The first 200 lines.
پس تو هم یکی از اونایی انجمن نور
جام مقدس فقط فنجان مسیح نبوده
اگه میدونست بچهی کس دیگری رو بارداری..
چرا به عشای ربانی دعوتت کرد؟
ببریدش
مجازات من، چیزی که خراب شده رو درست نمیکنه، فیلیپ
مطمئنی که این افراد از پس شوالیههای معبد برمیان؟
اونا یه نقطهی برتری دارن.. ناجوانمردانه مبارزه میکنن
لندری دولوزان.. تو طرد خواهی شد..
اگه بهت چیزی گفته باشم..
که نظرت در مورد خدا رو کاملا تغییر داده باشه؟
پسرم، من رو ببخش
قبول دارم که اشتباه بزرگی کردم
باید از روی جنازهم رد بشی تا به جام برسی
تو همیشه ادعا میکردی که درد و رنج من رو درک میکنی
ببینم حقیقت داره یا نه
بخوابونیدش. به آرومی
لندری، چه اتفاقی افتاد؟
کار گووین بود
استاد، میتونی پات رو خم کنی؟
نه
- زانوش شکسته؟ - اینطور فکر نمیکنم
باید تورم رو مهار کنیم
دستاش رو بگیرید و پاهاش رو ثابت نگه دارید
من رو ببخشید، استاد
درد زیادی داره
مترجمین : نیـــما و کـــوروش Dark Assassin & KouRosh
Sync To WEB-DL Version By : Amir SPB - CHiaaE
بگو که داریش
همونطور که قول داده بودم
کمال بشریت اونو مستلزم میکنه که در..
هنر، موسیقی و فرهنگ فراتر بره
در عوض ما به خاطر..
یه فنجون عادی میجنگیم
حالت چطوره، پسرم؟
امیدوار بودم حالت اونقدری خوب باشه که آمادهی سفر باشی
افرادم خبر دادن که دوستمون دنوگارت..
به کاخ برگشته
دنوگارت؟ شاه میخواست سر به تنش نباشه
خب دوباره میخواد سر به تنش باشه و اگه افرادم درست بگن..
اون الآن جام مقدس رو در اختیار داره
متوجه نمیشم
چرا دنوگارت باید جام مقدس رو بخواد؟
اون مقصود اصلی من رو میدونه
تمام اروپا، متحد تحت فرمان یک خدای راستین
فکر میکنی چرا میخواست ایزابل با انگلیسیها ازدواج کنه؟
سعی داشت علیه من اتحادی تشکیل بده
ازت میخوام اونو متوقف کنی
من؟ چرا من؟
چند روز پیش، آرزوی مرگم رو میکردی
گفتم ، من اشتباه میکردم
Godfrey هم اشتباه کشته شد
در مورد کشتار پارسیفال چطور؟ و مردان من در پاریس؟
لندری الان وقتش نیست
این کافی نیست
ازت میخوام قبل از اینکه دنوگارت به دنیا اعلام کنه..
که جام مقدس دست شاهه،
شوالیههای معبد رو به سمت پاریس رهبری کنی
نه
باید بهم بگی چه اتفاقی افتاده ؟
ملاقات موثری با زن قدرتمندی داشتم
که ادعا داره مادر توئه
مادرمه
باعث شد همه چیز رو متفاوت ببینم
چه تفاوتی؟
جام مقدس رو برام بیار تا توضیح بدم
یه هدیهی قدرتمند برای ترفیع شما، اعلیحضرت
کار خداست، دنوگارت
پیداش کردی
پاپ میدونه؟
حتی شک دارم هنوز از گم شدنش خبر داشته باشه
و فکر میکنی بتونم باهاش معامله کنم؟
بله و خیر
یعنی چی؟
بله، یعنی میتونید باهاش معامله کنید
اما نه، چون در واقع نباید از دستش بدید
فعلا همین که داریدش، کافیه سرورم
بذار بیان دنبالش
بذارید لندری بیاد دنبالش
و بعدش چی؟
شنیدم که اشتباهی رخ داده
اینکه تو از تمامی گناهان تبرئه شدی
و جهنم برات تبدیل به بهشت شده
برام توضیح بده
نمیتونم
از پیغامهای صادقانه خوشم میاد
همچنین از مردان صادق
درست و غلط
طبق قوانین یا خارج از قوانین
اگه از دست بدیمش، نظممون رو از دست میدیم
چیزی که هستیم رو از دست میدیم. یک واحد منظم
متوجهم
با این وجود، نمیدونم چه چیزی..
باعث شده که نظر پاپ عوض بشه
اما اون معتقده که هر کاری کردم به خاطر ایمانم بوده
لندری
این همه کاری که تو کردی..
چطور میتونی بگی به خاطر ایمانت بوده؟
من هر کاری کردم، خدا در قلبم گواه بوده
تو با شهوت ذاتت عمل کردی
وقتی برسیم پاریس..
و اگه جام مقدس دست شاه باشه
ممکنه مجبور بشیم به زور بگیریمش
شاه تمام گارد سلطنتیش رو جمع کرده
استاد بزرگ، من تقاضای بسیج..
تمام معبدهای فرانسه رو میکنم
لندری، به حرفم گوش نکردی
اگه الآن بهت کمک کنم، احترام افرادم رو از دست میدم
" تمام معبدهای فرانسه "؟
منم پیغامهای صادقانه رو دوست دارم
و فکر میکردم که پیغام صادقانهی قوانین معبدها..
اینه که تمام برادرها در کنار هم میایستند
استاد، حقیقت داره که تنهایی حمله میکنیم؟
بله
اول شما رو محکوم میکنن
بعد آزادتون میکنن تا به تنهایی جام رو پس بگیرید
پیچیدهست
نیست
شرم بر شما!
باید عذرخواهی کنم
کاری که با تو و کلفتت کردم..
نباید اینکارو میکردم
منو ببخش
اینکاریه که باید کنیم
همه چیز باید تغییر کنه
باید این تاج رو بذارم کنار
وقتی پیش توئم..
باید مثل همون موقعی باشم که تو و مادرت..
برای محافظت ازتون اومدید پیشم پدرم
نه، فیلیپ
اون موقع به هم آسون میگرفتیم
شاه فیلیپ، ملکه جوآن بیا اینا رو فراموش کنیم
وقتی تنهاییم، بیا فقط فیلیپ و جوآن خالی باشیم
ساده و بیتکلف
این بچه، میتونه بچهی فیلیپ و جوآن جدید باشه..
و من مثل بچهی خودم بهش محبت میکنم و بزرگش میکنم
این بچه هیچوقت متعلق به تو نخواهد بود
نمیتونیم جور دیگهای وانمود کنیم
میتونیم
فیلیپ و جوآن میتونن وانمود کنن
نه، نمیتونیم
گفتم متاسفم، من..
بهت شانس اینو دادم که برگردیم..
به موقعی که به هم آسون میگرفتیم..
و با این وجود از همکاری امتناع میکنی؟
فیلیپ؟
وقتی که مادرم، من رو آورد پیش پدرت..
فقط سه سال سن داشتم
خب، لعنت بهت
تو همسر منی
اعلیحضرت
در مورد لندری برام بگو
داره از مقر فرماندهی نزدیک به چارترس به پاریس برمیگرده
میتونی بی سر و صدا، حومهی پاریس انجامش بدی؟
البته
از جنگل ورسایلز میان
میتونم گروهی از شوالیههای خونین رو به اونجا بفرستم..
تا اونجا قیچیش کنن
من علم باروری رو با دقت مطالعه کردم
اعلیحضرت
معذرت میخوام
لازم نیست
فکر میکنم بهترین کار طی هفتههای آینده..
قبل از به دنیا اومدن بچه اینه که..
هر چقدر میتونید بخوابید..
علیهحضرت
ببخشید، دکتر
اربابم دنوگارت ازتون میخواد..
همراه با دستیارتون آمادهی سفر بشید
برای چی؟
افراد ارباب نزدیک به..
ورسایلز با شوالیههای معبد خواهند جنگید
ممکنه در میدان نبرد به کمکهای پزشکی نیاز داشته باشن
من نمیتونم سفر کنم
باید از ملکه مراقبت کنم
ارباب انتظار داره که نبرد کوتاهی باشه
اعلی حضرت
من شنیدم که دکتر را دیدید
مشکلی نداره
ایکاش مشکلی نداشت
شاید یه دفعه از درد به خودتون پیچیدید
حرف زدن در موردش خیلی زوده
شما به سمت من دست دوستی دراز کردید
و من ناملایمانه ردش کردم
شاید حرفاتون یه معنایی داشته باشه
نظاره گر باش، فنجان مسیح جام مقدس
تا حالا چیز مجللتری دیدی؟
چطور پیداش کردید؟
میدونم. تعجب برانگیزه، مگه نه؟
کل دنیا دنبالش میگرده..
و شوهرت پیداش کرده
اگه جام در دست شما باشه..
برتری خاصی خواهید داشت
بدون خونریزی، قدرتمند خواهید شد
حق با توئه
دیگه لازم نیست با کسی بجنگم
دیگه لازم نیست سربازهای مزدورم رو..
به جنگل ورسایلز بفرستم تا شوالیههای معبد رو گیر بندازم
و از شر شوالیهها و معشوقهت...
یک بار برای همیشه خلاص بشم
No comments yet. Be the first to leave one.