The first 200 lines.
تو برادرمی؟
اوه اره
بابت پدرت متاسفم
پدرمون
. تو می دونی که اون … دوستت داشت
متاسفم که اینطوری همدیگرو ملاقات میکنیم
منم همینطور
مادرم اینجاست؟
ندیدمش
ما امروز به این فکر افتادیم
، که ما یه برادر عزیز رو از دست دادیم
یه دوست خوب . و یه پدر فداکار
پاپی
مادرم کجاست؟ . نمی دونم
. ما باید بریم
اینجا چه خبره؟
مادرم قراره اینجا باشه
بیشتر از یه هفته هست باهات حرف نزدم
- تو به من دروغ گفتی. - چی؟
تو درست توی چشمای من نگاه کردی
و گفتی اون شب اونجا نبودی
در مورد چی داری حرف میزنی؟ یه شاهد پیدا شده
یه آدم معمولی که تو رو تو خونه برمن دیده
در زمان قتل
تو اونجا بودی، وارن
حتی نمی خوام انکار کنم
من چاک رو نکشتم
. من بهت اعتماد کردم
تو به من اعتماد کردی؟
. من بهت اعتماد کردم
بعد از اون همه کاری که کردی تا سالها پیش منو دفن کنه
اوه ، اما من بار اول درست بودم
. مادرم در مورد تو حق داشت
... تو داشتی از ما استفاده میکردی برای بالا بردن خودت
تو گناهکاری و مادرت … لیاقتش رو داره که حقیقت رو در مورد تو بدونه
. از مادرم دور بمون
تو از اون دور بمون . میکشمت
زود باش، کیو.. بزن بریم
بذار یه سوال ازت بپرسم
فکر میکنی تقصیر کی بوده که پدرم مرده؟
تو این قضیه پات گیره
... پدرم یه تفنگ روی سرش گذاشته
بیخیال
تو به این کار وادارش کردی
همه ما به خاطر تو اینجاییم، پاپی
. خواهش میکنم بهم بگو که گرفتیش بله
میشه یه نظر داشته باشیم خانم "پارمل"؟
تو فکر میکنی که تحقیقات شما مسئول مرگ اوون کیو هست؟
. نظری ندارم
در مورد اون چیزی که تو هوا گفتی خودکشی کرده؟
... میتونی توصیف کنی که
میتونم ۲۵۰ تا بگیرم؟ کسی نیست؟ دویست پنجاه
250یگ250دو
فروخته شد به این آقا . تبریک میگم قربان
. نوبت بعدی، شماره ۱۱
یک قطعه اصلی ارین برمن داریم
فقط چند ماه پیش نقاشی شده بود. قتل شوهرش.
مناقصه را از 800 شروع می کنیم. چه کسی خواهد گفت ...
هشتصد تا هشتصد. ممنون
کی میخواد هشتصد؟ صدای ۸۵۰ میشنوم؟
اینجا -. اینجا - هشت و پنجاه تا. ممنون
می تونم ۹۰۰ دلار بگیرم؟ نهصد تا برای این نقاشی
. 900یک، 900دو به 900 دلار فروخته میشه
مرحله بعدی شماره ۱۲ هستش دفتر خاطرات لینی برمن
بیایید مناقصه را با 500 دلار شروع کنیم. پانصد ، ممنون
میشه ۶۰۰ دلار بگیرم؟ . ممنون . ششصد تا
. هفتصد تا. هفتصد، ممنون
هشتصد، ممنون . هشت تا
چه کسی هست؟ 900تا
نهصد دلار ، متشکرم
یک هزار. یک هزار
900یک900دو
دفتر خاطرات لینی، فروخته شد
نهصد تا به مو طلایی. زن کت خاکستری.
. تبریک میگم خانم
هی
پس اوضامون خوبه؟
آ ره. من موندم تا اینکه نقاشی و کارای دیگه برن
عالیه
ممنون
بفرمایید
من هرگز نباید این داستان رو انجام میدادم
پیش خودم نگه نداشتم
. تمام قوانین گزارش رو نقض کرده
میخوای چیکار کنی؟ باهام حرف بزن
متاسفم، اینگرام بابت همه چی متاسفم
چیزی نیست
با داستان کیو وارن تموم شدم
. با همه اینا تموم
من یه فینال رو ضبط میکنم به دنیا حقیقت رو میگم
و بعدش می تونیم … اینو پشت سر بذاریم
باشه باشه
سلام
سرویس اتاق سفارش دادی؟
اگه اشکالی نداشته باشه من درستش میکنم
خیلی خب
باشه فقط غذا
برای دو نفر؟
جواب بده
با لهجه واقعیت
اوه خدای من، کجا بودی؟
یه نفر برچسب گذاری میکرد
کلی از وسایل برمن رو حراج میکرد
...نه فیلم "برمن" توی خونه . اینو ببین
، مهمونی خانوادگی کریسمس '94 ، روز مادر '96.
میتونیم قسمت صوتی رو جدا .کنیم بزاریم تو برناممون
نه نه؟
بعد تهدید وارن میخوام بخوابم
به جهانیا نشون بدیم واقعا کیه و کارمون تمومه
اوه تموم شد
تو بریدگی رو برداشتی؟ اره
چی؟ . فکر میکردم تو خوشحال میشی
چرا باید خوشحال باشم؟ ما داریم یه چیزی رو متوقف میکنیم که داره کار میکنه
من کارم با این ادما تموم شده
فقط بذار نشونت بدم . یه چیزی رو انتخاب کردم
دفتر خاطرات لینی از وقتی نوجوون بود
. اینو ببین این تمام نشانهها ست یه جورایی رمزی نوشته
هر روز نوشته که هفته بعد از قتل "چاک" بوده
بهترین قسمتش
اینجا دستخط دونفر هست
باید لینی و جوزی باشه
. باید یکی رو گیر بیاریم . میتونه اطلاعات اینجا باشه
ان خصوصیه
تلفن سوزان هم همینطور بود ، اما ما در حال کار هستیم این برای شنودگانمونه
خیلی خب، این آخرین قسمت ماست دیگه کافیه که تمومش کنی
میتونیم تمرکزمون رو عوض کنیم بزاریم رو زن های مربوط به برمن
یه عالمه داستان هست قبلا به مارکوس گفتم
که ما انجام دادیم
این یه معدن طلاست... میتونه آشکار کنه که چرا اون دروغ گفته یا چه کسی اون را اخراج کرده
. یه نفر تو خونه من مرد،
به خاطر همه اینا به خاطر این داستان احمقانه
اگر وارن دروغ نگفته باشه
و من نمی تونم خودم یا اینگرام رو ...
... اوه، خدای من، نمی تونم "اینگرام" رو با این قضیه قانع کنم باشه؟
برای کسی که بهش اعتماد ندارم . من فقط، نمی تونم
هی، هی، چیزی نیست . من حساس نبودم
من فقط عادت دارم که تو هیچ وقت کم نمیاری
. ولی درک میکنم. صدات رو میشنوم . می خوای بس کنی، بس میکنیم
متاسفم
میخوام قسمت آخر رو ضبط کنم و پس بفهمیم بعدش چی میشه
حله
مردم از اولش به من میگفتن
که وارن کیو احتمالا گناهکاره
و این که من احتمالا واسه فهمیدن حقیقت خودمو دیوونه خواهم کرد
و تقریبا هم درست گفتن
درست همون موقع که
فکر میکردم فهمیدم
قصیه چیه یکی کارمو خراب میکرد
هیچکس نمیخواست حقیقت برملا بشه
چون شاید این کار به معنی از دست دادن امید بود
استاد و نویسنده فرقه سابق استنفورد تو خونه خودش کشته شد
همسایه وی و پسر کارآگاه سرب در این پرونده
به جرم قتل وی دستگیر شده
من به بی گناهی وارن اعتقاد داشتم
من این داستانو راه انداختم مطمئن باشید که من می تونم ثابتش کنم
و بعد اینو شنیدم
وقتی 4صبح داشتم با ماشینم میرفتم
دیدم قاتل از نزدیکی خونه مقتول فرار میکنه
با یه چاقو تو دستش
من هرگز به پلیس نگفتم اونا آدم درستی بودن
اون از چی فرار میکرد؟
تو مهمونی هالووین چی شد؟
چی باعث شد "وارن" چاک رو بکشه؟
نمیدونم
چارهای ندارم جز اینکه قبولش کنم
، کیو وارن گناهکاره و این حقیقت هست
و این تمام چیزی بود که من میخواستم
ممنون
اینو دیدی؟
اینو از کجا پیدا کردی؟
تو وب سایت بود
یه نفر فقط برام فرستاده
اینگرام؟
اینجا
. هی... فکر میکردم ما دنبال بعضی از اون هیولاها بیرون هستیم
با آوردن شیاطین بیشتر؟ اینا دیگه چیه؟
بهشون نیاز داری اونا بهت نیاز دارن همه برنده ان باشه؟
بیخیال
سلام همگی
بابت اتفاقی که اینجا افتاد متاسفم
ممنون عزیزم
اوه
. این میز خیلی قشنگه
اون کار منه باشه
لیلیان تمامن پخته اورده
ممنون لیلی هوم
و از هیچ کدوم چینیات استفاده نکردم
همه وسایل چینی خوبه اون خوشبختانه ما رو ازاستروفیوم نگرفت
مسخره بازی در نیار. میدونی که زیادی بوگی هستی برای یونولیت
من هستم. من واقعاً هستم
اون بوگی ه
. سلام، بابایی
بستنی یخی
بیا یکم پیشم بشین
دسری بهم گفت اینجا با اون پلیسه چه اتفاقی افتاد
. متنفرم از اینکه خودت بهم زنگ نزدی
تو حالت خوبه؟
نه
اما تو یه بار بهم گفتی هیچکس اهمیت نمیده درباره اشکهای یک دختر سیاهپوست
. خب، من فقط دارم سعی میکنم قوی بمونم
No comments yet. Be the first to leave one.