Release info

변혁의사랑 RevolutionaryLove ByunHyuk'sLove E08 OpusSub
A Commentary by Mahboobe1994
Mahboobe1994►► telegram►► @opussub

Tags

other
Published on: 2017-11-07
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تقديم ميکند Opus Sub تيم ترجمه ي

کجا؟

قسمت هشت گروه غذايي سه مَن تو اَن سونگ

.رفت اونجا قراردادشونُ فسخ کنه

واسه همچين کاري يه کارآموزُ تنها فرستادي؟

مگه چيه؟ دستور سرپرست سول بود

چي؟ سرپرست سول؟

اين اولين امتحان توئه بيون هيوک

چطور اين امتحانُ پاس ميکني؟

سلام

ميشه همين جوري بريم تو؟

کسي اينجا نيست؟

چي شد جون؟

چيکار ميکني؟ زود باش بيا - باشه -

بيا ببريمش بالا - باشه -

زود باش جون

باشه - زود باش -

حالتون خوبه؟

آجوشي ديوونه شدين؟ زده به سرتون؟

هر اتفاقي هم بيفته بايد زندگي کنيد بايد زندگي کنيد و ببينيد

شما خانواده ندارين؟

پدر و مادر يا بچه ندارين؟

.من... من ميخوام زندگي کنم

!منم ميخوام زندگي کنم

ولي هرچقدر تلاش ميکنم نميشه

چيکار کنم؟

!رئيس

!رئيس! رئيس

رئيس! چي شده؟

چرا اين کارُ کردين؟

.بلند شين، لطفا بلند شين

اگه شما نباشين ما چيکار کنيم؟

الان چه اتفاقي افتاد؟

ما چي ديديم؟

.شما اينجايين

رئيس خوبن؟

اگه شماها يه کم ديرتر مي رسيدين حتما مرده بود

.شما جون رئيس ما رو نجات دادين

خيلي ازتون ممنونم - ممنونم -

کاري نکرديم

لازم نيست ببرينش بيمارستان؟

خانواده اش به زودي ميرسن

ولي... شما کي...؟

من از تيم برنامه ريزي راهبردي گروه غذايي کانگ سو اومدم

گروه غذايي کانگ سو؟

...نميدونم الان وقت مناسبي هست يا نه

.ولي من اومدم اينجا شما اين برگه رو مهر بزنين

!بيرون! بيرون

به چه جراتي اومدين اينجا؟

به من فقط گفتن بيام اينجا شما اينُ برام مهر بزنيد

!بريد گم شيد بد جنسا! گم شيد

.انگار مذاکره خيلي خوب پيش نرفت

اون فقط گفت بهشون بگم اينجا رو مهر بزنن

بيا بريم جون

واسه همين بايد باهاشون به توافق مي رسيدي و مهرُ ميگرفتي

چطور اين کارُ بکنم؟

اين ديگه به مهارت خودت بستگي داره بيون هيوک

بيا اين يه قرارداد جديده

اين با عقل جور درمياد؟ .بايد باهاشون توافق کنم

چطوري اين کارُ بکنم؟

اونا اين کارُ ميکنن؟

تو شرکت هم من بايد کارتُ انجام بدم؟

کارِتُ خودت انجام بده

رئيسه خودشُ دار زده بود و منم اونجا بودم

اينجوري اينجوري اينجوري نگهش داشتم

.و جونشُ نجات دادم

...من نمي شناسمش ولي فکر ميکنم

اون رئيسه خودشُ به خاطر اين قرارداد دار زده بود

خب من چطوري برگردم بگم اين قراردادُ مهر بزنه؟

اگه بخواي همش به بقيه فکر کني چطوري ميخواي کار کني؟

.حالا که وارد شرکت شدي بايد مراقب خودت باشي

مثل هميشه سرد

اگه اون اين قراردادُ مهر بزنه، احتمالا .کارخونه بسته ميشه

چرا بسته بشه؟

معمولا اونا همه ي مواد لازمُ ميخرن تا براي .سفارش هاي آينده آماده باشن

.خط توليد با تهيه ي مواد اوليه راه ميفته

ولي گروه کانگ سو يه دفعه قبل از توليد .قراردادشُ با اونا فسخ ميکنه

.برا همين هم اونا بايد کارخونه رو ببندن

ولي من بايد مهرُ بگيرم

آره بايد بگيري

.اينجوري اونا نابود ميشن

آره

مگه اينکه گروه کانگ سو بهشون خسارت بده

خسارت؟

چي؟ خسارت؟

آره خسارت. نميشه؟

اگه ميخواستيم اين کارُ بکنيم چرا تو رو فرستاديم؟

ما مي خواستيم بي سر و صدا و بدون .طِي کردن مراحل قانوني اين کارُ بکنيم

ولي اگه ما اين کارُ بکنيم گروه غذايي .سه مَن بسته ميشه

کي گفته؟ - جون -

الان وقت فکر کردن به پيمانکار فرعيه؟

تو کارمند گروه کانگ سويي

اگه تو نتوني اون مهرُ بگيري همه ي اعضاي .تيم ما سرزنش ميشن

،تو شايد چون پسر رئيسي در امان باشي

...ولي بقيه به خاطر اينکه شرکت ضرر کرده توبيخ ميشن و

تنزل مقام پيدا ميکنن، ميفهمي؟

پس کارها اينجوريه؟

آخه جون از تيم ما چي ميدونه که هيمن جوري نظر ميده؟

...واقعا که

جون اشتباهي نکرده

.چون من پرسيدم اون جواب داد

جون؟

.زنگ زد گفت امروز نميتونه بياد

.واقعا؟ عجيبه

.امروز من هم که رفتم بالا رفته بود

.گوشيشُ هم جواب نميده

نميدونيد چرا نيومده نه؟

نه نميدونيم

شايد رفته ديدن باباش

باباش؟

.باباش خيلي وقت پيش مرده

وقتي ذهنش خيلي درگيره عادت داره .بره سر خاک باباش

آها

چيکار کنم؟

اگه امروز نتونستي اون مهرُ بگيري حتي !فکر اومدن به شرکتُ هم نکن

.گفتم که حرف ديگه اي ندارم

چرا همش پيدات ميشه؟

.من کارمند گروه کانگ سو نيستم

...اينا

اينا ظرفاي غذاي شماست؟

همش سوجو مي خوردين؟

برا تو چه اهميتي داره؟

چرا اهميتي نداشته باشه؟

.من جونتُ نجات دادم

.با اين وجود من مهر نميزنم

.حتي اگه چاقو هم رو گلوم بذاري مهر نميزنم

شايد مثل يه قطره تو يه سطل باشه ولي من ازشون خسارت ميگيرم

آره بايد هم بگيري

...بايد هرکاري ميخواين بکنين

.به جز کشتن خودتون

چرا مي خواستين بميرين؟

چرا بميرين که اونا خوشحال بشن؟

لحظه اي که شما ضعف نشون بدين بهشون باختين

نبايد اينجوري عقب بکشين

هر اتفاقي هم بيفته شما بايد صبر کنيد

يه آدمي مثل من چقدر ميتونه صبر کنه؟

من هر روز همين طوري ناراحتم

دوباره ضعف نشون ندين

شما اين همه مدت سخت کار کردين

بيست سال پيمانکار فرعي گروه کانگ سو بودين

ميدونم که چقدر کار بزرگي بوده

قبلا گروه کانگ سو به اين بدي نبود

وقتي مدير بِک سرِ کار بود من با آدمايي واقعي سر و کار داشتم

اون از ما در برابر سو استفاده هاي پيمانکار اصلي محافظت ميکرد

اين حرفا به چع دردي ميخوره؟

خودم اين بلا رو سر خودم آوردم

چرا آدماي خوب اينقدر زود از دنيا ميرن؟

جون

من شدم فرد اصلي تو

به اين گستردگي هم نيست

.ساده بخوام بگم، تو وسيله اي

تو يه کارمندي که بايد هرکاري روسا بهش ميگن انجام بده

ولي کاش ميشد تو با کارمنداي عادي فرق داشته باشي

تو ميخواي من با بقيه فرق داشته باشم؟

اگه بخواي قدرتشُ داري

من؟

...فکر ميکني اگه تو نبودي

،اگه به خاطر تو نبود ما با همه ي نظافت چي ها ميتونستيم

به نتيجه اي که امروز رسيديم برسيم؟

به خاطر تو بود

من مطمئنم نتيجه ي نهايي به خاطر تو بود

چون من بودم اينطوري شد؟

آره چون تو بودي

...چون تو بودي

...چون تو فکرتُ عوض کردي

چيزايي که ما ده سال براش جنگيديم .اونقدر راحت به دست اومد

اين منُ عصباني ميکنه

.ولي واقعيت اينه

.بايد برگردم سرکار نيمه وقتم

من اول ميرم

...ولي جون

من ميفهمم چي ميخواستي بگي

ميفهمم چرا ميخواي با بقيه ي کارمندا فرق داشته باشم

.چون اين منم و من خودم هستم

واسه همين نتيجه فرق داشت اينم ميفهمم

...ولي

،اگه من اونطوري که تو دوست داري عوض بشم

بعدش چي ميشه؟

منظورت چيه؟

...اگه من واقعا تغيير کنم

...اون موقع تو ميتوني منُ به چشم مردت ببيني؟

تو... هيوکُ دوست داري؟

اين کارُ ميکني؟

بله؟

اون دخترُ ميگم

اون دختره که وقتي بابام داشت هيوکُ .ميزد اومد تو، بِک جون

چيزي درباره اش ميدوني؟

نه هيچي

شنيدم موقع اون اتفاق سر ساختمون هم اونجا بوده

وقتي رفته بودي اونجا نديديش؟

.مطمئن نيستم

اون دختر خيلي مشکوکيه

اون از اون دخترا نيست که بيون هيوک باهاش وقت بگذرونه

.از اون دردسرساز هاست

اون منُ آزار ميده

اينکه هيوک خودشُ معرفي کرد و بعد شروع کرد به عنوان نظافت چي کار کردن

.حتي درخواست استخدام مستقيم اونا

حالا هم که کارآموز شده

.اين اون هيوکي که من ميشناختم نيست

مگه نه مدير کُوُن؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left