The first 197 lines.
من هميشه دلم به حال برندههاي . مدال نقرهي المپيک ميسوخته
يعني ، آدم چطور ميتونه تا آخر عمر با همچين چيزي زندگي کنه ؟
"مردم همهش ميپرسن : " با چقدر اختلاف باختي؟ . اصلاً خودم هم نميدونم"
. انگاري از الآن بود تا آلان . الآن تا الآن . الآن الآن الآن
. از الآن ... و بعدش هم تمام ، باختم
. تمرين کردم ، زحمت کشيدم ، زور زدم
. دراز نشست رفتم ، وزنه زدم
. بيست سال هيچ کار غير از تمرين انجام ندادم
... نصف دنيا رو با هواپيما اومدم بعد اينقدر
. و همين و تمام . با عکس فهمیدن کی برده
. نقره ، طلا
". اگه يه دونه جوش داشتم ، ممکن بود ببرم
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
باورم نميشه داري واسه کاتالوگ . جي.پيترمن" مطلب مينويسي"
: اينو داشته باش . عصا و قرقرهم رو جمع کردم "
... سي ساعت بعد ، گمشده در آب دره آب دره : جايي که شاخابه وارد خشکي بشه ) (و پيشروي کنه نروژ بيشترين ميزان اون رو داره
. خندهاي دلگرم کننده ديدم
شکر خدا اون دختر سردوشيهاي جليقهي ماهيگيري ". قطبي من که ساخت نروژ بود رو تشخيص داده بود
اون کاتالوگ کلش در مورد اينه که چطوري . توي يه کشور غريب دختر بلند کني
آره ، بعد تو ، توي طول روز چيکار ميکني ؟ - . زياد فشاري نميارم -
فکر ميکردم اين ترفيعي که گرفتي قرار بود کارش بيشتر باشه ؟
. وقتي فصل شروع ميشه اينطوريه
. الآن ، من ميشينم وانمود ميکنم که سرم شلوغه
چطوري از پس همچين کاري برمياي ؟ - . هميشه قيافهم آزرده خاطره -
، وقتي يه آدم قيافهش آزرده خاطر به نظر بياد . ملّت فکر ميکنن که طرف سرش شلوغه
. فکرش رو بکن
. آره ، راست ميگي
. گرفتار به نظر مياد - . به نظر مياد خيلي سرش شلوغه -
. کار خودم رو بلدم
راستش آقاي "ويلهلم" يکي از اون . عروسک کوچولوهاي کنترل استرس بهم داد
. خيلي خب . برگردم سرکار
... راستي یه داستان مسخره در مورد
کفش پياده روي هيماليا جور کردي يا نه ؟
. نه ، کلاً مخم تعطيل شده
. راستش امشب ميخوام روش کار کنم
. واي نه
نميتونم . اون يارو دوندهي . ماراتون قراره بياد پيشم
کدوم دوندهي ماراتون ؟
اون يارو ، "ژان پاول" رو يادته ... ؟
"اون موقعي که توي انتشارات "پندنت ... داشتم روي ويرايش يه کتاب در مورد
. دو کار ميکردم باهاش آشنا شدم
. "آهان صبر کن ببينم ، "ژان پاول" ، "ژان پاول - . آره -
همون يارو که چهار سال پيش توي ... المپيک خواب مونده بود
. دوي ماراتون رو از دست داده بود
. آره ، خودشه
مال "ترينيداد و توباگو" بود درسته ؟
. آره ، ترينيدادي توباگوييـه
چطور ميشه آدم توي المپيک خواب بمونه ؟
. ميدونم . ميدونم
. اين قضيه مثل بزرگترين اتفاق زندگي آدم ميمونه
... در اين حد که آدم بايد شش تا ساعت کوک کنه
به بچه کوچولوهاي روستا هم . پول بده که بيان در خونه رو بزنن
. خب ، اون هم خيلي داغون شده بود
توي سه سال اخير اولين . مسابقهست که شرکت ميکنه
. مسئوليت سنگيني به دستت سپرده شده
کدوم مسئوليت ؟ . من هيچ مسئوليتي ندارم
. خب ، تو بايد بيدارش کني
. خودش بلند ميشه
. "سلام "جودي - سلام "الين" ، حالت چطوره ؟ -
. خوب
. اين زنه رو من توي خونه شما ديدم - . آره -
. نميدونستم که ازدواج کرده - . نکرده -
. تازه يارو هم همينطوري پا شده رفته
. هيچي به کسي نگو - به کي قراره بگم ؟ -
. ميدونم ، ولي تذکريـه که حتماً بايد داده بشه
. جرج" بالاخره رقم نهايي بودجه به دستمون رسيد"
... بودجه به يه سري از لوازم تعلق نگرفته
. ولي فکر نميکنم مشکلي ايجاد بشه
. "ميرم که به کارت برسي "جرج
. خواب موند و کل مسابقه رو از دست داد
جالب نيست ؟ - . بهت ميگم چي شده -
شرط ميبندم ساعت قبل از ظهر رو . با بعد از ظهر قاطي کرده
.من روي تعويق زنگ سرمايهم رو ميذارم
، شرط ميبندم تنظيم کرده پنج دقيقه ديگه زنگ بزنه . بعد ساعت ديگه کلاً زنگ نزده
. تصور کن ، کل زندگيت بسته به زنگ يه ساعته
. زنگ ساعت ؟ نه ، من هيچ وقت ازشون استفاده نميکنم . بهشون اعتماد ندارم
پس چيکار ميکني ؟ - . ذهنـَم زنگ داره -
... مغزم رو روي يه ربع به هفت تنظيم ميکنم
. بعد ... بلند ميشم
هميشه جواب ميده ؟ - . هيچ وقت نيست که عمل نکنه -
. ببين ، اساس کارش روي ساعت بدن آدم هست
. بدن آدم يه ساز و کار داخلي داره . خودش ميدونه که ساعت چنده
قضيه اون سطل چيه ؟ - . لومز" ، جکوزي خودش رو بهم فروخت" -
جکوزي ؟ - . آره ، گذاشتم توي اتاق پذيرايي -
. فقط بايد پرش کنم
يه جکوزي گذاشتي توي پذيرايي ؟
زيباست . يه دونه از اون دهنههاي ... پرفشار اکيوساژ داره
که با جريان منقطع دونه دونه . دردهاي عضلاني آدم رو از بين ميبره
. تا صد و بيست درجه آبش داغ ميشه
ميشه تحملش کرد ؟ - .ميشه تحمل کرد -
اين دقيقاً دماي همون قهوهاي نيست که سوزونده بودت ؟
. فکر ميکنم از اون يه مقدار خنک تره
خودش آب توي خونهش نداره ؟
. من ديگه از اين سوألها ازش نميکنم
. جري" ، ايشون "ژان پاول" هستن"
. سلام "ژان پاول" ، از ملاقاتت خوشحالم - . منـَم همينطور -
. از بابت ماجراي المپيک متأسفم - . منـَم همينطور -
، گوش کن ، من بايد زنگ بزنم سرکار . ببينم ميتونم مهلت تحويل پروژه رو تمديد کنم با نه
. هيچ ايدهاي براي اون چيزه به ذهنم نميرسه
مغز کاتالوگ نويس ها هم قفل ميکنه ؟
. آره ،بامزه بود
راستي ، چي شده بود ؟
تعويق زنگ ، مگه نه ؟
. نه ، داداش ، تعويق زنگ نبود
، بيشتر مردم فکر ميکنن قضيه تعويق زنگ بود . ولي نه ، ربطي به اون نداشت
قبل از ظهر ، بعد از ظهر ؟ - . داداش ، قبل از ظهر بعد از ظهر هم نبود -
. صداي زنگ کم بود
. صداي زنگ - . آره ، صداي زنگ -
. يه پيچ جداگونه از دکمهي صداي راديو داشت
. پيچ جداگونه - . آره ، پيچ جداگونه -
چرا پيچ جداگونه ؟ چرا پيچ جداگونه ؟
بعضي از مردم دوست دارن که صداي . زنگ از صداي راديو يکمي بلندتر باشه
! بيخيال ، داداش، بيخيال
. قرار نيست اين اتفاق تکرار بشه . اگه من حواسم باشه تکرار نمیشه
الين" زنگ ساعت خونهت اوضاعش چطوره ؟"
... "جري" - . سوال سادهايه -
زنگ دارم ، خوبه ؟
همون قديميـه ؟ به خاطر اون ساعت نبود که من يه پرواز به "کليولند" رو از دست دادم ؟
پرواز به "کليولند" ؟ - . کار ميکنه -
. "الين" - . کار ميکنه -
همخواني ، کاپيتان و ..."؟"
! "تنيل"
. يالّا ديگه
... "جرج"
. فکر ميکنم شايد تو زيادي کار رو جدّي گرفتي
. خب ، کلي کار ريخته سرم
. جرج" بهت ميگم دوست دارم چيکار کني"
. ميخوام همه چي رو بيخيال بشي . يه ماموريت جالب برات دارم
... چندتا مهمون قراره از "هوستون آستروز" بيان
... که واسه اون بازي ليگ باهامون حرف بزنن
و من ازت ميخوام يه کاري کني . اوقات خوشي داشته باشن
. سلام . ببخشيد دير کردم
. چهل دقيقه دير کردي
چي شده بود ؟ - . نگهم داشتن -
مشکلي نداري اين کلوچه رو گرم کنم ؟ - . نه -
چيه ؟ مشکل کجاست ؟
... گفته بودي قراره يه ساعت بخصوص اينجا باشي
. و نبودي
و اينها کلاً يعني ؟
... يعني يه مرد که راه خيلي طولانياي اومده
... تا توي يه رقابت خيلي مشکل شرکت کنه
. به تو اعتماد کرده و من يکم نگرانم
آها ، نگران هستي ؟ - . آره ، هستم -
ببين ، من که قرار نيست توي . ماراتون بدوم ، اون قراره بدوه
. آره ، اونو ميدونم - . آره -
ببين من واسه اينکه يه آشغالي ... در مورد اون کفش پياده روي هيماليايي
. به ذهنم برسه ،به اندازه کافي فکر واسه کردن دارم
، من يه جا دادم که توش بمونه ... زنگ ساعت رو هم کوک ميکنم
. ولي قرار نيست کل زندگيم رو کلاً وارونه کنم
، من از وارونه کردن حرف نميزنم . از بيدار کردن اون حرف ميزنم
. "سلام "ژان پاول
ژان پاول" آب تني چطور بود ؟" آب تني خوب بود ؟
. داداش، آب تني خيلي خوبي بود . بهترين آب تني سال بود
چي داره ميسوزه ؟
. کلوچهم
. لعنت
چي شد ؟ - . نميدونم -
. اينو واسه بيست ثانيه تنظيم کردم
واسه دو دقيقه تنظيم شده بوده ، ميبيني ؟
. هيچي نگو
. هيچي نگو
ساعتش رو اشتباه تنظيم کرده بودي ؟
ژان پاول" اين ماکروويو مال من نيست ، ميفهمي ؟" خب ؟
. خيلي خب ، گوش کن ، اصلاً بيا بريم . يالّا ، "ژان پاول" ، بيا بريم . بجنب
. بجنب - . باشه -
توي مسابقه ميبينيمتون ، خب ؟ - . آره ، اميدوارم که ببينيم -
. چه بانمک
، کريمر" دارم بهت ميگم" . الين" نميدونه داره چيکار ميکنه"
. بايد کل عمليات رو خودم به دست بگيرم
. جري" ، ببین چقدر عصبی هستی"
. بايد يه تني به آب بزني
... من نميام توي اون
منبع باکتري انساني که اونجا راه . انداختي آب تني کنم
. دارم بهت ميگم ، حرف نداره . همهي پنجرهها رو باز کردم
. هوا سرده ، جکوزي مثل آب جوش گرمه
. مثل "سوئد" ميمونه پسر
. "سوئد"
. آره
تا وقتي اين حرومزادهای که : اينجا نشسته گفت
، بياين زنگ بزنيم اون مادر به خطاها " ". بريم يه سر نيويورک رو ببينيم
. خب ، ما واقعاً خوشحاليم که شما تونستين بياين
. "من تشکيلات شما رو دوست دارم "جرج
داشتيم با يه حرومزادهي دوستداشتني . توي شرکت شما حرف ميزديم
. ويلهلم" ، فکر کنم اسمش اين بود" - . "بله ، بله . آقاي "ويلهلم -
اون گفت "جرج کاستانزا" قراره ما . حرومزادهها رو ببره توي شهر بگردونه
ما گفتيم : " اون مادر به خطا نميدونه ." که توي دم و دستگاهش چي داره
نوشيدنيت تموم شد ؟ - . آره ، تقريباً ، تقريباً -
بياين به اون حرومزاده بگيم يه دور ديگه برامون بياره ، موافقين ؟
از اون مشروبخورهاي خفن هستي "جرج" ؟
. خب ، فکر نکنم اندازهي اين حرومزاده بخورم
. ميتونم خودم رو نگه دارم
ژان پاول" ازت خواستم امروز صبح" . بياي اينجا چون نگرانم
از اين نگرانم که فردا احتمالاً بزرگترين ...مسابقهي ورزشي تو هستش
... و اون کسي که انتخاب کردي پيشش بموني
چي داري ميگي ؟ - . دارم ميگم ، از اون جهنم بيا بيرون -
. بذار ببرمت يه هتل . راحتتري
، به خط شروع نزديکتري ... و از همه مهمتر
No comments yet. Be the first to leave one.