The first 200 lines.
این برنامه حاوی کلمات رکیک است
نفتکش تازه بندر والدز رو ترک کرده بود
در جنوبیترین بخش خط لوله آلاسکا
که روی صخره بلای به گل نشست
مخازن شماره یک، سه و پنج سمت راستش شکاف برداشتن
«والدز» یکی از بزرگترین سوپر تانکرهای آمریکاییه
و تا الان تخمین زده شده که ۲۷۰ هزار بشکه
یا ۵۱ میلیون لیتر نفت نشت کرده
به داخل اقیانوس آرام
که این اتفاق رو به بزرگترین نشت نفت در تاریخ آمریکا تبدیل میکنه
گارد ساحلی گزارش داده که کشتی در حال مانور دادن بوده تا با چیزی برخورد
الو؟ هی. منم
ببین، میدونم قرارمون جمعه بود
ولی واقعاً دلم میخواد امشب همدیگه رو ببینیم
مثلاً، فقط... میتونیم بشینیم دور هم
برنامههای همدیگه رو ببینیم، حالا خوب، بد، هر چی
فقط چون اولین برنامهمه
حتماً
اوکی، عالیه. میخوای بیای اینجا؟
آره. هشت خوبه؟
عالیه. خیلی خب. هی، راستی، بابت اون مقاله متاسفم
کدوم مقاله؟
اوه، فقط یه مطلبِ کوچیک توی روزنامه درباره شروع برنامهمه
ولی یه... یه تیکهاش درباره توئه
چیز مهمی نیست که نگرانش باشی، دیل. اوهوم
عکس خوبی ازم انداختن، ولی... (میخندد)
کلاً... من که میگم... اصلاً به خودت زحمتِ خوندنش رو نده
دیل؟ آره. یه لحظه وایسا
اوم
مالِ من هنوز نرسیده
چی نوشته؟
خب... اوکی
یه مصاحبه با رئیسم بوده
اوم... نوشته که:
«روزنامهنگارهای واقعی کسایی هستن که خبرها رو افشا میکنن و خطمشی تعیین میکنن
و بعد مجریهای تلویزیونیای مثل دیل جنینگز رو داریم؛
یه پسرِ خوشگل که حجمِ تافتِ موهاش از مغزش بیشتره.»
و «امشب میبینید که هلن...» اوم، «دوباره تاجوتختش رو پس میگیره.»
مشکلی نیست
آره. طوری نیست. اونقدرها هم بد نیست
آره. نه بابا
این... این که چیزی نیست. ردیفه
اوکی
باشه پس. موفق باشی امشب
تو هم همینطور. ممنون
و من... من... جمعه میبینمت
نه، امشب
آره. امشب میبینمت
خیلی خب. فعلاً. خداحافظ
خداحافظ
صبح بخیر. هی. در جریان نشت نفت هستی؟
آره، چطور؟ وینسنت اینجاست
فکر میکنه باید پوشش بدیم. صبح بخیر. نه. اصلاً و ابداً
ما تکلیفمون رو با برنامه «پابلیک آی» (چشمِ مردم) روشن کردیم
و قرار نیست اخبار لحظهای پخش کنیم
بذار فقط تماشاش کنیم، باشه؟ نه
سلام. هلن، باید اینو ببینی
لکه نفتی که اول ۸۰ کیلومتر مربع رو پوشونده بود
الان دو برابر شده و داره پخش میشه
امروز دهها پرنده و سمور دریایی بیهوده تلاش میکردن
تا خودشون رو از شرِ این نفتهای ناخواسته خلاص کنن
آره، تصاویرش تکاندهندهست. مگه نه؟
اوهوم. آره
هوم
ولی باید تکلیفمون با برنامه «پابلیک آی» کاملاً روشن باشه
چون کارِ ما پخش اخبارِ داغِ روز نیست
هر قسمت قراره یه نگاهِ عمیق و تخصصی به یه موضوعِ واحد داشته باشه
بله، ولی از بعضی خبرهای فوری نمیشه گذشت
آره
اون مصاحبهای که برای گزارش آی.وی.اف (لقاح مصنوعی) گرفتیم رو دیدی، نه؟
آره. اون زوج خیلی احساساتی شدن
آره، عالیان، و فردا شب هم عالی میشن
ولی اگه اخبار ساعت شش اینو داشته باشه و ما یه زوج رو داشته باشیم که دارن واسه آی.وی.اف گریه میکنن
من میدونم بیننده کدوم رو انتخاب میکنه
آره
درسته. اوکی
ما برای چهارشنبه یه قسمت درباره محیط زیست در نظر گرفته بودیم
میتونیم اونو جلو بندازیم و نشت نفت رو هم توش بگنجونیم
آخه اون... اون درباره اثر گلخانهایه
واقعاً یه موضوعِ کاملاً متفاوته
آره، ولی همهاش درباره «بحرانِ سیاره»ست
نه؟
این اتفاق شاید بهترین، اوم، جلوه بصریِ
بحرانِ سیاره باشه
وینسنت، میشه لطفاً یه لحظه ما رو تنها بذاری؟
چیه؟
داری کوتاه میای. روزِ اوله و... من کوتاه نمیام
و داری کوتاه میای. کوتاه نمیام. حق با اونه
نشت نفت دقیقاً همون صحنهایه که مردم الان میخوان ببینن
ترکیبِ اون با اثر گلخانهای، به نظرم یه شروعِ فوقالعاده برای برنامهست
واقعاً فکر میکنم این یه مصالحه منطقی باشه
اوکی. آره؟
اوکی. اوکی. خوبه
اوکی. خوبه
بسیار خب همگی. برنامه تغییر کرد
برنامه چهارشنبه رو میکشیم برای امشب
پس ۱۵ دقیقه دیگه جلسه داریم
هی، لئونی، میشه لطفاً ویدیوهای تغییرات اقلیمی رو بیاری؟
و هر چی هم درباره شرکت «اکسان» پیدا کردی بیار
ممنون
تونستی بخوابی؟
نه
تیترِ اولمون نشتِ نفته
دارم سعی میکنم یه ارتباط مستقیم با آلاسکا بگیرم
بعدش میریم سراغِ اسکار
مثلاً معرفی نامزدها و اینجور چیزا
آهان. نولین کجاست؟ بیمارستانه
حالش خوبه؟ آره، آره، نه
هنوز بچه به دنیا نیومده، ولی دارن فشار خونش رو چک میکنن
اگه میخوای میتونی بهش زنگ بزنی. (صدای زنگ تلفن)
فکر نمیکنم هنوز چیزِ دندونگیری برای مقابله با برنامه هلن داشته باشیم
به یه گزارش ویژه دیگه نیاز داریم
یه مصاحبه کلهگنده
چی؟ خب، دیجی، اگه اجازه بدی
موضوعِ اسکار خیلی جذابه. داشتم با جین دربارهاش حرف میزدم
کشتهمردهی اسکاره. میدونم مامانِ تو هم عاشقِ فیلمه
عجب سالی هم بوده. مگه نه دنیس؟ یه سالِ معرکه
فیلم «مرد بارانی» رو داری، «دختر شاغل» رو داری
و اون، اوم... (آه میکشد)
دنیس، اون یکی که درباره میمونهای گنده بود چی بود؟
گوریلها. «گوریلها در مه»
عجب سالی. اوهوم
هفته پیش، نولین داشت برای مصاحبه با «باب هاوک» (نخستوزیر) هماهنگ میکرد
یه ویرایشِ جدید از بیوگرافیاش چاپ شده. خیلی شخصیه. اوم
و من از هیچی بیشتر از این خوشحال نمیشم
که ببینم تو نشستی و داری با باب هاوک گپ میزنی
عالیه. بذا برای یه وقت دیگه
فعلاً، نظرت چیه درباره، اوم
دنیس، اسم اون دختره که نامزد جایزه بهترین بازیگر شده چی بود؟
مریل استریپ؟ نه، نه، نه
همونی که تو فیلمهای درجه دو بازی میکنه و سینههای گندهای داره
ملانی گریفیث. ملانی گریفیث! یه مصاحبه با اون
میشه شماره نولین رو بهم بدی؟
اوم... میتونی توی بیمارستان زنان پیداش کنی
دنیس. هوم؟
یا عیسی مسیح! واقعاً که
امشب، بین این همه شب، وقتِ مناسبی نیست
برای یه مصاحبه سیاسیِ زنده با اجرای دیل جنینگز
رفیق، اون... میدونی، وقتی آمادگی داشته باشه اونقدرها هم بد نیست
مسیح، دنیس! مگه تو غار زندگی میکردی؟
ارتباط گرفتن با آدمها نقطه قوتِ این پسر نیست
برام مهم نیست چقدر هزینه داره
با نولین تماس بگیر. مخش رو بزن. یه جوری جلوش رو بگیر، باشه؟
در ضمن رفیق
احیاناً خبر نداری که
هلن امشب قراره با چی شروع کنه؟
خب، نمیدونم. یه سری تبلیغ تلویزیونی دیدم، ولی همهاش گنگ بود
«هلن نورویل در صحنه»، از اینجور حرفا
میتونه هر معنیای بده، نه؟
جین؟
شماره اون برنامه، اوم
«پابلیک براونتای» هلن، یا هر کوفتی که اسمش هست رو داری؟
نه. ولی میتونم به اپراتور شبکه زنگ بزنم
میشه این کار رو برام بکنی؟ ممنون
اوه. یعنی میخوای همینجوری زنگ بزنی و ازشون بپرسی؟
نه رفیق. میشه در رو ببندی؟
اوم، هفته پیش گفتی میخوای با هاوک مصاحبه کنی
درباره بیوگرافیاش، اون نسخه جدید
این نسخه خیلی بیشتر وارد جزئیات الکلیسمِ هاوک شده
و مشکلاتی که با دخترش داشته
راهی هست که بتونم یه نسخه ازش گیر بیارم؟
نسخه من یا روی میزمه یا توی کشو
کشو پایینی رو نگاه کن. اوکی. یه لحظه
نولز، دکتر از این واضحتر نمیتونست بگه
دارم استراحت میکنم. امروز حتی از جام بلند نشدم
اوهوم
پیداش کردم
دنبال یادداشتم درباره خیانت بگرد
منظورم اینه که... (میخندد)
تو درباره همه چی یادداشت برداشتی. تقریباً اواسط کتابه
اوکی. پیداش کردم. آره
خب، این بخش خیلی مستقیم اشاره میکنه
که هاوک به زنش خیانت کرده
و تا جایی که میدونم، تا حالا هیچکس جرأت نکرده اینو روی آنتنِ زنده ازش بپرسه
تو میتونی اولین خبرنگاری باشی که اینو رودررو بهش میگه
میتونیم امشب بیاریمش؟
میتونم به مدیر رسانهایاش زنگ بزنم
دیل. گزارش صبحگاهی
بهم خبر بده چی شد. ممنون
نولز. نولز. دنیس میتونه هر زنگی که لازمه رو بزنه
بهت قول میدم، اگه بگم دنیس این کار رو بکنه، استرسش بیشتره
تا اینکه خودم زنگ بزنم
سلام. میخواستم با بری کاسیدی صحبت کنم، لطفاً
نولین ریکاردز هستم از «اخبار ساعت شش»
خب
نمیخواستم اینو ازت بپرسم ولی همه از من انتظار دارن بدونم
مثلاً همه تصویربردارها و دخترهای بخش لباس
توی مجله «وومنز دی»
راسته؟
چی؟
اون... اون مقاله درباره تو و کِی والترز
اوه. بیا
راستش من کِی رو میشناسم
خب، ما... ما با هم میریم ایروبیک
و تازگیها سراغت رو از من میگرفت
و منم همیشه میگم: «دیل خیلی ماهه.»
ولی عجب عکسِ خوبی ازت انداختن
دیگه با این عکس باید حسابی ذوق کرده باشه
افسر اولِ کشتی گواهینامه فرماندهی در آبهای داخلی رو نداشته
هی، قراره به وضعیت داخلی شرکت اکسان هم بپردازیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.