The first 200 lines.
.هي جون هي
.نه،نميتونم برم
ميدوني که هيچ وقت به مراسم تجديد ديدار نميرم
ممکنه ازم يه درخواستي داشته باشن اگه جواب رد بهشون بدم،احساس بدي پيدا ميکنم
بذار پشت سرم حرف بزنن مگه اولين بارشونه
آقاي يون،پرونده ي اون موضوع بسته شد؟
.بعدا باهات تماس ميگيرم
سلام،ارشد
کجا ميري؟
سلام کن اين همکلاسي دانشگام،کيم دائه هو
.وکيل عموميه
سلام.من يون يون جائه هستم
تو دانشگاه سال پاييني ئه
به تازگي براي قضاوت در دادگاه مرکزي سئول پذيرفته شده
ميشناسمش،کي نمي شناسه؟ برادرت چطوره؟
خوبه برادرش رو از کجا مي شناسي؟
برادرش يون تائه وونگ نيست؟ نمي دونستي؟
واقعا؟
چرا بهم نگفته بودي؟
فکر ميکردم ميدوني
چرا برادرت سهامش رو اهدا کرد؟
اگه اين کارو نميکرد !الان نيازي نبود اينجا باشي
منظورت چيه؟ .اون ها ميگن کمپاني رو ول کرده،که باري رو دوش برادرش نباشه
.به هر حال،شما دوتا شگفت انگيزيد
.همه چي رو درباره ام ميدوني
.قضاوت، بايد به روشني تحت نظارت عمومي باشه
اگه هنوز ناهار نخوردي بيا با هم بخوريم؟
.مهمونت ميکنم
متاسفم بايد يه جايي برم
يه وقت ديگه مهمونم کن
چون يه وکيل ِ عموميم،ناديده ام ميگيري؟
نه،نميخوام خرجت بالا بره
.به جاش اون پول رو خرج بچه هات کن
.بعدا مي بينمتون
و با وکيل ها ناهار نميخورم .بعدا يه قهوه مهمونم کن
به هر حال،قاضي ها تحت نظارت ِ عمومي اند
يه ذره هم انعطاف پذير نيست حتي يه بار هم به تجديد ديدار ها نمياد
اين کارها رو کرده که به اين مقام رسيده .ولي خيلي باحاله
.بايد گواهينامه ي رانندگيمو تمديد کنم
ميتوني امروز غذا درست کني؟ .مي خوام خونه غذا بخورم
متاسفم .مهم نيست
.باشه.تو خونه ميبينمت
توش سرخس نريز .نميخورمش
.باشه
.:.:. (m@hsa)ترجمه و زيرنويس:مهسا:.:.
.برادرم ميه دونه از سهام هاشم بهم نداده
.اصلا تا حالا نديدمشون
........تنها چيزي که برادرم بهم داده،آپارتمانمه
.و اين ماشين ِ داغون
شش سال پيش،با وب سايت ِ"مدرسه رو دوست دارم"يه عالمه پول به دست آورد
پارسال هم دوباره تونست يه موفقيت ديگه به دست بياره
.اين شبيه يه وبسايت شخصي ِ کوچيکه
.مردم ميتونند صفحه ي خودشون رو طراحي و تزيين کنند
ميتونند رنگش رو تغيير بدن،رو صفحه اش آهنگ پخش کنن .و يه آواتار کوچيک هم داشته باشن
از چه پولي استفاده ميکنند؟
!پول مجازي که فقط ميتونن تو اين سايت ازش استفاده کنند
!فندق
ميحط مجازي ايي که ساخته بود .به سرعت بين جوان ها محبوب شد
و به زودي همه صفحه ي شخصي ِ خودشون رو داشتند
به لطف محبوبيت عظيم اون سايت .خيلي پولدار شد
ولي تصميم گرفت يه راه جديد رو امتحان کنه و به پيشرفتش ادامه داد
.......اوايل امسال،همه ي پول هاش رو اهدا کرد
.و به عنوان پروفسور تو دانشگاه من کارشو شروع کرد
.اون تنها کسي نيست که دوباره شروع کرده
.ما هم تو اين شش سال گذشته خيلي تغيير کرديم
.......هاک چان،که قول داده بود يه ساله برگرده
.گهگاه ايميل ميده و ميگه که داره کارگرداني ميخونه
سونگ جائه به عنوان کارمند خدمات عمومي در مناطق ِ روستايي کار ميکنه
.........زمان ِ زيادي گذشته
.يو جونگ بالاخره رفت سئول
.به عنوان معلم مهد کودک شروع به کار کرد
هم اتاقيم جون هي ........که اوايل از خون ميترسيد
الان سال اول طرح ِ پزشکيش رو ميگذرونه
.........و بالاخره،شي وون
.چيزي درباره اش نميدونم
.نميدونم الان داره چي کار ميکنه
.زياد وقت نميبره
وايسادم که يه قهوه بخورم .بارون شروع شده
.واسه شش سال گذشته ازش دوري کرده بودم
.الان حتي نميدونم داره چي کار ميکنه
يه لحظه
..........تا امروز که اتفاقي ديدمش
کنار هم ديگه
.يه آيس کارامل بزرگ لطفا
خامه ميخوايد؟ .بله،زياد
خامه ميخوايد؟ .بله،زياد
.:.:. (m@hsa)ترجمه و زيرنويس:مهسا:.:.
.يون يون جائه
خيلي وقته نديدمت
آره خيلي وقته
اين مدت چطور بودي؟
خوب.....همه چي خوب بود
تو چي؟
منم همينطور
اينجا چي کار ميکني؟
.تو اين محله يه کاري داشتم
.لهجه ي سئوليت خوبه
.هنوز با لهجه حرف ميزني
.ميخواستم لهجه ام رو نگه دارم
راستي،دوست دختر داري؟
.آره،دارم
واقعا؟تو دانشگاه باهاش آشنا شدي؟
نه،تو کلاس هاي آموزشي قضاوت ديدمش
خيلي وقته که با هميم
هي جون هي،وقت داري؟
يون جائه دوست دختر داره؟
.هيچ وقت تلفن هامو جواب نميده
.باشه.ممنون
.ميدوني،دوست
مثل دوست ِ دختر و دوست ِ پسر
.مطمئنم تو هم همچين دوست هايي داري
دوست؟
دوست؟
شوخي ميکني؟
.به خاطر تو،تو جلسه هاي تجديد ديدار شرکت نمي کردم
.يه روز قبل از روز شکر گذاري خونه ميرفتم
.يه عالمه بهانه هاي مسخره مي آوردم که روز عيد خونه نرم
.با يه جمله همه ي تلاش هامو نيست و نابود کردي
.تو باورنکردني ايي،سونگ شي وون
برگردونديم به 1996 اولين روز دبيرستان
برگردونديم به 1997 .به اولين بوسه مون
برگردونديم به 1998 .که مثل ديوونه ها گريه ميکردم و داد ميزدم
.برگردونديم به اون زمستون
.من به همون يون يون جائه ي دهه ي 90 برگشتم
چطور به ذهنش رسيد به تو زنگ بزنه؟
.من از دهنم پريد که دوست دختر دارم
........چطور ميتونه
وقتي دروغ ميگم،تابلو ميشم؟ خيلي سعي کردم که چهره ام چيزي نشون نده
واسه اينه که نويسنده است اون خودش آخر فيلم بازي کردنه
و تو!چطور تونستي بهش بگي دوست دختر ندارم؟
يه ذره هم عقل نداري؟ مُخت کار نميکنه؟
موقعيت رو نمي فهمي؟
احمقي؟
چطور قاضي شدي؟
.بهش گفتم که دوست دختر داري
چي؟
.بهش گفتم فکر ميکنم اين روزها با يکي قرار ميذاري
من از حس ششم ام استفاده کردم
احمقي؟
.تو خودت بند ُ آب دادي
.برو بمير
.بايد بميرم
.بايد بميرم
چطور بايد بميرم؟
!بمير!بمير !چرا زندگي کنم؟بمير
.:.:. (m@hsa)ترجمه و زيرنويس:مهسا:.:.
الو؟
چي شده؟بيرون غذا ميخوريم؟
.آماده شو
.پدر ِ يو جونگ مرُده
قسمت سيزدهم دفعه ي بعد.....نه،الان
خداحافظ .ممنون
.ممنون!مراقب خودتون باشين
آقا،همين الانش هم کارت تمومه .بايد با اون کارت، خودتو نجات بدي
داري با اون دوتا کارت چي کار ميکني؟
نگهشون ندار .اگه الان بندازيش،به نفعته
.تمومش کن و برو خونه
.بيا بريم،بيا بريم
يکم از اين بخور .بايد واسه مراسم اين دو روز جون داشته باشي
.نبايد خودتو ببازي،مادرت بهت احتياج داره
از اين که هزار نفر واسه مراسمش اومدن معلومه که .پدرت مرد خوبي بوده
.بيايد با هم بخوريم
.من خوبم
.نه،بيا با اون ها بخوريم
ميتونستيد فردا بياين .خيلي با عجله اومدين
.خيلي وقته که شما دوتا رو با هم جايي نديدم
چون ديرشده بود،ميخواستم فردا بيام
.ولي ميخواستيم بيايم و پيشت باشيم
به لطف ِ پدر يو جونگ،دوباره دور هم جمع شديم
.اگه هاک چان هم بود،خيلي رديف ميشد
اهميتي نداره .اون مال ِ خيلي وقت پيش بود
ميبيني؟مشکلي نداره ديگه خيلي ازش گذشته
واسه هاک چان هم پيام فرستادم .ولي نميدونم به هاوايي ميرسه يا نه
پدرت مريض بود؟
خائن،ديگه با لهجه ي سئولي حرف نزن به نظر عجيب مياد
چرا گير دادي به من؟
جون هي و يوجونگ چي؟
مال ِ تو خيلي طبيعي تره .............عوضي ِ
.ولي يون جائه،تو سريع تونستي لهجه ات رو درست کني
.همين طور هم جون هي
.واسه من سخت بود
تو حتي تلاش هم نمي کني؟
.نميدوني دانشگاه چطوريه
هي بچه ها.من از بوسان اومدم
من از يون سانگ گيم هائه
گو چانگ گئو جه
ماسان
هاپچئون
.از آشنايي با همه تون خوشحالم !به سلامتي
!به سلامتي
چطور ميتونم تو اون محيط لهجه ي سئولي ياد بگيرم؟
.خيلي وقته که بوسان نيومدي
پدرو مادرت بايد منتظرت باشن زودتر برو
همه بايد خسته باشيد
بعد از اين که خوردي .اون ها ميتونن يکم ديگه منتظر شن،بخور بعد ميرم
تا وقتي که ميتوني،با پدر و مادرت مهربون باش
.که بعدا مثل من،افسوسِش رو نخوري
.شماها هم همينطور
.يو جونگ،خيلي بزرگ شدي
.پدرت تا الان خيلي واست زحمت کشيده
No comments yet. Be the first to leave one.