The first 195 lines.
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anie_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
همچین اتفاقی، من کمی نگران میشم که کسیو که می شناسم ممکنه
یاموری کون!
اون کیه؟ چکار کنم؟
یعنی باید بدو ام؟
نه فکر کردن بهش فایده ای نداره
بیخیالش
عصر بخیر.
اوه آره منم متوجهش شدم
اگه تو یک روز تعطیل خرید کنم و رئیسمو ببینم بی سر و صدا دور می شم تا متوجه نشه
تو هم، ها؟
کاملا!
دارین از خونه میرین سره کار؟
آره امروز نسبتا زود پیاده شدم
این زوده؟
میدونی میخواستم ازت تشکر کنم
بیا
ممنونم؟
گفتی اگه بهش نیاز داشته باشم منو تبدیل به یک خون آشام می کنی
فقط می دونستم که واقعاً بار بزرگیو از رو شونم برداشتی.
ممنون، یاموری کون.
این چیه؟
این احساس عجیبی بهم میده.
من عادت دارم مردم از من تشکر کنن،
چون من تمام تلاشمو کردم تا در مدرسه مفید باشم.
اما این تصویر از خودم دروغ بود.
من این کار و برای بقیه انجام ندادم.
اما حدس میزنم علاقه شخصی به کمک به کیوسومی سان داشتم.
باران...
خب، این خیلی نیست -
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
حاجی پشمام
یهویی بارید
پس، بعضی از افراد از مناطق سیگاری به عنوان پناهگاهی برای بارون استفاده می کنن.
یعنی اون اذیتش میکنه؟
اونو قبول نکرد.
حالا هرچی.
همین الان داشتی نگاه میکردی
چی فکر میکنی
چی؟ این کیه؟!
ها؟ اوه...
میدونی اون چی بود؟
اون؟
بله! فهمیدی.
اون پیشنهاد داد به من پول بده.
باید سخت باشه
برای خانموما.
نه واقعا.
یعنی منتظر بودم تلنگرم جواب بده.
چرا؟
کابل گرفتی، خوشم اومد
خب، حدس میزنم چون حوصلهام سر رفته
من حوصله ام سر رفته پس با مردایی که منو می گیرن و وانمود می کنن که با هم قرار ملاقات میزاریم سر و کله می زنم.
ما کارائوکه می خونیم، کمی مشروب می نوشیم...
فقط برای وقت تلف کردن
چرا اون اقا رو رد کردی، خانم؟
اون هم تیپ من نبود
من هر کسی رو نمی گیرم.
می تونستم ببرمش خونه ولی حال نمیداد
من مطمئن نیستم و حق ندارم اینو بگم،
اما یعنی روش این شخص برای لذت بردن از شب کمی خطرناک نیست؟
اون یونیفرم آشنا به نظر نمیرسه، اما اون تو دبیرستانه، درسته؟
فکر کنم از من بزرگتره...
برای چی خیره میشی
ها؟!
ن-ن-نه! منظورم این نبود!
چی؟ مهم نیست.
هی
نمی خوای بهتر ببینی؟
اوم، با هر کسی همچین کاری میکنی؟
به نظر من واقعا خوب نیست...
وقتی اینطوری نگاه می کنی قانع کننده به نظر نمی رسه.
نه! واقعاً قصد این کارو نداشتم!
داغونم کردی.
الان یه جورایی کنجکاوم
هی، نوشابه من!
هی!
نوشیدنی ام و پس می دی؟
همه اش و خوردم
چی؟!
مشکل اون چیه؟
میدونی تازگیا، همه چیز اصلاً هیچ چیز خوب پیش نرفته.
انگار هیچ چیز هیجان انگیز نیست
هیچ کاری که بخوام انجام بدم درست نمیشه
من هم از تلاش برای موافق بودن خسته شده ام.
و اینطور نیست که من کسی رو داشته باشم که در مورده این چیزها باهاش صحبت کنم.
که اینطور اونم همچین احساسی داره
فقط شبیه من...
درست میشه!
من هم مثل توعم.
ممنون تو خیلی خوبی...
کو یاموری-کون.
هی تو...
فکر می کنی فقط می تونی طعمه ی یکی دیگه ای رو بگیری
نازونا...
هی نازونا...
همه در مورد تو صحبت می کنن
این که مثل یک احمق آویزونه یه انسان شدی.
حتی برای بچه پس انداختن هم نیس
همچین چیزی خلاف قوانینه.
تو می دونی که باید واقعا تولید مثل کنی.
تو چی هستی مادرشوهر بداخلاق؟
یک خون آشام؟
درسته.
شنیدم که نازونا یک دوست انسانی جدید دارده،
پس می خواستم ببینم اون چطوریه.
چیکارا میکنین؟
اگه قرار نیست ازش بچه بگیری نمیتونی بزاری زنده بمونه
مکیدن خون برای بچه دار شدنه،
وگرنه یک وعده غذایی .
یعنی تو قربانی خود تو تا آخرین قطره خونش می مکی...
و اونو میکشی
اوه...
قدرت وحشیانت تغییر نکرده
ولی...
گرفتیمش.
نازونا این پسر رو یه ذره قرض میگیریم.
ببخشید نازونا
این چیزیه که ما دنبالشم
کو کونو کجا برد؟
عصبانی شدی قیافت بامزه شده
ترسیدم
نازونا چان...
خوب، او یک خون آشامه.
البته اون فوق بشریه.
یاموری کون،بودی نه؟
ها؟ اوه، بله
شنیدم دوست خوبی برای نازونا بودی.
حدس می زنم؟
داریم پایین میریم زبونت و گاز نگیر.
اوه؟ بله!
خوش اومدی پسر انسان
متاسفم که اینقدر با تو بد رفتار کردم
وای اون واقعا یک بچس
این کسیه که ناناکوسه سان بهش توجه میکنه؟
عجیبه
نازونا، خوب، کمی غیر معموله، می دونی؟
اما اون خیلی بامزست نه؟
یعنی همشون خون آشامن؟
نازونا چان وقتی گفت که خون آشام ها چهره های جذابی دارن.
درست میگفت...
یاموری کون،بودی نه؟
بیایین موش وگربه بازی و تمومش کنیم.
کدوم یک از ما رو ترجیح می دی.
اگه اسمه اون کسی که تو میخوای به یک خون اشام تبدیل بکنه
انوقت ما مجبور نمیشیم تورو بکشیم.
چی؟
حالا که می دونی خون آشام ها وجود دارن و ممکنه درمورده عادت های بیشتر کنجکاو بشی،
تو یک تهدیدی
پس ما بهت یک انتخاب می دیم.
منو انتخاب کنی نیکو هیراتا...
میدوری کوهاکوبه...
هاتسوکا سوزوشیرو...
یا کابورا هوندا پشت سرت.
اوه، سری کیکیو که برای اولین بار ملاقات کردی، گزینه دیگریها ها!
اوه؟ من فقط نازونا چانو میخوام.
واقعا؟
نه، نه، نه، این نمی تونه درست باشه!
ما حداکثر قدرت محبوبیتو داریم،
داری مارو بخاطر یه سینه تخت ول میکنی؟
اوه، قدرت محبوبیت چیه؟
پس به هر حال...
چه مسخره؟! این توهین بود؟
آروم باش.
همه چیز خیلی ناگهانی شد درسته یاموری کون؟
نگران نباش.
به هر حال بالاخره در نهایت عاشق من میشی.
هی، من نمیتونم اجازه بدم که از دستم فرار کنه.
میگی من مثل تو خوب نیستم؟
چی؟ من هیچوقت اینو نگفتم!
این فقط...
نیکو چان، باکرهها سبک تورو دوست ندارن.
اوه، هی... چی؟
از نظر منطقی، من بهترین تناسب هستم.
سر چی دعوا میکنی؟
هی
و من باکره ها رو دوست دارم.
برای شروع، چرا همه با این فرض که من باکره هستم بحث می کنین؟!
ها؟! تو باکره نیستی؟!
چی؟! البته که هستم!
اینطوری منو غافلگیر نکن!
ببینین؟ خوب نیستی نیکو چان.
که درست نیست.
احساس می کنم با یاموری کون خیلی خوب کنار میام.
چی؟ واقعا؟
خب نیکو چان فکر می کردم با تاکتیک کنار میاییم.
یک حرکت پیشگیرانه هوشمندانه برای ایجاد احساس بازتر در فرد برای شروع صحبت کردن.
من هم ازش استفاده میکنم
این قدرتو داره که هر مردی رو مجذوب خودش کنه.
پس در مورده جذبه اون جدیه.
یعنی اون مارو به خاطرش کتک می زنه؟!
نیکو سان بودی؟
اوه، اما حقیقت داره،
تو از همه بیشتر اینجا شبیه نازونا چانی.
چطور؟!
No comments yet. Be the first to leave one.