The first 36 lines.
افسانه های مارول قسمت پنجم
من اینجام چون یه قولی دادم
کسی رو از دست دادی؟
من همه رو از دست دادم
و تو هم قراره از دست بدی
زیمو
سوکوویا
پدرم خارج از شهر زندگی میکرد
فکر میکردم اونجا در امان خواهیم بود
پسرم هیجان زده بود
میتونست مردآهنی رو از پنجره ماشین ببینه
منم به زنم گفتم که نگران نباش
اونا توی شهر دارند میجنگند
ما کیلومترها از صدمه فاصله داریم
وقتی گرد و غبار از بین رفت
دو روز طول کشید تا جسد اونا رو پیدا کردم
و انتقامجویان؟
اونا رفتند خونه
تو کی هستی؟
اسم من زیمو ـه
- چی میخوای؟ - شاهد سقوط یه امپراطوری باشم
مقامات ویدیویی از مظنونی منتشر کردند
که به اسم جیمز بوکانان بارنز
ملقب به سرباز زمستان، شناسایی شده
از وقتی ویدیو برای عموم منتشر شد، گزارشات زیادی دریافت کردیم
من باید اونی باشم که دستگیرش میکنم
تو فقط این اوضاع رو بدتر میکنی
سلام، آقای بارنز
من از طرف سازمان ملل برای ارزیابی شما فرستاده شده ام
اشکال نداره بشینم؟
این دیگه چیه؟
به محضی که بارنز دستگیر شد
دکتر تئو بروسارد از ژنو در عرض یک ساعت از طرف سازمان ملل اعزام شد
این مرد به ملاقاتش اومد
چرا درباره خونه ات حرف نزنیم؟
رومانی و قطعاً بروکلین، نه
No comments yet. Be the first to leave one.