Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Seinfeld S03E15 The Suicide Farsi
A Commentary by Ashk
IMDB-DL تیم ترجمه AshorroR ترجمه از اشکان

Tags

other
Published on: 2013-02-28
Downloads: 23
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قرار هست تست سلامت جسمی بدم ‏.‏

تست ادرار رو خاطر دارید ؟ از دید من دادن این تست همیشه کار خوشایندیه ‏،‏ موافق نیستید ؟

در ضمن همیشه سوالی که مطرحه مقدار این تسته ‏:‏

‏"‏ نمیدونم شما چقدر نیاز دارید ‏.‏ من هر چی داشتم رو بهتون دادم ‏.‏

البته بیشتر هم هست ‏.‏ هر چقدر که بخواید من در اختیارتون میذارم ‏.‏

فقط بگید چقدر نیاز دارید باقیش هیچ مسئله ای نیست ‏،‏ منظورم اینه‏.‏‏.‏‏.‏‏"‏

ولی هر نوع تست جسمانی رو ‏،‏ نمیدونم چرا اینطوریه ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ من همیشه خیلی جدی میگیرم و انگار همیشه دوست دارم توشون عالی ظاهر بشم‏.‏

پای تست جسمانی که در میون باشه من میخوام بهترین عملکرد رو داشته باشم ‏.‏

مدرسه رو خاطرتون هست ‏،‏ که تست شنوائی داشت ؟

و آدم خیلی دقیق گوش میداد میدونید ‏.‏‏.‏‏.‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ با تمام توان ‏‏.‏‏‏ تمام سعیم رو میکنم ، میخوام عالی باشم‏.‏

همیشه دوست داشتم توی اون تست فوق العاده باشم ‏.‏

دوست داشتم بعد از تست بیاند سراغم و بهم بگند ‏:‏

‏"‏ ما فکر میکنیم شما چیزی شبیه به فراشنوائی داشته باشی ‏.‏

چیزی که تو شنیدی صدای کشیده شدن یک توپ نخی روی یک تکه نمد بود ‏.‏

ما داریم نتیجه رو میفرستیم برای ‏"‏واشنگتن‏"‏‏.‏

علاقه داریم که تو با رئیس جمهور یک ملاقات داشته باشی ‏.‏‏"‏

AshorroR مترجم اشکان IMDB-DL ارائه ای از

جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند

بگذار یک سوال ازت بپرسم ‏.‏

اگر اسم یه بچه رو بگذاری ‏"‏راسپیوتین‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ فکر میکنی که این اسم روی زندگی این بچه اثر منفی داشته باشه ؟

نه ‏.‏

چیکار داری میکنی ؟ ما داریم شام ‏.‏

متوجه میشی که این آخرین وعده غذائی هست که من تا سه روز آینده قرار بخورم؟

‏-‏ کیه ؟ ‏-‏ ‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏

بیا بالا ‏.‏

هیچ وقت همچین چیزی نشنیده بودم ‏.‏ باید سه روز روزه بگیری تا تست زخم معده بدی ؟

‏-‏ چطور میخوای این کار رو بکنی ؟ ‏-‏ نمیدونم ‏.‏

چطوری میتونم زخم معده داشته باشم ؟ کی ممکنه بهم زخم معده داده باشه ؟

فکر کنم باید آشغال ها رو ببرم بیرون‏.‏

تا حالا روزه گرفتی ؟

خب ‏،‏ یکبار شد که شامم رو تا ساعت نه شب نخوردم ‏.‏

باید بهت بگم که ‏،‏ واقعا سخت بود ‏.‏

سلام ‏.‏ یه لطفی بهم بکن ‏،‏ میکنی ؟

آشغال های من رو ببر بنداز ‏.‏

آره ‏،‏ حتما ‏.‏

بیخیال ‏.‏ همین انتهای راهرو ئه ‏.‏

دو دلار بهم بده ‏.‏ با دو دلار این کار رو میکنم ‏.‏

بهت 50 سنت میدم ‏.‏

به هیچ وجه با زیر دو دلار دست به اون کیسه نمیزنم ‏.‏

بیخیال ‏،‏ 50 سنت ‏.‏ میتونی باهاش یه کیک قهوه ی ‏"‏دریک‏"‏ بخری ‏.‏

با 50 سنت به آدم کیک قهوه ی ‏"‏دریک‏"‏ نمیدند ‏.‏

راستی برنامه ام رو ریختم ‏.‏ بلیطم رو گرفتم ‏.‏ جمعه میرم جزایر ‏"‏کیمن‏"‏ ‏.‏

من تو رو درک نمیکنم ‏.‏ آدم بدون کار هم مگه تعطیلات میره؟

نیاز به چی داری ؟ میخوای خستگی یازده صبح بیدار شدن رو در کنی؟

یه معاملست ‏.‏ نمیدونم تو چرا همراه من نمیای ‏.‏

من درگیر معامله های بدون سود نمیشم ‏.‏

خودم رو پابند یک زن نمیکنم ‏.‏ خودم رو پابند یک خط هوائی نمیکنم ‏.‏

‏-‏ سلام ‏.‏ ‏-‏ سلام ‏.‏

حال شما چطوره ؟

‏"‏جینا‏"‏ ‏،‏ میدونی کیک قهوه ی ‏"‏دریک‏"‏ چیه ؟

آره ‏.‏ یه کیک صاف با خرده نان های قهوه ای روش ‏.‏

‏-‏ درسته ‏،‏ قیمتشون چقدره ؟ ‏-‏ کوچیکش ؟

‏-‏ نه ‏،‏ سایز کامل ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ کوچیکش ‏.‏

‏-‏ تو که نگفتی ‏،‏ کوچیک ‏.‏ ‏-‏ از زمانی که بچه بودم از اون ها نخریدم ‏.‏

جدی ؟

تو باید از خودت خجالت بکشی ‏.‏ ازت میخوام از جلو چشم هام دور شی‏.‏

‏-‏ حال شما ؟ ‏-‏ بدک نیستم ‏.‏

‏-‏ پسر ‏،‏ دختره خیلی سکسیه ‏،‏ اینطور نیست ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

‏-‏ اون یارو رو باورت میشه ؟ ‏-‏ کدوم یارو ؟

‏-‏ همسایم ‏.‏ ‏-‏ اون یارو چندش آوره؟

‏-‏ طرف فکر کرد که من دارم با دختره لاس میزنم ؟ ‏-‏ خوشحال که به نظر نمیومد ‏.‏

شاید من استیک با پیاز حلقه ای سرخ شده سفارش بدم ‏.‏

هی ‏،‏ میدونید چیه ؟

همین الان یک چیزی یادم اومد‏.‏

دیشب به خواب در مورد اون یارو دیدم ‏.‏ این خیلی جالبه ‏.‏

‏-‏ چیش جالبه ؟ قبلا هم دیده بودیش ‏.‏ ‏-‏ ماه ها بود که ندیده بودمش ‏.‏

خوابت درباره ی چی بود؟

داشت توی یک کلوب شبانه ناجور ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ توی ‏"‏کنبانک پورت مین‏"‏ کمدی ایستاده اجرا میکرد ‏.‏ ‏(‏‏‏ کمدی ایستاده شغلی است که جری به آن مشغول است)‏

سکوی اجرا روی یک صخره بود و تماشاگرها ‏.‏‏.‏‏.‏

... داشتند همه مجله های کمدی رو دور می انداختند

فکر کنم من هم اونجا برنامه اجرا کردم‏.‏

من خیلی چیزهای غیر طبیعی برام اتفاق میفته ‏.‏

خودتم یکمی غیر طبیعی هستی‏.‏

یکی از اتفاقات غیر طبیعی که سرت اومده رو نام ببر ‏.‏

‏-‏ میدونستم که قرار هست کچل بشم‏.‏ ‏-‏ بابات هم کچله ‏.‏

کچلی از خانواده ی مادری به ارث میرسه ‏،‏ ‏"‏جری‏"‏ ‏.‏

ولی مادرت هم کچله ‏.‏

‏"‏جرج‏"‏ میدونی ‏،‏ یکی از دوست هام میره پبش یک رمال ‏.‏

‏-‏ جدی ؟ ‏-‏ ما هم یک وقتی باید بریم‏.‏

دوست دارم که برم‏.‏ یک وقت برام بگیر‏.‏

رمال ‏،‏ تعطیلات ‏،‏ نظرت درباره ی کار پیدا کردن چیه ؟

‏-‏ من تازه اخراج شدم ‏.‏ ‏-‏ خیلی خب ‏.‏ بهتره که بریم ‏.‏

تو فکرم که ‏"‏گاندی‏"‏ قبل از اینکه روزه بگیره چی میخورده ‏.‏

من که شنیدم یک جعبه ‏"‏تریسکوئیت‏"‏ رو تموم میکرده‏.‏ ‏( تریسکوئیت: مارکی از بیسکوئیت)‏

‏-‏ جدی ؟ ‏-‏ خب ‏،‏ آره ‏.‏ ‏"‏گاندی‏"‏ عاشق تریسکوئیت بوده ‏.‏

کیه ؟

‏‏-‏‏ کیه ؟ ‏-‏ "جینا" ‏!‏

‏-‏ کی ؟ ‏-‏ دوست دختر ‏"‏مارتین‏"‏ ‏.‏

‏-‏ ‏"‏مارتین‏"‏ ؟ ‏-‏ همسایه ی بغلیت ‏.‏

آها ‏،‏ ‏"‏مارتین‏"‏ ‏!‏

در مورد ‏"‏مارتینه‏"‏‏.‏ فکر کنم داره میمیره ‏.‏ سعی کرده خودش رو با قرص بکشه ‏.‏

‏-‏ چی ؟ ‏-‏ بجنب ‏.‏

‏-‏ بگذار لباس بپوشم ‏.‏ ‏-‏ وقت نداریم ‏.‏

‏-‏ دو ثانیه ‏.‏ ‏-‏ وقت نداریم ‏.‏

‏-‏ دو ثانیه هم وقت نداریم ‏.‏ ‏-‏ خیلی خب ‏،‏ برو بپوش ‏.‏

‏-‏ نه ‏،‏ فراموشش کن ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ برو بپوش ‏.‏

‏-‏ نه ‏،‏ همین پیژامه که پوشیدم خوبه ‏.‏ ‏-‏ برو بپوش ‏.‏

‏-‏ مطمئنی ؟ ‏-‏ بیخیال ‏.‏ بیا بریم ‏.‏

نه ‏،‏ من میرم لباس بپوشم ‏.‏

خیلی هم بد نیست ‏.‏ مثل کمای ‏"‏ سانی ون بیولا‏"‏ که نیست ‏.‏

دکترش گفت هر لحظه امکانش هست که از کما خارج بشه ‏.‏

میدونی چرا همچین کاری کرد ؟ به اینخاطر که بهش گفتم رابطمون تمومه‏.‏

‏-‏ نمیخواستم دیگه ببینمش ‏.‏ ‏-‏ جدا ؟ تمومه ؟

دیگه یک دقیقه هم نمیتونستم تحملش کنم‏.‏

دیروز ‏،‏ یه چرخ هات داگ فروشی رو چپه کرد ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ چون فکر میکرد طرف داره به من نگاه میکنه‏.‏

بعد ‏،‏ شما رو که توی راهرو دید ‏.‏‏.‏‏.‏ از شدت حسادت دیوونه شده بود ‏.‏

اوه ‏،‏ پسر‏.‏

در مورد من هم چیزی گفت ؟

از تو خوشش نمیاد ‏.‏

و شواهد هم نشون میده که از کیک قهوه ی ‏"‏دریک‏"‏ هم خوشش نمیاد‏.‏

‏-‏ خودش گفت ؟ ‏-‏ تمام شب داشت در موردش داد و فریاد میکرد‏.‏

که چقدر شیرینه و وقتی میخوریش از هم جدا میشه ‏.‏

اگر باعث دردسر شدم عذر میخوام‏.‏ برخوردم صرفاً دوستانه بود ‏.‏

ولی مال من نبود‏.‏

مال تو نبود ؟

نه ‏.‏ من خیلی وقت ها به تو فکر میکنم ‏.‏

‏-‏ تو هم تا حالا به من فکر کردی ؟ ‏-‏ البته ‏.‏

همه اش رو برام تعریف کن ‏.‏

مطمئنی که چیزی نمیشنوه ؟

‏"‏مارتین‏"‏ ‏.‏

‏"‏مارتین‏"‏ ‏!‏

دوست داشتم که تو کما نبود ‏.‏ دوست داشتم مرده بود ‏.‏

دوست دارم این دستگاه ها رو ازش قطع کنم ‏.‏

من که روی این قضیه یکم صبر میکردم ‏.‏

میدونم که چه حسی داری ‏،‏ ولی قاضی های امروزی ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ آدم نمیدونه که با چه دیدی به همچین موضوعی نگاه میکنند ‏.‏

من دیدم که داری به ساعتت نگاه میکنی ؟ میخوای بری ؟ برو ‏.‏

‏-‏ میخواستم ببینم ساعت چنده ؟ ‏-‏ ازش میترسی ؟

‏-‏ نه ‏.‏ ‏-‏ پس من رو ببوس ‏.‏

‏-‏ اینجا ؟ ‏-‏ آره ‏،‏ دقیقا همینجا ‏.‏

فکر میکنی مکان مناسبیه ؟

‏-‏ نمیخوای این کار رو بکنی ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ نه ‏،‏ میخوام ‏.‏

خیلی دوست دارم ‏.‏ اصلا آرزومه ‏.‏ میمیرم برای این کار ‏.‏

پس همینجا جلوی روی خودش من رو ببوس ‏.‏

نمیتونم ‏!‏ اگر بیدار بشه چی ؟

طرف بیهوش اینجا دراز کشیده بعد تو ازش میترسی ؟

تو دیگه چه جور مردی هستی ؟

مردی که به یه کمای خوب احترام میگذاره‏.‏

اگر یکی از اون کماهائی بود که امیدی به بازگشت نیست ‏،‏ ممکن بود‏.‏

ولی وقتی طرف تو همچین کمائی قرار داره ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ آدم دلش نمیخواد سر به سرش بگذاره ‏.‏

‏-‏ سلام ‏.‏ ‏-‏ سلام ‏.‏

‏-‏ خبر ‏"‏ مارتین‏"‏ رو شنیدی ؟ ‏-‏ آره ‏،‏ شنیدم ‏.‏

باورم نمیشه که رفته تو کما ‏.‏ جاروبرقی من دستشه ‏.‏

بهش قرض دادم ‏،‏ اون هم برنگردوند ‏.‏ فرش هام خیلی چرک شدند ‏.‏

‏-‏ من چیکار باید بکنم ؟ ‏-‏ کی قضیه ی ‏"‏مارتین‏"‏ رو به تو گفت ؟

‏"‏نیومن‏"‏‏.‏ رفیق صمیمیشه ‏.‏

‏"‏نیومن‏"‏ دهن گشاد ‏.‏ باید حدس میزدم ‏.‏

میدونی ‏،‏ ذهنم رو کامل به خودش مشغول کرده ‏.‏

بگذار یه سوال ازت بپرسم ‏.‏ چقدر آدم باید منتظر بمونه ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ برای بیرون اومدن یک نفر از کما قبل از اینکه دوست دختر سابق طرف رو به شام دعوت کنه ؟

اوه ‏،‏ ‏"‏جینا‏"‏ ؟

چرا صبر کنی ؟ چرا زنگ نمیزنی دکتر ‏"‏کورکیان‏"‏ ‏.‏ کورکیان دکتری بود که بیماران لاعلاج رو میکشت) با این تفسیر که به زجرشون خاتمه میده )‏

واقعا این سیستم خودکشی رو درک نمیکنم ‏.‏

جائی که این ها زندگی میکنند ساختمون بلند وجود نداره ؟

نمیتونند مثل آدم های معمولی هفت تیر توی دهنشون بگذارند ؟

بین تو و ‏"‏جینا‏"‏ چی میگذره ؟

راستش ‏،‏ دیشب همراهش رفتم بیمارستان ‏.‏

خلاصه ما توی اتاق بودیم و اون سعی میکرد من رو مجبور کنه جلوی ‏"‏مارتین‏"‏ ببوسمش ‏.‏

این خصلت بزرگ زن های مدیترانه ایه ‏.‏

خب ‏.‏ بالاخره ‏،‏ تو چکار کردی ؟

‏-‏ هیچ کار ‏.‏ ‏-‏ تو چه طور مردی هستی ؟

طرف بیهوشه ‏،‏ توی کماست ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ بعد تو اینقدر جرات نداری که دوست دخترش رو ببوسی ؟

نمیدونستم رسم ادب کما چه جوریه ‏.‏

چیزی به اسم رسم ادب کما وجود نداره ‏.‏

ببین ‏،‏ قشنگی کما به همینه ‏.‏ اصلا مهم نیست تو چکار میکنی ‏.‏

تو داری میگی چه دوست دخترش ‏،‏ چه ماشینش ‏،‏ چه لباس هاش ‏،‏ همه رو میتونی تصرف کنی‏؟

میتونی کسی که تو کماست رو غارت کنی‏.‏

من 24 ساعت به اونها وقت میدم که از کما بیرون بیاند ‏.‏

اگر نتونستند 24 ساعته از کما خارج بشند ‏ ، غارت ملکشون مجازه ‏.‏

پس اگر بعد از یک ماه طرف بهوش بیاد ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ شک بهش وارد بشه ‏.‏ از کما خارج بشه ‏.‏

‏-‏ طرف میره خونه ‏،‏ هیچ چیزی باقی نمونده ؟ ‏-‏ هیچی نمونده ‏.‏

به همین خاطر هست که میخوام جاروبرقیم رو گیر بیارم ‏.‏ یکی صاحبش میشه ‏.‏

روح ‏"‏مارتین ‏"‏ به عنوان یه هشدار سراغ تو اومده بود ‏.‏

چرا باید بیاد سراغ ‏"‏جرج‏"‏ ؟

به خاطر اینکه ‏"‏جرج‏"‏ قوه ی ماورائیه قوی داره‏.‏

‏"‏فیسی‏"‏ انگشتت رو از دماغت دربیار ‏.‏

‏-‏ میدونستم ‏.‏ همیشه حس میکردم متفاوتم ‏.‏ ‏-‏ هستید ‏.‏ کیک قهوه میخورید ؟

‏-‏ ‏"‏دریک‏"‏ ؟ ‏-‏ بله ‏.‏

‏-‏ این رو برای من خریدید ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ چرا ؟

چون من عاشق کیک قهوه ی ‏"‏دریک‏"‏ م ‏.‏

‏-‏ شایدم برای شما خریدم‏.‏ ‏-‏ بگیرش اونور ‏.‏

اون دو روزه چیزی نخورده ‏.‏

‏-‏ ‏"‏پالین‏"‏ کیه ؟ ‏-‏ ‏"‏پالین‏"‏ ؟

صبر کن یک دقیقه ‏.‏ اوه ‏،‏ خدای من ‏.‏

برادرم یکبار زنی به اسم ‏"‏پالین‏"‏ رو حامله کرد ‏.‏

‏-‏ تو به دختره فکر میکنی ؟ ‏-‏ وقتی این اسم رو میشنوم ‏.‏

با دست چپت از این بردار ‏.‏

یک زنی بود به اسم ‏"‏آدری‏"‏ ‏.‏

دماغ خیلی بزرگ داشت ‏.‏

یه ‏"‏آدری‏"‏ میبینم ‏.‏ ولی با دماغ کوچک ‏.‏

آره ‏،‏ آره ‏.‏ جراحی بینی کرد ‏.‏

من خیلی دوستش داشتم ‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left