Pinocchio

Pinocchio (피노키오)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Pinoco E14 2014 iPOP-WITH
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2014-12-26
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پینوکیو

میدونی که چی میگن 'چون گرونه پس مارکداره'

فقط اگه گرون باشه مردم میخرنش

کافیه

ولی، بچه ها اون کوله پشتی ها رو توی راه مدرسه استفاده میکنن

لازمه که به عنوان یه مارک گرون و مجلل معرفی بشه؟

!گفتم کافیه

چی میخوای بشنوی؟

میخوای بگی مادرِ من یه خونه خراب کنه که جیبِ والدینِ بچه ها رو از پول خالی میکنه؟

داری میگی مادر من یه تاجره که تنها چیزی که براش مهمه پوله؟ آره؟

چی میخوای بگی؟

فقط میخوام حقیقت رو بگم

اگه تحقیقاتُ همینجا تموم کنیم اونوقت دقیقاً همونیه که تو گفتی

چی؟ اینطوری درباره ی مامان من حرف نزن

شماها دارین چیکار میکنین؟

نمیدونین الان وسط تحقیقاتیم؟

هی، دارین چیکار میکنین؟

شما دو تا دارین چیکار میکنین؟ ها؟

دارن چیکار میکنن؟

!تمومش کنین شماها چتون شده، ها؟

!اگه به اینکارتون ادامه بدین اونوقت خبر خودتونُ باید پخش کنیم

!اگه با من مشکل داری بیا سراغ خودم

!مادر منُ مثل یه پول پرست معرفی نکن

تویی که باید با نگاه منطقی یه خبرنگار به قضیه نگاه کنی

نمی بینی مامانت چه مشکلاتی درست کرده؟

بسه، الان خیلی حرفات تند و زننده اس

چی؟

فکر میکنم هنوز خیلی زوده که بدون شنیدن حرفای مامان بوم جو

بخوای بگی پول پرسته یا هر چیز دیگه ای

...تو

رئیس، پسرتون توی یکی از فروشگاهاست

پسر من؟

ممنون...که طرف منُ گرفتی

من طرفِ تو رو نگرفتم اشتباه نکن

پسرم؟

برای چی اومدی اینجا؟

و اینا کی ان؟

مامان

اوه، چه بد

پس، چه بلایی سر اون بابانوئل اومد؟

اون دستگیر شده و به احتمال زیاد خیلی زود میبرنش دادستانی

وحشتناکه

باورم نمیشه این اتفاق به خاطر کیف های فروشگاه ما افتاده خیلی ناراحت کننده اس

چیکار کنیم؟ من این دردسرُ درست کردم، نه؟

چیکار کنم؟ فکر میکنی باید از مردم معذرت خواهی کنم؟

نه، لازم نیست اینکارُ بکنی

مامان، لازم نیست به خاطر این اتفاقات معذرت خواهی کنی

متأسفم، ولی ممنون میشیم اگه با این گزارش همکاری کنین

و بازم ممنون میشیم اگه بهمون اجازه بدین با کارمنداتون مصاحبه کنیم و از فروشگاه فیلم بگیریم

...هی، تو

عیبی نداره البته، باید باهاتون همکاری کنم

هر چیز دیگه ای لازم داشتین بهم بگین

مامان، اگه این گزارش ساخته بشه ممکنه فروشگاهمون تحریم بشه

اگه مشتریا اینُ بخوان، اونوقت مجبورم قبولش کنم چاره ی دیگه ای ندارم، نه؟

مدیر گو، برو به خبرنگارها کمک کن کارشونُ بکنن

...مامان

اگه سند و مدرکی لازم داشتین به مدیر گو بگین

حتماً، متشکریم

!رئیس، شما خیلی باحالین

ممنون

مامان، متأسفم

چیزی نیست پسرم نگران نباش

مطمئن نیستم، یادم نمیاد

این شبیه گوشواره ی مامانمه ...چرا این

گوشی موبایلتُ اونجا جا گذاشتی

پس فکر کنم جا گذاشتم

کی ها میونگ

روز قبل از کریسمس چیکار میکردی؟ اصلاً تلفنتُ جواب نمیدادی

یکم مریض بودم

واقعاً؟

تعجبی نداره پس قضیه این بوده، ها؟

پس عیبی نداره

حالت خوبه؟ الان بهتری؟

داری چیکار میکنی؟

محض احتیاط

منظورت چیه؟

احیاناً...هنوزم فکر میکنی مامان بوم جو مشکوکه؟

اونطوری که من میبینم، مامان بوم جو خانوم خیلی خوبیه

بدون هیچ مخالفتی همه چی رو بهمون گفت

اینکه گفتم زن ترسناکیه رو پس میگیرم

...مطمئن نیستم

چرا؟ چی انقدر اذیتت میکنه؟

وقتی بهت علامت دادم میتونی شروع کنی

...اخیراً این محصول

....دانش آموزها به این مارک میگن پلاس وان

صد در صد دوختِ دسته و جنسش چرمِ کروکودیله

فقط دکمه اشُ اینطوری باز کنین

این صد هزار وون ارزونتره و نود هزار وون فروخته میشه

مادرت تصادفی تلفنشُ خونه ی ما جا گذاشت

سیزده سال پیش رفته بودی خونه اش؟

یادم نمیاد برای چی میپرسی؟

عیبی نداره

فکر نمیکنی مامان بوم جو فوق العاده اس؟

اگه این گزارش پخش بشه فروش و شهرتشون بدجوری صدمه میبینه

ولی هیچ مشکلی نداره، آدم درستکاریه، نه؟

آره، فکر کنم

اون چی بود؟ چرا داری سکسکه میکنی؟

فکر نمیکنی آدمِ درستکاریه؟

اینطور به نظر میاد

تو هم با ها میونگ موافقی؟ تو هم به مامان بوم جو مشکوکی؟

آره، فکر کنم همینطوره

یون یو رائه، بیا گزارشُ شروع کنیم

!بله خانوم

چوی این ها، زود بیا اینجا بله قربان

آ ای آی اُ یو

...بین دانش آموزان

هی! میخوای با یونیفورم مدرسه گزارش بدی؟

زودباش اینُ بپوش

بله خانوم

معلوم نیست کدوم گزارشُ میخوایم پخش کنیم پس بیا چند تایی ضبط کنیم

بله خانوم

یه مارکِ گرون قیمتِ کیف بین دانش آموزها محبوبیت زیادی پیدا کرده

این کیف بیشتر از یه میلیون وون قیمت داره

با این وجود، نزدیک 70٪ دانش آموزهای یه کلاسِ خاص از این کیف استفاده میکنن

با اینکه این هم از همون مارکه، کیف ها بر اساس قیمتشون طرقه بندی میشن

هر چی گرونتر باشه، یه دانش آموز بیشتر میتونه درباره اش فخرفروشی کنه

این کیف بین نوجوون ها محبوب شده

ولی، قیمتش بارِ سنگینی روی شونه های والدین میذاره

حقیقتش اینه که تقصیرِ ما نیست که اینارو میفروشیم

کسایی که این کیف ها رو میخرن مقصرن

مردم کیف های مارو درست مثل گوشت هانوو طبقه بندی کردن

این یه پلاس توئه به قیمت یه میلیون وون

این یکی یه پلاس وانه به قیمت نود هزار وون

میدونی که چی میگن 'چون گرونه پس مارکداره'

خیلی از مردم فقط به خاطر اینکه گرونه میخرنش

مامان...متأسفم

اخبار باعث میشه فروشگاه ما بد جلوه کنه

بزرگترها فکر میکنن که به رخ کشیدن یه مارک گرون نشوندهنده ی موفقیت و جایگاه اجتماعیه

به نظر میاد این طرز رفتار به بچه هاشون هم سرایت کرده

MSC چوی این ها از اخبار

عیبی نداره، پسرم

بعد از دیدنِ اخبار فهمیدم که اشتباه میکردم

حالا متوجه ی اشتباهم شدم

مامانته؟

آره، وانمود میکنه مشکبلی نداره ولی فکر میکنم ناراحته

حالا من احساس بدی دارم

بهت که گفتم، میخوام کاری کنم از این به بعد همش احساس بدی داشته باشی

الان واقعاً ناراحتم

مدیر

این گوشواره ی شماست؟

کجا پیداش کردی؟

داشتم دنبالش میگشتم

میخوام یه چیزی بپرسم چی؟

چه رابطه ای با رئیس فروشگاه های بوم جو داری؟

قبلاً هم بهت گفتم اون فقط یکی از آشناهامه

جدیداً ندیدیش؟ برای چی هی این سؤالُ تکرار میکنی؟

اون گوشواره...امروز تو دفترِ رئیس پیداش کردم

...اگه الان هم مثل 13 سال پیش داری می بینیش

این یعنی فقط یه آشنای ساده نیست، نه؟

از آخرین باری که تو هم منُ دیدی سیزده سال میگذره

ما دقیقاً....همینقدر به هم نزدیکیم خوشحال شدی؟

نظرت در مورد گزارش امروزم چی بود؟ خیلی بد بود، نه؟

نه، فکر کردم کارت خیلی خوبه

واقعاً؟ آره، مطمئنم که خوب بودی

به نظر تو، من توی همه چیز خوبم

فایده ای نداره، من میرم بیرون قهوه بخرم

نذار کسی به این دست بزنه

باشه! من یه ماکیاتو میخوام

میخوای کمکت کنم؟

هی، اینا چیه؟

ها میونگ داشت میذاشتشون کنار همدیگه

چی؟

گفت واقعاً مهمه

فکر کنم نزدیک سه ساعته که داره اینکارُ میکنه

کجا رفت؟

رفت قهوه بخره

!لعنتی

هی، من همه ی اینا رو میذارم کنار همدیگه پس به دال...نه هامیونگ چیزی نگو، باشه؟

!چان سو! چان سو

بیا کمک کن اینا رو بذاریم کنار همدیگه ها؟ ها؟

فراموشش کن، حوصله ندارم

!تو دوستِ منی !خیلی اضطراریه

آره، ما دوستیم

امروز روزِ آخریه که میام سر کار اونوقت تو ازم میخوای کمکت کنم این کاغذها رو کنار هم بذاری؟

آره، فکر میکنم این یه پایان پرمعنی برای روز آخرته

ببخشید، اینطور فکر نمیکنم

کانگ سونگ هواک، اون تیکه کاغذها کجا رفتن؟

چوی این ها برداشت با خودش بردشون چی؟ کجا؟

نمیدونم

فکر کنم الانه که چشمام بزنن بیرون

صبر کن! صبر کن! همشون پخش و پلا میشن !جلو نیان

داری چیکار میکنی؟

دال پو

جدی میگم نمیخواستم برشون دارم برای خودم

میخواستم بعد از اینکه همه ی تیکه هاشُ بهم چسبوندم بهت برشون گردونم

درباره ی حرفایی که زدم معذرت میخوام

بدون اینکه به حرفات گوش بدم خیلی خشن حرف زدم

آره

بخور

ممنون

چرا فکر میکردی مامان بوم جو عجیبه؟

همه میخواستن به اون بابانوئل دزد آسون بگیرن

ولی مادر بوم جو گفته نه

وقتی داشتیم توی دفترش داستان رو براش میگفتیم قیافه اش طوری بود که انگار بار اوله داره میشنوه

واقعاً؟ آره

قبلش، به نظر نمیومد مدیر فروشگاه بخواد جلوی کار ما رو بگیره

وانمود کرد میخواد جلومونُ بگیره ولی گذاشت از همه چی فیلم بگیریم

انگار میخواست از عمد کاری کنه یه چیزایی توی گزارش دیده بشه

و یه چیز دیگه

همه ی اون پیامک هایی که من برای مامانم میفرستادم رو بوم جو میگرفته

More Farsi Persian subtitles for Pinocchio

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left