The first 200 lines.
داری چیکار می کنی؟ تمومِش کن
تو دیگه کدوم خری هستی؟
گمشو! گمشو! دلت می خواد بمیری؟
آره، بیاید همه مون با هم بمیریم
دیوونه شدی؟ هدفت این بود؟
هیچ راه دیگه ای نبود
تو می تونستی اینو از من بخوای تو می خواستی کُتک بخوری؟
من قبلا پلیس بودم، این برام مثلِ یه بازیِ بچگونه ست
بازیِ بچگونه؟
نباید بذاری کَسی کُتکِت بزنه
خواهش می کنم نذار کَسی روت دست دراز کنه
وای سیب زمینی ها بوی خوشمزه ای دارن...
منو یاد قدیما میندازه، اونا خیلی خوب بودند
سوپ چی داریم؟
حالِت خیلی خوب نیست؟
وای این آبگوشته
خیلی خوشمزه ست
چرا حرف نمی زنی؟
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
بله
وقتی کُتک خوردم ناراحت شدی؟
آه، خب آره دیگه
چرا؟
تو الان داری ازم سوال شخصی می کنی؟
فقط می خوام بدونم چرا
بخاطرِ اینکه...خب... همینطوری
خیلی بی ربطه که یه معلمِ مدرسه اون حرفو بزنه
برای یه معلم مدرسه بی ربطه؟
چطوره که هیچوقت شوهرم این حرفو بهم نزده؟
آها، واسه همینه که حرف نمی زنی؟
می دونم من نمی تونم هیچ ربطی به تو داشته باشم
اما فقط نگرانت شده بودم
پس بیخودی نگرانم شدی
بیخودی واقعا کلمه دُرستیه؟
آره دیگه، اصلا معنی نمیده
من فقط بهت گفتم که نگرانت شدم
اما حتی زدن همچین حرفی از طرفِ غریبه ای مثل تو خیلی حرف بی خودیه
وگرنه چه فایده ای برای من داره؟
تو هیچوقت نمی دونی، خیلی فایده داره
اصلا نمی خواد عصبانی بشی فقط غذاتو بخور
عصبانی؟
من عصبانی نیستم... امروز هوا خیلی گَرمه
به نظرت سوپ فاسد نبود؟
تو که گفتی خوبه
وقتی بیدار شدم بابتِ دیشب یه کم خجالت کشیدم
بابتِ چی؟
خودت می دونی... کُلِ جو رو می گم...
جَو چیه؟
معذرت می خوام من بی دلیل نگران شده بودم
می دونم
چطور اون می تونه اینقدر بی احساس باشه
چی گفتی؟
هنوز اینجایی؟ فکر کردم رفتی...
چرا نمیای داخل؟
خواهرم می خواست ازتون تشکر کنه
خوشحالم که مشکلتون حل شد
میخوای چیزی بگی؟
چرا برای من تا این حد پیش رفتید؟
بزار فقط بگم که من تو کارِ سابقم از این بدترشو دیدم، راضی شدی؟
الان تو فقط 18 سالته
باید برید پیشِ جونگسو
چرا؟
یونسو، بیونگسو و جونگهو رو مجبور کرده که اونو کُتک بزنن
واقعا؟
خب، اون هنوزم بچه خوبیه
انگار قضیه جِدیِ. من بهتره برم
نگران نباش و غذاتو تموم کن
چی میشه اگه یه اتفاقی واسه اون بیُفته؟
صاحب کارش هم می تونه خوب دعوا کنه
اون ترتیبشو میده، از قبل براش یه راه حلی پیدا کردم
اون عوضیا نباید اینقدر زیاده روی کنن
انرژی جمع میشه. برو عقب
اون داره چیکار می کنه؟ داره زور میزنه جلوی من قیافه بگیره
پرنده، ببر، عقاب
یعنی چی، الان داره چیکار می کنه؟
الِکُلی. بیا جلو، تو ترسویی
شما پسرا خیلی بچه اید سَرتونو بزارید زمین
رویِ زمین، زود باش
دُرست انجامش بده، زود باش
ولشون کن بِرن
خوشحالم می بینمتون
اون اومد
اگه شما پسرا بازم از اینکارا کنید، دیگه نمی تونید قِسِر دَر برید
اصلا می دونید اون می خواست چیکار کنه؟
چرا ما باید مراقب باشیم
دارید چیکار می کنید؟ معذرت خواهی کنید
ما کارِ خاصی نمی کردیم داشتیم می خندیدیم
ما رو سرزنش نکنید
اینطوری به من زول نزن
انگار می خوای گریه کنی
الان تعطیل شدید؟
اوه، راستی، قرارِت با پرستار پارک چطور بود؟
اون نیومد
اون تو رو رَد کرد؟
من لیاقتِ هر کسی رو ندارم
خیلی خوشکله، مثل برفه
چرا زول زدی بهم؟
واسه اینکه برام جای تعجبه
تو ساده ای یا احمقی؟
چی؟ تو یه پسرِ پولدارُ رد کردی؟ اونم بخاطرِ من؟
واقعا ازم می خوای با اون قرار بذارم، ها؟
این برات یه شانسه
اینو بخاطرِ خودم میگی؟
اون پولداره
تو از من خوشِت نمیاد
اینطور نیست، من فقط عاشق تو ام
آدم فقط یه بار زندگی می کنه، وگرنه دیگه کجا می تونی اونو ببینی؟
پس خودت برو باهاش قرار بذار
ای کاش می تونستم
گُشنمه، بیا بریم غذا بخورم
من وقتی با تو هستم، حس می کنم تمومِ دنیا رو دارم
من اونی نیستم که دنیا رو بهت میده
گفتی سرطانِ خون، دُرسته؟ اون شاید خیلی عُمر نکنه
این چه ربطی به ما داره؟
تو منو دوست داری؟
معلومه که دوست دارم
چقدر؟
اینقدر که برات بمیرم
واقعا؟
آره
پس خودت رو مُرده فرض کن و با اون ازدواج کن
چی؟
بعدشم برگرد پیشِ من
اون خیلی زود ضعیف میشه، اون شاید نتونه یه شوهرِ خوب باشه
از کجا معلوم، شاید اون به زودی بمیره
اوپا
من می تونم منتظرت بمونم تو تنها کسی هستی که من دارم
خیلی عوضی هستی...
هی هوانگ کیونگ ته! داری جدی میگی؟
برو خونه و راجبش فکر کن، این خیلی می تونه به درد بخوره
باشه، عوضی من چقدر احمق بودم
من نقشه های بهتری برای خودم دارم
من می ترسم دوباره ببینمش
از این اتفاقا میُفته، خیلی نگران نباش
دخترا به سختی به دست میان
هونگران، بیا با هم حرف بزنیم اینو بِبر برای پدربزرگ
با هیونسو حرف نزن
من فقط نگرانم
چطور میتونی اینقدر بی رحم باشی؟
بی رحم؟
چی میشه اگه اون بخاطرِ این قضیه صدمه ببینه؟
اگه اون شرکتُ می خواد باید یاد بگیره
مگه این آرزویِ تو نیست؟ تو باید اونُ قَوی بار آورده باشی
بهت هشدار دادم هیچ کار احمقانه ای نکن
وای، چه ترسناک، به من هشدار میدی
حالا فهمیدی؟
یه نفر مثل پرستار پارک بهش علاقه نشون نمیده
فکر می کنی اون اصلا شانسی داره؟
خوبه
فکر نمی کنم تو موقعیتی باشی که بخوای همچین حرفی رو بزنی
چی؟
دخترا به سختی به دست میان؟
جین میونگ تو رو به سختی به دست آورد؟
راجبِ چی حرف میزنی؟
جین میونگ نمی خواست با تو ازدواج کنه
تو بهش گفتی اگه باهات ازدواج نکنه می میری
واسه همین اون باهات عروسی کرد
من همه چی رو دیدم، یادته؟
حرفِت تموم شد؟
این نتیجه ازدواج خیرخواهانه ست
بهت گفتم اگه حرفت تموم شده
پس اینطوری راجبِ پسرم حرف نزن
معذرت می خوام که ازدواجم خیرخواهانه بوده
اما خیلی مسخره ست که تو این حرفو میزنی اونم تویی که این خانواده رو با کَلک زدن بدست آوردی؟
چی؟
همش بخاطر یه عِمارت بود
اگه تو بودی دخترتُ می فرستادی؟ حتی اگه درمونده بودی؟
چی؟
تو ازم پرسیدی مامانم بهم چی یاد داده؟
نگاه كن كي داره حرف ميزنه. تو خیلی گُستاخی...
آجوما! سوجو داری؟
ما مشروب نمی فروشیم
پس برو برام چند تا بخر
آجوشی(آقا)
گفتم برو برام چند تا بخر
زَنا این روزا خیلی احمقن
چی؟ برو بیرون
من یه مشتری ام، مگه حالیت نیست؟
برام مهم نیست، برو بیرون
همین الان برام مشروب بیار
بچه ها الان میان
مگه نشنیدی چی گفتم؟ وِلم کن
اگه می خوای مشروب بخوری، برو تنهایی مشروب بخور
برام سوجو بیار
برو! آه... من نمی خوام آدم مَست رو کُتک بزنم
الان منو کُتک زدی؟
دلت می خواد بمیری؟ وِلم کن، وِلم کن
اینطوری می خوای کاسبی کنی، ها؟ من یه مشتری ام
وِلم کن، وِلم کن! وِلم کن!
ای خدا... زَنا این روزا خیلی قَوی ان
تو نباید حداقل نگاه می کردی ببینی چقدر پول داخل پاکته؟
بشین
تو فقط هر وقت دلت می خواد میای و میری؟ برات عادت شده؟
تو باید ازم دوری می کردی
تو نباید حداقل نگاه می کردی ببینی چقدر پول داخل پاکته؟
چرا باید اینکارو می کردم؟
قبل از اینکه با اون شروع به زندگی کردم این پول رو برای خونه م پس انداز کرده بودم
برام مهم نیست
این 150 میلیونه
اون پولِ زیادی نداره پس این پول به طلاق هم مربوط میشه
No comments yet. Be the first to leave one.