The Order

The Order

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Order S01E02 Hell Week Part Two WEBRip x264-ION10
The Order S01E02 Hell Week Part Two WEB x264-STRiFE
The Order S01E02 Hell Week Part Two 720p WEB X264-AMCON
The Order S01E02 Hell Week Part Two 1080p WEB X264-AMCON
The Order S01E02 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Order S01E02 Hell Week Part Two 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Order S01E02 Hell Week Part Two 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Order S01E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Order S01E02 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
The Order S01E02 Hell Week Part Two iNTERNAL WEB h264-SDI
A Commentary by GodBless
▶️▶️ morteza | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◀️◀️

Tags

web
x264
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
Published on: 2019-03-08
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سلام!

‫سلام!

‫کمک!

‫- یه چیزی تو قبرستونه! ‫- برگرد عقب کارآموز.

‫«کایل» منو آورد این بیرون تا یه ‫قبر بکنیم و یه هیولا اومد بیرون.

‫اون داشت تمام تازه کارهارو میکشت ‫به منو «کایل» هم حمله کرد.

‫تازه کارها نه.

‫کارآموزها، که تو نیستی چون ‫توی امتحانت شکست خوردی.

‫راستشو بگو «کایل»، جفتمون میدونیم تو اونجا بودی.

‫من کسی به اسم «کایل» نمیشناسم.

‫میدونی چیه؟ کون لق خودت و این امتحان مضخرفت.

‫- انجامش بده. ‫- چیو؟

‫اون مسخره بازیهای جادویی بیفایده ست. ‫رو هیولاها

‫هیچ تأثیری نداشت ‫- بهت دستور دادم.

‫میشه توضیح بدی؟

‫ماسک لعنتیتو بذار.

‫بردارینش.

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫وای!

‫انگار این بچه شوشول حسابی مست کرده.

‫دهنش.

‫یه فرصت دیگه حقمه.

‫ساختمان شیمی؟ اونطرف دانشکده ست.

‫«کایل» منو بزور برد. ‫منو برد یه امتحان قلابی.

‫آره از همون در برو.

‫حتی اگه فکر نمیکنی حق یه فرصت دیگه ندارم،

‫باید از جادوت استفاده کنی و ‫بری سراغ اون هیولا.

‫ساکت باش.

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫یه جور امتحانه؟

‫اون هیولایی که میگی یه امتحان نبود.

‫چرا درمورد جادو حرف میزنی؟ ‫- چون خودم دیدم.

‫منظورم هم سکه درآوردن از تو گوش،

‫یا شعبده بازی دست چندم ‫جشن تولد نیست.

‫دیدم چشم یه دختر مرده رو ‫در اوردن که آخرین لحظات قبل مرگشو ببینن.

‫من یه نفرو تعقیب کردم.

‫یه احمق کودن.

‫کایل.

‫اون یه احمق کودن نیست. ‫- با اون یارو قرار میذاشتی؟

‫اوووف.

‫باشه.

‫یه سال اولی نشونم بده که اشتباه نکنه.

‫سرش چطوره؟ هنوز بو قرمه سبزی میده؟

‫میدونستم پشت اون ردا تو بودی... ‫- نباید پودرُ عوض میکردم.

‫آره ولی کردی.

‫و ازت هم ممنونم.

‫ولی چرا عوض کردی؟

‫چون فهمیدم باید یه چیزهایی یادت بیاد.

‫مثلاً چی؟

‫مثلاً انجمن میتونه خیلی با یه غریبه بیرحم باشه.

‫آره دیگه داره حالیم میشه.

‫بد شد به بقیه همین فرصت داده نشد.

‫ببین متأسفم که موفق نشدی، ‫ولی فرصت دومی درکار نیست.

‫دخالت نکن.

‫همه چیز تحت کنترله.

‫اگه یه نفر کاری نکنه،

‫اگه تو یه کاری نکنی، آدمای بیشتری میمیرن «الیسا».

‫"مصالح اکثریت بر مصالح اقلیت اولویت داره."

‫این صرفاً یه دیالوگ از عاشقانه‌ترین فیلمای سینما نیست.

‫بلکه مثالی از چه نوع اندیشه اخلاقیه؟

‫کسی بلده؟

‫کسی؟ هیچکس؟

‫معلومه که نه، وقتی حساب سپرده داری اخلاق میخوای چیکار؟

‫«نوتبوک»، بیخیال.

‫منو علاف نکن میدونم جوابو بلدی.

‫سودمندگرایی.

‫و، اون چیه؟

‫اعتقاد به اینکه نیکی و بدی و

‫هرچیزی بسته به درجه سودمندی او برای عامه مردمه.

‫دقیقاً!

‫ولی لازمه سودمندگرایی

‫اینه که همه از نظر اخلاقی مثل هم باشن.

‫و آخرین باری که اینطور بود کی بود؟

‫اینطور بهش فکر کنین.

‫اکثریت گیاخوارن و اقلیت

‫همنوع خوار.

‫نسبیت علم اخلاق.

‫این مثالی از...

‫خدایی؟

‫25 نفر دیگه اینجا هستن.

‫میدونم، رکورد جدیدیه.

‫ولی دارم از تو میپرسم «جری».

‫جک.

‫نسبیت علم اخلاق.

‫و معنیش؟

‫"با خودت رو راست باش."

‫دقیقاً!

‫قطب نمای اخلاقی خودتون باشین.

‫حالا، کی میخواد درمورد محرک حرف بزنه؟

‫هیچکسی؟ عالیه.

‫رو دوپا راه میرفت؟

‫بیشتر وقتا.

‫و پوزه گنده داشت؟ کوچیک داشت؟

‫یکم بلند، بیشتر دندون.

‫یکم سخت بود ببینمش چون پاشو ‫گذاشته بود رو کمرم.

‫همچین چیزی؟

‫آره.

‫مثل همین.

‫به نظر یه مشکل گرگنما پیدا کردی.

‫همینطوری؟

‫گرگنما؟

‫- آره توضیح دیگه ای داری؟ ‫- نه.

‫ولی من واقعاً دیدمش و هنوز باورم ‫نمیشه و تو انگار،

‫- هی پنجشنبه، حتماً گرگنما بوده. ‫- جادو پهلوون.

‫خودت گفتی.

‫میدونستی تو دهه 90 یه ردیف

‫قتل وحشتناک تو این شهر اتفاق افتاد؟

‫هیچوقت حلش نکردن، شاید کار گرگنما بوده.

‫چرا یه گرگنما باید به کارآموزها حمله کنه؟

‫همم

‫- گوشتهای جوون خوشمزه ترن. ‫- حالم بهم خورد.

‫و کارآموزها اهداف

‫خیلی خاصی هستن، مخصوصاً با تعداد ‫دانش آموزهایی که تو دانشکده هستن.

‫«پیت»، باید اینو پیدا کنیم.

‫وگرنه...

‫یا بذاریم طبیعت کارشو بکنه.

‫تو یه پیرمرد خون خوار هستی میدونستی؟

‫آره بار آخر جواب داد.

‫اون بچه...

‫مُرد، خیلی غم انگیز بود ولی...

‫تو وارد شدی.

‫این هیچ ربطی به وارد شدن نداره بابابزرگ.

‫اگه کاری نکنم پس فقط یه عوضی دیگه

‫هستم که فقط به فکر خودشه..

‫"«ادوارد کاونتری» طب بشردوستانه را ‫راه اندازی کرد"

‫خواستی منو ببینی؟

‫«کایل» یه داستان جالب

‫درمورد امتحان دیشب بهم گفت.

‫یه کارآموز توسط یجور هیولا ‫مورد حمله قرار گرفت؟

‫درسته.

‫مست کرده بود؟ سال اولیها معمولاً مست میکنن.

‫فکر کنم شاید داشته حقیقتُ میگفته.

‫یا حداقل، خودش باور داشت که حقیقتُ میگه.

Untranslated Line -

‫امروز صبح.

‫رفتم به قبرستان و اینارو پیدا کردم.

‫دربهترین حالت اتفاقیه.

‫همینطور...

‫اینو پیدا کردم.

‫میدونیم قبل از اینکه بمیره ‫«دری» یجور هیولا دید.

‫گزارش حملات مشابه تا سال 1800 هست.

‫توصیف این هیولا با همونی که «جک»...

‫کارآموز ادعا کرد دیده شباهت داره.

‫"بازگشت هیولا"

‫اگه...

‫- یه گرگنما باشه... ‫- خب این وضعیت به

‫همکاران با تجربه تر نیاز داره.

‫و ما هم داریم.

‫متشکرم «مِيگس».

‫فقط...

‫گندش بزنن.

‫فکر نکنم همبرگر لازم باشه.

‫- چیه؟ اون همبرگر دوست نداره؟ ‫- چرا بابابزرگ.

‫یادم رفت بگم، واقعاً پرخوره.

‫گوشتای گنده یا هیچی.

‫پس بازم بذار.

‫خب، اینو بهت نمیدم.

‫میخوای تفنگ ببرم مدرسه.

‫- چی؟ الان بده؟ ‫- اصلاً اخبار نگاه میکنی؟

‫اگه منظورت رسانهای دولتیه.

‫اه بگو بازیگر بحران، اگه جرأت داری.

‫فکر نکنم...

‫تازه... گلوله نقره ایم تموم شده.

‫من یکیو میشناسم، طوری نیست.

‫برام دعا کن مامان.

‫دانشکده.

‫راستش خیلی خوب بود.

‫اه لعنتی.

‫جک؟

‫«امیر» بیا بریم.

‫هی

‫واو رفیق منم، «امیر».

‫این؟ اول ایمنی.

‫- بیا سلفی بگیریم ‫- نه.

‫به نظر تبریکات در راهه.

‫یادته. فکر کردم مثل «تاد» میشی، ‫خاطراتش یهو پاک شد.

‫خب تبریک میگم مرد.

‫- حقت بود ‫- متشکرم.

‫امیر، ساعت ادیُ از دست میدیم.

‫اه منظورت ساعت شادیِ.

‫منم تو اردوی پیش آهنگ از کسی خوشم نمیومد پس...

‫هی...

‫تصادفاً یه سگ بزرگ ندیدی بیاد این طرف؟

‫- چی؟ ‫- فراموشش کن.

‫- مطمئنی اونا چیزخورت نکردن؟ ‫- نه.

‫گوش کن امیر یه لطفی بهم بکن خب؟

‫- چی؟ ‫- برگرد خوابگاه.

‫هرچیزی که «وستون و دری» کشته ‫هنوز آزاده ...

‫و دوست دارم دوستام نمیرن.

‫باشه.

‫یعنی، زنده موندن بهتره پس آره.

‫آره میرم خونه.

‫رفیق، واقعاً باید تو انتخاب میشدی.

‫- حداقل «گرگوری» نشد. ‫- آره.

‫صفا.

‫خدایا! موهام بهم خورده تقصیر...

‫جدی میگم امیر، اینقدر با اون ‫علاف نگرد.

‫تو شبیه احساسات من شدی.

‫متأسفم که میشنوم.

More Farsi Persian subtitles for The Order

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left