White Collar

White Collar

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

te Collar S05 E03 One Last Stakeout
A Commentary by mehdi mousavi
Tv Center ارائه ای مشترک از مهشید و علیرضا - تیم ترجمه

Tags

other
Published on: 2013-12-22
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بفرماييد ، آقا ممنونم

من ازت نا اميد شدم کفري

طرفدار قهوه نيستي؟

تو هيچوقت توي اين شهر احساس راحتي نميکني

نه

از روي رديابت فهميدم که بايد اينجا باشي

اگر سر کار ميديدمت تعجب ميکردم

من اصلاح شدم ، مامور سيگل

فقط داشتم قبل از رفتن سر کار خودم رو سرحال مياوردم

تو از اينکه زمان زيادي رو مراقب من هستي وقتت رو تلف ميکني

منم همچين برنامه اي ندارم

داشتم دنبالت ميگشتم چون به کمکت نياز داشتم

چرا؟ پرونده اي داري؟

دارم دنبال يه آپارتمان ميگردم

پيدا کردن آپارتمان توي حوزه مهارتهاي من نيست

اما نيويورک که هست . فهميدم اگر يکي باشه که بتونه به راحتي توي اين ناحيه جابجا بشه ، اون تويي

اوه ، جايي که توي اين شهر زندگي ميکنه بازتابي از کسي هست که هستي

خب مامور ديويد سيگل کيه؟

اخيراً جدا شدم

فکر ميکردم تا حالا از چيزايي که ...گفتم فهميده باشي ، يا

يه تصور الکي

شروع ميکني باهاش بازي کردن ، بعد ميفهمي که ديگه اونجا نيست

آه آره ، دقيقاً همينطوره

همينکارو کردم

...خب من پس من مردي هستم که ميخواد يه شروع دوباره دشاته باشه

کجا بهتر از نيويورک ، درسته؟

خيلي خب

احساست درباره نگاههاي طعنه آميز چيه؟

نگران انسانيتم

پس بايد بيخيال دو محله ويليامز برگ و گرين پوينت بشيم

نظرت درباره مناطق اشراف نشين قديمي با کمي خطر چيه؟

ترجيح ميدم اون خطرها در راستاي کارم باشه

پس بوشويک هم ميره کنار تا چه حدودي ميتوني پول بدي؟

پولش مهم نيست توي نيويورک مهمه

مگر اينکه يه ثروت پنهاني داشته باشي

داري؟

سوپرايز نيل کفري . فکر کنم بالاخره يه کاره درست انجام دادم

پس کارمون آسون شد گرينويچ ويليج

کلي آدم با فرهنگ موقعيت مرکزي

و به عنوان يه شهروند واشنگتوني ، از پيتزاش توي نيويورک لذت ميبري

چکش ميکنم

چرا اونجا رو براي زندگي خودت انتخاب کردي؟

توي شعاع رديابمه

درسته ، درسته آره ، توي شعاعه

درباره هيلتو ثروتمند صحبت ميکنيم؟

هرست؟

قايق تفريحي هم براي خودت داري؟ توي دفتر صحبت نميکنيم ، کفري

نميخوام هيچکس دراينباره بدونه واضحه؟

خيلي خب ، تو ميخواي به يه آدم تبهکار رازي رو بگي؟

تو زندگي خطرناکي داري مامور سيگل

خدايا ، بازم اشاره با انگشته

ميرم سر کار

فکر کنم براي من بود

اسمش استفانيه

چي ، همسر سابقت؟

قايقم

ميدونستم خيلي خب

ميدونستم

تا با عشق به قدرت اشاره با انگشت بزرگ شدي ، ميدونستي ، مگه نه؟

و اينکه خواهش ميکنم بهم بگو که اينکارو با اليزابت نميکني

حکم آزادي کرتيس هگان امروز صبح اومده

و مثل اون اسم جعليش داچمن

احتمالاً بازم توي شب ناپديد ميشه

چطوري آزاد شده؟

تعدادي از مدارک توي انبار داغون شدن

وکيلش هم از اين موقعيت سوء استفاده کرد و آزادش کرد

منو برد به گذشته

ببين از زمان اون پرونده چقدر از هم فاصله گرفتيم

تو فاصله گرفتي ببخشيد؟

خب ، تو با يه ترفيع عالي توي دفتر هيوز نشستي

من هنوزم با همون رديابم ، فقط اينکه يه آدم جديد افسارم رو به دست گرفته

تو از يه تبهکار زنداني تبديل شدي

به گرانبهاترين عنصر توي تيم اف بي آي

اين چيزي ناچيزي نيست

هگان آزاده من نه

حق با توئه اون آزاده ... حالا اينطوره

اون شغلش ارتکاب جرمه بازم اشتباه ميکنه

و وقتي اين کارو بکنه ما ميگيريمش

يا حداقل تو و سيگل ميگيريدش

حواسمون هست

خوبه

نيم ساعت ديگه ميبينمت

ميبينمت ، پيتر ميبينمت

براي محل ملاقات انتخاب خوبيه

براي جعل بعديت تصميمي گرفتي؟

من اونا رو توي گذشته خودم گذاشتم آقاي کفري

زندان منو تغيير داد همونطوريکه مطمئنم تو رو هم تغيير داده

در واقع ، نداده

نه ، ظاهراً که نداده چقدر بد

کاري رو که خواسته بودي انجام دادم هگان ، تو آزادي

آره شروع دوست داشتنيي بود

نه من ديگه نيستم

تموم شد

من اون کسي هستم که درباره زمان تمام شدن تصميم ميگيره ، نه تو

واسه همين زنگ زدي بيام اينجا؟

که تهديدم کني يه هيچوجه

يه چيزي اينجاست که ميخوام دزديده بشه

و همينجاست که فکر کردم زندان تو رو تغيير داده

آره

ديگه جعل نميکنم کاري هم نميکنم دستام آلوده بشن

ميبيني ، تو قراره برام بدزديش

ارائه اي مشترک از عليرضا و مهشيد TvCenter تيم ترجمه

داري به من ميخندي؟

خب ، پس فکر کردي اينطوري خودت رو مبرا ميکني ، درسته؟

من ردياب دارم ، که به اين معنيه که اف بي آي ميدونه من اينجا هستم

پس اگر نقاشي رو بدزدم ميفهمن که کار من بوده

بعد من برميگردم تو زندون و اين براي تو خوب نيست

اوه

خب ، پس فکر ميکنم هوشت رو بايد خيلي بيشتر از اينا بالا ببري ، مگه نه؟

که البته ، اخيراً شکست خوردي

من اين نقاشي رو نميخوام

اين اثر کارن کيتس با ارزشترين قطعه اين موزه ست

براي بعضيا ، شايد

نسخه خطي موسکوني

ميخواي براي يه کتبي که خوندش هم سخته ريسک زندان افتادن رو بکنم؟

اين يه کتاب معمولي نيست

و ارزش ريسک کردن رو داره

براي تو ، شايد

آره ، براي من

و چيزي که براي من مهمه الان ديگه براي تو هم مهمه

تو 48 ساعت وقت داري

جلد اين کتاب به يه صفحه فشار آ90 چسبيده

اگر حتي يک اينچ تکونش بدم کل اين موزه پر از صداي آژير ميشه

پس تکونش نده

من فقط بخش 13 رو ميخوام

اوه ، عاليه

ببخشيد

من يه کتاب براي خوندن ميخوام

ميتونم بهتون يه برگه درخواست بدم کدوم يکيش رو ميخواين؟

نسخه خطي موسکوني رو

منم ميخوام

سلام سلام

خب ، ميتونم يه نگاهي به ...نسخه خطي بندازم يا

اوه ، آ ه، متاسفم

کاشکي ميتونستم اما هيکس نميتونه يه نگاه بهش بندازه

منظورم اينه که حتي اگر باز بود هم نميتونستم

کتابي که هيچکس نميتونه بازش کنه

ظالمه نه ست موافقم

و اين يکي نسخه خطي موسکوني

يه معماست

که توي معماي ديگه اي پيچيده شده

توي يه جعبه شيشه اي نشکن

منظورم اينه که ، حاضرم دست چپم رو بدم که بتونم يه نگاه زير چشمي توش رو بکنم

متاسفم پرت و پلا ميگم

فقط يه نسخه خطيه اين يه وسواس فکري منه

من به وسواس هاي خوب احترام ميذارم

چي باعث شده اينقدر با ارزش بشه؟

خب ، قبل از اينکه موشکوني بميره ادعا کرده بود

که اسامس بزرگترين ثروتمندان کل دنيا توي اين کتاب جمع آوري شدن

اوه ، اين ادعاي ساده اي براي کتابي که هيچکس نميتونه بازش کنه

درسته

منظورم اينه که ، ميتونسته کليدي براي آشکار سازي باشه

يا يه ليست از غذاهاي دلخواهش

چرا يه نگاهي داخلش نندازيم تا بفهميم؟

صاحبش دستور مستقيم داده

که براي قرض دادن قابليت باز شدن نداشته باشه

صاحبش صاحبش کيه؟

ناشناسه البته

وضع بدتر شد مگه نه؟

پس فقط ميتونيم از روي جلدش درباره کتاب قضاوت کنيم

پس هيچ راهي نيست که بفهميم توش چيه؟

هيچ راهي

اگرچه موسکوني صفحه اول هر فصل رو طلاکوب کرده

پس ميدونيم که 25 فصل داره

آره ، 25 تا

منو با رازهاش وسوسه ميکنه

آره

چيه ، يه ماشين درون شهريه؟ ليموزينت رو گذاشتي تعميرگاه؟

کار مامور سيگل چطوره؟

هنوزم هر لحظه داري ردياب منو چک ميکنه؟

خوبه . اين کارشه چه خوشش بياد چه نياد

شروع کردم به رفتن به ماشينهاي قهوه فروش که بيرون بانکها و موزه ها هستن

داري بازيش ميدي

اوضاع تو چطوره؟

چندتا بليط براي بازي فردا توي استاديوم يانکي ها

اليزابت ، خودم و اطرافيان دلخواهم

و يه دسته سياستمدارها ميذارم اليزابت راست و ريسش کنه

باهاشون مثل يه ويولن بازي ميکنه

به اندازه تماشاي بازي بيسبال ديدنيه

خوبه که ميبينم داري از شغل جديدت لذت ميبري

ممنونم ، اما اون که چيي نيست يه چيز بهتر دارم

چيه ، اولين ضربه با شماست؟

بهتر

دسترسي به محرمانه ترين خيابونهاي زير زميني دولتي

بدون داشتن ترافيک و جاي پارک کافي

ديگه نبايد به حرفهاي مازي گوش کني

اون قسم ميخوره که اونا وجود دارن بهتر

نميتونم تصور کنم فکر ميکني چه چيزي بهتر از اينه

اين

براي خدمات خستگي ناپذيرتون براي سازمان

و دستاوردهاي زيادي که به دست آورديد

بدينوسيله من مامور ويژه کلينتون جونز رو

به عنوان سرپرست ماموران ويژه ترفيع ميدم

پيتر ، ممنونم لياقتش رو داشتي

من آدم خوش شانسي هستم که تونستم براي ترفيعت کاري بکنم

بهت افتخار ميکنم ممنونم

تبريک ميگم سرپرست ماموران ويژه جونز

به نظر که مهمه آره ، کمي استقلال بيشتر

کار بيشتر

پس خوشحالي اوه ، خيلي زياد

More Farsi Persian subtitles for White Collar

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left