The first 200 lines.
...آنچه گذشت
خواهرم برگشته؟
آره با دو نفر ديگه اومده
رين کجاست؟
ازم ميخوان برگردم تو آب
اين جونورا بهمون حمله کردن
،ميدونم چه احساسي داري
اما افتادن دنبالش فکر خوبي نيست
ـ زاندر؟ ـ نگرانشم
!زاندر، صبر کن
!از جات تکون نخور، بن
!نکن
حالش چطوره؟
داره بدتر ميشه
رين، يه نفر هست که احتمالا بتونه کمکمون کنه
هموني که خون خواهرت دستشه
ـ ميتونم بهش زنگ بزنم ـ باشه
دکتر دکر، بن هستم
به کمکت نياز داريم
دانا، لطفا نمير
طاقت بيار
باشه؟ من پيشتم
تو اتاقه
زخمش رو تميز و پانسمان کردم
هي، بجنب
چيزيم نيست
ميتوني سرُم وصل کني؟
آره
بيا اينو بگير و اونجا آويزون کن
اين دستگاهها چي هستن؟
براي بررسي علايم حياتيش ـه
ميزان ضربان قلب، فشار خون
کمکش ميکنه
اينا همون سلولهايي هستن که ازت استخراج کرده بوديم
کمکت ميکنن
نه. خواهش ميکنم
نه. نه
واسه کمک اومده
منو ببين
من اينجام نميذارم کسي بهت صدمه بزنه
سلام، مدي
سلام
،ضعيف شده
اما ضربان قلبش افزايش پيدا کرد
فشار خون ـش هم داره ثابت ميشه
تو خبرش کردي؟
داشت ميميرد، مدي
چارهي ديگهاي نداشتم
کمکش کرد
پدرت چطوره؟
خوبه
شانس آورد
مدي، ميخواستن اونا رو بکشن
مجبور بوديم خودمون دست به کار بشيم
لازم نيست الان در موردش حرف بزنيم
بن سعي کرد کمکمون کنه
ميدونم، رين
اما کمکي نکرد، مگه نه؟
:ترجمه و تنظيم marYam
حتما شوخي ميکني
چند تا؟
خيله خب، پرس و جو ميکنم و بهت خبر ميدم
چه خبر شده؟
ديشب تو شهر تيراندازي شده
تيراندازي؟ چي شده؟
نميدونم
نزديک بود وسط تيراندازي گير بيفتم
چي؟
رفته بودم سر قرار
،ديل بيشاپ تفنگ به دست پيداش شد
بهمون گفت بيرون نياييم
اينجا چه خبر شده؟
بهتره يه سر برم پيش ديل
ببينم چي دستگيرم ميشه
شايد بهتر باشه که بري
متوجه نميشم چرا منو مقصر ميدوني
خب؟ براي محافظت از رين اين کار رو کردم
مشکل چيه؟
واقعا ميگم؟
به خودت و تصميمايي که ميگيري نگاه ميکنم
،اونطوري که دربارهي رين حرف ميزني
و حس ميکنم يه آدم ديگه شدي
مدي، بس کن
حتي پاي دکر رو کشيدي وسط
ـ داره کمکش ميکنه ـ اون خطرناکه
قبلا با هم تصميم ميگرفتيم
حس ميکنم فکرت درست کار نميکنه
ميشه
يه چيزي ازش بپرسم؟
بله
...تو
قبلا يه آواز برام خوندي
ميشه بازم برام بخوني؟
صدات خيلي زيباس
بايد بري
...فقط بايد يه بار ديگه بشنوم
برات آواز خوند ،تا از دستت فرار کنه
نه چون عاشقته
اما
ديگه اين کار رو نميکنه
ميشه برام بخوني؟
حالش چطوره؟
بهتره
از اين بابت زياد خوشحال نيستي
،خواهرش، رين
بين شماها چه خبره؟
منظورت چيه؟
رين گفت خواهرش عاشق من نيست
چرا بايد آواز بخونه؟
چرا بايد منو به طرف خودش جذب کنه؟
منم بيشتر از تو چيزي نميدونم
انگاري ميدوني
فقط بايد يه بار ديگه بشنوم
من جونشو نجات دادم
شايد بتوني از جانب من باهاش حرف بزني
،اگه يه بار ديگه صداشو نشنوم
عقلم رو از دست ميدم
لطفا منو برگردون
به آب
به اندازه کافي قوي نيست
فعلا نه
خواهش ميکنم
تنهاتون ميذارم حرف بزنيد
بايد صبر کنيم
براي تغيير فرم نيروي زيادي لازمه
وقتي بهتر شدي
خودم ميبرمت
يادته وقتي کوچيک بوديم؟
روزها با همديگه
ميرفتيم شکار
دنبالت ميکردم تا سريعتر شنا کني
و تو هم يادم دادي چطور بجنگم
و قوي بشم
قوي هستي
و خوب
،کاري که ديروز کردي
،شليک با تفنگت زيادي از حد گذروندي
دفعه بعد که بهت گفتم برگرد خونه و آروم بشو، ميري
فهميدم، قربان
،گوش کن، حل کردن مشکلاتت با بيفکري
،با خشونت
،هميشه عواقبش به خودت بر ميگرده زاندر
همچين چيزي رو تو زندگيت
يا تو زندگي مامانت نميخواي
...ممنون اما
اما چي؟
نقشه چيه؟
ميدوني، تا اين قضيه رو تحت کنترل بگيريم؟
فکر نميکني خودت به اندازه کافي
نگرانياي ديگه داشته باشي؟
...ـ آره، دارم اما ـ برو خونه، زاندر
کار و کاسبي بابات رو از سر بگير
بذار خودم نگران بقيه چيزا باشم
تو اومدي دنبالش؟
آره، ميبرمش
بسيار خب
شب سختي بود؟
آره، اينطورم ميشه گفت
هي، خب ديشب چه اتفاقي افتاد، مرد؟
،طرف اونجا بود
هموني که بابام رو کشت
من رفتم دنبالش
رفيق، چرا منو خبر نکردي؟
گيرش انداختي؟
،اوضاع خيط شد
اما الان رفته
بايد بيخيالش بشم، مرد
کاري رو بکنم که بابام ازم ميخواست بکنه
الان کاپيتان شدم
آره
آره، حتما
،عليرغم اين همه بلبشويي که اتفاق افتاده
اين چند ماهه اخير
پول خوبي به جيب زديم
اما ببين، قبلا همهشو به باد دادم
جدّي؟ خرج چي کردي؟
از اين مطمئنم که کمد لباس نخريدي
بازم قهوه ميخوايي؟
يه گردنبند
براي جنين گرفتم
پس رابطهتون جدّيه، هان؟
هي، نظرت چيه اگه من
نميدونم، ازش بخوام با من زندگي کنه؟
ـ چي، با ما؟ ـ آره
ميدونم يه کم شلوغ پلوغ ميشه و اين چيزا
ـ نه، مسئله اين نيست ـ ميدونم چه فکري ميکني
...شماها هميشه با هم کنار نمياييد، اما
من فقط مايه اذيت و آزارش هستم، مرد
شايد بهتر باشه يه خونه براي خودتون بگيريد؟
عمراً، مرد اصلا حس خوبي ندارم
تا تو اين شرايط تنهات بذارم
چيزيم نيست، مرد جدّي ميگم
نه، خدايي، ببين
همچين کاري نميکنم، خب؟ پس فقط فراموشش کن
به نظرم ميتونم جنين رو راضي کنم
به سلامتي شروع تازه
شروع تازه
ممنون
کمک، خواهش ميکنم خواهرم
يه مشکلي پيش اومده
No comments yet. Be the first to leave one.