The first 200 lines.
...مجرم پرونده آدم ربایی اخیر
در دوبونگ دونگ،دستگیر شد
بعد از وقوع یک قتل در منطقه چون وون
چند مورد پرونده گم شده در منطقه نزدیک به اون گزارش شد
...دیشب،همه از شنیدن خبر
چهارمین ادم ربایی شوکه شدن
اما به لطف بخش ویژه
که رویِ این پرونده کار میکردن- گرفتنش-
قربانی ها نجات پیدا کردن- ببین-
و مجرم نیز دستگیر شد
اون مجرم نیست
...اون صدایی که من شنیدم
اون مجرمه
اون صدای شاهد،کیم جانگ هیوک رو شنیده
این اطلاعات شخصی مجرمیه که دستگیر شده
اول اینو بخون
اون شش ماه یک دانش اموز رو زیرنظر گرفته بوده
خوب پس اون دنبال همون دانش اموز بوده
اون به پرونده گم شده هایِ ما ربطی نداره
...مجرمی که دستگیر شده اعتراف کرده که
اون مسئول پرونده ادم ربایی هایِ اخیر بوده
پلیس هنوز درحال تحقیق و بررسیه
...برطبق گفته پلیس متهم اقای جو
لعنتی
چطور جرات کرده بجایِ من جا بزنه؟
!تحقیقات رو مختل نکن
الان چه غلطی کردی؟
گوک دو،اسم اون کیم جانگ هیون درسته؟
بهم بگو اون کجاست
چرا؟
میخوای بری دنبالش؟
بهم بگو دیگه- نه-
!این کار پلیسه..کار تو نیست
لطفا بهم بگو
نه نمیتونم.باید بری خونه..من میبرمت
نمیخواد..الان نمیخوام برم خونه
...میخوای
بری بیمارستان پیش اون؟
اره- ...بخاطر اینکه شغلته یا-
بخاطر اینکه اون بخاطر تو زخمی شده؟
...یا تو
واقعا مجبوری بری؟
یعنی واقعا لازمه کنارش بمونی؟
مجبور نیستی این کارو بکنی
این کارو میکنم
فکر میکنم لازمه که این کارو بکنم
مجرمی که پلیس دستگیر کرده مجرم اصلی نیست
ممکنه یه جرم دیگه اتفاق بیافته
کیم جانگ هیون
چرا نمیاد؟
من برگشتم
واقعا آفرین به تو- شام خوردین؟-
الان که مجرم دستگیر شده دیگه مجبور نیستی گوک دو رو ببینی درسته؟
...خوب
اون مجرم واقعی نیست- چی؟-
اونا ادم اشتباهی رو دستگیر کردن
!الان دیگه برای خودت یه پا پلیس شدیا
درد ندارین؟- چرا دارم-
اما کاری که تو کردی بیشتر اذیتم میکنه
،راستی
هنوز گوک دو رو دوست داری؟
...واقعا باورم نمیشه،چطور هنوز میتونی اونو دوست داشته باشی وقتی من
همین انتظارو داشتی نه؟مطمئنم همین فکرو کردی
"چه مرد عالی و چه شخصیت بی نقصی"
"اخه مگه میشه مردی که همه چیز داره عاشق من بشه"
"هیچوقت اینجوری نمیشه"
"چطور ادمی مثل من به خودش اجازه میده که عاشق همچین مردی بشه"
اینجوری نه؟- چه مسخره-
میگم مگه شما مردهارو دوست نداشتین؟
اینجوری نیست؟- وای باورم نمیشه-
مگه نگفتی که میخوای تو شرکت من کار کنی؟
بله
گوش کن
...برای ساخت شرکتی که حتی ادمی مثل تو هم دوست داره توش کار کنه
فکر میکنی من وقت قرار گذاشتن دارم؟
پس چرا هیچ فکری به حال شایعات نکردین؟
بهش میگن اختلالات شرکتی
...حتی اگه بگم اینم یه جور استراتژی شرکت بوده
تو هیچوقت نمیتونی درک کنی
مغز تو برای گرفتن اینجور مسائل خیلی کوچیکه
خیلی خودتو اذیت نکن...من درکت میکنم
میگم انقدر حرف میزنید زخمتون درد نمیگیره؟
میگم چرا انقدر درد میکنه
بیا خلاصش کنیم و در یه کلام خلاصش کنیم
!من عاشق زن هام
چشام هرطرف دنبالشون میچرخه
این نگات معنیش چیه؟
!این لباس خیلی رویِ اعصابمه
توکه میدونی من چقدر از لباس بیمارستان بدم میاد
بعله معلمومه میدونم
میدونم چجور ادمی هستین
الان فکر کردی ازت تعریف کردم؟
الان داری ادایِ منُ درمیاری؟من کی اینجوری حرف زدم اخه؟
زده به سرت؟
عجب- خیلی خنده داره-
اصلانم درست نگفتی
"الان فکر کردی ازت تعریف کردم؟"
باید اخرش تُنِ صداتو بیاری پایین
!باشه بابا شما درست میگین
...همش دنبال جانگ هیون بودیم
و پرونده های دیگه رو فراموش کردیم
تو نمیدونی که رئیس چقدر منُ سرزنش کرده
دیشب برای تیم ما شبِ سختی بود
تو باید این پرونده رو بی خیال بشی و بری سراغ یه پرونده جدید
بهم مجوز بدین.من میرم دنبالش
دوستت اشتباه شنیده
نه،من مطمئنم
نمیگیری چی شده؟مجرم اعتراف کرده
پس بقیه زن های ربوده شده الان کجان؟
...ما هنوز
اون هنوز چیزی دراون مورد نگفته
نگفته چون اون اونها رو ندزدیده
تو چته؟
!من خودم تنها این کارو میکنم.میدونم که دست شما بسته ـست
پس من خودم این کارو ادامه میدم
...من
موقعیت خودم رو به خطر میندازم نه شما رو
چی داری میگی؟
تو هرکاری بکنی من باید تاوانشو پس بدم
هی..احمق...هی بیشعور
عجب..باشه برو
حداقل تو یکی برو یه کاری بکن
خواهش میکنم
...کیم جانگ هیون
...کیم جانگ
کجا دیدمش؟
بونگ سون
...کیم جانگ
هی؟- چیه؟چیزی لازم دارین؟-
با تمام وجودت از من مراقبت کن نه فقط از سر وظیفه
میگم
میشه برام یه نفر رو پیدا کنید؟
کی؟
اون مجرم؟- از کجا فهمیدین؟-
منم داشتم به همین موضوع فکر میکردم...جالبه نه؟
!حق نداری پاتُ از این اتاق بذاری بیرون..انگار کاراگاهی چیزیه
چیزه..من باید برم خونه
برای چی؟- ...خوب-
...میدونم که من نباید
به ظاهرم اهمیت بدم وقتی پایِ زندگی شما درمیونه
اما وقتی ادم تو بیمارستان از کسی مراقبت میکنه کلی چیز ومیز لازم داره
میشه یه سری برم خونه؟
...ببخشید ولی من ادم بهداشتی هستم
باید برم خونه
یه سر کوچولو
باشه ولی فقط میری خونه ها
ول نگردی تو محله
باشه- قبل از اینکه بری صورتم رو بشور-
صورتتون؟- ...میبینی که-
باشه فهمیدم- میبینی که خودم نمیتونم-
کمکم کن
تموم شد
دکتر
ازت انتقام میگیرم
ولش کن..تو هیچ استعدادی نداری
ما باید کارمون رو عوض کنیم
ببینید باهاش چکار کردن..نمیتونیم همینجوری دست رویِ دست بذاریم وکاری نکنیم
درسته..بیاین بی خیال نشیم ..ما میتونیم
اگه تلاش کنی،هیچی غیرممکن نیست
صورتم بهترین شاخص من بود
...میدونی چقدر
...طول میکشه تا این صورت برگرده به زمانی که همه میگفتن
شما خیلی خوش تیپ هستین...از این بهتر نمیشه
!من خیلی جذابم
!دارم بالا میارم...یکی این اعتماد به سقف رو جمع کنه
خوش امدین
کاراگاه،کارتون چیه؟
غذا خوردین؟
خوشحالی که ما اونو گرفتیم؟
فکر میکنی که خیلی خوش شانسی نه؟
من که فکر نمیکنم اون این کارو کرده باشه
شما هم همین نظرو دارین اره؟- عوضی-
اونا کجان؟بهم بگو عوضیه بی همه چیز
اون زنا کجان؟
همشون رو کشتی؟
نه درسته؟برام مهم نیست
زن هایِ بیچاره رو به حالِ خودشون بذار
بهتر نیست با یکی هم قد خودت طرف بشی؟
من با پلیس همکاری کردم..چرا داری مزاحمم میشی؟
...عوضی
لعنتی
لعنتی..دهنِ کثیفتُ ببند
این یه سایز محدوده
کمک
!یه پلیس میخواد منُ بکُشه
داری باهاش چکار میکنی؟
به پلیس زنگ بزن
اون میخواست منُ بکُشه
همین الان به پلیس زنگ بزن- باشه-
تو چته؟گردن لفتی؟
معذرت میخوام
معذرت میخوام
اقای گونگ،منم بیا پیشم
باشه
...اقای چو،متهم پرونده ادم ربایی
...در طی تحقیقات اعتراف کرد که
...در پرونده تعقیب یک دانش اموز دست داشته ولی هیچ مشارکتی
در پرونده قتل و ادم ربایی نداشته
و تمام اعترافات ِ قبلی خودش رو تکذیب کرد
بونگ سون رو منتقل کن به بخش استراتژی بازی
No comments yet. Be the first to leave one.