The first 200 lines.
ولی فکر کنم از این داستان خوشت بیاد.
چت شده تو؟!
ما رو آوردی ساحل لختیا؟!
نمیدونستم ساحل برهنه است. ای بابا!
فقط نزدیکترینشو با جیپیاس پیدا کردم. وای نه...
واقعاً فقط کم داشتم از این روز بیشتر زخم بردارم.
ببین، نباید به هیچکس بگی که من آوردمت اینجا.
باشه؟ حله؟ میمیرم.
قبل از اینکه اینو به کسی بگم.
بابا!
سلام بچهها. من تسا هستم.
و با یه آموزش آرایش دیگه برگشتم.
متوجه شدم که هیچوقت یه آموزشی که فقط روی هایلایتر تمرکز داشته باشه، نذاشتم.
که خیلی عجیبه.
من که خیلی از اینا درست کردم.
اِم، خب همونطور که میبینید، بیشتر آرایشم رو انجام دادم.
و موهامو بستم.
هی.
میخوای سر راه اداره برسونمت؟
باید سر وقت آماده باشی. سه دقیقه وقت داری.
اینجا چه خبره؟ چی؟
بخت یارِ کانتور کردههاست.
باشه، اصلاً نمیفهمم یعنی چی.
دو دقیقه.
زود باش، والی!
باید میرفتی.
قرمز بود. به زور.
اینجوری که نمیتونی منو راضی کنی بذارم گواهینامه بگیری.
هی، اِم، فکر کنم امروز میتونم چند ساعت زودتر از سر کار بیام بیرون.
فکر کردم شاید بتونیم یه کم
بعدازظهر یه وقت پدر و دختری تو ساحل داشته باشیم.
ما بازی فوتبال داریم.
مگه تو از کِی فوتبال بازی میکنی؟
داریم دوستامونو تماشا میکنیم. منظورت از "دوستا"،
گلنِ؟
شاید.
بابا، سبز یعنی حرکت کن.
مطمئن نیستم وقتی ماشین رو خریدی چی معنی میداد.
میدونم فکر میکنی باید مثل پدر و مادر دوستای پولدارت تسلا داشته باشم.
ولی جری هنوزم عالی کار میکنه.
هی بابا، فامیلی جری چیه؟
مسخرهام نکن. اَتریک.
جرئت نکنی. جری اَتریک.
ها، ها، ها.
خوشحالم که تنها کسی نیستم که خماره.
فقط یکی از سردردهامه.
آره، خب، بیمه فروختن سر همه رو درد میاره.
مکسول، گای هستم.
اسمتو تو این صفحه بیکلاس تأیید حضور گردهمایی نمیبینم.
میای به این افتضاح یا نه؟
بهم زنگ بزن.
چی؟
اون تو اردوی تابستانی یهودیها گیر افتاده.
من فقط دارم یه دوستدختر خوب میشم.
من که چیزی نگفتم.
تو و گلن هیچوقت با هم نبودین؟
ما هنوز حتی رسمی نیستیم.
اوه. شاید اگه هر از گاهی براش یه عکس خصوصی میفرستادی، رسمی میشدین.
اووه.
انگار بیضهش پیچ خورده.
بریم. زود باشین.
این یعنی وقتشه بریم فرویو بخوریم؟
هی، دیمین حالش خوبه؟
میگه مچ پاش پیچ خورده.
فقط داره شلوغش میکنه.
خب، بد شد. آره، بد شد.
یکی از شما دو تا میخواد دروازهبان بشه که تمومش کنیم؟
والی؟
نه، نه.
تو، تو نمیخوای من این کارو بکنم.
من میذارم هر توپی رد بشه و شما میبازید.
و تا ابد پشیمون میشید.
کاری میکنم که به نفعت باشه.
آفرین!
میدونستم پشیمون نمیشم.
والی؟ والی؟
اسمت چیه؟ همین الان گفتی.
اصلا صدامو میشنوه؟
والی. باشه.
اسم کاملت؟
والیس دایانا پارک.
آره، خوبی.
خوبی؟ چی شد؟
خیلی عجیب بود.
آره، من فکر کنم فقط بدنم آب کم آورده.
خب، بازی رو برامون بردی. باید جشن بگیریم.
امشب میخوای بیای خونمون؟
پدر و مادرم نیستن. بچهها میان دور هم جمع شیم.
آره، حتماً.
پس میبینمت.
میتونم یه چیزی بگم؟ اون بوست کرد و تو واقعاً غش کردی.
خفه شو.
اوهوم.
ببین، محاله بابام بذاره برم.
چی میشه اگه من خونه شما بمونم و هر دو بریم؟
اِم، من قراره خونه فامیلم باشم.
ولی اگه بخوای میتونم برسونمت.
و میتونی به بابات بگی که خونه ما میخوابی.
بس کن.
بس کن.
شروع
حس بدی دارم.
گفتی تو این بازی ماهری.
این حرکتها رو ببین، پسر.
به پام نمیرسی. نمیتونی به پام برسی.
داره میاد.
مگا دود داره میاد، تو اصلاً تلاشی نمیکنی.
پسر، هروقت نظر تو رو خواستم
اونو از دهنت میکشم بیرون و ازت میپرسم.
همین حرفو دیشب به مامانت زدم.
پسر، جوکهای "مامانت" دیگه ده ساله از مد افتاده.
جوکهای "مامانت" همیشه ترنده. خب، اگه مامان من مرده بود چی؟
اونوقت دخترای مرده خوب ساک میزنن.
اوه!
اسواپ تینگ برنده شد.
گند زدی، پسر. گند زدی.
بیخیال. تو بامزهتری.
مرسی، عزیزم.
هی، تو.
سلام.
حوصلت سر رفته؟
نه، نه.
من خوبم.
اوم، فقط میخوام برم دستشویی.
هی.
تو اتاق من چیکار میکنی؟
اوم، متاسفم.
من... من قصد این کارو نداشتم... من...
نه، نه. ببخشید، بیرون حوصله سربره.
اشکال نداره.
سینههای قشنگی داری.
ممنون.
کاندوم دارم.
اوم، من نه.
فکر نمیکنم باید این کارو بکنیم.
گلن.
به من اعتماد کن. گلن، وایسا.
چی شده، عزیزم؟
تو واقعاً مستی.
باشه.
اوم...
فکر کنم من باید برم.
واقعاً؟
دیره.
باشه، من میرسونمت.
من-من خودم یه تاکسی میگیرم.
میتونم برات اوبر بگیرم.
بابام اجازه نمیده با غریبهها سوار ماشین بشم.
بابات یه کم مزخرفه.
این خیلی بهتر از نمره دادن به ورقههای ادبیات فرانسه است.
تو فکر میکنی؟
میدونی چی واقعاً به نفعت میشه؟
اگه برام یه کم شراب بیاری.
حتماً.
تو آشپزخونهست؟ نه، سر خیابونه.
راستش الان اصلاً حس نوشیدن ندارم.
من الان بیرونم و خیلی تنبلم که برم بخرم.
میخوای برم بیرون و برات یه بطری شراب بخرم؟
آره، دو سه بطری. باشه.
کابرنه؟
و ریسک کنم که این دندونای صدفی لک بشن؟
فکر نمیکنم. فقط شاردونه.
وقتی بچه بودم، فکر میکردم "دندونای صدفی" همون "دروازههای مرواریدی" هستن.
مثلاً میمردی و این دروازههای غولپیکر بودن
که از دندون ساخته شده بودن بالا تو ابرها.
اوه.
بعضی وقتا تو دوستداشتنی هستی.
یعنی چی؟
یعنی...
"من هیچ شرابی گیرم نمیاد، درسته؟"
قطعاً نه. مم.
باورم نمیشه به خاطر تو شلوارمو درآوردم. مم.
یه زن دیگه؟
تو که وابسته نمیشی، مگه نه، انی؟
تو تو گوشی من به اسم "بوتیکال مکس" سیو شدی.
الو.
هی تامی، چه خبر؟
چی شد؟ حالت خوبه؟ نه، آره.
من خوبم. فقط...
گلن و دوستاش داشتن مسخرهبازی درمیآوردن.
آه، ببخشید زنگ زدم.
من اول به ساندرا زنگ زدم ولی جواب نمیداد و...
نه، نه، اون خونه خواهرمه.
قول میدم هیچ کاری نمیکردم.
من داشتم... چیکار میکردم؟ ناخنامو درست میکردم.
خب، ممنونم.
اشکال نداره.
بیا.
احتمالاً ازم متنفر میشی ولی به بابات زنگ زدم.
و اون میخواد که من تو رو ببرم خونه.
بهش زنگ زدی؟
هی، ببخشید.
این یه چیز والدینیه.
اگه باعث میشه حالت بهتر بشه.
ساندرا قراره از دستم حسابی عصبانی بشه که تو رو لو دادم.
داشتی مشروب میخوردی؟
میخوای الکلسنجی کنی؟ هی، لحنتو درست کن.
چرا بهم دروغ گفتی؟ والی؟ چرا بهم دروغ گفتی؟
فکر نمیکردم بهم اجازه بدی برم. آره، درسته.
اگه میگفتی "دارم میرم خونه گلن..."
No comments yet. Be the first to leave one.