Bad Blood

Bad Blood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Bad Blood 2017 S01E02 Pacifier 720p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Bad Blood 2018 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-21
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه در قسمت‌های قبل "بد بلاد" گذشت

چیزی که من دارم پیشنهاد می‌دم، یه جور همکاریه

ولی فقط یه نفر می‌تونه رئیسِ کل باشه

چون من چیزی دارم که هیچ‌کدوم از شما ندارید

شهرداری و پلیس‌ها

اونا اومدن توی خونه‌م، ژیل. اون دوتا جوجه‌لاتِ بی‌سروپا

تمام خونواده‌م اونجا بودن

می‌خوام تمام کارهامون رو در سطح وسیع قانونی کنم

آروم بکش عقب

اون از رازهای تو خبر داره، ولی من پسرت هستم

تو خبردار نمی‌شی، چون من نمی‌خوام که بدونی

دکلان تو خطِ مقدمه

رِژان: چرا باید بهت بگم؟ وظیفه‌ی منه که سوال بپرسم

دوستم، ژوزه

دیده که یه دختر بیست‌ساله سوار لیموزینت شده

قبول کردم که شاید تا آخر معشوقه‌ت بمونم

برای بقیه‌ی عمرمون

آره

آقای ریزوتو، این حکم استرداده

از طرف وزارت دادگستری ایالات متحده

اومدیم که بازداشتتون کنیم

حالا من توی تمام جلسات هستم. حواسم به همه‌چیز هست

یه نفر از خونواده باید همه‌کاره باشه

دکلان خودش جزو خونواده‌ست

ویتو ده سال حبس گرفت

قاضی اونو مستقیم فرستاد به زندان فدرال کلرادو

فقط برای اینکه نزدیک هیچ‌کدوم از ما نباشه

پخش موسیقی تیتراژ

صدای دورِ بسته شدن در سلول

ویتو آه می‌کشه

اگه هر سازمان بزرگی رئیسش رو از دست بده

اعتماد شرکا و سرمایه‌گذارهاش

حتماً یه کم متزلزل می‌شه، مگه نه؟

همهمه زندانی‌ها

در بسته می‌شه

اما سازمانی که درست مدیریت بشه

می‌دونه که نباید هول بشه

این فقط یه تلاطم کوچیکه. ازش عبور می‌کنی

ویتو منو مسئول کرد

هیچ‌کس هم با این قضیه مشکلی نداشت

و همه‌چیز داشت خوب پیش می‌رفت

اگه اون شازده کوچولو نبود

نیکو جونیور تصمیم گرفت که خودش باید جانشین بشه

با اینکه پیرمردش بهش گفته بود خودش رو قاطی نکنه

هی. فک کنم یه کم کار داریم که باید راجع بهش حرف بزنیم

نه، ما قبلاً حرفامون رو زدیم

بهت گفتم دیگه پولی نمی‌دم

بعدشم تلفن رو روت قطع کردم

حالا هم بزن به چاک، جونیور

هیچ‌وقت جرئت نمی‌کردن این حرف رو به من بزنن

یا به هیچ‌کدوم از افراد تیم ما

فکر کردن بچه کاری از دستش برنمیاد

ولی این بچه، بچه‌ی هر کسی نبود

استاداش هم دقیقاً آدم‌های مقدسی نبودن

بجنب

خنده مردها

خب، چطوری این رو باز کنم؟

صدای دزدگیر ماشین. آه

۱ ناله مرد

این دیگه چیه...؟ صدای فندک

این بنزینه، رفیق

ناله کردن

جیغ هر دو

مثل یه روانی رفتار می‌کرد تا ثابت کنه رئیس باید اون باشه

یه واکنش زنجیره‌ای رو توی کل شهر راه انداخت

پس اگه بگم توی اون دو ماه اول اوضاع قاطی‌پاتی شد

وقتی ویتو افتاد زندان، این کمترین توصیفه

همه وارد جنگ شدن. جیغ مشتری‌ها

گروه‌ها افتادن دنبال ما

موتورسوارها افتادن دنبال ایرلندی‌ها

ایرلندی‌ها افتادن دنبال هائیتیایی‌ها

یه اثر دومینوییِ کامل از وحشتِ آدم‌های احمق

و می‌دونی داشتن چیکار می‌کردن؟

داشتن سعی می‌کردن صورت همدیگه رو از جا بکنن

صدای بوق کشتی. صدای مرغان دریایی

ماشینی نزدیک می‌شود

در ماشین بسته می‌شود

اون بچه چه مرگشه آخه؟

دکلان، ببین، می‌دونم از پسِ عملیات‌ها برمیای

ولی اگه اون بچه بخواد این‌طوری پیش بره، کل این شهر لعنتی رو به آتیش می‌کشه

اگه بخواد این‌طوری مدیریت کنه

نیکو رو کنترل می‌کنم

ایرلندی‌ها چه واکنشی دارن؟

همین الان باهاشون درگیرم

میک اصلاً روحش هم از این ماجرا خبر نداره

آدم‌هاش پشت سرش این کار رو کردن

خب، تحقیقات درباره‌ی آتیش‌سوزیِ ماشین چی؟

خودم ردیفش می‌کنم. به جایی نمی‌رسه

نگران نباش. خب؟

گوش کن

می‌دونستم وقتی ویتو بره، یه دوره‌ی گذار خواهیم داشت

ولی تو باید اوضاع رو کنترل کنی

اگه مردم ندونن با کی طرفن

فکر می‌کنن هیچ‌کس همه‌کاره نیست

یه مبلغ اضافه بابت زحمتی که کشیدی

در ماشین باز می‌شود

در ماشین بسته می‌شود

ماشین استارت می‌خورد

ماشین حرکت می‌کند

فین‌فین کردن

باید برم سراغ این عوضیِ کامبوجی

کل محله رو گرفتیم، جز این یه نفهم رو

دماغش رو نشکونی. یه دماغ دیگه نه

قطعاً دماغش رو می‌شکنم

دارن کم‌کم بهت می‌گن "دماغ"

کی؟ مردم

مردم؟ کدوم مردم؟ همون مردم دیگه

بده به من. تو؟

خیلی خب

برو برام یه ساندویچ بخر، مال خودت

چی، یعنی بهت ناهار بدم که بذاری کارت رو من انجام بدم؟

کار ما همینه، مگه نه؟

مردم به ما پول می‌دن، ما هم می‌ذاریم به کارشون برسن

اگه هم پول ندن، گند می‌زنیم به زندگیشون

راست می‌گه. آره. اوه، پنیر اضافه هم بزن

و، اوم، بهشون بگو تو سیب‌زمینی سرخ‌کرده خسیسی نکنن

یه سیب‌زمینیِ وامونده‌ست دیگه. مگه چقدر می‌ارزه؟ سه سنت؟

ولی اون رضایتی که به مشتری می‌ده

ارزش اون هزینه رو داره

حتماً بحث اقتصادِ رستوران رو باهاشون وسط می‌کشم

آره، آره. یه پپسی هم بگیر، عقلِ کل

هر دو می‌خندند

صدای مته‌ی چکش‌تخریبی

چطور ممکنه هیچ سندی از این نباشه؟

بله، دقیقاً همین الان جلوی رستوران من هستن

معلومه که مطمئنم

فندک داری؟

ممنون

صدای برخورد اشیاء

خوبی؟

باورت می‌شه؟

شهرداری اصلاً نمی‌دونه اینجا داره چیکار می‌کنه

یا اینکه چقدر قراره طول بکشه

هیچ سندی ندارن

می‌دونم. سر و کله زدن با شهرداری می‌تونه یه کابوس باشه، می‌دونم

من مالیاتم رو می‌دم

اونا قراره برای من کار کنن

روالِ کارش باید این باشه

من آدم‌هایی رو می‌شناسم، دوست‌هایی دارم که توی شهرداری کار می‌کنن

می‌تونم برات یه زنگ بزنم

واقعاً؟

واقعاً. فقط یه تماس تلفنیه. ما همسایه‌ایم

تو برای گانگسترها کار می‌کنی

من برای این محله کار می‌کنم

تو منو نمی‌ترسونی

من توی کشوری بزرگ شدم که دوستام توش کشته می‌شدن

وسط خیابون بهشون شلیک می‌شد

تو منو نمی‌ترسونی

من قرار نیست بهت پولی بدم

آقای لینگ

داری به این قضیه اشتباه نگاه می‌کنی

من و اون‌هایی که براشون کار می‌کنم، واقعاً آدم‌هایی مثل شما رو تحسین می‌کنیم

کسایی که با دست خالی میان به یه کشور

و یه زبون جدید یاد می‌گیرن

و باید همه‌چیز رو از اول شروع کنن و یه زندگی بسازن

و اون زندگی نیاز به محافظت داره

من و اون‌هایی که براشون کار می‌کنم

اگه... اگه هر مشکلی داشتی

با هر چیزی، یه مجوز، یا با شهرداری

یه سگی که انقدر بلند پارس می‌کنه

که نمی‌تونی یه عصرِ یکشنبه چرت بزنی

به من زنگ بزن... و من ردیفش می‌کنم

حله؟

چون... من نماینده‌ی تو هستم

من برای تو کار می‌کنم

ادامه صدای کارهای ساختمانی

بعدازظهر بخیر، آقای ریزوتو

دکلان؟ آره

ایرلندی، درسته؟ آره، شایعات که این‌طوری می‌گن

می‌خواستم باهات رو در رو حرف بزنم

شنیدم کارهای خوبی انجام دادی

ممنونم قربان. خیلی خب

من باید به این مسئله رسیدگی کنم. تو گوش کن، حرف نزن

کارت با اون کامبوجیه خوب بود

اگه یه دماغ دیگه شکسته می‌شد، نزدیک بود شورش بشه

در واقع چینیه. حالا هر چی

برگرِ خوبیه، نه؟

رازش اینه که اونا، اوم... نون‌ها رو همین‌جا می‌پزن

همین همه‌چیز رو تغییر می‌ده

خب، ببخشید که ناهارتون رو قطع می‌کنم، آقای دژاردن

می‌دونم فقط حدود ۱۵ دقیقه وقت داری

فقط می‌خواستم بهت بگم که اون مینی‌ونِ جدید

که تازه لیزینگ کردی

تمام پولش پرداخت شده

مالِ خودته

اون دوتا پسرت، مارک و لوک، هاکی بازی می‌کنن، درسته؟

آره

کلی جا برای وسیله‌هاشون داره. اوهوم

خب، می‌دونی من کی هستم دیگه، نه؟

بله. آره

فقط می‌خوام که، اوم، اسم این چهارتا شرکت رو حفظ کنی

چون صبحِ جمعه یه سری پیشنهادِ قیمت برات میاد

برای قرارداد برف‌روبیِ شرقِ شهر

و تو باید قرارداد رو به این چهارتا شرکت بدی

متوجه شدی چی گفتم؟

آره. خیلی خب

می‌خوام اسم اون چهارتا رو حفظ کنی

لب‌خوانی بی‌صدا

حله؟

نذار برگرت سرد بشه. این خیلی مهمه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left