The first 200 lines.
سوار شو
میخوری؟ - نه یکم استرس دارم -
تو چرا استرس داری؟ اونی که تمرین داره منم
خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکردم دارم به آرزوهام میرسم
هدفم اینه که یه برند به اسم خودم داشته باشم
چه هدف بزرگی
اینجوری حداقل یکم به هدفم نزدیک تر میشم
ولی خب استرست چه ربطی به این داره؟
ماها اوایل کارمون میکاپ آرتیستای بی نام و نشونی هستیم
با انجام دادن میکاپ آدمای معروفه که به یه جایی میرسیم
من که معروف نیستم
..منم نمیگم تو بی عیب و نقصی
ولی وضعت از من بهتره
ممنونم که این فرصتو بهم دادی
پس کارتو خوب انجام بده
از همون اول این رو مخم بود کارمو خوب انجام میدم
بایدم بدی
راستی یه چیز دیگه هم هست که باید بابتش ازم متشکر باشی
تو طرفدار هه جونی
..برای اینکه تا الان رازتو نگه داشتم
دیگه لازم نیست نگه داری خودمون حلش کردیم
خودمون؟ - آره من و هه جون -
پس فقط یه چیزه که باید بابتش ازت متشکر باشم
تو دیگه خیلی دقیقی
اینجوری الکی مدیون کسی نمیشم
خیلی بدم میاد به کسی مدیون باشم
میشه اونو بخورم؟
آره میشه
اگه پیش من میموندی
تو رو با خودم به کمپانی ای جون میبردم
یه ساختمون خریدم
نمیخوای بهم تبریک بگی؟
مبارکه
حالا میشه برین اونور؟
..باشه تا وقتی فرصتشو داری
هرکار دلت میخواد بکن
من و شما خیلی وقته کارمون باهم تموم شده
من اونقدر قدرت دارم که میتونم اینده ات توی این صنعت رو خراب کنم
برام مهم نیست
غذا خوردی؟
خیلیم خوردم دارم میترکم - عه هه جونه -
کی رسیدی؟ - یه بیست دقیقه ای میشه -
با مین جه اونی اومدی؟
آره برای فیلمنامه خوانی اومدی؟
برای اینکه بتونم میکاپ رو درست در بیارم باید شخصیتا رو درک کنم
برای فهمیدنش باید بیای جلسه فیلمنامه خوانی؟
آره باید بیام
منو نمیبینی؟ - نه نمیبینم -
چقدر باهاش مهربونی
چرا هیچوقت با من انقدر مهربون نبودی؟
حسودیت شد؟ باهم قرار میذارین؟
زده به سرت؟ - زده به سرت؟ -
من زودتر گفتم - من زودتر گفتم -
عه بازم - خیلی خب باشه -
من زودتر گفتم کلک نزن
مگه بچه این؟
هی تا سه میشمارم - من ول میکنم -
یک دو سه - یک دو سه -
این بچه بازیا چیه؟
..کمدش
اتاقشم بی روح نیست
پیدا کردن یه خونه ی ارزون مثل این توی یوییدو خیلی سخته
پنج میلیون رهن با 450 هزار وون اجاره خیلی خوبه
هزینه شارژ ساختمونم هست
سیستم گرمایشی کف هم داره؟
امکانات در حد همون پولیه که میدین
اجاره خونه ی قبلی 900 هزار وون بود نه؟
آره
که اینطور 900 هزار وون
منم قهوه میخوام
چه تیپی بهم زدی
همیشه وقتی میری خونشون تیپ میزنی
نه من همیشه تیپ میزنم
از پوشیدن لباسای دسته دوم خوشحالی؟
من پولم نمیرسه چنین لباسای گرونی بخرم
از اینکه مجانی گیرم اومده خوشحالم
چرا الکی سر لباسا حساس شدی؟
خیلی از کسایی که خواهر برادر دارن همیشه لباسای دست دوم میپوشن
اما اون که فامیلت نیست
بعضی وقتا یه آدم غریبه از خواهر برادر خودتم بهتره
یه نگاه به داداشت بنداز
پول مدرسه و عروسیشو دادی ولی یه زنگم بهت نمیزنه
همینکه حالش خوبه کافیه چیز دیگه ای ازش نمیخوام
کاش با باباتم همینقدر مهربون بودی
وقتی بحث بابام میشه چشمه مهربونیم خشک میشه
دارن در مورد من حرف میزنن
دیوارای این خونه انقدر نازکه همیشه همه چیزو میشنوم
نمیخوام چیزی بشنوم
من اومدم
کم شکر بریز توی قهوه ات
نمیخوام تلخه
این همه شکر برای سلامتیت ضرر داره
من رفتم قهوه ساز هم خریدم چرا اینجوری میکنی؟
قهوه فوری از همه چیز بهتره چرا همش میخوای جلومو بگیری؟
انقدر سر قهوه حرصش میدی که براش بدتره
حقا که پسر خودمی
امروز شنبه اس صبح به این زودی کجا رفته بودی؟
ها؟
رفته بودم یه چندتا خونه ببینم
قهوه میخوری؟ - نه -
خونه برا چی؟ - جایی میری؟ -
دارم میرم خونه هه هیو سرکار
از کارت استعفا بده من خودم بهت پول میدم
تو که خودتم زیاد پول در نمیاری از کجا میخوای بیاری بهم بدی؟
من دیگه یه کار درست حسابی دارم
دیگه نمیخوام براشون کار کنی
..اگه بشینی بهش فکر کنی میبینی
ما هممون داریم برای یه نفر کار میکنیم
حالا این یه نفر یه کمپانیه یا یه خانمه؟
کمپانی کوچیکه یا بزرگه؟ برامون سود داره یا نه؟
تنها فرقشون باهمدیگه همینه
پس هه جون چی؟ اگه من جای اون بودم خیلی بهم برمیخورد
ولی انگار براش مهم نیست
بخاطر اینه که اعتماد به نفسش بالاس - بیشتر مثل این میمونه که غرور نداشته باشه -
منو نگا. ببین حالا که کار دارم چطور میخوام هواتو داشته باشم
..اگه میخوای اینکارو بکنی
برو برای عروسیت پول پس انداز کن
اول باید یه دوست دختر پیدا کنم
میخوام نزدیک محل کارم یه خونه نقلی اجاره کنم
بابا من قهوه نمیخوام
چرا زودتر بهم نگفتی؟
چی؟ - الان قهوه مهم نیست -
اشکال نداره بابا تا ابد که نمیشه ازش مخفی کنم
بهت گفتم وقتی خواستی بری بهش بگو الان باز دعواتون میشه
پس توهم میدونستی؟
بابا قبول کرده بود
یوییدو نزدیکه ولی رفت و آمد بهش راحت نیست
باید دو بار اتوبوس عوض کنه
دوبار اتوبوس عوض کردن توی سئول که چیز بزرگی نیست
اجاره اش چقدره؟
ماهی 900 هزار وون
گفتی 900 هزار وون؟ ماهی 900 هزار وون؟
تو خودت هرماه سه و نیم میلیون وون در میاری ..بخوای پول اجاره و
شارژ ساختمون و خرج و مخارج زندگیتو بدی پس چی برای پس انداز میمونه؟
آینده ات چی میشه؟
من میخوام الان خوشحال باشم
ممکنه همین فردا توی تصادف بمیرم
چطور جرات میکنی اینو بگی؟
دردم اومد همینجوری گفتم
عزیزم اون درست مثل پدرته
خدای من - اونم درست مثل خودمه -
جدی به من رفته ها
نمیخواستم این اخلاقمو به ارث ببره
کجاش شبیه بابامه؟
چقدر پول پس انداز کردی؟
پولم کجا بود؟ من تازه کار پیدا کردم
توی دانشگاه کار نیمه وقت داشتی همشو خرج کردی؟
هزینه های تحصیلت رو ما میدادیم
خب ما خانوادشیم وظیفمونه
چرا سرش منت میذاری؟
حالا که بهش فکر میکنم، از بچگی همینطوری بوده
هه جون فقط پولی که داره رو خرج میکنه
اما این طوری نیست
از اون چیزی که در میاره بیشتر خرج میکنه
زیادی هم ولخرجی و خرید میکنه
واقعا؟ - بیخیال بابا -
کدوم از اعضای خانواده امون مغرور و پر زرق و برقه؟
میخواد بدون هیچ استرسی خودش برای خودش زندگی کنه
بابا هم همین کار رو کرد
وقتی جوون بود به خانواده اش بی توجهی کرد
چرا همش میگی من به بابابزرگ رفتم؟ بابا
نمیشه به هیچ وجه نمیشه
مامان من الان دیگه بزرگ شدم
نیازی به اجازه اتون ندارم فقط میخوام خوب برخورد کنم
بیاین یه جلسه خانوادگی بگیریم
چرا پای خانواده رو وسط میکشی؟ با پول خودم میخوام از اینجا برم
پس پاشو برو
کجا داری میری؟ - باید برم سرکار -
من هیچوقت از بچه هام هیچ توقعی ندارم
حالا که یه شغل درست و حسابی گیرت اومده، فکر کردم دیگه خوب شدی
اما نگاه کن ببین چیکار داری میکنی
تا روزی که بمیرم باید گندهای تورو جمع و جور کنم
مامان
مامان
این مامان واقعا چش شده؟
بابا تو اصلا کمک نکردیا
نه اتفاقا داشتم کمکت میکردم
اما گفتی که وقتی بهش بگی از کارش استعفا بده، خوشحال میشه
اصلا خوشحال نشد
یه چیزی شده - چی مثلا؟ -
زیاد داری این کتاب رو میخونیا
کتاب خوبیه
دختری با گوشواره های مرواریدی
درباره چی هست؟
یه رابطه عشقی احساسی
یه دختری که خانواده اش ورشکست شدن
به عنوان خدمتکار برای یه خانواده پولدار کار میکنه
...تو اون خونه، رئیسشون
عوضی رو ببینا انگار زیادی بهت رو دادم
چرا از من عصبانی ای؟
الان حرفات اصلا با عقل جور در میاد؟
در نمیاد اما خب منطقیه آدم شک کنه
رفتار مامان اینقدر عجیب شده که بهش شک میکنم
چیش عجیب شده؟
ده سال گذشته معلومه که وابسته شده
دقیقا! چرا باید اونجا ده سال کار کنه؟
برات عجیب نیست؟
حتی یه بار هم از بس کارش سخت بود، استعفا داد اما بازم برگشت
مطمئنم یه دلیلی پشت کار کردنش تو اون خونه هست
عوضی
No comments yet. Be the first to leave one.