Kishuku Gakkou no Juliet

Kishuku Gakkou no Juliet

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] Kishuku Gakkou no Juliet - 05
A Commentary by AnimeKhor
Temari :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2018-11-05
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گربه های سفید طعم شکست را خواهند چشید‏!‏ بچه های تووا شکست نمی خورن‏!‏

گربه های سفید طعم شکست را خواهند چشید‏!‏

فاستر‏!‏ این جوری نمی تونی گربه های سفید رو تو جشنواره ورزشی هفته بعد شکست بدی‏!‏

‏-‏نشونم بدین چند مرده حلاجین‏!‏ ‏-‏چشم‏!‏

هی‏،‏ پرشیا‏.‏

یه مدته داریم با هم قرار می ذاریم‏،‏ درسته؟

آره‏.‏ چی می خوای‏.‏‏.‏‏.‏؟

کم کم می خوامش‏.‏

گشنه شم‏.‏

می خوایش؟ منظورت چیه؟ گشنه قدرتی؟

خودتو نزن به اون راه‏.‏

مجبور نیستم بهتون بگم

یکی واسم درست کن‏.‏

واست درست کنم‏.‏‏.‏‏.‏؟

ما نمی تونیم‏!‏ هنوز دانش آموزیم‏!‏ تا حالا حرفشم نشنیده بودم‏!‏ برو گمشو‏،‏ حیوون‏!‏

چی داری می گی؟ دارم راجع به بنتوی خونگی حرف می زنم‏!‏

بنتو؟

گفتم که‏!‏ خیلی خجالت آوره‏!‏

‏-‏این که چیز مهمی نیست ‏-‏مطمئنی؟

وظیفه من اینه که به اطرافیانم جواب بدم‏.‏

مجبور نیستی کاری کنی‏.‏ ولی اون موقع از درست کردن برداشتت چی بود مگه؟

خفه شو دیگه‏!‏ یه کلمه دیگه حرف بزنی تیکه بزرگه ات گوشت میشه‏!‏

چی‏!‏

دوستت دارم

اعتراف می کنم دوستت دارم‏‏،‏‏ قسم می خورم

فقط من و تو

نشونت می دم عشق واقعی چه حسی داره

با احساسات مخفیم از دور تماشات می کنم

می بینم که می درخشی

باد رو احساس کردم

و همون لحظه

تمام احساساتم رو بهت ابراز کردم

می تونم صدای تپش قلبم رو بشنوم

نمی تونم چشم بردارم

تصمیم گرفتم قوی تر بشم و دنیا رو عوض کنم

بنابراین می تونم ازت محافظت کنم

فراتر از دوران های درخشش

یک برخورد معجزه آسا هست

که ما دوتا رو به هم میرسونه

رویاهامون محدودیتی نداره

ما می تونیم بر این موانع با شجاعتمون غلبه کنیم

بی اینکه کسی بفهمه دل هامون با عزم راسخ به هم پیوند خورده

مدرسه شبانه روزی ژولیت

رومیو و جشنواره ورزشی

بالاخره به حقیقت پیوست‏.‏

خوابگاه سگ های سیاه

اینوزوکا‏،‏ بگو ‏"‏آه‏"‏‏!‏

آرزوم اینه که دوست دخترم از غذایی که خودش درست کرده بده بهم بخورم‏!‏

خوابگاه گربه های سفید

ای بابا

اگه عجله نکنم‏،‏ کلاس شروع میشه‏.‏

باید قبل شروع کردنش فکر اینجاشم می کردم‏.‏

کف دستم رو بو نکرده بودم که اینقدر سخت میشه‏.‏

یه لحظه صبر کن‏،‏ پرشیا‏.‏

چی شده بانوی آشپزخونه‏-‏سان؟

یه صداهایی دارم می شنوم که بهشون نمی خوره مال آشپزی باشه‏.‏

واقعا؟

کوکی ها آماده شدن‏!‏

ظاهرا سوختن و خشک شدن رفت‏.‏

متاسفم‏.‏ شما حتی بهم اجازه دادین از آشپزخانه خوابگاه استفاده کنم‏.‏

عیبی نداره‏.‏ ولی مگه از دیشب تا حالا آشپزی نمی کردی؟

چرا یکم استراحت نمی کنی؟

نمی تونم‏،‏ کلاس داره شروع می شه دیگه

اوه‏،‏ نه‏،‏ پرشیا‏!‏روغن داغ کرده و آتیش گرفته‏!‏

آب‏!‏ صبر کن‏،‏ آب برای روغن سوخته خیلی بده‏،‏ درسته؟

مایکروفر داره جرقه می زنه‏!‏

یه قاشق توش جا گذاشته بودم‏!‏

پرشیا داره آشپزی می کنه

انتخاب تجملاتی دیگه ای واسم نمونده‏.‏

اصطبل

خب‏.‏‏.‏‏.‏

واست یه ظرف درست کردم

به نظر خیلی خوب میاد‏!‏ وایی‏،‏ دارم غش و ضعف می رم‏!‏

با درست کردنش غافلگیرم کردی‏!‏

این نشد‏.‏‏.‏‏.‏

پرشیا؟

بگذریم‏،‏ خودم می دم بخوریش‏،‏ پس دهنت رو باز کن‏.‏

‏-‏دیوونه شدی؟ من نمی تونم همچین کار شرم آوری کنم ‏-‏حالا بجنب‏!‏

خب حالا که اصرار می کنی‏!‏

فکرش رو می کردم

هیچ می دونی داری چه غلطی می کنی؟

بی خیالش‏،‏ فعلا که حسابی از چشیدن طعم کفشم حال می کنی‏،‏ نه؟

تا حالا دستپخت پر رو نخوردم

نباید می ذاشتم اینوزوکا دخلش رو بیاره

واسه همین مصادره اش می کنم

خیلی کندی‏!‏

‏-‏وایستا ببینم‏!‏ ‏-‏عمرا اینجوری بتونی منو بگیری‏.‏

بنتو‏!‏

به اندازه یه صدم ثانیه دیگه هم رکورد خودم رو شکستم

چی بود؟

ببخشید اسکات‏!‏ اون مال منه‏.‏

دستپخت پرشیا‏-‏ساما؟

آره

مهم نیست ظاهرش چه شکلی باشه‏،‏ این برای جفتمون کافیه‏.‏

یعنی ممکنه؟ اینا بعد اینکه دیدی یواشکی دارم برای جشنواره ورزشی تمرین می کنم اینو واسم درست کردی؟

تو چقدر مهربونی‏.‏ بیا بریم یه گوشه نوش جونش کنیم‏!‏

صبر کن‏!‏

‏-‏ایکاش زمان متوقف می شد‏.‏ ‏-‏همونجا وایستا‏!‏

اسکات‏!‏

اینوزوکا‏.‏ پس تو دزدیش‏.‏ حالا می خوای چیکار کنی؟

می خوای حرمت بنتویی که بانو پرشیا درست کرده رو بشکونی؟

درسته‏.‏

درسته‏!‏ اوه اوه داره سس ازش می چکه‏!‏

ای عوضی‏!‏

اسکات بذار خودم ردیفش می کنم

نه‏.‏ لطفا برو عقب

خودم ترتیبش رو می دم‏.‏

می خوای از دستم قسر در بری‏،‏ پشکل ماهی قرمز؟

به خاطر یه بنتو چرا کار به اینجا کشید؟

همینم کلی پیشرفته

بگرد تا بگردیم‏!‏

یه مشت تلگرافی واست فایده ای نداره‏!‏

آدمای ضعیف باید راحت بگیرن بخوابن‏.‏

به من گفتی ضعیف؟

حقت رو می ذارم کف دستت‏!‏

وظیفه ام اینه که سپر محافظ پرشیا‏-‏ساما بشم‏.‏

من تسلیم یکی مثل تو نمی شم‏.‏

پرشیا‏-‏ساما وقتی از مسیر منحرف شده بودم نجاتم داده بود‏.‏

‏-‏درسته‏،‏ اگه به خاطر اون نبود‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏ ‏-‏خفه شو

یاداوری اینا چه دردی رو دوا میک نه؟

من واسه گذشته ات تره هم خورد نمی کنم‏.‏

زود پسش بده‏!‏

دارین زیاده روی می کنین‏!‏

بنتو‏!‏

هنوز نمی تونم تسلیم شم‏!‏

لحظه ای که تسلیم شم‏.‏‏.‏‏.‏

دیگه خبری از نهار نیست‏!‏

هی‏،‏ پسش بدین‏!‏ این غذای شماها نیست‏!‏

تموم شد‏!‏

دستپخت پرشیا

خوراک خوک شد‏.‏

امکان نداره

بنتو‏.‏‏.‏‏.‏

خدا رو شکر‏.‏ فکرش رو نمی کردم اینجوری بشه

یکمی پشیمونم‏.‏

حتی نتونستم از بنتوی پرشیا‏-‏ساما محافظت کنم‏.‏

باهام بیا اسکات‏.‏ امروز بازیچه دست خودمی‏.‏

نمی تونم نفس بکشم‏!‏

لعنتی‏.‏

همه زحمات پرشیا

بر باد فنا رفت‏.‏

‏-‏منو ببخش‏!‏ ‏-‏متاسفم‏!‏

راستش‏.‏‏.‏‏.‏

تا حالا آشپزی نکرده بودم واسه همین نتونستم چیزی درست کنم

ولی نمی خواستم ناامیدت کنم‏.‏‏.‏‏.‏

واسه همین از بانوی آشپزخونه خواستم واسم بنتو درست کنه‏!‏

متاسفم که بهت چیزی نگفتم‏!‏

پس ما‏.‏‏.‏‏.‏

داشتیم سر بنتویی که بانوی آشپزخونه درست کرده بود دعوا می کردیم؟

سر غذای من دعوا نکنین‏!‏

اگه می خوای یه چیزی داشته باشی که خودم درستش کرده باشم‏.‏‏.‏‏.‏

با اینکه این یه جور شکست محسوب می شه‏،‏ ولی اگه خواستی می تونی اینا رو داشته باشی

اینا کلوچه های خونگین‏.‏

اگه نمی خوایشون‏،‏ خودم می خورمش‏.‏

می خوامش

فقط خیلی به طعم شون امید نبند‏.‏

یکم سوزوندمشون‏.‏

مهم نیست‏!‏

هر چی تو درست کنی رو عشقه‏.‏‏.‏‏.‏

عین کوفت‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

شوخی کردم‏!‏

واقعا خیلی عالی شده‏!‏

منظورم اینه که‏.‏‏.‏‏.‏

مطمئنم خوشمزه شده‏!‏

بسه‏!‏ واسه همین بود که گفتم شکست خوردم دیگه‏!‏

منظورت این بود پس‏.‏

باید حرفم رو باور می کردی

چرا داری می خندی؟

ببخشید‏.‏ تو فکر این بودم که‏.‏‏.‏‏.‏

تو به طرز عجیبی یه دختر معمولی با مشکلات عادی هستی‏.‏

کافی بود بهم بگی که آشپزیت تعریفی نداره‏.‏

ساکت شو‏.‏ من باید کامل باشم‏.‏

لااقل وقتی کنار منی می تونی راحت باشی‏.‏

به هر حال ما عاشق و معشوق سری هستیم‏. ‏ کسی بویی نمی بره‏.‏

دهنت رو ببند‏.‏ دفعه بعد یه بنتوی عالی درست می کنم

و کاری می کنم که انگشتات رو باهاش بخوری و دیگه جیکت در نیاد‏.‏

وقتی برسم خونه تمرین می کنم

‏-‏منم کمکت می کنم‏!‏ ‏-‏نمی تونی باهام بیای احمق

خیلی خب‏،‏ راه بیوفت آقا خوکه ‏"‏ پو پو‏"‏

به دادم برس پرشیا‏-‏ساما‏!‏

پووو‏!‏

مدرسه شبانه روزی ژولیت

گربه های سفید طعم شکست رو می چشن‏! ‏ افراد تووا شکست نمی خورن‏!‏

گربه های سفید طعم شکست رو می چشن‏!‏

‏-‏افراد تووا شکست نمی خورن‏!‏ ‏-‏کم نیارین

‏-‏واقعا زدن تو کارش‏.‏ ‏-‏یالا‏!‏ می خواین از گربه های سفید شکست بخورین؟

اینوزوکا‏،‏ ای احمق‏!‏

سه تا مانع دیگه مونده‏!‏

نمی تونم ادامه بدم‏.‏

از اول صبح داریم می دویم‏.‏

تمام تلاشتون رو بکنین‏.‏

اگه هم دهیدراته شدین‏،‏ به عنوان جایزه براتون نوشیدنی خنک میاریم و عرقتون رو پاک می کنیم‏!‏

ایول‏!‏

از سر راه برین کنار‏!‏ هاسوکی قراره عرق منو پاک کنه‏!‏

این که تموم شد باید ده تا مانع دیگه رو هم رد کنینا‏!‏

وایی‏،‏ شهوت بچه ها داره کنترلشون می کنه‏.‏

خون همه زیادی به جوش اومده

بالاخره یه بارم که شده با هم موافقیم‏.‏

جشنواره ورزشی چیزی جز دردسر نیست‏،‏ ها؟

با من حرف نزن‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left