The first 200 lines.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
سلام بچهها، چطورین؟
من تو جنگل نورت استرند مینهسوتا هستم، جایی که
چهار سال پیش کل ماجرای تامی اونجا اتفاق افتاد.
یادتونه؟
یازدهم آگوست ۲۰۲۱، یه جسد پیدا کردن، اون مردی که صورتش...
غیبش زده بود.
و کالبدشکافی گفت حیوانات این کارو کردن.
مثلاً، میدونی، روباهها و پرندهها.
ولی چرا فقط صورتش؟
مثلاً، یکی میتونه اینو برام توضیح بده؟
من خیلی ترسیدم.
مثلاً، فقط صداهایی که وقتی دارم این اطراف
پیادهروی میکنم و از اون طرف برمیگردم، میشنوم.
دوربینهای شکار همهجا هستن، مثل این یکی اینجا.
دارم خیلی نزدیک میشم به اینکه بفهمم چی به چیه، بچهها.
مثلاً، کی و چی صورتشو کنده؟
اینجا دقیقاً همونجاست که جسد رو ازش کشیدن بیرون، باشه؟
من تحقیق کردم و عکسایی که تو اینترنت پیدا کردم رو موشکافی کردم.
میخوای بدونی کجا؟
تحقیقات منو دنبال کن، باشه؟
کانالم رو سابسکرایب کن.
چارلی؟
چارلی؟
ترسوندیم.
اوه، نه.
ما این کارو کردیم؟
خدای من، همسایه کوچولوی نازمون.
این بچه حسابی صداش بلنده، نه؟
مثل یه ترکیبی از فُک دریایی و یه چیز ترسناکه.
این ترسناکه.
خب، باید بری بالا و براش یه لالایی بخونی، تصمیم همینِ.
نه، نه، اصلاً نه.
آره، میری.
هی، بیا، من سردمه.
یه بالش برام بنداز.
من خودم بالشتم عزیزم، مموری فوم، ارگونومیک، ارتوپدیک، و همراه با
این روبالشی پرمو.
سیری، یه موسیقی بعد از شام بذار.
چارلی؟
آره، عزیزم؟
مواظب بودی؟
خب، سخته بگم، تو اون لحظه پر از حرارت، لذت، شور.
به هر حال، تو آییودی داری.
چیزیت میشه؟
هنوز یه ریسک کوچیک وجود داره.
میدونی که؟
آروم باش، آلیس.
قراره یه چارلی کوچولو به دنیا بیاد.
چارلی جونیور نه.
چارلی دوم نه.
چارلی سوم نه.
چهارم.
چارلی بزرگ نه.
چارلی فوقالعادهترین و زیباترین بچهای که
جهان تا حالا دیده، مثل مامانش که زیباترینیه که من دیدم.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
هی، میدونم میخوای بگی مثل یه دزد وسط شب غیبم زده،
ولی قسم میخورم این هیچ ربطی به آپارتمانت نداره.
من عاشقشم.
فقط تو خیلی عمیق خواب بودی.
نمیخواستم بیدارت کنم.
آه، و بازم ببخشید بابت همسایههای طبقه بالات.
مرسی که اینقدر زود اومدی، آلیس.
معلومه.
از صبح شروع شد.
به من حمله کرد و توله خودشو خورد.
چی؟
هر سهتاشون.
من همچین چیزی ندیده بودم.
آخرین بار کجا دیدیش؟
فکر کنم دیشب.
کارت واکسنشو پیدا کردی؟
باید تو دفتر نگاه کنم.
با سگ دیگهای دعوا کرده یا گاز گرفته شده؟
فکر نکنم.
هی.
میتونی یه لحظه بیای کنار؟
الان میام.
آره، آره.
مرسی.
باشه، اینو میذارم پایین، باشه؟
دارم میذارمش پایین.
ببین، دارم میذارمش پایین.
دختر خوب.
سگ خوب.
نه، نمیخوام اذیتت کنم.
الو؟
بله؟
آه.
خانمها و آقایان، کاپیتان شماست.
شروع کردیم به پایین اومدن به سمت فرودگاه بینالمللی مینیاپولیس.
باید تا ده دقیقه دیگه اجازه فرود بگیریم.
امیدوارم ساعت ۳ همه رو زمین برسونیم.
امیدوارم از پرواز امروزتون با ما لذت برده باشین.
تا دفعه بعد، مواظب خودتون باشین.
این چارلیه.
احتمالاً تو امنترین جای جهانم یا دنبال کلیدام میگردم.
پیام بذار.
برمیگردم بهت زنگ میزنم.
ببخشید که اینو تو تلفن بهت میگم، ولی مجبور شدم فوری برم.
فردا باید برگردم.
فقط...
هر وقت تونستم زنگ میزنم همهچیز رو توضیح میدم.
فقط بشین.
یه بچه محلی زنگ زده.
با پهپادش دیده که اون تو باغ افتاده.
کی بود؟
حدود یه هفته پیش.
هنوز منتظر نتایج کامل کالبدشکافی هستیم، ولی
به نظر میرسه از کاردیومیوپاتی گشاد شده رنج میبرده.
آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟
ما واقعاً حرف نمیزدیم.
میتونم ببینمش؟
میفهمم.
خب، هنوز دلیل مرگ رو نداریم، ولی وقتی پزشکی قانونی کارش تموم بشه،
میتونی جسد مامانت رو تحویل بگیری.
من میخوام مامانمو ببینم.
متأسفم، فکر خوبی نیست.
میدونی، اینجا کلی حیات وحش داره.
همین که چیزی پیدا کنن، فقط...
🎬 لطفا از منبع اصلی ببینید — مووی پووی
کلی حیوان تو دستشونه.
مرد، ظاهراً دخترش.
دوباره قاطی کرده؟
آره.
اوه، خواهشاً.
زود باش، هنوز چهار تا تماس صبح تو تحلیلگر داریم.
باشه، خداحافظ.
بعداً میبینمت.
تموم شد؟
میتونم گواهیناممو پس بگیرم؟
چون تو صاحبش نیستی، باید یه پیگیری انجام بدیم.
نمیدونستم مامانت یه دختر داره.
باشه، میتونم تکون بخورم؟
چی؟
چی؟
آلیس،
کجا بودی لعنتی؟
مامانم مرد، جانی.
اون... من حتی نمیدونستم تو مامان داری.
لعنتی.
متأسفم.
چون هیچوقت ازش حرف نزدی، فکر کردم یه چیزی شده.
نه،
فقط گفتم نمیتونم پیداشون کنم.
حالا چیکار کنم؟
آره؟
پنجشنبه؟
لعنتی.
آره.
آره، همون کارو کنیم.
باشه، مرسی.
هویت رأیدهنده تأیید شد.
پرواز، آمبولانس کوچک به واشنگتن دیسی،
فردا ساعت ۹ صبح حرکت میکنه.
تغییر رو تأیید کن.
آره، دو روز بعدش کن.
در حال جستجوی پرواز موجود.
دو روز بعد، حرکت ساعت ۱۰ صبح.
هزینه تغییر ۵۰ دلار.
تأیید.
آره، تأیید.
تغییر پرواز، تأیید شد.
پرنده تنها و محتاط، فاخته، نه لونه میسازه، نه خونه.
هیچوقت تنهاش نذار.
شما با افسر پیتر جاکوبسون از پاسگاه پلیس بیگ فالز کانتی تماس گرفتید.
لطفاً پیغام بگذارید.
بله، حتماً.
مرسی.
مرسی.
مرسی.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
جیمز هیوستون.
خدای من.
وای.
بیا ببینیم اینجا چی داریم.
رمز شرقی.
۲۹ ژوئن، ۱۹...
صبح روی زمین میمونیم.
سوم سپتامبر ۱۹۹۹.
خب، ما سکس کردیم.
تا آخرش رفتیم.
و بعدش پارتی شد.
فکر کنم باید وقتی تند میخورم غذا بخورم، ولی میخوام بنوشم و نمیتونم.
هی، عزیزم.
این چارلیه.
یادم میاد؟
امیدوارم حالت خوب باشه.
فقط خواستم بگم اینجا همهچیز داره میپزه.
اصلاً دلم برات تنگ نشده.
امشب داریم کتاب نگه میداریم، برای همین میرم خونه و یه چیزی
نقاشی میکنم و خشک شدنشو نگاه میکنم و بعد میرم حموم حبابی.
پنجشنبه؟
عالیه.
کاملاً.
نه، نه مراسم خاکسپاری.
میخوام این هر چی زودتر تموم بشه.
باید مواظب باشی.
سؤالی؟
No comments yet. Be the first to leave one.