The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
و یه چاقوی ضامن دار اوردم
یه چاقوی ضامن دار لعنتی
نسبتا نرم، تیز، ظریف
باهاش صحبت کردم به جای قتل
سرقت عظیم انجام بده
اون ها همه چیزم رو گرفتن
خوب، اون ها ژاکتم رو گرفتن، حرامزاده ها
و مسلماً، تا قرون آخر خالیم کردن
منظورم اینه که بی خیال پاول،حتی اگه سعی می کردم
نمی تونستم این کار رو به انجام برسونم
هیچی نگرفتم
حالا بذار ازت یه چیزی بپرسم پاول
چند وقته که اومدم اینجا؟
اومدم اینجا تا ازت تحویل بگیرم؟
چهار ماه
چهار بار در هفته، چهار هفته در ماه (وجود داره)
یعنی 16 بار در ماه ضرب در 4 ماه
یعنی 64 روز که امروز شاملش نیست
حالا هر بار من پنج کیسه می گیرم
و تو برای هر کیسه 10 دلار می گیری
این یکم زیاده ولی اشکالی نداره
چون واقعاً دوستت دارم
ده دلار برای هر کیسه ضرب در 5(کیسه) میشه 50 تا
پنجاه دلار ضرب در 64 روز،پاول
توی چهار ماه گذشته، من به تنهایی 3200 دلار
توی جیبت گذاشتم
بدون دردسر، بدون آشوب، بی چون و چرا
یعنی من مثل یه مشتری هستم که از بهشت نازل شده
همچنین می تونی به خاطر مسیح، من رو عیسی صدا کنی
دارم ذره ذره از بین میرم
سه روزه نخوردم
ده پوند در یک هفته از دست دادم
ببین، من دوستی هستم که به معجزه اعتقاد داره
دوست من میشی، پاول؟
می تونی معجزه ام رو به من بدی؟
صورتشون رو دیدی؟
چطور مگه؟
همه شون نقاب داشتن
خدای من! این خیلی وحشتناکه، لیو
با کمال میل هر کاری از دستم بر بیاد؛ انجام میدم
از ته دل میگم
مقداری غلات توی آشپزخونه دارم؛ دو تا موز
گرسنه ای؟
کجا میمونی؟
البته که با یه دوست
بهت غذا نمیدن؟
این چه نوع مهمان نوازیه؟
میدونم
همانطور که گفتم با کمال میل هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم
فکر میکنم یکم پفک کره بادامزمینی،
شاید هم یکم کورن فلکس دارم
میدونی ازت چی میخوام؛ پاول
امروز فقط یکی بهم بده، فقط برام جور کن
پنج تا نمیخوام
نمیتونم این کار رو بکنم
چرا نمیتونی؟
چون قبلا بازی اعتباری انجام می دادم
وقتی شروع به توزیعش می کنی
دیر یا زود فکر می کنی حق داری چیزی رو داشته باشی
حق انحصاری درکش سخته، میدونی؟
بیهوده اجازه میدم ادمها کلاه از سرم بردارن
هنوز ندیدم چیزی بهم برگردونن
همه حرفی برای گفتن دارن،رفیق
تو تنها کسی نیستی که ناله داری
خب فهمیدم
پس من در راه کوچیک جادویی خودم خواهم بود
در ضمن، اگه میتونی فقط بعضی از چیزهای قدیمیت
رو برام جور کنی
فقط چیزی به من بده که در هر صورت داره خراب میشه
لیو- تو همیشه اشتباه می کنی-
خوب من دروغ نمیگم
لعنتی بسه
میدونی شما لعنتی ها همه مثل همین
همتون گدایی عوضی هایی رو میکنین که تازه رفیق شدین
تا نسیه مواد مخدر دریافت کنین
دوستی من رو می خوای؟
دلسوزی من رو می خوای؟
یک کاسه غلات لعنتی چطوره؟
به معنای واقعی کلمه اجازه میدی من از بین برم
دارم میمیرم،پاول
اوه لعنتی، میذارم بمیری
دارم هر کاری از دستم بر میاد انجام می دم
پس اینو بهم نگو
میخوای مواد مخدرم رو بیارم؟
مواد مخدرت رو میخوای؟
پول لعنتی رو بهم نشون بده
ما دوست نیستیم
میدونی چیه؟
برو گمشو بیرون از خونه ام
تا زمانی که به مواد مخدر دست پیدا نکنم
محضر پرخاشگرت رو ترک نمی کنم
گفتم برو گمشو بیرون از خونه ام
قبل از اینکه تیکه تیکه ات کنم
ولم کن؛ لیو
لیو
کلیدهای لعنتی ات رو بده بهم
لعنتی
گندش بزنن
گندش بزنن
داروی لعنتی کجاست؟
گندش بزنن
مواد مخدر لعنتی کجاست؟
گندش بزنن
گندش بزنن
مواد رو گرفتی گرفتی لیو؟
مواد رو گرفتی؟
لوز، لباساتو بپوش
باید همین الان بریم
راجب چی داری حرف میزنی؟
کجاست لیو؟
گفتی میگیریش
کجاست لیو؟
اون پژمرده بود؟
معنیش چیه؟
یعنی اون لعنتی چیزی نداشت
لعنتی
فکر کردم گفتی این پسره دوستته، لیو
گفتی به ما کمک می کنه، لیو
تو گفتی که این کار رو میکنه- معذرت می خوام-
خب چیزی که گفتم این بود که اگه چند روز صبر کنم
شاید کمکمون کنه
مرد لعنتی هیچ چیز لعنتی نداشت
داستانی که قرار بود بگی چی؟
حداقل داستان رو امتحان کردی؟
اره اره
داستان رو امتحان کردم، خب؟
روی دست و زانو بهش التماس کردم
و چیزی نداشت، خب؟
یعنی باید چیکار میکردم؟
باهاش رابطه جنسی برقرار میکردم؟
لوز اصلا بهتره که
باید اون مرد رو می کشتم
لعنتی
لوز، هرگز بهت دروغ نگفتم
یعنی از زمانی که ما کوچیک بودیم
هرگز بهت دروغ نگفتم
درسته، مگه نه؟
درسته
خوب، پس باید نهایت درک رو داشته باشی
که من هرگز ازت نمی خوام کاری انجام بدی
مگر اینکه ما واقعاً مجبور به انجام کاری باشیم
ما مریضیم، با دراز کشیدن روی
پشت بهتر نمیشیم
همانطور تا بحال انجام دادیم، میبینی؟
پس باید تمام نیروی لعنتیمون رو جمع کنیم
همه قاشقها و اسباببازیهای لعنتیمون رو جمع کنیم
و بزنیم به چاک و سازنده بشیم
لوز، برای یکبار هم که شده به من نگاه میکنی؟
برای یک بار توی زندگی لعنتیت به من نگاه می کنی؟
لوز
لوز به من نگاه میکنی؟
وای خدای من، رفیق، فقط به من نگاه کن
بیا رفیق
متاسفم، متاسفم، ببین
اگر با من بیای بیرون، گوش کن
اگر با من بیای بیرون
میتونم بهترت کنم
بهم اعتماد کن
خیلی خب، تو نگهبانی بده
میرم جیب این معتاد رو خالی کنم
نه نه نه
مطمئنی که تو. می خوای انجامش بدی؟
میگی تو میخوای انجامش بدی؟
آره آره
فکر می کنی، فکر می کنی اون واقعاً چیزی داره؟
خوب، همانطور که گفتم، نمیشه مطمئن بود
ممکنه داشته باشه
باشه، بگو اول کجا رو چک کنم
جیب هاش رو چک کن
جیب شلوار و ژاکتش رو چک کن
و اون کیف هم پشت سرش رو هم بگیر
ولی لوز، به من گوش کن
اگه یکم تکون خورد
مثل فشنگ در میری؛ باشه؟
باشه باشه
اما تو باید، باید به من بگی
باید وقتی چشماش باز شد بهم بگی
اگه چشماش باز شد
باشه
من همین جا میمونم، باشه؟
از پسش بر میایی
خیلی خب
متاسفم متاسفم- موش لعنتی-
لیو، نه، دست نگهدار- موش لعنتی-
لیو
تن لش تو بده به من
مادربهخطا
هیچوقت بهش دست نمیزنی، میشنوی؟
لعنتی
لعنت بهت، مادر به خطای آشغال
هیچوقت بهش دست نزن
لعنتی
لعنتی
بیا اینجا، چیزی نیست
نه نه نه
لعنت بهش، مادر به خطا
لوز
لعنت بهش، بدجور مشت خوردی
خدای من، ضربه خوردی(آسیب دیدی)
No comments yet. Be the first to leave one.