Season 1

Release info

[AnimWorld] Genjitsu Shugi Yuusha no Oukoku Saikenki s01 e08 [ECHELON & Mr manjiro] ass
A Commentary by ECHELON_aw
کانال گروه : @AWforum کانال زیرنویس : @AWsub ترجمه و زیرنویس : Echelon

Tags

TS
Published on: 2021-11-15
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

،به دلیل وجود جادو تو این دنیا

.بنظرم سیستم تکنولوژی‌شون یکم عجیب بنظر میرسه

.برای مثال، یه کشتی جنگی به اسم آلبرت وجود داره

.این تنها کشتی متعلق به ارتش ممنوعست

.که اسم پادشاه قبلی روشه

با نگاهی کلی به اون، شاید عجیب بنظر برسه

دنیایی که حتی به انقلاب صنعتی نرسیده

.باید یه کشتی جنگی اینطوری داشته باشه

،با وجود اینکه، از آهن ساخته شده

،تا زمانی که شناوری تو پیکربندیش در نظر گرفته بشه

.میتونه رو آب شناور بمونه

،به عبارت دیگه، بیرون کشتی میتونه سبک بشه

.حتی با سطح فناوری قرون وسطی

دلیل نساختن اونا تا بعد از انقلاب صنعتی

.این بود که هیچ موتوری وجود نداشت تا بتونه یه کشتی آهنی سنگین رو به حرکت در بیاره

،با این حال، تو این دنیا، اژدها های دریایی وجود دارن

.که نیروی بی رحم لازم برای کشیدن یه کشتی آهنی رو دارن

،با رام کردنشون و مجبور کردنشون به کشیدن کشتی ها

.امکان سفرهای طولانی مدت وجود داره

.به همین دلیل اونا تونستن کشتی های آهنی بسازن

.همین موضوع برای توپ های کشتی هم صدق میکنه

.این دنیا باروت داره

.با این حال ، هیچ سلاح گرمی وجود نداره

،از اونجایی که از جادوی میانی برای حملات دور برد استفاده میشه

.اسلحه هرگز ساخته نشد

،همچنین، چیزی وجود داره که اونا بهش میگن جادوهای القاء

،و با فرستادن اثرات مختلف به یک شی با استفاده از این جادو ها

،میتونی اونا رو قوی ترشون کنی

.یا تواناییشون رو برای بریدن چیز ها افزایش بدی

.بنابراین، در حالی که اونا هیچ اسلحه ای ندارن، اما توپ دارن

،بخاطر دلایلی

،هر جادوی غیر آبی حین حضور روی آب خیلی محدوده

بنابر این توپ ها به عنوان ابزاری برای حمله به ناوهای جنگی توسعه داده شدن

.بنظر میرسه تکنولوژی به اندازه مورد نیاز توسعه یافته هست

،و تو این دنیای سیستم تکنولوژی های نامتعادل

.من سعی کردم پروژه های مدنی خودم رو پیش ببرم

،نگران نباش، ادامه بده

قلبم می‌گرید تا وقتی که صدایش به لرزه در آید

آیا با از دست دادن یک شِی، همه چی به پایان می‌رسد؟

آیا راهی برای بازگشت به روال قبل نیست؟

درست مثل ابرها که توی یک خط جا به جا میشن

،وقتی برای یک لحظه ازش چشم برمیداری

بقیه چیزها هم همینطوره

هرگز فکر نمی‌کردم نسخه ای از من وجود داشته باشه

که دنیا بهش نیاز داره

،اما وقتی به اعتقاداتم ایمان میآورم

خودم را همانطور که هستم پیدا می‌کنم

سلام ، بله، اولین قدمی که بعد از سر تکان دادن برمی دارم

سلام، بله، حرکت به سوی افق کشف نشده ست

،وای....مرد، چرا ارتش ممنوعه باید جاده سازی کنه؟

!هی تو! تنبلی نکن

دهنتم ببند !و برگرد سر کار

-هی، کائده

!عه، منو اینطوری صدا نزن

هال، تو به من خدمت میکنی !باید منو سرپرست اینجا صدا کنی

سرپرست، این واقعا واسه ارتش ممنوعه یه کاره؟

،افراد بیکاری از پایتخت برای انجام این کار استخدام شدن

.اما خیلی تعدادشون کم بود

.به هر حال، این پروژه ساخت شبکه ای از جاده هاست

.که تو سراسر پادشاهی قرار داره، از شهر بندری تازه تاسیس شروع میشه

با این وجود، تو معمولا ارتش ممنوعه رو به این کار وادار میکنی؟

.وظیفه ما محافظت از پادشاهیه

.ممم، خوشمزست

!سس مخلوط شده با گوشت شیرینی شوره خوبی داره

.این غذاییه که پادشاه اختراع کرده و شوگایاکی صداش میزنه

.واقعا باید از پادشاه تشکر کنم. اون تو آشپزی استعداد داره، حرف نداره

،بعد از اومدن گرگ های عارف به عنوان پناهنده به کشور

،توافق شد، که ادویه جاتی درست کنن

.که شیو و میرین صداشون میزنن، تو اینا استفاده میشه

.گرگ های عارف تونستن تو قلمرو بمونن

،با درست کردن این چاشنی ها

!و ما میتونیم با لذت بخوریمشون

!همه برنده هستن

.چیزی که بیش تر شگفت انگیزه، اینه که میتونیم سبزیجات تازه بخوریم

،اینا از نزدیک ترین روستا اومده

.که از طریق جاده به پایتخت متصل میشه

.این قدرت جاده هاست که آذوقه رسانی رو آسون تر میکنه

بنابر این راهی که در پیش گرفتیم مفیده؟

،با این حمل و نقل

.ما به رفع کمبود غذا کمک میکنیم

جدی؟

،وقتی توزیع بهبود پیدا کنه

،عرضه و تقاضا متعادل میشه

.و قیمت مواد غذایی کاهش پیدا میکنه

پادشاه به همه اینا فکر کرده؟

.پادشاه فرد فوق العاده ایه، اون خیلی آینده نگره، که یه جورایی هم ترسناکه

وقتی غذامون تموم شد، میخوای چرت بزنی؟

،آره،گمونم. پادشاه استراحت بعد غذا رو پیشنهاد کرده

.برای افزایش کارایی

...فقط اینکه شاه از یه دنیای دیگه میاد

!اوه، پادشاه! و همینطور، پرنسس

هالبرت، عضو ارتش ممنوعه شدی؟

!بله، قربان! مشکلی نیست

چه نظم و انظباطی. وقتی از من انتقاد میکردی این روح کجا بود؟

!م-من از اون بابت خیلی خیلی عذر میخوام، قربان

-اون یه اقدام شرم آور علیه شما بود اعلیحضرت

.این یه فرمان سلطنتیه. دیگه با من رسمی حرف نزن

.و دیگه اعلیحضرت نگو، منو سوما صدا بزن

...اما، قربان

.هال، شنیدی چی گفتم؟ این یه دستور بود

.ب-باشه....سوما

بهتر شد. امیدوار بودم کسی رو پیدا کنم همسن خودم باشه

.تا باهاش غیررسمی گپ بزنم

پس اینطوری جاده میسازید، ها؟

،من بارها روشون راه رفتم

.اما هرگز نمیپرسیدم چطوری ساخته شدن

،این یه بازرسی دقیقه

.از نزدیک تماشا کن، و یکم یاد بگیر

این دیگه چیه؟

.مخلوطی از خاکستر آتشفشانی و آهک

.از دنیایی که من اومدم، بتن رومی صداش میزنن

.به مرور زمان سخت میشه

،مقاومتش انقدر زیاده

.حتی با گلوپ کامل چیزیش نمیشه

.باور نکردنیه واقعا انقدر سخته؟

،نه، در واقع، انعطاف پذیری کمی داره

.به همین دلیل تحملش میکنه

تو دنیای من، ساختمون هایی از این ماده وجود دارن

.که بیش از دو هزار سال قدمت دارن

اینا چراغ های کنار جاده هستن؟

همونطور که تو پایتخت هست؟

،آره، طوری طراحی شدن وقتی تاریک میشه

.خزه درونش میدرخشه

،ایناهم، درختای محافظ هستن

.از جنگلی که توسط خدا محافظت میشه

درختای محافظ؟

آیشا، ممکنه توضیح بدی؟

!بله

این درختا فرکانس ثابت منتشر میکننن

که هیولاها و حیوانات وحشی ازش خوششون نمیاد

.احتمالا برای جلو گیری از خوردن گراز های وحشی و بقیه چیزا ازشون استفاده میشه

،تو جنگل تحت محافظت خدا، این درختا رو اطراف روستا میکاریم

.برای بیرون نگه داشتن هیولاها و حیوانات

مثل یه سد ابتدایی، ها؟

،آره، ولی اگه زیاد به هم بکاریمشون

،نمیشه گفت که با اکوسیستم چیکار میکنن

،بنابر این بین اونا فاصله هست

.این فقط زیاد نزدیک شدن حیوانات وحشی رو سخت میکنه

اما چرا؟ بهتر نیست اونا رو کلا دور نگه داریم؟

،بسیار خب، لیشیا

،چیکار میکنی وقتی حیواناتی که به طور فصلی محل شکارشون رو تغییر میدن

،مثل گرگ های خاکستری و خرس های قرمز، وقتی بخاطر جاده نتونن رد شدن

،اونجایی که هستن گیر کنن، و غذاشون تموم بشه

پس اونا شروع به حمله کردن به مردم روستا میکنن؟

یا تصور کن که میمون ها یا گراز های غول پیکری هستن که

،گرفتار و بدون غذا

.و تنها گزینه تو اینه که به باغات یا مزارع روستاها بری

بعدش چیکار میکنی؟

.فهمیدم، نباید کاملا اونا رو متوقف کنیم

اما چرا انقدر دقیقی؟

.چون کنترل حیوانات به طور کلی چیزی از اختیارات محلیه

اختیارات...محلی؟

!فکر نمیکردم انقدر به فکر باشید! میسپارمش به شما، اعلیحضرت

اون چیه؟

.کویی پیامرسون

.کویی نوعی پرنده با قدرت ردیابی عالیه

.میتونه فرکانس اربابش رو از هر فاصله ای تشخیص بده

.فهمیدم. بخاطر همین به عنوان پیامرسان های دوربرد مفید هستن

.بنظر میاد نامه ای برای آیشا آورده باشه

!وای، نه

چی شده، آیشا؟

.این پیام از طرف پدر منه، رهبر الف های تیره

،دیشب، رانش بزرگی تو جنگل تحت محافظت خدا رخ داده

.و نیمی از روستا از بین رفته

....میگه که این اواخر جنگل بارونای زیادی داشته

....و افراد زیادی گمشدن.....

...سوما

هی، ما چیکار کنی--؟

.ششش! شاه داره فکر میکنه. حواسشو پرت نکن

...کائده

الان ما اینجا چقدر آدم داریم....؟

،قربان، پنجاه و چهار نفر از ارتش ممنوعه

!و چهار مهندس از اتحادیه عمران

!البته، بین اونا شیش تا جادوگر زمین وجود داره، از جمله من

.خیلی خوب، این گروه برای کمک به روستای الف های تیره میره

!اعلیحضرت

.آیشا، تن به تن ، من حتی از تو هم ضعیف ترم

.اما میتونم افراد بیش تری جمع کنم

.پس بسپارش به من. تا بتونیم جون افراد رو نجات میدیم

.آیشا، گریه نکن

.....اگه افراد خارجی مثل ما

.برای کمک کردن برن اونجا، خیلی خوبه که ما تو رو داریم

.من نیاز دارم تا مسیرو به ما نشون بدی

--!درسته --.مم-مم

.امداد رسانی به مصدومان بلایای طبیعی باید فوری انجام بشه

خوشبختانه، ما فاصله زیادی با جنگل .تحت محافظت خدا نداریم

.ما مستقیماً از اینجا به مکان حادثه دیده میریم

.اطاعت میشه، قربان .من فوراً سربازها رو آماده رفتن می‌کنم

.روت حساب می‌کنم

لیشیا، تو هم به پایتخت برگرد و ازشون بخواه .تا برامون یه گروه نجات بفرستند

How a Realist Hero Rebuilt the Kingdom subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left