاد میارم
قرار هامون رو بیاد میارم
...اون روز ها و شب های دوست داشتنی
بندانگ معلومه کجایی؟چیکار داری میکنی؟
چرا تلفنت رو جواب نمیدی. ده بار زنگ زدم چرا جواب نمیدی؟
چی شده؟
من نمیتونم چی شده؟
چی شده؟
بهشون میگم که فقط انگلیسی میتونم بخونم چی شده؟
چی شده؟
بر میگردم و تو رستوران کار میکنم
این که کار نیست
اینارو قبل مصرف باید بکوبی
این رو هم انقدر بکوب تا روغنش در بیاد
بعد هم بریزش تو زودپز
این خیلی حساسه حواست رو جمع کن باشه بابا -
باشه باب عجله کن. یادم میمونه وقت نداریم. فعلا
تو راه مواظب باش. پسرای زیادی تو راهن
!هی! وایسا! وایسا این کیه؟
مادربزرگ، پسر داییمه
هر کی میخواد باشه برام مهم نیست
بعد از شش بعدازظهر پسرا نمیتونن وارد بشن
درسته ولی اون تازه رسیده مادرجان
مثل خروس از صبح داره میخونه
قبل از اینکه کسی بیدار بشه, اونوقت میگی پسر داییته؟
این حتی نمیتونه چشماش رو باز نگه داره
مادرجان، به خدا پسر داییمه
آره مادر جان، پس داییشم
وای خدا! این دیگه کیه؟
صبح بخیر مادرجان
پسر داییمه
خدایا! چرا شماها انقدر دروغ میگید؟
خوب گوش کنید
از امروز نمیخوام هیچ پسری رو تو این خونه ببینم
کجا دارید فرار میکنید
وایسید به من گوش کنید
!ای حرومزاده
عجله کن
!بریم
!خدایا بگو ببینم چرا دیر بیدار شدی؟
دیر بیدار شدنت باعث شد من هول بشم
می افتی...حواست رو جمع کن
دیرمون میشه
الو - هی گوش کن -
چی؟ - همه رفتن - الو - هی گوش کن -
چی؟ - همه رفتن -
با یه دختر آفریقایی دیگه صحبت کردی؟
آره دیروز
آره- با من اومد بیرون -
رفت؟
با اون یکی دختر هم امتحان کن ، خواهش مکینم -باشه.
باشه
زود باش. دوباره بهم زنگ بزن. سریع باش وقت نداریم
خدافظ خدافظ زود باش. دوباره بهم زنگ بزن. سریع باش وقت نداریم
خدافظ خدافظ
بله؟ آدالولا دفته؟ -
لطفا درست بگو، آدالولا نه، آدادولا اینجا نیست. چیکارش داری؟ بله؟ آدالولا دفته؟ -
لطفا درست بگو، آدالولا نه، آدادولا اینجا نیست. چیکارش داری؟
وایسا ببینم. تو دختر جدیدی که اومدی طبقه اول؟
تو و اون دختر شرقی - منم شرقی ام -
منم شمال شرقی ام - خب چی میخوای؟
...من دیروز با آدالودا حرف زدم که - آدادولا، خب؟ -
آدادولا که بپزیم و اون هم قبول کرد - خب؟ -
...منظورم همون غذای
داری میگی که میخوای اون غذا رو بپزی که بوی گه میده؟ - این یه رسمه
اینو بده
گوجه فرنگی؟ - بله یک کیلو -
کیلویی 35 روپیه اس
خوباش رو جدا کن - باشه چشم -
یک کیلو؟ نگران نباشید خوباش رو جدا مکینم
بزرگتراش رو میخواید؟ - نه -
نه؟ باشه
یک کیلو گوجه به من بدید
-چاییت رو بخور - ببین عجب تیکه ایه
دو تا دیگه اضافه کن
این دخترا خیلی تنگن
میتونم تموم شب روی کار باشم
حالت خوبه؟ - ناله هاشون موقع کار خیلی سکسیه -
ببخشید ببخشید
چی گفتی؟
چی شد؟
همین الان یچیزی گفتی...چی گفتی؟ - چی؟ -
همین الان چی گفتی؟ - چیزی نگفتم -
گفتی - نه نگفتم -
...چرا گفتی
چی داشتی مگیفتی؟ - هیچی ، من ساکت نشستم -
بیخیال چانبی
چی شده عزیزم؟
عمو این مزاحم من شده
هی! ما که چیزی نگفتیم
منظورت از مزاحمت چیه؟ - حرفای زشت میزد -
داره دروغ میگه چیزی نشده
من دروغ نمیگم، از اون پسر بپرس اون اینجا بود
من چیزی نشنیدم- چرا دروغ میگی؟ -
خانم ، کاسبی من رو کساد کردی
بذار هرچی میخوان بگن بهشون توجه نکن
میگه چیزی نشنیده
خب از اون بپرس همینجا کنار من ایستاده بود
من چیزی نشنیدم - !بندانگ -
داشتم با تلفن صحبت میکردم - نه نمیکردی -
دیوونس، نگاش کن - هی به من نگو دیوونه -
!هی - چطور میتونی یه دختر رو بزنی؟ -
هی! بس کنید - اون اول منو رو هل داد-
وگرنه من دست به دخترا نمیزنم
به شما پسرا میاد که از یه خونواده خوب باشید- اون اول مارو هل داد
اون اول مارو هل داد- مگه ندیدی؟ -
این آدما لیاقتشون همینه - خواهش میکنم برید-
اون اول مارو هل داد بیا بریم
حالت خوبه عزیزم؟ - نباید به این آدما توجه کنی -
ببرش خونه عزیزم
اون همینجا وایساده بود
آخه چطور مردیه که نمیتونه از من محافظت کنه
هی
بندانگ رفته
بیا شروع به پختن کنیم
کاپیل اینجاست بیا
!نترس ازش اجازه گرفتم
چند دوری بازی میکنیم
آره، بجنب
اینجا چیکار میکنی؟
اونا همیشه بیرون بازی میکردن ولی امروز نظرشون عوض شد
اوه خدا، نمیدونم چرا
زورم ، هایپر رو میشناسه، درسته؟
آره- بهش بگو با هایپر صحبت کنه -
ولی ما تا الان خیلی ازش کمک خواستیم
...منظورم اینه که
میدونی...زورم از مینام خوشش نمیاد
ولی این مهم ترین روز زندگیشه
دیشب تا دیروقت داشتم کمکتون میکردم امروز صبح هم همینطور
گفتید که دیگه با من کاری ندارید هر چی هم گفتم گفتی خودم بلدم
الان اومدی میگی مغازه رو ببندو بیام پیش شما؟ من تازه اینجا رو راه انداختم
کی قراره قرض هام رو بده؟ تو؟ این همه پول داری؟
ازت نمیخوام که بگردی و کار کنی
سلام - سلام -
اینا تازه هستن؟
آره تازه هستن، دیروز آوردم - برای چهار روز پیشه -
اوه قاطی کردم ببخشید الان تازه هاش رو براتون میارم
بفرمایید اینا تازن
اینا تازه هستن؟
چیز دیگه ای میخواید؟ - نه -
پنجاه تا میشه ممنون
بار آخره ها
چیکار میکنی مردم دارن نگاه میکنن
این شاد نیست
چاره ای نیست، وقت نداریم
هی ،اون پسر صاحب خونه نیست؟
بندانگ کجاست؟ - الان میاد -
باشه تلاشم رو میکنم،اسمش چی بود؟ - هایپر -
اسم واقعیش چیه؟
تو که گفتی میشناسیش
دوست دوستم بود، فقط دو سه بار دیدمش
اسمش یادم نیست - یادت بیار - آخه چطور یادم بیارم
شما هم اسمش رو نمیدونید - باهاش حرف نزدیم -
درضمن ما تازه اومدیم اینجا
اسم صاحب خونه رو میدونی؟
ما عمو صداش میکردیم
امیدوارم پول گرفته باشی - !وای نه-
زودباش، سهمت رو بده
برو، من نمیخوام چیزی بخرم
من به عنوان یه فروشنده نیومدم من دوست پسرتونم
نمیشنوم چی میگی بیا داخل
کدوم پسر؟- سهم من کو؟ -
...اونی که همیشه هایپر
اینو بگیر
اسمش رو یادم رفته
چی؟ اسمش رو یادت رفته؟ چقدر عجیب
تو چه دوستی هستی آخه؟ حتی اسمش رو هم نمیدونی؟
چخبر شده؟ قبلا اینجا ندیدمتون
No comments yet. Be the first to leave one.